نَ (١٨)يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَيُحْيِي الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَكَذَلِكَ تُخْرَجُونَ (١٩)وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ إِذَا أَنْتُمْ بَشَرٌ تَنْتَشِرُونَ (٢٠)وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (٢١)وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَاخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوَانِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِلْعَالِمِينَ (٢٢)وَمِنْ آيَاتِهِ مَنَامُكُمْ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَابْتِغَاؤُكُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَسْمَعُونَ (٢٣)وَمِنْ آيَاتِهِ يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَيُحْيِي بِهِ الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ (٢٤)وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ تَقُومَ السَّمَاءُ وَالأرْضُ بِأَمْرِهِ ثُمَّ إِذَا دَعَاكُمْ دَعْوَةً مِنَ الأرْضِ إِذَا أَنْتُمْ تَخْرُجُونَ (٢٥)وَلَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ كُلٌّ لَهُ قَانِتُونَ (٢٦)وَهُوَ الَّذِي يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَهُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ وَلَهُ الْمَثَلُ الأعْلَى فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ) (٢٧)

پس  به  تنزیه  خدا  (‌از  هر  عیب  و  نقصی  و  چیزهائی  کـه  لائق  جلال  و  کمال  او  نیست‌)  سحرگاهان  و  شـامگاهان  (‌و  همۀ  اوقات  و  اوان‌)  بپردازید.  در  آسمانها  و  زمین  (‌و  در  همۀ  اوقات  بویژه‌)  عصرگاهان  و  زمانی  که  بـه  دم  ظهر  رسیده‌اید،  خدای  را  حمد  و  ستایش  کنید.  خداونـد  همواره  زنده  را  از  مرده‌،  و  مرده  را  از  زنده  می‌آفریند،  و  زمین  موات  را  حیات  می‌بخشد،  و  همین ‌گونه  (‌سـهل  و  ساده‌،  به  سادگی  آفرینش  مکـرّر  و  همیشگی  حیات  از  ممات‌،  شما  آفرینش  دوباره  می‌یابید  و  از  کورها)  بیرون  آورده  می‌شوید  (‌و  رسـتاخیز  برپا  مـی‌گردد)‌.  یکـی  از  نشانه‌های  (‌دالّ  بر  عظمت  و  قدرت‌)  خـدا  ایـن  است  کـه  (‌نیای‌)  شما  را  از  خاک  آفرید  و  سپس  شما  انسـانها  (‌بـه  مرور  زمان  زیاد  شدید  و  در  روی  زمین  برای  تلاش  در  پی  معاش‌)  پراکنده  گشتید.  و  یکی  از  نشانه‌های  (‌دالّ  بر  قدرت  و  عظمت‌)  خدا  این  است  کـه  از  جنس  خودتان  همسرانی  را  برای  شما  آفرید  تا  در  کنار  آنان  (‌در  پـرتو  جاذبه  و  کشش  قلبی‌)  بیارامید،  و  در  میان  شما  و  ایشان  مـهر  و  مـحبّت  انـداخت  (‌و  هـر یک  را  شـیفته  و  دلبـاختۀ  دیگری  ساخت‌،  تا  با  آرامش  و  آسایش‌،  مایۀ  شکوفائی  و  پـرورش  شـخصیّت  همدیگر  شوید،  و  پیوند  زندگی  انسـانها  و  تعادل  جسـمانی  و  روحـانی  آنها  بـرقرار و  محفوظ  باشد)‌.  مسلّماً  در  این  (‌امور)  نشانه‌ها  و  دلائـلی  (‌بر  عظمت  و  قدرت  خدا)  است  برای  افرادی  که  (‌دربارۀ  پدیده‌های  جهان  و  آفریده‌های  یزدان‌)  می‌اندیشند.  و  از  زمرۀ  نشـانه‌های  (‌دالّ  بر  قدرت  و  عظمت‌)  خدا  آفرینش  آسمانها  و  مـختلف  بودن  زبـانها  و  رنگهای  شما  است‌.  بیگمان  در  این  (‌آفرینش  کواکب  فراوان  جهان  که  با  نظم  و  نظام  شگفت‌آور  گردانند،  و  در  این  تنوّع  خلقت‌)  دلائلی  است  بـرای  فرزانگان  و  دانشـوران‌.  