سـاد  و  چیره ‌گردیدن  تباهی،  و  سرانجام  مشـرکان  در  زمین‌.  بدین  مناسبتها  ایـن  رهنمود  می‌آید  و  سزا  و  جزای  اخـروی  و  بهرۀ  مؤمنان  و کافران  را  در  آنجا  بیان  می‌دارد،  و  ایشان  را  می‌ترساند  از  روزی‌ که  هیچ  کسی  نمی‌تواند  جلو  آن  را  بگیرد  و  نگـذارد  کـه  خـدا  چـنین  روزی  را  پدیدار گرداند،  روزی‌ که  مردمان  در  آن  به  دو  دسته  و گروه  تقسیم  می‌شوند:

(مَنْ كَفَرَ فَعَلَيْهِ كُفْرُهُ وَمَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلأنْفُسِهِمْ يَمْهَدُونَ) (٤٤)

کسانی  که  کافر  شوند،  کفرشان  به  زیان  خودشان  است  (‌و  وبال  آن  عاقبت  دامنگیرشان  می‌گردد)  و  کسانی  کـه  (‌ایمان  داشته  و)  کارهای  نیکو  انجام  دهند،  (‌راه  بـهشت  سرمدی  و  نعیم  ابدی  را)  برای  خود  مهیّا  می‌سازند.  «‌یَمْهدُونَ‌»  به  معنی  «‌یُمَهّدُونَ»  است‌ که  مراد  آمـاد‌ه  ساختن  و  مهیّا  کردن  است‌.  انگار کسـانی  کـه  کـارهای  نیک  انجام  می‌دهند،  گهوارۀ  آسایش  خود  را  تـدارک  می‏بینند،  و  راه  یا  جولانگاه  خوش  و  آرامش  خویش  را  مهیّا  می کنند.  همۀ  این  مفاهیم‌،  سایه‌هائی  است‌ که  فراهم  می‌آید  و  هماهنگ  می‌گردد  تا  سرشت‌ کارهای  نیکو  و  وظائف  و  تکالیف  پسندیده  را  به  تصویر  بکشند. کسانی  که  کارهای  پسندیده  می‌کنند،  در اصل  برای  خود  گهوارۀ  خوشبختی  خودشان  را  آماده  می‌کنند  و  تدارک  می‏بینند،  و  اسباب  و  وسائل  آسایش  و  آرامش  خویشتن  را  مـهیّا  می‌سازند،  در  همان  لحظه‌ای  که  به  کارهای  نیکو  و  به  انجام  وظیفه  می‌پردازند،  نه  بعد  از گذشت  آن  لحظه‌.  این  هم  سایه‌ای  است‌ که  تعبیر  سخن  می‌افکند.  آن  تعبیر  این  است‌:
(لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ).

تا  خداوند  پاداش  ،کسانی  را  بدهد  كه  ایـمان  آورده‌انـد  و  کارهای  شایسته  و  بایسته  کرده‌اند.
(مِنْ فَضْلِهِ). 
از  فضل  و  لطف  خود.

چه  هیچ‌ کسی  از  فرزندان  آدم  با  عـمل  خود  سزاوار  بهشت  نمی‌گردد،  و  هر  اندازه‌ کار  بید  نمی‌تواند  شکر  جزئی  از  فضل  و  لطف  خدا  را  بجای  آورد.  خدا  فضل  و  لطف  و  مرحمت  خود  را  شامل  مؤمنان  مـی‌گرداند،  و  خداوند  سبحان  از کافران  بیزار  است  و  از  ایشان  بـدش می آید:
(إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْكَافِرِينَ) .
قطعاً  خدا  كافران  را  دوست  نمی‌دارد.

*
بعد  از  آن‌،  روند  قرآنی  با  ایشـان  چرخش  و گردش  دیگری  را  می‌آغازد  و  در  آن  برخـی  از  نشـانه‌های  شناخت  یزدان  را  نشان  می‌دهد،  و  بدانان  می‌نمایاند  که  در  این  نشانه‌ها  چه  فضل  و  لطف  و  مهر  و  مرحمتی  از  خدا  نهفته  است‌،  از  قبیل  روزی  و  رزقی ‌که  بدیشان  عطاء  می‌فرماید،  و  هدایت  و  رهنمودی ‌که  بر  ایشـان  نازل  می‌نماید‌،  و  آنان  با  برخی  از  آن  الطـاف  و  انعام  آشنا  می‌گردند،  و  با  برخی  از  آنـها  آشنا  نـمی‌شوند.  ایشان  با  وجود  ایـن  شکرگزاری  نمی‌کنند  و  راهیاب نمی‌شوند:

(وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ يُرْسِلَ الرِّيَاحَ مُبَشِّرَاتٍ وَلِيُذِيقَكُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ وَلِتَجْرِيَ الْفُلْكُ بِأَمْرِهِ وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (٤٦)وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ رُسُلا إِلَى قَوْمِهِمْ فَجَاءُوهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَانْتَقَمْنَا مِنَ الَّذِينَ أَجْرَمُوا وَكَانَ حَقًّا عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ (٤٧)اللَّهُ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ فَتُثِيرُ سَحَابًا فَيَبْسُطُهُ فِي السَّمَاءِ كَيْفَ يَشَاءُ وَيَجْعَلُهُ كِسَفًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ فَإِذَا أَصَابَ بِهِ مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ (٤٨)وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمُبْلِسِينَ (٤٩)فَانْظُرْ إِلَى آثَارِ رَحْمَةِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِي الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ ذَلِكَ لَمُحْيِي الْمَوْتَى وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (٥٠)وَلَئِنْ أَرْسَلْنَا رِيحًا فَرَأَوْهُ مُصْفَرًّا لَظَلُّوا مِنْ بَعْدِهِ يَكْفُرُونَ) (٥١)

از  جملۀ  نشانه‌های  (‌دالّ  بر  قدرت‌)  خدا  ایـن  است  کـه  خداوند  بـادها  را  بـه  عنوان  مژده‌رسان  (‌بـه  نـعمتهای  گوناگون،  همچون  نزول  باران  و  تلقیح  گیاهان  و  تکـان  دادن  آبهای  فـراوان  و  تغییر  هـوا  و  غیره‌)  مـی‌فرستد.  کشتیها  هم  با  اراده  و  اجازۀ  او  به  حرکت  درآیند،  و  شما  نیز  از  لطف  و  فضل  الهی  برخـوردار  گـردید  و  (‌خدا  را)  سپاسگزار  باشید.  ما  قبل  از  تو  پیغمبرانـی  را  بـه  سـوی  اقوامشان  فرستاده‌ایم  و  آنان  دلائل  واضح  و  آشکـاری  (‌از  معجزات  ربّـانی  و  مـنطق  عقلانی‌)  بـرای  ایـن  اقوام  آورده‌اند  (‌و  مردمان  گروهی  ایمان  آورده  و  گروهی  به  مــخالفت  بـرخـاسته‌انـد)‌.  پس  مـا  از  بـزهکاران  انـتقام  گرفته‌ایم  (‌و  مؤمنان  را  یاری  کرده‌ایم‌)  و  همواره  یـاری  مؤمنان  بر  مـا  واجب  بوده  است‌.  خدا  کسـی  است  کـه  بادها  را  وزان  می‌سـازد  و  بادها  ابرها  را  بـرمی‌انگـیزد.  سپس  خدا  آن ‌گونه  که  بخواهد  ابرها  را  در  (‌پهنۀ‌)  آسمان  مـی‌گسترانـد  و  آنـها  را  بـه  صورت  توده‌هائی  بـالای  یکدیگر  انباشته  و  متراکم  مـی‌دارد  و  (‌پس  از  تـلقیح‌،  ای  انســان‌)  تـو  مـی‌بینی  که  از  لابلای  آنـها  بـارانــها  فرو  مـی‌بارد،  و  هنگامی  که  آن  (‌بـاران  حیات‌بخش‌)  را  بـر  کسانی  از  بندگانش  می‌باراند،  آنان  خوشحال  و  مسرور  می‌کردند.  هر چند  که  (‌لحـظاتی‌)  پـیش  از  نـزول  بـاران‌،  ناامید  و  سرگردان  بوده  باشند.  بـه  آثـار  (‌بـاران  یـعنی‌)  رحمت  الهی  بنگر  کـه  چگونه  زمین  را  پس  از  مـردنش  زنده  می‌کند.  آن  کس  (‌که  زمین  مـرده  را  این  چنین  بـا  نـزول  بـاران  زنـده  مـی‌کند)  زنـده‌کنندۀ  مردگان  (‌در  رستاخیز)  است  و  او  بر  همه  چیز  توانـا  است‌.  اگر  مـا  بادی  (‌داغ  و  سوزان‌)  را  وزان  سازیم  و  بر اثـر  آن  (‌افراد  ضعیف‌الایـمان‌)  زراعت  و  بـاغ  خود  را  زرد  و  پـژمرده  ببینند،  راه  ناشکری  و  کفران  پیش  می‏‎گیرند.

یزدان  سبحان  در  این  آیات  میان  روان  کردن  بادها  بـه  عنوان  مژده‌رسان‌،  روانه  کردن  پیغمبران  همراه  با  دلائـل  روشن‌،‌ کمک‌ کردن  و  پیروز گرداندن  مؤمنان  تـوسّط  پیغمبران،  بارانـدن  بارانـهای  زنـدگی‌ بخش  و  زندگی‌ آفرین‌،  و  زنده‌ گرداندن  مـردگان  و  رسـتاخیز  ایشان‌،‌ گرد  می‌آورد  .  .  .  این  هم  همایشی  است ‌که  معنی  ویژۀ  خود  را  دارد  .  .  .  همۀ  اینها  از  مرحمت  خدا  است‌،  و  همۀ  اینها  از  قانون  و  سنّت  خدا  پیروی  می‌کنند.  مـیان  نظم  و  نظام  جهان‌،  و  رسالتهای  پیغمبران ‌که  هدایت  را  به  همراه  داشته‌اند،  و کمک‌ کردن  و  پیروز گرداندن  مؤمنان‌،  پیوند  استوار  و  رابطه  محكمی  است