ین  (‌بـه  سـرزمین  عرب  که  نواحی  شام  است‌،  رخ  داده  است‌)  و  ایشان  پس  از  شکستشان  پیروز  خواهند  شد  در  مدّت  چند  سالی‌.  مشرکان‌ گفتند:  ای  ابوبکر،  دوست  تو  می‌گوید:  رومیان  بر  ایرانیان  در  چند  سال  بعدی  پیروز  می‌شوند.  ابوبکر  گفت‌:  راست  فرموده  است‌. گفتند:  آیا  با  تو  شرط  و  قرار  ببندیم‌؟  با  ابوبکر  بر  سر  چهار  شتر  شرط  و  قرار  بستند  که  در  مدّت  هفت  سال  باید  از  پیروزی  روی  بدهد  و  الّا  باخته  است‌[1]   هفت  سال‌ گذشت  و  چیزی  روی  نداد.  مشرکان  از  این  امر  شاد‌مان  شدند،  و كار  بر  مسـلمانان  ســخت  و  دشــوار گـــردید.  ابوبکر  ایـن  کـار  را  به  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  عرض‌ کرد.  فرمود:

(ما بِضْعِ سِنِينَ عندَكُمْ؟). 

چند  سال  را  شما  چقدر  حساب  می‌کنید؟‌.

گفتند: ‌کمتر  از  ده  سال‌.  فرمود:

(اذهب فزايدهم وازدد سنتين في الأجل).

 برو  بر  تعداد  شـتران  بیفزا،  و  دو  سـال  مـدّت  پـیمان  را  اضافه  کن‌.  

ابوبکر گفته  است‌:  دو  سال  به  پایان  نرسید که  مسافران  برگشتند  و  خبر  پیروزی  رومیان  بر  ایرانیان  را  آوردند.  مؤمنان  از  این  کار  شادمان  و  مسرور گردیدند.

روایتهای  زیادی  دربارۀ  این  رخداد  آمده  است‌.  مـا  از  میان  آنها  روایت  امام  ابن‌جریر  را  برگزیده‌ایم‌.  پیش  از  این‌ که  از  این  رخداد  بگذریم  و  در  سوره  به  رهنمودهای  بعد  از  آن  بپردازیم‌،  دوست  می‌داریم  مقابل  بـرخـی  از  پیامهای  نیرومند  این  حادثه  بایستیم‌.

نخستین  پیام  از  میان  این  پیامها،  پیوندی  است‌ که  میان  شرک  و کفر  در  هر  مکانی  و  در  هر  زمـانی  در  بـرابـر  دعوت  توحید  و  ايمان  وجود  دارد.  با  وجود  این‌ که  در  قدیم  دولتها  ارتباط  سریع  و  پیوند  محکمی  با  یکدیگر  نداشتند  بدان‌ گـونه  کـه  در  روزگـار کـنونی  مـا  است‌،  مشرکان  در  مکّه  احساس  می‌کردند که  پیروزی  مشرکان  در  هر  مکانی  بر  اهل‌ کتاب  پیروزی  خـودشان  بشـمار  ا‌ست‌،  و  مسلمانان  نیز  احساس  می‌کردند که  میان  ایشان  و  میان  اهل‌ کتاب  پیوندی  است‌.  لذا  بدحال  و  نـاراحت  می‌شدند که  مشرکان  پیروز  شوند  در  هـر  مکـانی‌ کـه  باشد.  و  می‌دانستند  که  دعوت  آنـان  و  مسأله  ایشـان  کنار  از  چیزهائی  نیست  که  در گوشه  و کـنار  جهان  پیرامونشان  می‌گذرد.  بلکه  آنچه  در گوشه  و کنار  جهان  پیرامون  ایشان  می‌گذرد  در  مسأله  کفر  و  در  قضیّۀ  ایمان  تأثیر  دارد.

از  این  حقیقت  برجسته  بسیاری  از  اهل  زمان  ما  غافلند،  و  متوجّه  این  حقیقت  نیستند  بدان‌ گونه که  مسـلمانان  و  مشرکان  در  روزگار  پیغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  چهارده  قرن  پیش  از  این  متوجّه  آن  شده  بودند.  بدین  جهت  این ‌گونه  افراد  در  داخل  مرزهای  جغرافیائی  یا  نژادی  بسر  می‌برند  و  مجبورند،  و  نمی‌دانند که  مسأله  در  اصل  خود  مسألۀ  کفر  و  ایمان  است‌،  و  پیکار  در  حقیقت  پیکار  حزب  و  دار  و  دستۀ  خدا  با  حزب  و  دار  و  دستۀ  اهریمن  است‌.

