 می‌رسانند  و  نه  می‌میرانند  و  نه  زنده  می‌گردانند.  میان  پیدایش  فساد  و  تباهی  در  خشکی  و  دریا،  و  میان  عمل  و کارکرد  مردمان  ارتباط  برقرار  می‌سازد،  و  آنها  را  به  همدیگر  مـربوط  می‌شمارد،  و  مردمان  را  به  سـیر  و  سفر  در  زمـین  می‌خواند،  و  ایشان  را  دعوت  به  نگریستن  به  عـواقب  مشرکانی  می‌کند  که  در گذشته‌ها  بوده‌انـد  و  سـر  خود  گرفته‌اند.  بدین  خاطر  قرآن  پیغمبر  یزدان  صلّی الله عليه وآله وسلّم  را  بـه  استقامت  و  ماندگاری  بر  دین  فطرت  رهنمود  می‌گرداند  و  از  او  می‌خواهد که  بر  آئین  فطرت  استوار  و  پایدار  بماند،  پیش  از  این‌ که  روزی  فرا  رسد که  در  آن  همگان  برابر کارهائی‌ که ‌کرده‌اند  سزا  و  جزا  داده  می‌شوند.  بعد  از  آن  قرآن  مردمان  را  به  سوی  نشانه‌های  شناخت  خدا  که  در  صحنه‌های  جهان  هستند  برمی‌گرداند،  همان‌ گونه  که  در  مرحلۀ  نخست  ایشـان  را  به  سوی  نشـانه‌های  شناخت  یزدان  در  صحنه‌های  جهان  گردانده  بود.  آن ‌گاه  بر  آن  صحنه‌ها  پیرو  می‌زند  و  در  آن  ذکر  می‌کند که  هدایت  تنها  هدایت  خدا  است‌،  و  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  کاری  جز  این  نمی‌تواند  بکند که  پیام  آسمانی  را  ابلاغ ‌کند،  و  به  مردمان  فرمان  ایزد  سبحان  را  برساند.  او که  نمی‌توانـد  کو‌ر  را  هدایت  و  رهنمود کند،  و كر  را  شـنوا  گردانـد.  آن‌ گاه  قرآن  مردمان  را  به  چرخش  و گـردش  تـازه‌ای  می‌برد،  چرخش  و گردش  نوینی  دربارۀ  خودشان‌،  و  بدیشان  مراتب  و  اوضاع  پیدایش  آنان  از  آغاز  تا  پایان  را  تذكّر  می‌د‌هد،  از  زمان‌ کودکی  سست  و  ضعیف  تـا  مرگ  و  رسـتاخیز  و  قیامت‌،  و  بدیشان  صحنه‌ای  از  صحنه‌های  قیامت  را  می‌نمایاند.  بعد  از  آن  این  مرحله  نیز  پایان  می‌گیرد  و  سوره  نیز  با  پایان ‌گرفتن  آ‌ن  به  پایان  می‌آید  و  در  اواخر  آن‌،  پيغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  رهنمود  می‌شود  به  صبر  و  شکیبائی  بـر دعوت  خود،  و  اسـتقامت  و  پایداری  در  برابر  آنچه  از  سوی  مردمان  در  راه  دعوت  بدو  می‌رسد.  بدو  ا‌طمینان  می‌دهد که  وعدۀ  خدا  حقّ  است  و  قطعاً  فرا  مـی‌رسد.  پس  نـباید کسـانی  او  را  پریشان  حال  و  هراسان  بسازند  و  او  را  سبک  بدارند  و  بازیچۀ  دست  خود  بکنند که  یقین  و  ایمان  ندارند.

*
فضای  سوره  و  روند  آن  هر  دو  با هم  همیاری  دارند  در  به  تصویر کشیدن  موضوع  اصلی  و  بنیادین  سوره ‌که  پرده‌برداری  از  ارتباطات  محكمی  است ‌که  میان  احوال  مردمان‌،  رخدادهای  زندگی،  گذشته  و  حال  و  آیـندۀ  انسانها،  و  قوانین  و  سنن  جهان  هستی‌،  موجود  است‌.  در  سایۀ  این  ارتباطات  جلوه‌گر  می‌آید کـه  هر  جنبش  و  صدائی‌،  هر  رخداد  و  هر  حالت  و  وضعی‌،  هر  پیدایش  و  رویش  و  هر  فرجام  و  نتیجه‌ای‌،  و  بالأخره  هر  پیروزی  و  هر  شکستی‌،  همۀ  اینها  با  رشتۀ  مـحکمی  به  یکـدیگر  مرتبط  شده‌اند  و گره  خورده‌اند  و  مطیع  و  فرمانبرد‌ار  قانون  دقیقی  هستند،  و  همۀ  ایـنها  در  دست  خدا  و  به  فرمان  او  است‌:

(لِلَّهِ الأمْرُ مِنْ قَبْلُ وَمِنْ بَعْدُ ).

