آن  اموال  را  در  اختیار  دارد  .  .  .  این  اصل  بنیادین  دیدگاه  اسلامی  دربارۀ  اموال  است‌.  همۀ  شاخه‌ها  و  فروع  در  نظریّۀ  اقتصادی  اسلام  بدین  اصل  بنیادین  برمی‌گردد.  پس  مادام ‌که  اموال  متعلّق  به  خدا  است‌،  در  این  صورت  اموال  تابع  قوانین  و  مقرّراتی  است‌ که  خدا  دربارۀ  اموال  وضع  می‌کند  و  مشخّص  می‌فرماید.  زیرا  خدا  مالک  اصلی  اموال  است‌،  و  باید  در  راه  و  روش  به  دست  آوردن  اموال‌،  و  در  راه  و  روش  رشـد  و  نموّ  و  افزایش  دادن  اموال‌،  و  یا  در  راه  و  روش  خرج کردن  اموال‌،  تابع  قوانین  و  مقرّرات  خدا  شد  و  بر  آن  رفت ‌که  او  فرمان  می‌دهد.  آ‌ن ‌کسی‌ که  اموال  را  در  اختیار  دارد  آزاد  نیست  هر گونه ‌که  خود  بخواهد  در  اموال  خود  دخل  و  تصرّف‌ کند  و  به  خرج  و  هزینۀ  آن  بپردازد.

این  خدا  است‌ که  در  اینجا  صاحبان  اموال‌،  یعنی ‌کسانی  را که  به  عنوان  امناء  اموال  برگزیده  است‌،  به  بهترین  راه‌ها  و  روشهای  رشد  و  نـموّ  دادن  و  رسـتگار  شدن‌،  راهنمائی  می‌کند.  ایـن  بهترين  راه  و  روش  دادن  حقّ  خویشاوندان  و  مستمندان  و  واماندگان  در  راه  است‌،  و  به  طور کلّی  خرج‌ کردن  اموال  در  راه  ذوا‌لجلال  است‌: 

(ذَلِكَ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) (٣٨)

این  برای  کسانی  که  ذات  خدا  را  می‌جویند  (‌و  راه  رضا  و  جزای  الله  را  می‌پویند)  بهتر  (‌از  هر  چیز  دیگری  است‌)  و  آنان  (‌که  چنین  کنند)  قطعاً  رستگارند.

برخی  از  مردمان  تلاش  می‌کردند  اموال  خود  را  با  عطاء  کردن  هدایائی  به  اشخاص  ثـروتمند  افزایش  دهند.  هدایائی  به  افراد  دارا  بد‌هند  تا  هدایائی  چـندین  برابر  هدایای  خود  بدیشان  بازگردانده  شود!  خداوند  بزرگوار  برایشان  روشن  فرمود که  این  را‌ه  و  روش‌،  راه  و  روش  حقيقی  رشد  و  نموّ  دادن  و  فزونی  بخشیدن  اموال  نیست‌: 

(وَمَا آتَيْتُمْ مِنْ رِبًا لِيَرْبُوَ فِي أَمْوَالِ النَّاسِ فَلا يَرْبُو عِنْدَ اللَّهِ). 

آنچه  را  که  به  عنوان  ربـا  مـی‌دهید  تـا  از  امـوال  مردم  فزونی  یابد،  نزد  خدا  فزونی  نـخواهد  یافت  (‌و  بلکه  خدا  از  آن  می‌کاهد  و  نابودش  مـی‌نماید).

این  چیزی  است  که  روا‌یتها  دربارۀ  مقصود  این  آیه  بیان  می‌دارند،  هر چند که  این  نصّ  به  طور  عام  شامل  هـمۀ  راه‌ها  و  روشهائی  می‌شود که  مردمان  می‌خواهند  در  آن  راه‌ها  و  بدان  روشها  و  به  هر  شکلی  از  اشکال  اموال  و  دارائی  خود  را  افزایش  دهند  و  فزونی  بخشـد[1].  .  .  در  عین  حال  برای  مردمان  بیان  داشته  است ‌که  راه  و  روش  حقيقی  رشد  و نموّ  بخشیدن  و  افزایش  دادن  کدام  است‌:  

(وَمَا آتَيْتُمْ مِنْ زَكَاةٍ تُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ) (٣٩)

و آنچه  را  که  به  عنوان  زکات  می‌پردازید  و  تنها  ذات  خدا  را  منظور  نظر  می‌دارید،  اینگونه  کسانی  دارای  پـاداش  مضاعف  خواهند  بود.

