داوند  بر  دلهای  کسانی  كه  آگاهی  و  شـعور  ندارند  مهر  می‌نهد  (‌تا  صدای  حقّ  و  ندای  هدایت  بدانها  نفوذ  نکند)‌.

این  هم‌ کوچ  طولانی  و  درازآهنگی  در  زمـان  و  مکـان  است‌.  و لیکن  این  کوچ  دور  و  دراز  در  روند  قرآنی  می‌آید  و  انگار که  بسی  نزدیک  است‌.  زمان  و  مکـان  درهم  نوردیده  می‌شود،  ناگهان  آنان  بار  دیگر  رویاروی  قرآن  هستند.  قرآنی‌ که  در  آن  هر گونه  مـثلی  و  مثالی  است‌،  و  در  آن  هر  شیوه‌ای  از  شیوه‌های  خطاب  است‌،  و  در  آن  از  هر  وسیله‌ای  برای  بـیداری  دلها  و  خردها  استفاده  می‌شود،  و  در  آن  پسوده های  الهامگرانۀ  بسیار  مؤثّری  است‌.  قرآن  هر  دلی  را  و  هر  خـردی  را  در  هر  محيطی  مخاطب  قرار می‌دهد.  قرآن  نفس  بشری  را  در  هـر  حـالتی  از  حالات‌،  و  در  هر  مرتبه‌ای  ا‌ز  مراتب  مخاطب  می‌سازد.  و لیکن  آنان  -‌ با  وجـود  همۀ  اینها  -‌ هر  آیه‌ای  را  تکذیب  می‌کنند،  و  به  تکذیب ‌کردن  هم  بسنده  کنند،  بلکه  بر  اهل  علم  صحیح  نیز  می‌تازند  و گردن  می‌افرا‌زند،  و  دربارۀ  ایشان  می‌گویند:  آنان  بـر  باطل هستند: 

(وَلَئِنْ جِئْتَهُمْ بِآيَةٍ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلا مُبْطِلُونَ) (٥٨)

وقتی  که  آیه‌ای  برای  آنان  می‌آوری  کـافران  مـی‌گویند:  شما  بر  باطل  هستید  (‌و  ایـن  چیزهائی  را  کـه  میگوئید  بی‌اساس  است‌)‌.

روند  قرآ‌نی  بر  این  کفر  و گردنکشی  و گردن ‌افرازی  پیرو  می‌زند:

(كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ) (٥٩)

این  چنین  (‌که  از  اینان  می‌بینی‌)  خداوند  بر  دلهای  کسانی  که  آگاهی  و  شعور  ندارند  مهر  می‌نهد  (‌تا  صدای  حقّ  و  ندای  هدایت  بدانها  نفوذ  نکند)‌.

این  چنین‌،  و  بدین  شیوه‌،  و  به  علّت  همچون  سببی  .  .  .  این‌ کسانی ‌که  نمی‌دانند  و  نمی‌فهمند  دارای  دلهای  بسته  و  مهر  شده‌اند.  بینش  ایشان  برای  درک  و  فهم  آیات  خدا  بازنمی‌گردد.  آنان  گردنکشان  و گردن‌افرازان  بر  اهل  علم  و  هدایت  هستند.  بدین  خاطر  سزاوار  این  هستند که  خدا  بینش  ایشان  را  ببندد،  و  بر  دلهایشان  مهر  نهد،  به  سبب  چیزی ‌که  یزدان  سبحان  از  این  بینشها  و  از  ایـن  دلهـا  می‌داند.

*
آن ‌گاه  واپسین  آهنگ  در  این  سوره  می‌آید  پس  از  آن  چرخشها  و گردشهای  با  مشرکان  در  جهان  و  تاریخ  و  در  زوایای  نفسهایشان  و  در  احوال  و  مراتب  زندگانیشان‌.  امّا  با  وجود  همۀ  اینها  هم‌ کفر  می‌ورزند  و گردنکشی  و  گردن‌افرازی  می‌کنند  .  .  .  واپسین  آهنگ  به  صورت  رهنمود  دل  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  دل کسان  مؤمنی ‌که  با  ا وهستند  می‌آ‌ید:

(فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لا يُوقِنُونَ) (٦٠)
پس  شکیبائی  داشته  باش‌.  وعدۀ  خدا  به  طور  مسلّم  حقّ  است‌.  هرگز  نباید  کسانی  که  ایمان  ندارند،  مایۀ  خشم  و  ناراحتی  تو  کردند  (‌و  عدم  ایمان  ایشان‌،  تاب  و  تـوان  و  صبر  و  شکیبائی  را  از  تو  سلب  کند)‌.

