‌شوند).

این‌ کار  تناقض  آشکار  است  و  نابسامانی  اندیشۀ  ایشان  را  می‌رساند.  چه  آنان  وقتی ‌که  سوار کشتی  می‌شوند،  و  بر  روی  دریا  همچون  عروسکی  می‌شوند که  ا‌مواج  آن  را  بدینجا  و  بدانجا  پرت  می‌گردانـد،  جـز  خدا  را  یـاد  نمی‌کنند  و  به  فریاد  نمی‌خوانند،  و  جز  نیروی  یگانه‌ای  را  نمی‌شناسند که  بدان  پناه  ببرند،  و  آن  نـیروی  خدا  است‌.  با  دل  و  جان  و  با  بیان  و  زبان  به  طور  یکسان  خدا  را  یگانه  می‌دانند  و  یگانه  می‌خوانند،  و  از  فطرت  خود  که  وحدانـیّت  خدا  را  احسـاس  می‌کند  فرمانبرداری  می‌کنند.

(فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ ).
سپس  هنگامی  که  خدا  آنـان  را  نـجات  داد  و  سـالم  بـه  خشکـی  رسـاند،  بـاز  ایشـان  شـرک  مـی‌ورزند  (‌و  بـه  انبازهائی  برای  خدا  معتقد  می‌شوند!).

پیام  درست  فطرت  را  فـراموش  می‌کنند.  فراموش  می‌نمایند که  خدا  را  به  یگانگی  فریاد  می‌داشتند  و  به  کمک  می‌طلبیدند  و  خالصانه  از  او  اطاعت  می‌کردند،  و  پس  از  اقرار  و  اعتراف  به  یگانگی  یزدان  جهان  و  تسلیم  فرمان  ایزد  منّان ‌گردیدن‌،  دیگرباره  منحرف  می‌شوند  و  به  کژراهه  می‌روند!

سرانجام  این  انحراف  و کژراهه  رفتن‌،  ايشان  را  به  کفران  و  ناشکری  نعمتهائی  می‌کشاند که  خدا  بـدیشان  داده  است‌،  و  فطرت  سالمی  را  نادیده  می‌گیرند که  خدا  بدانان  بخشیده  است‌،  و  دلائل  روشـنی  را  پشت‌ گـوش  می‌اندازند  که  یزدان  بدیشان  نـموده  است‌.  فراموش  می‌کنند  که  بهره‌مندی  و  استفادۀ  از کـالاها  و  مـتاعهای  محدود  دنیا  تا  اجل  مقدّری  است ‌که  خدا  تعیین  فرموده  است‌،  و  بعد  از  فرارسیدن  اجل  می‌شود  آنچه  باید  بشود،  و  آن  شرّ  و  بلا  و  درد  و  رنج  است‌.

(لِيَكْفُرُوا بِمَا آتَيْنَاهُمْ وَلِيَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ) (٦٦)
بگذار  چیزهائی  را  که  بدیشان  داده‌ایم  نادیده  بگیرند  و  (‌کـفران  نـعمت  کنند،  و  چند  روزی  از  لذّات  زودگـذر)  بهره‌مند  گردند،  (‌سـرانـجام‌)  خواهند  فـهمید  (‌کـه  چـه  سرنوشت  شومی  در  انتظار  ایشان  است‌)‌.

اين  تهدید  نهانی  است  به  بدی  و  بدحالی  و  شکنجه  و آزاری‌ که  در  انتظار  دارند،  و  بالأخره  خواهند  دانست‌!  آن‌ گاه  قرآن  ایشان  را  به  نـعمت  خدا  تذکّر  می‌دهد.  یادآور  می‌شود که  خدا  با  اعطاء  این  حرم  پرامن  و  امانی  بدیشان،  حرمی‌ که  در  آن  زندگی  می‌کنند،  چه  نـعمتی  بدانان  بخشیده  است  و  از  چه  لطفی  برخوردارشان  کرده  است‌.  ولی  آنان  نعمت  خدا  را  یاد  نمی‏‎کنند  و  شکر  آن  را  بجای  نمی‌آورند،  شکری ‌که  با  به  یگانگی  شناختن  خدا  و  پرستش  او  صورت  می‌پذیرد.  بلکه  آنان  مؤمنان  را  هم  در  این  حرم  به  ترس  و  هراس  می‌اندازند:

(أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا وَيُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أَفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَةِ اللَّهِ يَكْفُرُونَ؟)(٦٧)
مگر  (‌قریشیان  با  چشم  عبرت  و  تفکّر)  نمی‌بینند  کـه  مـا  (‌ســرزمین  ایشــان‌،  مکّــه  را)  حـرم  پـرامــن  و  امـانی  ساخته‌ایم‌،  در  حالی  کـه  دور  و  بـر  آنـان  مردم  ربـوده  می‏‎گردند  (‌و  در  هـمه  جـای  بیرون  ایـن  حرم  غـارت  و  کشتار  می‌کنند؟‌!)‌.  آیا  به  (‌بتهای‌)  بـاطل  ایـمان  دارنـد  و  نعمت  خدا  (‌داد  امنیّت  مکّه  و  رسالت  محمّد)  را  نـادیده  و  ناسپاس  می‌گذ‌ارند؟‌.

