‌.  همۀ  اینها  از  زمرۀ  آ‌یات  و  نشانه‌های  خدا  است‌،  و  از  جملۀ  نعمت  و  رحمت  او  است‌.  زندگی  مردمان  بدانها  وابسته  است‌،  و  همۀ  آنها  با  نظام  اصلی  جهان  تعلّق  و  ارتباط  دارند.

(وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ يُرْسِلَ الرِّيَاحَ مُبَشِّرَاتٍ ).

از  جملۀ  نشانه‌های  (‌دالّ  بر  قدرت‌)  خدا  ایـن  است  کـه  خداوند  بـادها  را  بـه  عنوان  مـژده‌رسان  (‌بـه  نـعمتهای  گوناگون،  همچون  نزول  باران  و  تلقیح  گیاهان  و  تکـان  دادن  آبهای  فراوان  و  تغیير  هوا  و  غیره‌)  می‌فرستد. 

 بادها  مژدۀ  بارش  بارانها  را  می‌دهند.  آنان  هم  از  روی  تجربه  و  آگاهی  خود  می‌دانستند  بـادهائی‌ که  موجب  بارش  بارانها  می‌شوند  کدامند،  و  از  وزش  آنها  شـاد  و خرّم می شدند.

(وَلِيُذِيقَكُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ ).
تا  شما  را  از  رحمت  خود  بچشاند.

تا  شما  را  از  رحمت  خود  با  آثار  این  مژده‌ که  سرسبزی  و  رشد  و  نموّ کشتزارها  و گیاهان  است  برخوردار  بگرداند و بچشاند.

(وَلِتَجْرِيَ الْفُلْكُ بِأَمْرِهِ ).

و  کشتیها  هم  با  اراده  و  اجازۀ  او  به  حرکت  درآیند. 

 کشتیها  به  حرکت  درمی‌آیند  با  نیروی  بادها  و  به  پیش  راندن  آنها،  و  یا  با  تشکیل  رودبارها  و  رودخانه‌هائی ‌که  از  آب  بارانها  فراهم  می‌آیند،  و کشـتیها  در  آنـها  به  حرکت  درمی‌آیند.  گذشته  از  ایـنها کشـتیها  به  فـرمان  یزدان  و  برابر  قانون  و  سنّت  او  به  حـرکت  درمـی‌آ‌یند،  قانونی‌ که  جهان  را  بر  آن  سرشته  است‌. کشتیها  در  سایۀ  اندازه‌گیری  دقیق  اشیاء  و  آفرینش  هر  چیزی  به  اندازۀ  لازم  و  با  ویژگی  خاصّ  و  انسجام  وطـیفۀ  ویژه،  روان  می‌شوند  و  به  حرکت  درمی‌آیند.  در  پرتو  همین  سنجش  دقیق  و  آفرینش  لازم  و  ویژگی  خاصّ  و  انجام  وظـیفۀ  ویژه  است ‌که‌ کشتیها  بر  سطح  آبها  روان  می‌گردند  و  به  حرکت  درمی‌آیند  و  به  پیش  می‌تازند،  و  بادها  آنـها  را  برمی‌انگیزند  و  آنها  بر  پشت  امواج  سوار  می‌شوند  و  سینۀ  امواج  را  می‌شکافند.  هر  چیزی  در  پیش  خدا  دارای  اندازۀ  ویژه  و  لازم  است  .  .  .

(وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ). 

و  تا  شما  نیز  از  لطف  و  فضل  الهی  برخوردار  گردید.

  تا  از  فضل  و  لطف  الهی  در کوچها  و  مسـافرتهای  بازرگانی،  و  در كشت  و  زرع  و  درو کردن  و  برداشت  محصولات‌،  و  در  دریافت  و  پرداخت‌،  بهره  ببرید  و  استفاده  بکنید.  همۀ  اینها  از  فضل  و  لطف  خدائی  است‌ که  همه  چیز  را  آفریده  است  و  هر چیزی  را  به  مقدار لازم  و  با  ویژگی  خاصّ  خود  آفریده  است  و کاملاً  همه  چیز  را  سنجیده  است  و  اندازه‌گیری‌ کرده  است‌.

(وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ) (٤٦)
و  تا  این  که  شما  (‌خدا  را)  سپاسگزاری  كنيد.

بدان  امید که  شما  نعمتهای  خدا  را  در  همۀ  ایـن  چیزها  سپاسگزاری  نمائید  .  .  .  این  سخنان  توجّه  دادن  مردمان  به  چیزی  است‌ که  لازم  است  بندگان  با  آن  با  نعمت  خداوند  منّان  رویاروی  شوند.

روانه  کردن  بادها  به  عنوان  مژده‌رسانهائی  بسان  روانه  کرد‌ن  پیغمبران  همراه  با  دلائل  روشن  و  براهین  مـتقن است:
(وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ رُسُلا إِلَى قَوْمِهِمْ فَجَاءُوهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ ).
مــا  قـبل  از  تـو  پـیغمبرانـی  را  به  سوی  اقوامشـان  فـرستاده‌ایــم  و  آنــان  دلائـل  واضـح  و  آشکـاری  (‌از  مــعجزات  ربــّانی  و  مـنطق  عقلانی‌)  بـرای  ایـن  اقوام  آورده‌اند  (‌و  مردمان  گروهی  ایمان  آورده  و  گروهی  به  مخالفت  برخاسته‌اند)‌.