مسلمانان  امروزه  در  تمام  نقاط  جهان  بسی  نیازمند  این  هستند که  سرشت  پیکار  را  و  حقیقت  قـضیّه  را  درک  و  فهم‌ کنند،  و  نامهای  دروغین  احزاب  شرک  و کفر،  ایشان  را گول  نزند،  و  پـرچـمهای  نـادرستی ‌کـه  برافراشته  می‌دارند  و  خویشتن  را  در  زیر  آنها  پنهان  می کنند،  آنان  را  غافل  نگرداند.  چه  احزاب  شرک  و کفر  با  مسـلمانان  نمی‌جنگند  مگر  به  خاطر  عقیده‌ای  که  مسلمانان  دارند،  هر  اندازه  علل  و  اسباب  جنگ  جوراجور  و گـوناگون  جلوه  داده  شود.پیام  دیگر،  یقین  و  اعتماد کامل  باید  به  وعدۀ  خدا  داشت‌.  این  یقین  و  اعتماد  در  سخن  ابوبکر  رضی الله عنه  پیدا  و  هویدا  است‌.  او  بدون  هر گونه  لکنت  و  تردیدی  پیمان  را  بست  و  وعده  داد.  مشرکان  می‌خواهند  او  را  از  سخن  دوستش  به  شگفت  بیندازند.  ولی  او  بر  سخن  خود  جـز  ایـن  را  نمی‌افزاید که  بگوید:  راست  فرموده  است‌.  بعد  از  آن  با  او  شرط  و  پیمان  می‌بندند،  و  او  با  ایشان  شرط  و  پیمان  می‌بندد  و  مطمئنّ  است‌ که  برنده  می‌شود.  بعدها  وعدۀ  خدا  تحقّق  پیدا  می‌کند  در  مدّت  زمانی ‌که  آن  را  تعیین  فرموده  است‌:

(فِي بِضْعِ سِنِينَ ).

در  مدّت  چند  سالی‌.

این  یقین  و  اطمینان  مطلق  و  بدین  شیوه  خوشایند  است  کـه  به  دلهـای  مسـلمانان  نـیرو  و  یـقین  و  ثـبات  در  رویاروئی  با  گردنه‌ها  و  دشواریهای  سر  راه  و  دردها  و  رنجها  می‌داد،  تا  بدانجا که  فرمان  خدا  اجراء  و  وعدۀ  خدا  تحقّق  پیدا کرد  و  پیاده  شد.  این  هـم  توشۀ  هر  صـاحب  عقیده‌ای  در  جهاد  سخت  طولانی  است‌.

پیام  سوم  در  جملۀ  معترضه‌ای  است ‌که  در  لابلای  ذکر  خبر  قرار گرفته  است‌،  و  آن  این  فرمودۀ  یزدان  سـبحان است:

(لِلَّهِ الأمْرُ مِنْ قَبْلُ وَمِنْ بَعْدُ ).

همه  چیز  در  دست  خدا  و  به  فرمان  او  است‌،  چه  قبل  (‌که  رومیان  شكست  خورده‌اند)  و  چه  بعد  (‌که  آنـان  پیروز  می‌گردند).

همچنين  پیام  سوم  در  شتاب  برگشت  همه  چیز  به  خدا  و  به  فرمان  خدا  در  این  حادثه  و  در  حوادث  و  امور  غیر  از  آن  است‌.  بیان  این  حقیقت‌ کلّی  بدان  خاطر  است‌ که  این  حقیقت  معیار این  موقع  و  مقیاس  هر  موقعیّتی  بشود.  چه  پیروزی  و  شکست‌،  و  چیره  شدن  دولتها  و  افزایش  دارائیهای  آنها،  و  ضعف  و  قـوّت  دولتـها،  بسـان  هـمۀ  حوادث  و  احوالی ‌که  در  این  جهان  هستی  روی  می‌دهد،  همه  و  همه  به  خدا  بـرمی‌گردد  و  بـدو  واگـذار  است  و  هر گونه‌ که  بخواهد  در  آنها  دخل  و  تصرّف  می‌کند،  برابر  حکمت  و  موافق  با  اراده‌ای  که  دارد.  رخدادها  و  احوال  جز  آثار  این  ارادۀ  مطلق  نیست‌،  ارادۀ  مطلقی‌ که ‌کسی  بر  آن  سلطه  و  قدرت  نـدارد،  و  کسـی  نـمی‌دانـد  کـه  در  فراسوی  آن  چه  حکمتی  نهفته  است‌،  و  محلّ  صـدور  و  محلّ  ورود  آن  را  کسی  جـز  خـدا  نـمی‌داند‌.  در  ایـن  صورت  نهایت  چیزی ‌که  از  انسان  ساخته  است  و  بشر  می‌تواند  در  مقابل  احوال  و  حوادثی‌ که  خدا  آنها  را  بر  طبق  قضا  و  قدر  معیّن  می‌گرداند  و  می‌چرخاند،  تسليم  شدن  و  فرمان  بردن  است‌.

(الم (١)غُلِبَتِ الرُّومُ (٢)فِي أَدْنَى الأرْضِ وَهُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ (٣)فِي بِضْعِ سِنِينَ ).

الف‌.  لام‌.  میم‌.  رومیان  (‌از  ایرانیان‌)  شکست  خورده‌اند.  

(‌این  شکست‌)  در  نزدیک‌ترین  سـرزمین  (‌بـه  سـرزمین  عرب  که  نواحی  شام  است‌،  رخ  داده  است‌)  و  ایشان  پس  از  شکستشان  پیروز  خواهند  شد  در  مدّت  چند  سالی‌.  

(لِلَّهِ الأمْرُ مِنْ قَبْلُ وَمِنْ بَعْدُ ).

همه  چیز  در  دست  خدا  و  به  فرمان  او  است‌،  چه  قبل  (‌که  رومیان  شکست  خورده‌اند)  و  چه  بعد  (‌که  آنـان  پـیروز  می‌گردند.  ضعف  و  قدرت  و  شکست  و  پیروزی  و  غیره  آزمون  خداوندی  است‌(‌.

(وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ (٤)