نگین دل بودند، و از این واقعه خمیرمایه‌ای برای دشمنانگی و اختلاف و جدال و ستیز برمی‌گرفتند، و همیشه هم برمی‌گیرند!!!

*
این چیزی است که در تفسیر این آیات دلمان بدان می‌آرامد. خدا است‌که به معنی درست رهنمود می‌فرماید و به راه راست رهنمون می‌دارد.

بعد از پیغمبران‌، شور و حماسه یاران دعوتها را برمی‌انگیزد، و رغبت و علاقه فراوان به انتشار دعوتها و پیروزی آنها مصرانه یاران دعوتها را برآن می‌دارد که در آغازکار از برخی از اشخاص دلجوبی کنند، یا برخی از عناصر را خشنود سازند، با چشم‌پوشی از چیزی از مقتضیات دعوت‌، وگمان برندکه این چیز چندان مهم در امر دعوت نیست‌. و با مردمان در برخی ازکارهایشان همگامی و همراهی کنند تا از دعوت نگریزند و با آن دشمنی نکنند! گاهی نیز برآن می‌شوند که از وسائل و اسلوبهایی استفاده‌کنندکه با معیارها و مقیاسهای دقیق دعوت نمی‌خواند، و با برنامه راست و مستقیم دعوت درست درنمی‌آید. این کار را نیز به علت حرص و آزی می‌کنندکه بر سرعت پیروزی دعوت و پخش آن دارند. و چه‌بسا این‌کار را از روی اجتهاد در محقق ساختن «‌مصلحت دعوت‌» انجام دهند. در صورتی‌که مصلحت حقیقی دعوت در ماندگاری و پایداری آن بر خود برنامه است بدون اندک و بیش انحرافی‌. و امّا نتائج‌کار، این غیب است و تنها خداوند دادار آن را می‌داند و بس‌. درست نیست‌که بردارندگان پرچم دعوت حساب همچون نتائجی را بکنند. بلکه لازم است در راستای برنامه روشن و آشکار و دقیق دعوت حرکت‌کنند و به جلو بروند، و نتایج این ماندگاری و پایداری را به خدا واگذارکنند. در پایان گشت وگذار هم جز خیر و خوبی نخواهد بود.

هان! این قرآن مجید است‌که ایشان را بیدار و آگاه می‏‎گرداند و بدیشان می‌گوید شیطان درکمین همین آرزوهای ایشان است تا از لابلای آن آرزوها به اصل دعوت رخنه‌کند. اگر خدا پیغمبران خود را محفوظ و مصون داشته است‌، و به شیطان این امکان را نداده است از لابلای آرزوهای فطری ایشان به دعوت آنان رخنه‌کند، امّا غیرمعصومان‌که یاران دعوت هستند باید خویشتن را بپایند. زیرا در این ناحیه به پرهیز و حذر شدید، و بسی دوری ازگناه‌، و داشتن تقوای بسیار نیاز دارند، تا این‌که شیطان نتواند از سوراخ عشق و علاقه به پیروزی دعوت‌، و حرص و آز بر چیزی‌که آن را «‌مصلحت دعوت‌» می‌نامند، به دلهایشان رخنه کند ... واژه «‌مصلحت دعوت» بایدکه از فرهنگ لغات یاران دعوت حذف شود. زیرا مصلحت دعوت جایگاه لغزش‌، و راهی است‌که شیطان از آنجا به سراغ ایشان می‌رود و به دلهایشان فرو می‌دود، زمانی‌که برای او مشکل گردد از ناحیه مصلحت اشخاص وارد شود! گاهی «‌مصلحت دعوت‌» به بتی تبدیل می‌گردد که یاران دعوت آن را می‌پرستند و با بودن آن برنامه اصلی دعوت را فراموش می‌کنند!.. قطعا بر یاران دعوت لازم است بر برنامه دعوت‌، ماندگار و پایدار بمانند، و در راستای آن‌گام بردارند و بس‌، و این برنامه را برگزینند و به چیزی توجه نکنندکه این‌گزینش به بار می‌آورد، و نتائجی را ننگرندکه چه‌بسا چنین برایشان جلوه‌گر و پدیدار آیدکه در آن نتائج خطری متوجه دعوت و یاران آن است‌! چه یگانه خطری‌که باید از آن پرهیز کرد خطر انحراف از راستای برنامه دعوت به علتی و سببی از علل و اسباب است‌، چه این انحراف زیاد باشد یا کم‌. خدا از یاران دعوت مطلع‌تر از مصلحت است‌. یاران دعوت موظف و مکلف به تشخیص مصلحت نیستند. بلکه آنان موظف و مکلف به کار یگانه‌ای هستند، و آن این است‌که از برنامه منحرف نشوند، و از راستای راه کناره نروند.