ولی  مردمان  با  اين  رحمت  خدا  -‌ که  بزرگتر  و  والاتر  است  - ‌آن‌ گونه  رویاروی  نشده‌اند  و  پذیره  نرفته‌اند که  با  بادهای  مـژد‌ه‌رسان  رویـاروی  شـده‌انـد  و  پـذیرفته  رفته‌اند.  و  از  این  رحمت  - ‌که  سودمندتر  و  مـاندگارتر  است  - ‌آن‌ گونه  سود  نبرده‌اند  و  منتفع  نگردیده‌اند که  از  باران  و  آب  سود  برده‌اند  و  منتفع  شده‌اند!  مـردمان  در  برابر  پیـران  دو گروه  شده‌اند:  مجرمان  و  بزهکارانی  که  ایمان  نمی‌آورند  و  نمی‌انديشند  و  از  آزار  رساندن  به  پـیغمبران  و  بازداشتن  مـردمان  از  راه  یـزدان  بازنمی‌ایستند.  دستۀ  دیگر  مؤمنانی  هستند که  آیات  خدا  را  درک  و  فـهم  مـی‌کنند،  و  رحمت  او  را  سـپاس  می‌گویند،  و  به  وعدۀ  خدا  ایمان  و  اطمینان  دارند،  و  از  مجرمان  و  بزهکاران  تحمّل  می‌کنند  آنچه  تحمّل  می‌کنند  .  .  .  آن‌ گاه  فرجامی  پیش  می‌آید که  با  دادگری  خدا  و  با  وعدۀ  محکم  و  استوار  او  متّفق  و  همآوا  است‌:

(فَانْتَقَمْنَا مِنَ الَّذِينَ أَجْرَمُوا وَكَانَ حَقًّا عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ) (٤٧)

ما  از  بـزهکاران  انجام  گرفته‌ایم  (‌و  مـؤمنان  را  یـاری  کرده‌ایم‌)  و  همواره  یـاری  مؤمنان  بر  مـا  واجب  بوده است.

پاک  و  منزّه  و  والامقام  خدائی  است‌ که  بر  خود  پیروزی  مـؤمنان  را  واجب‌ گـردانـده  است‌،  و  آن  را  حقّی  بر  خویشتن  شمرده  است‌.  این  هم  از روی  فضل  و کرم  او  است‌.  این  حقّ  را  در  این  ساختار  قاطعا‌نه‌ای ‌که  احتمال  شکّ  و  شبهه‌ای  بدان  نـمی‌رود  برای  مـردمان  مؤكّد  فرموده  است‌.  مگر  نه  این  است ‌کـه  گوینده  خداوند  نیرومند  و  چیره  و  توانا  و  بزرگوار  است‌،  آن  خدائی ‌که  بر  بندگان  خود  غالب  و  چیره  است‌،  و  او  فرزانه  و  آگاه  است‌؟  خداوند  این  سخن  را  می‌فرماید  و  بدان  از  اراده  و  مشیّت  خود که  ردخور  و  برگشت  ندارد،  و  از  سنّت  خود  که  تخلّف‌ناپذیر  است‌،  و  از  قانونی ‌که  بر  هستی  فرمانروا  است‌،  تعبیر  می‌فرماید.

گاهی  این  پیروزی  -  برابر  سنجش  و  ارزیابی  انسانها  -  به  تأخیر  می‌افتد  و کند  در  می رسد.  ایـن  بدان  جهت  است  که  مـردمان ‌کارها  را  به  گونه‌ای  محاسبه  می‌کنند  و  برآورد  می‌نمایند  که  جدای  از  محاسبه  و  برآورد  یزدان  است‌.  ا‌حوال  و  ا‌وضاع  را  به‌ گونه‌ای  ارزیابی  می‌کنند  و  مـی‌سنجند  کـه  خـدا  بـدان ‌گـونه  ارزیابی  نـمی‌کند  و  نمی‌سنجد.  خدا  وعدۀ  خود  را  تحقّق  می‏بخشد  و  پـیاده  می‌گرداند  طبق  مشیّت  و  خواست  و  قانون  و  سنّت  خود  در  وقتی ‏که  می‌خواهد  و  می‌داند. گاهی  حکمت  و  فلسفۀ  تعیین  وقت  و  ارزیابی  و  سنجش  خدا  برای  مردمان  پیدا  و  روشن  می‌گردد،  و گاهی  پدیدار  و  آشکار  نمی‌شود.  در  هر  صورت  آنچه  خدا  می‌خواهد  و  خواست  او  است  خوب  و  پسندیده  است‌،  و  وقتی ‌که  او  تعيين‌  و  مقرّر  می‌دارد  صحیح  و  درست  است‌.  وعدۀ  قاطعانۀ  یـزدان  یقیناً  روی  می‌دهد  و  قطعاً  بدان  وفا  می‌شود،  و  شکیبایان  آن  را  چشم  می‌دارند  و  مـی‌پایند  با  اطـمینان  و  یقین  کاملی  که  بدان  دارند.بعد  از  آن‌،  روند  قرآنی  به  پیش  می‌رود  و  مقرّر  می‌دارد  که  خدا  است ‌که  بادها  را  روانه  مـی‌کند،  و  بارانها  را  می‌باراند،  و  زمین  را  پس  از  مرگش  زن