رتباط  برقرار  می‌سازد.  هر  دوی  آنها  ساختار  خدایند،  و  هر  دوی  آنها  با  قانون  هستی  موافق  و  همآوایند،  و  هر  دوی  آنـها  در  سرشت  و  در  رویکرد  هماهنگ  با  یکدیگرند.  خدائی ‌که  د‌ل  بشری  را  آفریده  است‌،  هم  او  است‌ که  این  آئین  را  فرو  فرستاده  است  تا  بر  دل  فرمان  براند  و  دل  را  بگرداند  و  بیماری  آن  را  دوا  بكند و آن را از انحراف  بازدارد و بر راه راست  بدارد.خدا  آگاه‌تر  از  هر  كسی  دربارۀ  بندگان  خود  است‌،  و  خدا  دقيق  و  بس  آگاه  است‌.  فطرت  ثابت  و  استوار  است‌،  و دين هم ثابت و استوار است:

(لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ).

نبايد  سر شت  خدا  را  تغيير  داد.

هنگامی  كه  درونها  از  فطرت  منحرف  می‌شوند  جز  این دين هماهنگ  با فطرت، آنها را به سوی فطرت برنمی گرداند، فطرت انسان و فطرت جهان.

(ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ) (٣٠) 

اين است دين و آئين محكم و استوار، و ليكن اكثر مردم (چنين چيزی را) نمی دانند.

ا‌ین  ا‌ست  كه  از  هواها  و  هوسهایشان  بدون  دانش  و آگاهی پيروی می كنند، و از راه راست و درستی كه به خدا می رسد منحرف می شوند و گمراه می گردند. رهنمود به رو كردن به آئين راست و درست و محكم و  استوار،  هر چند  روی  سخن  با  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  است‌،  ولـی مقصود  از آن جملگی مؤمنان است. بدين جهت روند  قرآ‌ن  رهنمود  ا‌یشان  را  ا‌د‌امه  می‌دهد  و  پی  مـی‌گیرد،  و معنی رو كردن به دين و آئين را برايشان توضيح و شرح و بسط می دهد:

(مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَلا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ (٣١)مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ) (٣٢) 

(ای  مردم‌! رو  به  خدا  کنید  و  با  توبه  و  اخلاص  در  عمل‌) به سوی خدا برگشته، و از (خشم و عذاب) او بپرهيزيد، و  نماز  را  چنان  که  باید  بگزاریـد،  و  از  زمـرۀ  مشـرکان  نگردید،  از  آن  کسانی  که  آئین  خود  را  پراکنده  و  بـخش  بخش كرده اند و به دسته ها و گروه های گوناگونی تقسيم   شـده اند.  هر گروهی هم از روش و آئينی كه دارد خرسند و خوشحال است(و مكتب و مذهب ساختۀ هوا و هوس خود را حقّ می پندارد.)

رو كردن به خدا، برگشتن به سوی خدا و عودت در هر كاری بدو است. اين هم تقوا و پرهيزگاری ، حسّاسيّت  درون‌،  در  نظر  داشتن  خدا  و  حاضر  و  ناظر  دیدن  او  در  پنهان  و  آشکار،  و  او  را  در کنار  هر  حرکتی  و  هر  سکونی  آماده  دیدن  است‌.  رو کردن  به  خدا،  اقامۀ  نـماز  برای  پـرستش  خـالصانۀ  خـدا  است‌.  رو کردن  به  خدا،  یکتاپرستی  خالصانه‌ای  است  که  مؤمنان  را  از  مشـرکان  جدا  می‌سازد.

روند  قرآنی  مشرکان  را  بدین ‌گونه  می‌شناساند:

(الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا ).

آن  کسانی  کــه  آئـین  خود  را  پراکنده  و  بـخش  بـخش  کرده‌اند  و  به  دسته‌ها  و  گروههای  گـوناگونی  تقسیم شده اند.

