 در  زمین  می‌کند  و  از  ایشان  می‌خواهد  که  همچون  حلزون  در  جای  خود گوشه‌گیری  نکنند.  بروند  و  بسند  و  دربارۀ  فرجام  کسانی  بیندیشند  که  تکذیب‌کنندگان  حقّ  و  حقیقت  بوده‌اند  و  آیات  الهی  را  به  تمسخر گرفته‌اند.  اینان  هم  که  چنین  کنند  انـتظار  سرنوشتی  همچون  ایشان  را  داشته  باشند،  و  بدانند کـه  قانون  و  سنّت  خدا  یکی  و  یکسان  است  و  با کسی  سازشکاری  نمی‌کند  و  از  کسی  جانبداری  نـمی‌نماید.  بروند  و  ببینند  و  افقهای  اندیشۀ  خود  را  وسعت  و  فراخی  بخشند  تا  وحدت  بشریّت،  و  وحدت  دعوت‌،  و  وحدت  سرنوشت  را  دربارۀ  همۀ  انسانها،  درک  و  فهم  کنند.  اين  جهان‌بینی‌ای  است‌ که  اسلام  بر  آن  حرص  و  جوش  دارد  و  می‌خواهد  دل  مؤمن  و  خرد  او  را  بر  آن  سرشته  و  قالبریزی ‌کند.  قرآن  مجید  نیز  نواها  و  آواهای  زیادی  را  پیرامون  این  مسأله  زمزمه  و  تکرار  می‌نماید .

روند  قرآنی  مردمان  را  از  ایـن  چرخش  و گردش  در  ژرفناهای  جهان  و  در  دورنماهای  تاریخ  آ‌ن  برمی‌گردد  و  آنان  را  متوجّه  حقیقتی  می‌کند که  غـافلان  از  آن  غـافل  می‌گردند،  حقیقت  رستاخيز  و  بازگشت  همگان  به  سوی  یزدان  جهان  در  سرای  جاویدان‌.  این  حقیقت ‌گوشه‌ای  از  حقّ  بزرگی  است ‌که  هسـتی  بر  آن  پـایدار  و  استوار  می‌گردد:

(اللَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ) (١١)

خـداونـد  آفرینش  (‌انســان‌)  را  مـی آغازد،  سـپس  او  را  (‌می‌میرانـد  و  وی  را  بـه  حیات‌)  دوبـاره  بـرمی‌گردانـد.  آنگاه  به  سوی  خدا  بازگردانده  می‌شوید.

این  هم  حقیقت  سادۀ  روشنی  است‌.  پیوند  و  هماهنگی  میان  دو  جزء  یا  دو  حلقۀ  آن  هم  هویدا  و  پیدا  است‌.  چه  برگرداندن  بسان  سو  دادن  هیچ  شگفتی  ندارد.  برگرداندن  و  سر  دادن‌،  دو  حلقه  از  زنجیرۀ  پیدایش  هستند،  هیچ  دو  حلقه‌ای ‌که  به  یکدیگر  مـتّصل  می‏‎باشند  و  هیچگونه  فاصله‌ای  در  ميان  آن  دو  وجود  ندارد.  سرانجام  برگشت  به  سوی  پـروردگار  جهانیان  است‌،  پـروردگاری‌ کـه  نخستین  پيدايش  را  سر  داده  است  و  دومین  پیدایش  را  پدید  آورده  است‌،  تا  بندگانش  را  تربیت ‌کند  و  بپاید  و  سرانجام  ایشان  را  در  برابر کارهائی ‌که‌ کرده‌اند  پاداش  و  پادافره  عطاء  فرماید.

وقتی‌ که  روند  قرآنی  به  رستاخیز  و  برگشت  همگان  به  سوی  یزدان  می‌رسد،  صحنه‌ای  از  صحنه‌های  قیامت  را  عرضه  می‌نماید،  و  سرنوشت  مؤمنان  و  سرنوشت  تکذیب‌کنندگان  را  در  زمانی  ترسیم  می‌کند که  همگان  به  سوی  یزدان  برگردانده  می شوند،  و  ا‌ز  بیهودگی ‌گزیـنش  انبازها  و  پوچی  عقیدۀ  مشرکان  پرده  برمی‌دارد:

(وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُبْلِسُ الْمُجْرِمُونَ (١٢)وَلَمْ يَكُنْ لَهُمْ مِنْ شُرَكَائِهِمْ شُفَعَاءُ وَكَانُوا بِشُرَكَائِهِمْ كَافِرِينَ (١٣)وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَتَفَرَّقُونَ (١٤)فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَهُمْ فِي رَوْضَةٍ يُحْبَرُونَ (١٥)وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَلِقَاءِ الآخِرَةِ فَأُولَئِكَ فِي الْعَذَابِ مُحْضَرُونَ) (١٦)

