  افتادن  آن  تا  وقّت  معیّن  خود کسانی  را  می‌فریبد  و گول  می‌زند که  جز  ظاهری  و  نمادی  از  زندگی  دنیا  را  نمی‌دانند:

(وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ بِلِقَاءِ رَبِّهِمْ لَكَافِرُونَ) (٨)

بسیاری  از  مردم  به  ملاقات  با  خدا  (‌در  روز  قیامت‌،  برای  حساب  و  کتاب  و  سزا  و  جزا)  باور  ندارند.

*
از  این  چرخش  و گردش  در  نهانگاه  آسمانها  و  زمین  و  آنچه  در  میان  آن  دو  است‌ که  چرخش  و گردش  بسیار  دور  و  درازی  در  فـاصله‌ها  و  افـقهای  پـیکرۀ  جـهان  هراس‌انگیز،  و  در  میان  محتویات ‌گوناکونی‌ که  زنده‌ها  و  چیزها،  افلاک  و  اجـرام‌،  نـجوم  و کواکب‌،  بزرگ  و  کوچک‌،  ناپیدا  و  پـیدا،  و  معلوم  و  مجهول  را  دربر  می‌گیرد،  برمی‏گردد  و  مردمان  را  به  چرخش  و گـردش  دیگری  در  نهانگاه  زمان‌،  و  در  فاصله‌های  دور  و  دراز  تاریخ  می‏‎برد.  آنان  در  آ‌ن  دورنماهای  زمانی  بخشی  ا‌ز  قانون  و  سنّت  جاری  و  ساری  خدا  را  مشاهده  می‌کنند،  قانون  و  سنّتی‌ که  یک  بار  هم  تخلّف  نـمی‌نماید  و  از  هدف  این  سو  و  آن  سو  نمی‌رود  و  نمی‌افتد:

أَوَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَأَثَارُوا الأرْضَ وَعَمَرُوهَا أَكْثَرَ مِمَّا عَمَرُوهَا وَجَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ (٩)ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاءُوا السُّوءَى أَنْ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَكَانُوا بِهَا يَسْتَهْزِئُونَ (١٠)

آیا  در  زمین  به  گشت  و  گذار  نپرداخته‌اند  تا  بنگرند  كـه  سرانجام  کار  مردمان  پیش  از  ایشــان  بـه  کـجا  کشـیده  است‌؟  آن  کســانی  کــه  از  ایشــان  نـیروی  بـیشتری  داشته‌اند،  و  زمین  را  بهتر  كاویده  و  زیر  و  رو  کرده‌انـد  (‌تا  آب  و  مواد  معدنی  را  استخراج‌،  و  درختان  و  گیاهان  را  در  آن  کشت  و  زرع  کنند،‌)  و  زمین  را  بـیش  از  ایشـان  آبــاد  کـــرده‌انـد  و  در  عـمران  آن  کـوشیده‌انـد،  و  پیغمبرانشـان  مـعجزه‌ها  بـدیشان  نـموده‌انـد  (‌و  دلائـل  روشنی  را  بر  صحّت  رســالت  خود  ارائـه  داده‌انـد،  امّـا  بجای  تسلـم  فرمان  خدا  شـدن‌،  علم  طـغیان  و  کـفران  برافراشته‌اند  و  راه  کشتن  پیغمبران  در پیش  گرفته‌اند  و  عاقبت  به  مجازات  دردناک  خود  گرفتار  آمده‌اند)  و  خدا  بدیشان  سـتم  نکرده  است‌،  و لیکن  خودشان  (‌بـا  انـجام  کفر  و  معاصی‌)  به  خویشتن  ستم  نموده‌اند.  سپس  عاقبت  کار  کسـانی  کـه  مـرتکب  کـارهای  بســار  زشت  می‌شدند،  بـدانـجا  کشـید  که  آیـات  خدا  را  هـم  تکـذیب  می‌کردند  و  آنها  را  به  باد  تمسخر  می‏گرفتند.

این  هم  دعوت  به  اندیشیدن  دربارۀ  فرجام  کارهای  گذشتگان  است‌.  آنان  انسانهائی  از  زمـرۀ  مردمان‌،  و  آفریده‌هائی  از  جمله  آفریدگان  خدا  بوده‌اند.  فرجـام  گذشتۀ  آنان  پرده  از  فرجام  آیـندۀ  جانشینان  ایشـان  برمی‏دارد.  چه  قانون  و  سنّت  خدا،  قانون  و  سنّت  خدا  دربارۀ  همگان  است‌.  قانون  و  سنّت  خدا  ثابت  و  ماندگار  است  و  جهان  هستی  بر آن  استوار  است‌.  قانون  و  سنّت  خدا  از  هيچ  نسلی  از  مردمان  جانبداری  نمی‌نماید  و  با  ایشان  سازش  نـمی‌كند،  و  هوا  و  هوسی  و  تمایل  و  گرایشی  در  میان  نیست  تا  فرجام ‌کارها  با  آن  دگرگون  و  زیر  و  رو  شود  و  همگام  با  آن  بیاید  و  برود.  حاشا که  خداوند  جهانیان  چنین  کند!

