ا وَطَمَعًا ).

هم باعث بيم و هم  مايۀ  اميد  است. (بيم از آتش سوزيها و  بارانهای  نابهنگام  و  جریان  سیلابها  و  جزغاله  شـدن  برکات  فراوانی  که  باعث  آن  می‏‎گردد.  از  قبیل‌:  آبـیاری  زمینها،  سمپاشی  با  آب  اکسیژنۀ  حاصل  از  آن‌،  و  تغذیۀ  گياهان  توسّط  كود حاصل  از  برخورد برق با هوای آسمان  و غيره).

بيم  و اميد  دو احساسی هستند كه به نفس انسان  در برابر همچون  پديده ای دست  می دهند. احساس بيم  از صاعقه‌هائی  كه  فگهی  هنگام  رعد  و  برق  انسانها  و  چیزها  را  می‌سوزانند.  یا  ترس  پنهانی  که  از  مشاهدۀ  آذرخش  و  احسا‌سی  كه  به  انسا‌ن  دست  می‌دهد  مبنی  بر  این  كه  نیروئی  بر  پیكرۀ  این  جهان  حوفناک  سلطه  و  قدرت  دا‌رد و در آن  دخل  و تصرّف  می كند. احساس اميد  به خير  و بركتی كه به دنبال  برق  پديدار می آيد، از     قبیل  بارانی  كه  در  اغلب  اوقات  همراه  با  رعد  و  برق  می بارد  و  زمینها  را  آ‌بیاری  می‌كند.  قرآن  بدین  چیز  كه  به  دنبال  رعد  و  برق  در  می‌رسد  اشاره  كرده  است  و  گفته  است‌:  

(وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَيُحْيِي بِهِ الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا ).

و از آسمانها آب مهمّی را می باراند، و زمين  را بعد از مرگش، (‌یعنی  خشك  و  سوزا‌ن  بودن‌)  به  وسیلۀ  آن  آب زنده  (و سرسبز) می گرداند.

تعبير  با  واژها‌ی‌  مرگ  و  زندگی  دربارۀ  زمين  تعبیری  است  كه  چنین  به  ذهن  القاء  می‌كند  كه  زمـین  موجود  زنده‌ای  است  و  حیات  و  ممات  دارد.  بلی  زمـین  در  حقیقت  خود  چنین  است  بدان ‌گو‌نه‌ که  قرآن  مجید  آن  حقیقت  را  به  تصویر  می‌کشد.  چه  ایـن  جـهان  آفریدۀ  زنده‌ای  است ‌که  دارای  عاطفه  است  و  پاسخ  می‌گوید  و  فرمانبردار  پروردگار  خود  است  و  در  برابر  دسـتور  او  کرنش  می‏‎برد  و  فروتنانه  اطاعت  می‌کند.  فرمان  خدا  را  پاسخ  می‏گويد،  و  تسبیح‌گو  و  پرستشگر  است‌.  انسانی  که  بر  روی  ایـن  سـتارۀ  زمـینی  است  یکی  از  ایـن  پدیده‌های  خدا  است‌.  انسان  با  این  پدیده‌ها  در کاروان  یگانه‌ای  رو  به  خداوند  جهانیان  حرکت  می‌کند.

گذشته  از  همۀ  اینها،  آب  وقتی‌ که  با  زمین  تماس  پـیدا  می‌کند  در  زمین  سرسبزی  و  خرّمی  می‌آفریند. کشت  و  زرع  زنده  و  بالنده  را  می‌رویاند،  و  سـطح  زمـین  را  از  زندگی  موجود  در گياهان  به  موج  می‌انـدازد.  آن ‌گاه  زندگی  را  در  حیوان  و  انسان  با  استفادۀ  از گیاهان  به  جنبش  و  تکان  درمی‌آورد.  آب  پیام‌آور  زندگی  است‌.  هر کجا که  آب  باشد  زندگی  خواهد  بود.

(إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ) (٢٤)

بیگمان  در  ایــن  (‌درخشش  آذرخش  آسمان  و  نـزول  باران  و  آبياری  زمین  و  سرسبز  شدن  آن‌)  دلائلی  است  برای  فهمیدگان  و  خردمندان‌.

در  اینجا  برای  اندیشیدن  و  برآورد کردن  جولانگاهی  است‌.  بجا  است‌ که  انسان  بیندیشد  و  پژوهش‌ کند.

(وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ تَقُومَ السَّمَاءُ وَالأرْضُ بِأَمْرِهِ ثُمَّ إِذَا دَعَاكُمْ دَعْوَةً مِنَ الأرْضِ إِذَا أَنْتُمْ تَخْرُجُونَ (٢٥)وَلَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ كُلٌّ لَهُ قَانِتُونَ) (٢٦)

و  از  جملۀ  دلائل  و  نشـانه‌های  (‌کـمال  قدرت  و  نـهایت  عظمت‌)  خدا،  یکی  هم  این  است  که  آسمان  و  زمین  (‌بدین  ساختار  استوار  و  صورت  زیبا)  ساخته  و  پرداختۀ  او  و  بـه  فرمـان  وی  برپا  است‌.  بـعدها  وقتی  (‌کـه  بـخواهـد  مـردمان  را  مـی‌میرانـد،  و  ایـن  نـظم  و  نـظام  را  خراب  می‏‎گرداند،  و  برای  زنده  شدن‌)  شما  را  از زمین  با  ندائی  فرا  می‌خواند  و  شما  فوراً  (‌مطیعانه  و  شتابان  از  زمـین‌)  بیرون‌ می‌آئید.  هر که  و هر چه  در آسمانها  و زمین  است  از آن  خدا  است‌،  و  جملگی  فرمانبردار  او  هستند.