آن  روز  که  قیامت  برپا  می‌شود،  بـزهکاران  بـهت‌زده  و  ناامید  و  سرگردان  می‌گردند،  و  از  انـبازهائی  که  بـرای  خدای  خود  گـمان  مـی‌بردند،  مـیانـجیگرانـی  نـخواهـند  داشت‌،  انبازهائی  که  (‌در  دنیا)  به  سـبب  اعـتقاد  بـدانـها  کافر  شده  بودند.  روزی  که  قیامت  برپا  می‌شود،  مـردم  از  همدیگر  جدا  می‏‎گردند  (‌و  هـر  گروهی  سـرنوشت  جداگانه‌ای  برای  خود  در  جهان  ابدی  خواهـد  داشت  و  حال  و  وضع  کافران‌،  جدای  از  حـال  و  وضـع  مـؤمنان  خواهد  بـود)‌.  گروهی  کـه  ایـمان  آورده‌انـد  و  کـارهای  شایسته  کرده‌اند،  آنان  در  باغ  بهشت  مالامال  از  شادی  و  سرور  می‌گردند  (‌و  آثار  شادمانی  در  سراپای  ایشان  هویدا  و  پیدا  است‌)‌.  و  امّا  کسانی  که  کافر  بوده‌اند  و  آیات  ما  را  تكذیب  کـرده‌انـد  و  بـه  فرا  رسـیدن  قیامت  ایـمان  نداشته‌اند،  آنان  به  عذاب  دوزخ  گرفتار  می‌گردند.

هـان‌!  ایـن  قـیامتی  است ‌که  غافلان  از  آن  غافل  می‌گردیدند،  و  تکذیب‌کنندگان  آن  را  دروغ  می‌دانستند.  هان‌!  این  قیامت  است ‌که  فرا  می‌رسد.  هان!  این  قیامت  است ‌که  برپا  می‌شود!  این  بزهکارانند که  سرگردان  و  ناامیدند.  هیچ‌ گونه  امیدی  به  رهائی  ایشان  نيست.  و  هیچ‌گونه  امیدی  برای  نـجات  آنان  نیست‌.  از  سوی  انبازهایشان  امیدی  به  میانجیگری  نیست‌،  انبازهائی  که  در  دنیا  ایشان  را  گمراه  و گول  خورده  کرده‌اند!  بزهکاران  سـرگردان  و  نـاامـیدند  و  هیچ  رهائی‌بخشی  و  هیچ  شـفاعت‌کننده‌ای  ندارنـد.  گذشته  از  ایـن‌،  بزهکاران  انبازهائی  را که  در  دنیا  پرستش‌ کرده‌اند  و  آنها  را  شرکاء  خدای  جهانیان  می‌دانسته‌اند،  هم  اینک  قبول  ندارنـد  و  آنها  را  انکار  می‌کنند.

از  این  گذشته‌،  این  دو  راهۀ  جدائـی  مؤمنان  و کافران  است‌ که  در  رسیده  است  و  فراز  آمده  است‌:

(فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَهُمْ فِي رَوْضَةٍ يُحْبَرُونَ) (١٥)

گروهی  که  ایمان  آورده‌اند  و  کارهای  شایسته  کرده‌اند،  آنان  در  باغ  بهشت  مالامال  از  شادی  و  سرور  می‌گردند  (‌و  آثار  شادمانی  در  سراپای  ایشان  هویدا  و  پیدا  است‌)‌.  در  باغ  بهشت  به  چیزهائی  دسـترسی  و  دستیابی  پـیدا  می‌کنند که  دل  را  شادمان  و  خاطر  را  مسرور  و  د‌رون  را  خوشبخت  می‌سازد.

(وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَلِقَاءِ الآخِرَةِ فَأُولَئِكَ فِي الْعَذَابِ مُحْضَرُونَ) (١٦)

و  امّا  کسـانی  که  کـافر  بـوده‌انـد  و  آیـات  ما  را  تکذیب  کرده‌اند  و  به  فرا  رسیدن  قیامت  ایمان  نداشته‌انـد،  آنـان  به  عذاب  دوزخ  گرفتار  می‌گردند.

این  پایان  گشت  و  گذار  است‌،  و  عـاقبت  نـیکوکاران  و  بدکاران  است‌.

*
روند  قرآنی  مردمان  را  از  ایـن  چـرخش  و گـردش  در  صحنه‌های  قـیامت  در  جـهان  آخـرت‌،  به  ایـن  جـهان  برمی‌گرداند،  و  ایشان  را  به  دیدن  صحنه‌های  هسـتی  و  زندگی  می‌کشاند،  و  به  دیـدار  شگـفتیهای  آفرینش  و  اسرار  و  رموز  نفس  انسان  می‌برد،  و  سپس  آنان  را  بـه  تماشای  خـوارق  عـادات  حوادث  و  رخـدادهـا،  و  بـه  تماشای  معجزه‌های  جهان  هستی  وامی‌دارد.  این  چرخش  و گردش  را  می‌آغازد  با  تسبیح  و  تقدیس  خدا  به  هنگام  جایگزین  همدیگر  شـدن  شب  و روز،  و  با  تسـبیح  و  تقدیس  خدا  در  جهان  فراخ  و گسترده  در  شامگاهان  و  هنگام  ظهرها  و نیمروزها:

(فَسُبْحَانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَحِينَ تُصْبِحُونَ (١٧)وَلَهُ الْحَمْدُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَعَشِيًّا وَحِينَ تُظْهِرُ