شرک  دارای  ا‌نواع  و  اقسـام  و  روشـها  و  شـیوه‌های  بسیاری  است‌.  برخی  ا‌ز  آنـان  جـنّیان  را  شریک  خـدا  می‌گردانند،  و  برخی  دیگـر  فرشتگان  را  انباز  خدا  می‌نمایند،  و  بعضی  از  ایشان  پدران  و  نیاکان  را  انباز  او  می‌گردانند.  برخی  از  آنان  هم  شاهان  و  امیران  را  شریک  خدا  می‌کنند،  و  بعضی  از  آنان  غـیبگویان  و  راهبان  را  شریک  خدا  می‌سازند.  کسانی  از  ایشان  هم  درخـتان  و  سنگها  را  شریک  می‌سازند،  و  بعضی  از  آنان  ستارگان  و  سیّارگان  را  انباز  می‌کنند.  برخی  از  آنان  هـم  آتش  را  شریک  می‌سازند،  و کسانی  از  ایشان  هم  شب  و  روز  را  شریک  می‌کنند.  و  بعضی  از  ایشان  ارزشهای  نادرست  و  علائق  و  آزها  و  طمعها  را  شریک  می‌گردانند. گونه‌ها  و  شیوه‌ها  و  سیماهای  شرک  به  پایان  نمی‌آید  .  .  .  و:

(كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ) (٣٢) 

هر گـروهی‌ هـم‌  ‌از  روش  و آئـینی کـه  دارد  خرسند  و  خوشحال  است  (‌و  مکتب  و  مذهب  ساختۀ  هوا  و  هـوس  خود  را  حقّ  می‌پندارد)‌.

در  صورتی که  دین  اسـتوار  و  پابرجا  و  راست  و  درست  یکی  است  و  تغییر  و  تـحوّل  نـمی‌شناسد  و  پراکنده  و  تکّه  تکّه  نمی‌شود،  و  پیروان  خود  را  جز  به  سـوی  خـدای  یگـانه  رهـنمون  نـمی‌گردانـد  و  نمی‌راند،  خدای  یگانه‌ای  که  آسمانها  و  زمـین  بـه  فرمان  او  پابرجا  و  استوارند،  و  هر که  و  هـر چـه  در  آسمانها  و  زمین  است  متعلّق  بدو  است‌،  و  همه  در  برابر  او کرنش  می‌برند  و  فرمانبرداری  می‌کنند.
------------------------------------------------------
[1] مراد شرط و قرار بر سر مبلغی یا چيزی است‌. در خـبر دیگــری آمـده است‌ که شرط و قرار بر  سر مبلغی یا چیزی پیش از تحریم همچون شرط و قراری بوده است‌ که نوعی قمار است‌.
[2] ترمذی‌ از قول انس پسر مالک آن را استخراج ‌کرده است‌.  
[3] سورۀ مؤمنون آیۀ  12. برای تفسیر آن به جزء هـیجدهم‌، صفحۀ 301-310 مراجعه شود.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:243.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:244.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:245.txt">قسمت سوم</a></body></html>سوره‌ي روم آيه‌ي 60-33

(وَإِذَا مَسَّ النَّاسَ ضُرٌّ دَعَوْا رَبَّهُمْ مُنِيبِينَ إِلَيْهِ ثُمَّ إِذَا أَذَاقَهُمْ مِنْهُ رَحْمَةً إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ (٣٣)لِيَكْفُرُوا بِمَا آتَيْنَاهُمْ فَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ (٣٤)أَمْ أَنْزَلْنَا عَلَيْهِمْ سُلْطَانًا فَهُوَ يَتَكَلَّمُ بِمَا كَانُوا بِهِ يُشْرِكُونَ (٣٥)وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً فَرِحُوا بِهَا وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ إِذَا هُمْ يَقْنَطُونَ (٣٦)أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَقْدِرُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (٣٧)فَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ ذَلِكَ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (٣٨)وَمَا آتَيْتُمْ مِنْ رِبًا لِيَرْبُوَ فِي أَمْوَالِ النَّاسِ فَلا يَرْبُو عِنْدَ اللَّهِ وَمَا آتَيْتُمْ مِنْ زَكَاةٍ تُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ (٣٩)اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ ثُمَّ رَزَقَكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ هَلْ مِنْ شُرَكَائِكُمْ مَنْ يَفْعَلُ مِنْ ذَلِكُمْ مِنْ شَيْءٍ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ (٤٠)ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ (٤١)قُلْ سِيرُوا فِي الأرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلُ كَانَ أَكْثَرُهُمْ مُشْرِكِينَ (٤٢)فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ الْق