صبر  ابزار  مؤمنان  در  راه  دور  و  دراز  پر  از  خاری  است  که‌ گاه‌گاهی  چه ‌بسا  بدون  پایان  جلوه‌گر  آید.  وسیله‌های  دیگر  اطمینان  به  وعـدۀ  راستین  يزدان‌،  و  ثـبات  و  ایســتادگی  بدون  اضطراب  و  نگـرانی  و  تـزلزل  و  سرگردانی  و  شکّ  و  تردید  به  خود  راه  دادن  است  .  .  .  صبر  و  اطمینان  و  ثبات  پیشه ‌کردن  در  برابر  نابسامانی  دیگران‌،  و  تکذیب‌ کردن  حقّ  و  حقیقت  توسّط  ‌کافران‌،  و  شکّ  و  تردید  ایشان  در وعده  یزد‌ان‌،  اسلحه  برّنده  و  توشۀ  راه  مؤمنان  است‌.  باید  دانست‌ که  همچون‌ کارهائی  از  سوی‌ کافران  بدا‌ن  خاطر  است‌ که  آنان  از  علم  و  دا‌نش  در  پس  پرده‌اند،  و  از  اسباب  و  وسائل  یقین  و  اطمینان  محروم  و  بی‌بهره‌اند.  ولی  مؤمنانی ‌که  به  حقّ  و  حقیقت  د‌ست  یافته‌اند  و  به  ریسمان  خدا  قرآن  چنگ  زده‌اند،  راه  ایشان  راه  صبر  و  اطمینان  و  یقین  است‌،  هر  اندازه  هـم  این  راه  به  طول  بينجامد،  و  هر  اندازه  هم  پایان  و  جام  آن  در  پشت  مه‌ها  و  ابرها  پنهان  و  نهان  بماند.

*
بدین  منوال  سوره‌ای‌که  با  وعده  دادن  خدا  به  پیروزی  رومیان  بعدازچندسـالی‌،  وبا  وعـده‌دادن  خدا  به  ییروزی  مومنان  آغازگردیده  است‌،  با  توصیة  صبر  و  شکیبائی  به  مؤمنان  تا  وعدۀ  خدا  فرا  می‌رسد،  و  همچنین  با  توصیۀ  صبر  و  شکیبائی  بدیشان  در  برابر  تلاشهائی ‌که  کافران  و  ناباوران  می‌ورزند  تا  مؤمنان  را  سبک  از  جای  بردارند  و  ایشان  را  به  جزع  و  فزع  اندازند  و  پـریشان  کنند،  خاتمه  مـی‌پذیرد.  بدین  وسـیله  آغـاز  و  انجام  هماهنگ  می‌شود.  این  سوره  به  پایان  می‌آید،  در  حالی  که  در  لابلای  آن  آهنگ  اطمینان  دادن  نيرومندی  است  به  وعــدۀ  راسـتينی ‌که  دروغ  نیست  و  نادرست  درنمی‌آید،  و  وعده  دادن  به  يقین  و  اطمینانی ‌که  در  آن  بیم  خیانت  نمی‌رود.

*
------------------------------------------------------
[1] جز ا‌ین ‌که ا‌ین را‌ه و روش‌، حرام بودنی بسان حرام بودن ربای معروف همگانی ندا‌رد. امّا این راه  و روش‌، راه و روش افزایش پـاک و محترمانه نیست‌.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:247.xml">سوره‌ي لقمان آيه‌ي 19-1</a><a class="folder" href="w:html:252.xml">سوره‌ي لقمان آيه‌ي 34-20</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:248.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:249.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:250.txt">قسمت سوم</a><a class="text" href="w:text:251.txt">قسمت چهارم</a></body></html>سوره‌ي لقمان آيه‌ي 19-1
سورۀ لقمان  مکّی ‌و  شامل   34 آیه  است‌.
بسم الله الرحمن الرحيم

(الم (١)تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ (٢)هُدًى وَرَحْمَةً لِلْمُحْسِنِينَ (٣)الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ بِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ (٤)أُولَئِكَ عَلَى هُدًى مِنْ رَبِّهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (٥)وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّخِذَهَا هُزُوًا أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ (٦)وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا وَلَّى مُسْتَكْبِرًا كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْهَا كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْرًا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ (٧)إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ (٨)خَالِدِينَ فِيهَا وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (٩)خَلَقَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا وَأَلْقَى فِي الأرْضِ رَوَاسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ وَبَثَّ فِيهَا مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ وَأَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَنْبَتْنَا فِيهَا مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ (١٠)هَذَا خَلْقُ اللَّهِ فَأَرُونِي مَاذَا خَلَقَ الَّذِينَ 