تشنگي  بترسد،  بر  اوگناهی  نیست‌که  از  این  محرمات  استفاده  نماید،  بدان  اندازه‌که  ضرر  و  زیان  را  برطرف‌کند.  ضرر  و  زیان  هم  درکتابهای  فقهی  مورد  اختلاف  است‌،  بدانگونه  که  قبلاً  گفته‌ایم‌. ‌[2]  بدون  این‌که  -  اصل  و  رکنی  از  اصول  و  ارکان  تحریم  برشورد  وستم  روا  دارد،  و  بدون  این‌که  متجاوز  از  اندازه  ضرورتی  باشد  که  موجب  حلال  شدن  همچو‌ن  چیز  حرامی‌گردیده  است‌.  این  حد  و  مرز  حلال  و  حرامی  است‌که  یزدان  در  میان  خوراکیها  تعیین  فرموده  است‌.  پس  برای  پيروی  از  انگاره‌های  بت‌پرستی  با  خدا  مخالفت  نورزید،  و  دروغ  نگوئيد  وبه  دروغ  تحریم چیزهائی  را  ادعا  نکنیدکه  یزدان  آنها  را  حلال‌کرده  است‌.  زيرا  حلال‌کردن  و  حرام  کردن  جز  به  فرمان  خدا  صورت  نمی‌گیرد،  و  حلال‌کردن  و  حرام‌کردن  قانونگذاری  و  شریعت‌نگاری  است‌.  قانونگذاری  و  شریعت‌نگاری  نیز  تنها  حق  خدا  است  نه  حق  کسی  از  انسانها.  هرکس  که  برای  خود  ادعای  حق  قانونگذاری  و  شریعت‌نگاری‌کند  بدون  دستور  خدا،  او  تهمت‌زننده  بشمار  است‌،  و  تهمت‌زنندگان  به  خدا  هم  رستگار  نمی‌گردند.

«وَلا تَقُولُوا لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَذَا حَلالٌ وَهَذَا حَرَامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لا يُفْلِحُونَ مَتَاعٌ قَلِيلٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ »  ٠

(‌خداوند  حلال  و  حرام  را  برایتان  مشخص  کرده  است‌)  و  به  خاطر زندگی  که  تنها  (‌از  مغز  شما  تراوش  کرده  و)  بر  زبانتان  می‌رود،  به  دروغ  مگوئید:  این  حلال  است  و  آن  حرام‌،  و  درنتیجه  بر  خدا  دروغ  بندید.  کسانی  که  بر  خدا  دروغ  می‌بندند،  رستگار  نمی‌کردند.  (‌سودجوئی  و  بهره‌مندی  ایشان  از  جهان  ناچیز  است  و  تمام  دنیا  با  توجه  به  آخرت‌)  کالای  کمی  است  و  عذاب  دردناکی  (‌پس  از  پایان  زندگی  دنیوی‌)  دارند.

بدانچه  بر  زبانتان  ميرود  و  به  دروغ  بر  آن  ميدود،  و  از  سوی  شما  به  ناروا  نقل  و  روایت  می‌شود،  نگوئید:  این  حلال  است  و  آن  حرام‌.  وقتی‌که  بدون  نص  میگوئید  این  حلال  است‌وآن  حرام‌،‌دروغ  محض‌است‌،‌دروغی  که  آن  را  به  خدا  نسبت  مي‌دهید  و بر  او  افتراء ميبندید!  کسانی‌که  بر  خدا  دروغ  می‌بندند،  جز  بهره‏مندی  اندکی  در  دنیا  ندارند،  و  از  آن  پس  در  آخرت  عذاب  دردناکی  دارند،  و  ناامید  و زیانمند  ميگردند.

با  وجود  این  مردمانی  جسارت  می‌کنند  و  بدون  اجازه  خدا  جرات  قانونگذاری  و  شریعت‌نگاری  را  به  خود  می‌دهند،  و  بدون  این‌که  نصی  در  شریعت  خدا  بر  این  کارشان  پیداکنند  قوانین  و  مقررات  تعیین  می‌کنند  و  ارائه  می‌دهند! با  این  وجود  انتظار  هم  دارند  در  این  جهان  یا  در  پیشگاه  ایزد  سبحان  رستگارگردند!

*
و  امّا  چیزهائی  راکه  خدا  بر  یهود‌یان  حرام‌کرده  است  و  آنها  را  در  سوره  انعام  ذکر  فرموده  است‌:
( وَعَلَى الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا كلّ ذي ظُفُر ومَن البَقَر و الغَنَم حّرمنا عَلَيهِم شُحَُو مَهُما الّا ما حَمَلَت ظُهَُورُهُما أو الحَوايا أو ما اَختَلَط بِعَظم).