این  وسیلۀ  تضمین  شده  برای  چندین  برابر کردن  دارائی  است‌:  دادن  امـوال  بدون  مقابل  و  بدون  انـتطار  چشم‌داشتی  بجای  آن‌.  بلکه  تنها  منظور  از  آن  رضای  خداوند  بزرگوار  باشد  و  بس.  مگر  خدا  نیست ‌که  رزق  و  روزی  را  افزا‌یش  و کاهش  می‌دهد؟  آیا  خدا  نیست‌ که  به  مرد‌مان  نعمت  عطاء  می کند  یـا  نعمت  را  از  ایشـان  بازمی‌گیرد؟  او  است  چيزی  را که  بخشندگان  به  خاطر  یزدان  می‏‎بخشند  چندین  برابر  می‌گردانـد.  او  است ‌که  اموال  رباخواران  و  ریاکـاران  را  کـاهش  مـی‌دهد،  آن  کسانی ‌که  اموال  خود  را  برای  خودنمائی  و  روی  آوردن  مردمان  بدیشان  هزینه ‌کرده‌اند  و  داده‌اند  .  .  .  این  حساب  دنیوی  است‌،  و  حساب  اخروی  برجای  خود  باقی  است‌،  و  در  آنجا  هم  پاداش  مؤمنان  چون  ایشان  چندین  برابر  می‌شود.  پس  این  معامله‌ای  است ‌که  هم  در  ا‌ینجا  و  هم  در  آ‌نجا  سود  می‏‎برد!

*از  زاویۀ  رزق  و  روزی  و کسب  و كار،  به  چاره‌جوئی  و  چاره‌سازی  مسألۀ  شرک  می‌پردازد،  و  اثرات  این  مسأله  را  در  زندگانی  آنان  و  در  زندگانی  افراد  پیش  از  ایشان  پیجوئی  می‌کند،  و  فرجام‌ کار  مشرکان  پیشين  را  نشان  می‌دهد،  فرجامی‌ که  آثار  برجای  ماندۀ  مشرکان  بر  آن  گوا‌ه  است‌:

(اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ ثُمَّ رَزَقَكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ هَلْ مِنْ شُرَكَائِكُمْ مَنْ يَفْعَلُ مِنْ ذَلِكُمْ مِنْ شَيْءٍ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ (٤٠)ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ (٤١)قُلْ سِيرُوا فِي الأرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلُ كَانَ أَكْثَرُهُمْ مُشْرِكِينَ) (٤٢)

خدا  کسی  است  كه  شما  را  آفریده  است‌،  سپس  (‌با  عطاء  کردن  وسـائل  مادی  و  معنوی  کسب  و  تهیّۀ  زمینۀ  معاش  و  آماده‌سازی  محیط  زیست‌)  بــه  شما  روزی  رسـانده است‌.  بعد  شما  را  مـی‌میراند،  سـپس  دوبـاره  زنده‌تان  می‏‎گرداند.  آیا  در  میان  انبازهایتان  (‌که  برای  خدا  گمان  می‌برید)  کسی  هست  که  چیزی  از  این  (‌کارهای  آفرینش  و  روزی‌رسانی  و  میراندن  و  رنده  گرداندن‌)  را  انجام  دهد؟  خدا  دورتر  و  برتر  از  این  است  که  برای  او  به  انباز  معتقد  شوند  (‌و او  را  در  کنار  بتهای  سنگی  و  معبودهای  ساختگی  قرار  دهند.  همیشه  چنین  بوده  است  كه‌)  تباهی  و  خرابی  در  دریا  و  خشکی  به  خـاطر  کارهائی  پـدیدار  گشته  است  که  مردمان  انجام  می‌داده‌اند.  بـدین  وسـیله  خدا  سـزای  بـرخی  از  کارهائی  را  که  انسـانها  انجام  می‌دهند  بدیشان  مـی‌چشاند  تا  این  که  آنان  (‌بیدار  شوند  و  از  دست  یازیدن  به  معاصی‌)  برگردند.  (‌ای  پیغمبر!  به  مشرکان‌)  بگو:  در  زمین  بگردید  و  بنگرید  سرانجام  کار  پیشینیان  به  کجا  کشیده  است‌.  (‌خواهید  دید  که  خدا  آنان  را  هلاک‌،  و  خانه  و  کاشانۀ  ایشان  را  ویران  کـرده  است‌،  زیرا  که‌)  بیشتر  آنان  مشـرک  بـوده‌اند  (‌و  شـرک  مـایۀ  تباهی  است‌).

خدا  مشرکان  را  با  واقعیّت ‌کارشان  و  حقائق  حالشان  رویاروی  می‌گرداند،  حقائقی  که  نمی‌توانند  بدین  چيز  معتقد  شوند که  تنها  خدا  آن  حقائق  را  آفریده  است  و  پدیدار گردانده  است‌.  یا  نـمی‌توانـند  گمان  برند  که  خدایان  ادّعائی  ایشان  در  آفرینش  و  پیدایش  آن  حقائق  شرکت  داشته‌اند.  خدا  مشرکان  را  رویاروی  گردانـد  به  این ‌که  خدا  ایشان  را  آفـریده  است‌،  و او  است‌ که  بدیشان  رزق  و  روزی  رسانده  است‌،  و  خدا  است ‌که  آنان  را  می‌میرانـد،  و  او  ایشـان  را  زنـده  می‌دانـد.  آفرینش  و  پیدایش  برایشان  روشن  است  و  بدان  اقرار  و  اعتراف  می‌نمایند،  و  امّ