این  آیات  دعوتی  است  به  سوی  درک  حقیقت  این  زندگی  و  روابطی ‌که  این  زندگی  در  طول  زمان  دارد،  و  دعوتی  است  به  سوی  درک  حقیقت  آدمیزادگان ‌که  منشأ  و  سرنوشت  ایشان  در  قرون  و  اعصار  مختلف  یکی  بوده  است‌.  این  دعوت  بدان  خاطر  است ‌که  نسلی  از  مردمان  خویش  را  و  زنـدگی  خود  را  و ارزشـها  و معیارها  و  جهان‌بینیهای  خویشتن  را کنار  نکشد  و  بر کنار  ندارد،  و  از  پیوند  استواری  غافل  نماند که  میان  همۀ  نسـلهای  انسانها  است‌،  و  بی‏خبر  نگردد  از  وحدت  قانون  و  سنّتی  که  بر  جملگی  این  نسلها  فرمانروائـی  دارد،  و  وحدت  ارزشهای  ماندگار  و  معیارهای  پابرجا  در  زندگی  همۀ  نسلها  را  پیش  چشم  جلوه‌گر کند  و  فراچشم  سر  و  بینش  درون  دا‌رد.

اینان  اقوامی  هستند که  قبل  از  نسـل  مشـرکان  مکّه  زندگی  کرده‌اند  و:

(كَانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً ).

کسانی  بوده‌اند  که  از  ایشان  نیروی  بیشتری  داشته‌اند.  زمین  را  شخم  زده‌اند‌،  و  درون  آن  را  شکافته‌ا‌ند،  و  ذخائر  و  معادن  آن  را  کنف  کرده‌اند:

(وَعَمَرُوهَا أَكْثَرَ مِمَّا عَمَرُوهَا ).

و  زمین  را  بیش  از  ایشان  آباد  کرده‌اند  و  در  عمران  آن  کوشیده‌اند.  

آنان  از  تمدّن  بیشتر  و  بالاتری  از  تمدّن  عربها  برخوردار  بوده‌اند،  و  در  عنان  و  آبادی  زمین  تواناتر  از  ایشـان  بوده‌اند  .  .  .  با  این  وجود  آنان  از  ظاهر  و  نماد  زنـدگی  دنیا  تجاوز  نکرده‌اند  و  به  فراتر  از  آن  گام  ننهاده‌اند:  

(وَجَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ). 

و  پیغمبرانشان  معجزه‌ها  بـدیشان  نموده‌انـد  (‌و  دلائـل  روشنی  را  بر  صحّت  رسـالت  خود  ارائـه  داده‌انـد،  امّـا  بجای  تسلیم  فرمان  خدا  شـدن‌،  علم  طغیان  و  کـفران  برافراشته‌اند  و  راه  کشتن  پیغمبران  درپیش  گرفته‌اند  و  عاقبت  به  مجازات  دردناک  خود  گرفتار  آمده‌اند)‌.بینشهای  ایشان  باز  نشده  است  و  این  معجزه‌ها  را  نادیده  گرفته‌اند  و  این  دلائل  روشـن  را  نـدیده‌اند،  و  ایـمان  نیاورده‌اند  تا  دلهایشان  با  نوری  منوّر  شود که  راه  را  با  آن  مشاهده‌ کنند.  این  است ‌که  قانون  و  سنّت  خدا  دربارۀ  تکـذیب‌کنندگان  اجـراء‌ گـردیده  است‌،  و  قدرت  و  نیرویشان  بدیشان  سودی  نرسانیده  است‌،  و  علم  و  دانش  و  تمدّنشان  بدانان  فائده‌ای  نبخشیده  است‌،  و  جزا  و  سزای  دادگرانه‌ای  را  دیده‌اند  که  مستحقّ  آن  بودند:  

(فَمَا كَانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ) (٩)

و  خدا  بدیشان  ستم  نکرده  است‌،  و لیکـن  خودشان  (‌بـا  انجام  کفر  و معاصی‌)  به  خویشتن  ستـم  نموده‌اند.  

(ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاءُوا السُّوءَى ).

سپس  عاقبت  کار  کسانی  که  اعمال  بد  انـجام  مــی‌دادنـد  بدترین  سرنوشت  شد.  

بدی  عاقبتی  شد که  بدکاران  بدان  رسیدند،  و  ایـن  هم  سزا  و  جزای  مطابق  اعمال  ایشان  بود،  و  بدین  خاطر  بدان  گرفتار  آمدند که‌:

(أَنْ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَكَانُوا بِهَا يَسْتَهْزِئُونَ) (١٠)

 این  هم  بدان  علّت  بود  که  آیات  خدا  را  تکـذیب  و  آنـها  را  تمسخر  می‌کردند.

قرآن  مجید  تکذیب‌ کنندگان  تمسخرکنندۀ  آیات  الهی  را  دعوت  به  سیر  و  سیاحت 