و  بر  یهودیان  هر  (‌حیوان‌)  ناخنداری  (‌یعنی‌:  درندگان  که  دارای  پنجه‌های  قوی‌،  و  پرندگان  شکاری  که  از  چنگال  نیرومند  برخوردارند)  حرام  کرده  بودیم‌،  و  از  گاو  و  گوسفند  (‌تنها)  پیه‌ها  و  چربیهای  آنها  را  بر  آنان  حرام  نموده  بودیم‌،  مگر  پیه‌ها  و  چربیهائی  که  آمیزه  استخوان  گردیده  است‌.   (‌انعام‌/146)

اینها  جنبه  عقوبت  ویژه  یهودیان  را  داشته  است  و  برای  مسلمانان  نیست‌:

« وَعَلَى الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا مَا قَصَصْنَا عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ عَمِلُوا السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابُوا مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُوا إِنَّ رَبَّكَ مِنْ بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَحِيمٌ »‌.

ما  بر  یهودیان  چیزهائی  را  حرام  کرده‌ایم  که  قبلا  (‌در  سوره  انعام‌،  آیه/  ٤٦ا)  برای  تو  روایت  نموده‌ایم  (‌و  این  محرمات‌،  به  عنوان  مجازات  تمرد  و  کیفر  ستم  ایشان  بوده  است‌)  و  ما  (‌با  این  تحریم‌)  بر  آنان  ستم  نکرده‌ایم  و  بلکه  ایشان  (‌به  سبب  ظلم  و  جلوگیری  از  راه  خدا  و  دریافت  ربا  و  خوردن  مال  مردم‌)  به  خویشتن  ستم  روا  داشته‌اند.  به  هر  حال‌،  پروردگارت  نسبت  به  کسانی  که  از  روی  حماقت  و  سفاهت  (‌انسانی‌،  و  غفلت  از  عواقب  امور  به  سبب  غلبه  شهوات  نفسانی‌)  کارهای  بد  می‏کنند  و  بعد  از  آن  توبه  می‌نمایند  (‌و  با  انجام  حسنات  و  عبادات  به  سوی  خدا  برمی‌گردند)  و  به  اصلاح  (‌حال  و  جبران  گذشته  خود)  می‌پردازند،  بس  آمرزنده  و  مهربان  است‌.

یهودیان  به  سبب  تعدّی  و  تجاوز  از  حدّ  و  مرز  خود،  و  به  علت  گناه  نافرمانی  از  خدا،  مستحق  بوده‌اند  که  این  چیزهای  پاکیزه  بر  ایشان  حرام‌گردد.  آنان  خودشان  به  خویشش  ستم‌کرده‌اند  و  خدا  بدیشان  ستم  نکرده  است‌.  هرکس  ازکسانی  که  از  روی  جهالت  کار  بد  کرده‌اند  توبه‌کند  و  بر  معصیت  اصرار  نورزد،  و  بدان  فرو نرود  تا  مرگش  فرامی‌رسد،  و  عمل  صالح  را  به  دنبال  توبه  درونی  بیاورد،  مغفرت  خدا  فراخ  است  و  او  را  دربر  می‌گیرد  و  رحمت  خدا  شامل  وی  می‌گردد.  این  نصّ  همگانی  است  و  تا  دامنه  قیامت  شامل  توبه‌کنندگان  نیکو‌کار  اعم  از  یهودیان‌گناهکار  و  انسانهای  دیگری  جز  آنان  می‌گردد.

*خاک‌،  مرده  و  بیحرکت  است‌.  از  خاک‌،  انسان  پدید  آمده  است  و  سر  بر زده  است‌.  در  جای  ديگری  از  قرآن  آمده  است‌: 

(ولقد خلقنا الإنسان من سلالة من طين ).[3]

ما  انسان  را  از  عصاره‌ای  از  گِل  آفریده‌ایم‌.(‌مؤمنون/12)  

گل  اصل  دوری  برای  انسان  است‌.  و لیکن  در  اینجا  این  اصل  ذکر  می‌شود  و  به  دنبال  آن  مستقیماً  خلقت  انسانها  از  آن  آورده  می‌شود،  انسانهائی‌ که  پخش  می‌شوند  و  حرکت  می‌کنند.  این  امر  برای  مقابله  در  صحنه‌،  و  برای  مقابله  معنی  موجود  میان  خاک  مردۀ  آرمیده‌،  و  انسان  زندۀ  پویا  است‌.  این  هم  به  دنبال  همچون  سخنی  آمده است:
(يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ ).

خداوند  هـمواره  زنـده  را  از  مـرده‌،  و  مرده  را  از  زنـده  می‌آفریند.

تا  همان ‌گونه ‌که  شیوۀ  قرآن  است  هماهنگ  در  عرضۀ  مطالب  شکل‌ گیرد  و  صورت  پذیرد.

این  معجزۀ  خارق‌العاده‌،  نشانه‌ای  از  نشانه‌های  قدرت  است‌،  و  اشاره  هم  دارد  به  پـیوند  استواری‌ که  میان  انسانها  و  زمینی  در  میان  است‌ که  بر  روی  آن  زندگی  می کنند،  و  در  اصل  آفرینش  خود  بدان  مـی‌رسند،  و  قوانین  و  سنن  مشترکی  بر  زمین  و  بر  ا‌نسانه