و  از  نشـانه‌های  (‌قدرت  و  عظمت‌)  خدا،  خواب  شما  در  شب  و  روز  است‌،  و  تلاش  و  کوششتـان  برای  (‌کسب  و  کار  و)  بـهره‌مندی  از  فضل  خدا.  قطعاً  در  این  (‌امور،  یعنی  مسألۀ  خواب‌،  و  تلاش  در  پی  معاش‌)  دلائلی  است  برای  کسانی  که  گوش  شنوا  داشته  بـاشند  (‌و  حـقیـت  را  بـپذیرند)‌.  و  از  زمرۀ  نشانه‌های  (‌دالّ  بر  قد‌رت  و  عظمت‌)  خدا،  یکی  ایـن  است  که  خدا  برق  را  که  هم  باعث  ترس  است  و  هم  مایۀ  امید،  به  شما  می‌نمایاند،  و  از  آسمان  آب  مـهمّی  را  مـی‌بـارانـد،  و  زمین  را  بعد  از  مرگش،  (‌یعنی  خشک  و  سوزان  بودن‌)  به  وسیلۀ  آن  آب  زنده  (‌و  سرسبز)  می‏‎گرداند.  بیگمان  در  این  (‌درخشش  آذرخش  آسمان  و  نزول  بارآن  و  آبیاری  زمین  و  سرسبز  شدن  آن‌)  دلائلی  است  برای  فهمیدگان  و  خردمندان‌  و  از  جمله  دلائل  و  نشانه‌های  (‌کمال  قدرت  و  نهایت  عظمت‌)  خدا،  یکی  هـم  این  است  کـه  آسـمان  و  زمین  (‌بدین  ساختـار  استوار  و  صورت  زیبا)  سـاخته  و  پرداختۀ  او  و  به  فرمان  وی  برپا  است‌.  بعدها  وقتی  (‌که  بخواهـد  مـردمان  را  مـی‌میرانـد،  و  این  نـظم  و  نـظام  را  خراب  می‏‎گرداند،  و  برای  زنده  شدن‌)  شما  را  از  زمین  با  ندائی  فرا  می‌خواند  و  شما  فوراً  (‌مطیعانه  و  شـتابان  از  زمین‌)  بیرون  مـی‌آئيد.  هـر که  و  هـر چـه  در  آسـمانها  و  زمـین  است  از آن  خدا  است‌،  و  جملگی  فرمانبردار  او  هستند.  او  است  که  آفرینش  را  آغاز  کرده  است  و  سپس  آن  را  بازمی‌گرداند،  و  این  برای  او  آسان‌تر  است‌.  (‌زیـرا  کسی  که  بتواند  کاری  را  در  آغاز  انجام  دهد،  قدرت  بـر  اعادۀ  آن  را  نیز  دارد)‌.  بالاترین  وصـف‌،  در  آسـمانها  و  زمین  متعلّق  به  خدا  است‌،  و  او  بسیار  با  عزّت  و  اقتدار،  و  سنجیده  و  کاربجا  است‌.  (‌لذا  در  عین  قدرت  نـامحدود،  کاری  بی‌حساب  انجام  نمی‌دهد،  و  بلکه  همۀ  کارهایش  از  روی  حکمت  است‌(‌.

چرخش  و گردش  بزرگ  و  هراس‌انگیز  و  لطیف  و  عمیقی  است‌،  و  دارای  فاصله‌های  دور  و  درازی  است‌.  چرخش  و گـردشی  است  كه  دل  انسـان  را  در  شامگاهان  و  بامدادان‌،  و  در  آسمانها  و  زمین‌،  و  در  دم  غروبها  و  در  دم  ظهرها،  به  گشت  و  گذار  می‌اندازد.  دل  انسان  را  باز  می‌کند  تا  دربارۀ  زندگی  و  مرگ،  و  دربارۀ  عـملیّات  پیوسته  و  پیاپی  پیدایش  و  فرسایش  و  حیات  و  مـمات  بیندیشد.  دل  را  به  نخستین  پیدایش  انسان  برمی‌گرداند،  و  انسان  را  به‌ گرایش  و کششها،  و  نیروها  و  توانهائی‌ که  در  او  سرشته  شده  است‌،  و  به  علائق  و  روابطی‌ که  برابر  آن‌ گرایشها  و کششها  و  این  نیروها  و  توانـها  مـيان  دو  جنس  مرد  و  زن  پدید  می‌آید،  برگشت  می‌دهد.  انسان  را  متوجّه  نشانه‌های  شناخت  خدا  می‌کند کـه  در  آفـرینش  آسمانها  و  زمین  و  در  اختلاف  زبان‌ها  و  رنگهای  سیماها  است  و  متأثّر  از  اختلاف  محیط  و  مکان  است‌.  انسان  را  به  اندیشیدن  دربـارۀ  خواب  و  بـیداری  و  آسـایش  و  رنجی  می‌گـرداند  که ‌گریبانگیر  آدمیزاد  می‌شود.  همچنین  انسان  را  متوجّه  چیزهائی  می‌گرداند که  در  جهان  هستی  روی  می‌دهد،  از  قبیل‌:  پدیده‌های  آذرخش  و  بـاران‌.  اشاره  می نماید که  این  پدیده‌ها  چه  ترس  و  هراسی  در  درون  انسانها  برمی‌انگـیزد،  و  در  سـاختار  زمـین  چه  زندگ