همه  چیز  در  دست  خدا  و  به  فرمان  او  است‌،  چه  قبل  (‌که  رومیان  شکست  خورده‌اند)  و  چه  بعد  (‌كه  آنـان  پـیروز  می‌گردند)‌. (‌روم‌/‌4)  

این  نخستین  حقیقتی  است‌ که  سراسر  قرآن  آن  را  تأکید  می‌کند،  و  آن  را  حقیقت  واقعی  در  این  عقیده  می‌شمارد،  حقیقتی ‌که  دیگران  را  به  سوی  آن  می‌خواند،  و  هـمۀ  جهان‌بینیها  و  احساسها  و  ارزشها  و  سنجشها  برخاسته  از  آن  و  مربوط  بدان  است‌،  و  بدون  آن  اندیشه  و  بینشی  راست  و  درست  درنمی‌آید  و  راست  و  درست  بشمار نمی‌آید.

*
هم  اینک  به  بررسی  مشروح  سوره  می‌پردازیم‌:

(الم (١)غُلِبَتِ الرُّومُ (٢)فِي أَدْنَى الأرْضِ وَهُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ (٣)فِي بِضْعِ سِنِينَ لِلَّهِ الأمْرُ مِنْ قَبْلُ وَمِنْ بَعْدُ وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ (٤)بِنَصْرِ اللَّهِ يَنْصُرُ مَنْ يَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ (٥)وَعْدَ اللَّهِ لا يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ (٦)يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ) (٧)

الف‌.  لام‌.  میم‌.  رومیان  (‌از  ایرانیان‌)  شکست  خورده‌اند.  (‌این  شکست‌)  در  نزدیکترین  سـرزمین  (‌بـه  سـرزمین  عرب  که  نواحی  شام  است‌،  رخ  داده  است‌)  و  ایشان  پس  از  شکستشان  پیروز  خواهند  شد  در  مدّت  چند  سـالی‌.  همه  چیز  در  دست  خدا  و  به  فرمان  او  است‌،  چه  قبل  (‌که  رومیان  شکست  خورده‌اند)  و  چه  بعد  (‌که  آنـان  پـیروز  می‌گردند.  ضعف  و  قدرت  و  شکست  و  پیروزی  و  غیره  آزمون  خداوندی  است‌)‌.  در  آن  روز  (‌که  رومیان  پیرور  می‌گردند)  مؤمنان  شادمان  می‌شوند.  (‌آری‌!  خوشحال  می‌شوند)  از  یاری  خدا.  خدا  هـر  کسی  را  که  بخـواهد  یـاری  مـی‌دهد،  و  او  بس  چیره  (‌بـر  دشـمنان  خود)  و  بسیار  مـهربان  (‌در  حقّ  دوسـتان  خویش‌)  است‌،  ایـن  وعده‌ای  است  که  خدا  داده  است‌،  و  خداوند  هرگز  در  وعده‌اش  خلاف  نخواهد  کرد،  و لیکن  بیشتر  مـردم  (‌کـه  کافران  و  مشرکان  و  مـنافقانند،  ایـن  را  نـمی‌دانـند.  ایـن  اکثریّت  کوتاه‌ بین‌)  تنها  ظاهر  و  نمادی  از  زندگی  دنیا  را  می‌دانند،  و  ایشان  از  آخرت  کاملاً  بی‌خبرند.

این  سوره  با  حـروف  مـقطعۀ  الف  و  لام  و  میم  آغاز  گردیده  است‌.  در  تفسیر  حروف  مقطّعه  هـم‌ گـفتیم‌ کـه  ارجح  اقوال  این  است‌ که  خدا  مردمان  را  توجّه  می‌دهد  به  این‌ که  این  قرآن  - ‌از  جمله  این  سوره  آن  - ‌از  همچون  حروفی  فراهم  آمده  است‌،  حروفی  کـه  عـربها  آنـها  را  می‌شناسند،  و  با  وجود  این‌،  قرآن  معجزه‌ای  برای  ایشان  است‌،  و  آنان  نمی‌توانند  بسان  قرآن  را  بسازند،  در  حالی  که  این  حروف  در  دسترس  آنان  است  و  زبان  ایشان  از  آنها  ساخته  و  پرداخته  گردیده  است‌.

آن‌ گاه  خبر  صادقانۀ  ویژه‌ای  دربارۀ  جیره  شدن  رومیان  در  چند  سال  بعدی  در  می‌رسد.  ابن‌جریر  -  با  اسنادی‌ که  دارد  -  از  عبدالله  ابن  مسعود  رضی الله عنه  روایت  کرده  است  که  گفته  است‌:  ایرانیان  بر  رومـیان  پـیروز  شده  بودند.  مشرکان  دوست  می‌داشتند  که  ایرانیان  بر  رومیان  پیروز  گردند.  مسلمانان  هم  دوست  می‌داشتند  که  رومیان  بر  ایرانیان  پیروز گردند،  چرا که  رومیان  اهل‌ کتاب  بودند  و  به  آئین  مسلمانان  نزدیک  بشمار  می‌آمدند.  وقتی  کـه  نازل  شد‌:

(الم (١)غُلِبَتِ الرُّومُ (٢)فِي أَدْنَى الأرْضِ وَهُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ (٣)فِي بِضْعِ سِنِينَ ).

الف‌.  لام‌.  میم‌ه  رومیان  (‌از  ایرانیان‌)  شکست  خورده‌انـد.  (‌این  شکست‌)  در  نزدیک‌ترین  سـرز