برپائی  آسمان  و  زمین‌،  آن  هـم  با  ایـن  نظم  و  نـظام  شگفت‌،  و  بدون  هر گونه  نقص  و  عیبی،  و  با  حرکات  سنجیده  و  موزون  و  همآوا  و  همنوائی‌،  جز  با  قدرت  و  تدبیر  خدا  صورت  نمی‌پذیرد  و  ممکن  نمی‌گردد.  هـیچ  آفریده‌ای  نمی‌تواند  ادّعاء  کند  که  او  یا  دیگری  همچون  کاری  را کرده  است  و  آسمان  و  زمین  را  برپا  داشـته  است‌.  هیچ  عاقلی  نمی‌تواند  بگو‌ید:  همۀ  ایـنها  بد‌ون  تدبیر  و  تقدیر  صورت  می‌پذیرد  و  ناسنجیده  و  سرسری  انجام  می‌گیرد.  در  این  صورت  آفرینش  آسمانها  و  زمین  و  دستگاه  بزرگ  و  شگفت  کیهان  نشانه‌ای  از  نشانه‌های  شناخت  یزدان  است‌،  و  آسـمانها  و  زمين  به  فرمان  خداوند  سبحان  پدید  آمده  است  و  پابرجا گردیده  است‌.  آسمانها  و  زمین  فرمان  او  را  برده‌اند،  و  فرمانبردارانه  به  حرکت  درآمده‌اند  و  از  دسـتور  او  اطـاعت  نـموده‌انـد.  تشکیلات  عظیم  آسمانها  و  زمین  بدون‌ کم‌ترین  انحراف  و  درنگ  و  نابسامانی  سر  بر  به  فرمان  می‌نهند  و  به  کار  خود  می‏پردازند.

(ثُمَّ إِذَا دَعَاكُمْ دَعْوَةً مِنَ الأرْضِ إِذَا أَنْتُمْ تَخْرُجُونَ) (٢٥)

بعدها  وقتی  (‌که  بخواهد  مردمان  را  می‌میراند،  و  این  نظم  و  نظام  را  خراب  می‏‎گرداند،  و  برای  زنده  شدن‌)  شـما  را  از  زمین  با  ندائی  فرا  می‌خواند،  و  شما  فوراً  (‌مـطیعانه  و  شتابان  از  زمین‌)  بیرون  می‌آئید.

کسی‌ که  این  تقدیر  و  تدبیر  را  در  نظام  جهان  ببيند،  و  این  سلطه  و  قدرت  بر  امور  و  شؤون‌ کیهان  را  ملاحظه  کند،  هیچ  شکّ  و  تردیدی  نمی‌ورزد  در  این‌ که  هر گاه  خداونـد  توانـای  بزرگوار  فرمان  بیرون  آمدن  از  گورستانها  و  دعوت  خروج  از گورها  را  صادر  فرماید،  انسانهای  ضعیف  اطاعت  می‌کنند  و  سر  بر  خطّ  فرمان  می‌نهند.

آن ‌گاه  واپسین  آهنگ  در  می‌رسد  و  این ‌کلام  و  بیان  را  خاتمه  می‌بخشد.  ناگهان  همۀ  کسانی‌ که  در  آسمانها  و  زمین  هستند  مطیع  فرمان  خدا  می‌گردند  و کـرنش‌کنان  دستور  را  لبیّک  می‌گویند.

(وَلَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ كُلٌّ لَهُ قَانِتُونَ) (٢٦) 
هـر که  و  هر چـه  در  آسـمانها  و  زمـین  است‌،  از آن  خدا  است‌،  و  جملگی  فرمانبردار  او  هستند.

ما  می‌بینیم‌ که  بسیاری  از  مردمان  در  برابر  خدا کرنش  نمی‌کنند  و  فرمان  نمی‌برند  و  او  را  پـرستش  نـمی‌کنند.  ولی  این  بیان  قرآنی  جملگی  را  فرمانبردار  خدا  قـلمداد  می‌کند!  مراد  این  است ‌که  هر که  و  هر چه  در  آسمانها  و  زمین  است  فرمان  اراده  و  مشیّت  او  را  می‏‎برد،  اراده  و  مشیّتی‌ که ‌کار  و  بارشان  را  طبق  قانون  و  سنّت  معیّن  و  مشخّصی  می‌گرداند که  تخلّف‌ناپذیر  است  و  پس  و  پیش  نمی‌شود  و  از  هدف  این  سو  و  آن  سو  نمی‌رود  و  آنچه  بخواهد  همان  می‌شود.  انسانها  نیز  محکو‌م  این  قانون  و  فرمانبردار  این  سنّت  می‏‎باشند  هر چند  هم  سرکش  و کافر  بــاشند.  تـنها  خـردهایشان  سـرکشی  مـی‌کند،  و  فـقط  دلهایشان  کفر  می‌ورزد،  و لیکن  با  وجود  ایـن  محکوم  قـانون  همگانی  و  مطی