اهالی  حرم  مکّه  در  امن  و  امان  زندگی  را  بسر  می‌بردند.  مردمان  به  خاطر  بیت‌الله  برایشان  احترام  قائل  می‌شدند،  در  حالی ‌که  پبرامون  آنان  قبائل  همدیگر  را  می‌كشتند  و  سر  می‏‎بریدند،  و  برخی  از  ایشان  برخی  دیگر  را  به  ترس  و  هراس  می‌انداختند،  و  مردمان  در  هیچ  جائی  در  امن  و  امان  نبودند  مگر  در  سایۀ  خانه‌ای  که  خدا  ایشان  را  به  سبب  این  خانه  و  در  ایـن  خـانه  در  امـن  و  امـان  می‌داشت‌.  جای  شگفت  بود که  قریشیان  خانۀ  خدا  را  نمایشگاه  بتها کرده  بودند،  و  آن  را  عبادتگاهی  برای  غیر  خدا  -‌ هر که  و  هر چه  باشد  -‌نموده  بودند!

(أَفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَةِ اللَّهِ يَكْفُرُونَ ؟).
آیا  به  (‌بتهای‌)  باطل  ایمان  دارند  و  نعمت  خدا  (‌داد  امنیّت  مکّه  و  رسالت  محمّد)  را  نادیده  و  ناسپاس  می‌گذارند؟‌.  

(وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُ أَلَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوًى لِلْكَافِرِينَ ؟)(٦٨)
آخر  چه  کسی  ستمگرتر  از  کسی  است  که  بر  خدا  دروغ  بندد،  و  یا  (‌دین‌)  حقّ  را  چون  بدو  رسد  تکذیب  کند؟‌!  آیـا  جایگاه  کافران  دوزخ  نیست‌؟‌.

آنان  با  نسبت  دادن  انبازها  به  خدا،  به  یزدان  جهان  تهمت  می‌زنند.  ایشان  حقّ  را  تکذیب  می‌کنند،  حقّی‌ که  به  سوی  ایشـان  آمده  است  و  آن  را  نـمی‌پذیرند  و  به  انکارش  می‌نشینند.  آیا  جایگاه  کافران  دوزخ  نـیست‌؟  بلی  قطعاً  و  حتماً  جایگاهشان  دوزخ  است‌!

*
قرآن  سوره  را  با  تصویری  از گروه  دیگـری  بـه  پـایان  می‏‎برد.  از کسانی  صحبت  می‌کند که  در  راه  خدا  به  تلاش  و  جهاد  ایستاده‌اند  تا  به  خدا  برسند  و  با  او  ارتباط  پیدا  کنند.  کسانیند  که  در  راه  رضای  او  تحمّل  کرده‌انـد  آنچه  باید  تحمّل ‌کرد،  و  از  اجـراء  وظـائف  و  تکـالیف  سرباز  نزده‌اند  و  مأیوس  و  ناامید  از  لطف  ربّ  نشده‌اند.  آنان  در  برابر  بلا  و  آزمون  نـفس‌،  و  در  برابر  بلا  و  آزمون  مردمان  شکیبائی  ورزیـده‌انـد  و  راست ‌قامت  ایستاده‌اند.  ایشان  بارهای  ناگواریـها  و  نـابهنجاریهای  خود  را  بر  دوش‌ کشیده‌اند  و  در  راه  دور  و  دراز  و  سخت  و  دشوار و  ناآشنا  حرکت ‌کرده‌اند،  و  طی  طریق  به  سوی  رفیق  اعلی  نموده‌اند  .  .  .  خدا  هرگز  آنان  را  تک  و  تنها  به  خود  رها  نمی‌کند،  و  هرگز  ا‌یمان  ایشـان  را  ضائع  و  هدر  نمی‌گرداند،  و  هرگز  تلاش  و  جهادشان  را  فراموش  نمی‌فرماید.  خدا  قطعاً  از  آن  مرتبۀ  والای  والای  خـود  بدیشان  به  عنایت  نظر  می‌کند  و  خشنودشان  می‌نماید،  و  به  تلاش  و  جهادشان  نظر  می‌اندازد  و  ایشان  را  هدایت  و  رهنمود  می‌سازد.  به ‌کوششها  و  پـویشهای  پـیاپی  و  مستمرّشان  می‌نگر‌د  و  دستهایشان  را  می‌گیرد  و  یاری  و  مددشان  می‌دهد.  به  صبر  و شکـیبائی  و  استقامت  و  پایداریشان‌،  و  به  احسان  و  نیكو‌کاریشان  از  سر  مرحمت  می‌نگرد  و  بهترین  پاداش  را  بدیشان  عطاء  می‌فرماید: 
(وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ) (٦٩)
کسانی  که  برای  (‌رضای‌)  ما  به  تـلاش  ایسـتند  و  در  راه  (‌پیروزی  دین‌)  ما  جهاد  کنند،  آنان  را  در  راه‌های  مـنتهی  به  خود  رهنمود  (‌و  مشمول  حمایت  و  ه