*
روند قرآنی بر این آیات‌، و بر حفاظت و حمایت از دعوت یزدان از مکر وکید شیطان‌که رهنمود آن در این آیات است‌، پیروی می‌زند بدین مفهوم که کسانی که دعوت خدا را نمی‌پذیرند و بدان‌کافر می‌شوند مطرود و رانده و مانده از مغفرت و مرحمت خدایند و عذاب خوارکننده و درهم‌شکننده در انتظار ایشان است‌:

(وَلا يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً أَوْ يَأْتِيَهُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَقِيمٍ. الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ. وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَأُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ).

کافران همواره درباره آن‌، (‌یعنی آنچه پیغمبران با خود آورده‌اند، به ویژه قرآن‌) در شک و تردید بسر خواهند برد تا این که وقت (‌مرگ‌) ایشان به ناگاه فرامی‌رسد، و یا عذاب روز سترون‌، آنان را دربر می‏‎گیرد (‌که قیامت است و خیر و رحمتی‌، و خوشی و نعمتی برای ایشان به همراه ندارد)‌. ملک و فرمانروائی در آن روز مال خدا است (‌و کسی نه مالک چیزی و نه صاحب قدرت و فرمانی است‌. در چنین روزی تنها) او است که میان بندگان خود فرمان می‌راند و داوری می‌نماید. کسانی که (‌در جهان عاجل‌) ایمان آورده باشند و کارهای پسندیده کرده باشند، (‌در جهان آجل‌) در باغهای پرنعمت (‌بهشت‌) بسر خواهند برد. و کسانی که (‌در جهان عاجل‌) کافر بوده‌اند و آیات (‌خواندنی یا دیدنی‌) ما را تکذیب نموده و دروغ خوانده‌اند، عذاب خوارکننده‌ای خواهند داشت.

این‌کار و بارکسانی است‌که جملگی قران را نمی‌پذیرند و بدان‌کافر می‌شوند. روند قرانی آن را در اینجا ذکر می‌کند بعد از آن‌که موقعیت ایشان را در برابر آنچه اهریمن به آرزوها و امیدهای پیغمبران افکنده است ذکر نموده است‌. این بدان سبب است که میان این دوکار همگونی و پیوند است‌. آنان هنوز درباره قرآ‌ن شک و تردید دارند. خاستگاه این شک و تردید هم این است که شادی و شادمانی قرآن با دلهایشان نیامیخته است تا حقیقت و صداقتی را درک و فهم کنند که در قران است‌. این حال و احوال ایشان ماندگار و بر دوام می‌ماند:

(حَتَّى تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً أَوْ يَأْتِيَهُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَقِيمٍ).

تا این که وقت (‌مرگ‌) ایشان به ناگاه فرامی‌رسد، و یا عذاب روز سترون‌، آ‌نان را دربر می‏‎گیرد (‌که قیامت است و خیر و رحمتی‌، و خوشی و نعمتی برای ایشان به همراه ندارد )‌.

این حال و احوال ایشان ماندگار و بردوام می‌ماند تا قیامت درمی‌رسد. خدا این روز را عقیم‌، یعنی سترون نامیده است‌. عقیم و سترون صفتی است‌که سایه ویژه خود را دارد. قیامت روزی است‌که روز دیگر را به دنبال خود تولید نمی‌کند و نمی‌آورد ... روز قیامت واپسین روز است‌.

در چنن روزی ملک و مملکت از آن خدای یگانه است و بس. حتی ملک و مملکت ظاهری و نمادینی‌که مردمان در زمین ملک و مملکت می‌انگارند متعلق به خدا می‌گردد و بس ... در چنین روزی حکم و قضاوت نیز تنها ازآن خدای یگانه است و بس. او است‌که میان هر فرقه وگروهی داوری می‌کند و جز او سزای سزاوارشان را می‌دهد:
(فَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فِي جَنَّاتِ ال