ما  و  بر  شما  نازل  شده  است  ایمان  داریم  (‌که  قرآن  و  تـورات  و  انـجیل  است‌)‌.  مـعبود  مـا  و  معبود  شما  یکی  است‌،  و  ما  تنها  تسلیم  و  فرمانبردار  او  

هستيم‌.

دعوتی‌ که  نوح  عليه السّلام  و  پیغمبران  بعد  از  او  بـا  خود  بـه  ارمغان  آورده‌اند  و  پرچم  آن  را  بر  دوش  کشیده‌اند  تا  به  خــاتم  پـیغمبران  مـحمّد  صلّی الله عليه وآله وسلّم  رسـیده  است‌،  دعـوت  یگانه‌ای  و  از  سوی  خدای  یگانه‌ای  است‌.  دعوتی  است  که  دارای  هدف  یگانه‌ای  است ‌که  برگردانـدن  بشریّت  گمراه  به  سوی  پروردگارشان‌،  و  رهنمود کردن  آنان  به  راه  خدا،  و  تربیت  ایشان  برابر  برنامۀ  او  است‌.  مؤمنان  و  باورمندان  به  هر  رسالتی  برادران  مؤمنان  و  باورمندان  به  سائر  رسالتها  هستند:  همۀ  آنان  ملّت  یگانه‌انـد،  و  خدای  یگانه‌ای  را  پرستش  می‌کنند.  انسانها  در  میان  همۀ  نسلهای  خود  دو  دسته‌اند:  دسته‌ای  مؤمنانند که  حزب  یزدانند،  و  دسته‌ای  دشمنان  یزدانند  که  حزب  شیطانند،  فرقی  نمی‌کند که  زمان  و  مکان  آنان  نزدیک  بـاشد  یـا  دور.  هر  نسلی  از  نسلهای  مؤمنان  حلقه‌ای  از  حلقه‌های  زنجیرۀ  درازی  است  که  در  طـول  زمـان  کشـیده  شـده است.

این  حقیقت  سترگ  و  بزرگ  و  والائی  است‌ که  اسلام  بر  آن  پایدار  و  استوار  می‌گردد،  و  این  آیۀ  قرآنـی  آن  را  مقرّر  می‌دارد.  این  حقیقتی  است  که  روابط  انسـانها  را  فراتر  از  این  می‌برد که  رابطه  تنها  رابطۀ  خون  یا  نسب  یا  نژاد،  یا  میهن‌،  یا  تبادل  افکار،  و  یا  بازرگانی  و  تجارت  باشد.  این  حقیقتی  است‌ که  روابط  انسـانها  را  از  هـمۀ  اینها  بالاتر  می‏‎برد  تا  بدانجا که  رابطه  را  به  خداپرستی  می‌کشاند که  در  عقیدۀ  یگانه‌ای  مجسّم  می‌گردد  و  همۀ  نژادها  و  رنگها  در  آن  ذوب  می‌شوند،  و  نژادها  و  میهنها  در  آن  نهان‌،  و  زمان  و  مکان  در  آن  متلاشی  می‌گردند،  و  چیزی  برجای  نمی‌ماند  مگـر  دستاویز  بسیار  محکمی  که  به  آفریدگار  دیّان‌،  یعنی  قاضی  القضات  جهان‌،  متّصل  و  مرتبط  است‌.

بدین  خاطر  است ‌که  قـرآن  مسـلمانان  را  از  مـجادله  و  ستیز  با  اهل‌ کتاب  بازمی‌دارد،  مگر  مجادله  و  ستیزی ‌که  با  دلائل  استوار  و  با  شیوۀ  زیبا  و  دل‌انگیزی ‌که  بـیانگر  فلسفۀ  رسالت  نوین  باشد،  و  پیوند  میان  ایـن  رسـالت  نوین  و  میان  رسالتهای  پیشین  را  بیان  دارد،  و  اهل‌ کتاب  را  قانع  کند  که  پیروی  کردن  از  واپسین  شکل  رسالتهای  خدا  ضروری  است‌،  واپسین  شکلی ‌که  با  دعوتهای  قبل  از  خود  موافق  و  هماهنگ  است‌،  و  برابر  حکمت  خدا  و  اطّلاع  او  از  نیاز  بشریّت  آمده  است  تا  مکمّل  دعوتهای  پیشین  گردد.

(إِلا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ ).

مگر  با  کسانی  از  ایشان  كه  ستم  کنند  (‌و  متوسّل  به  زور  یـا  گستاخی  شـوند  و  از  حدّ  اعتدال  در  جدال‌،  خـارج  گردند.  در  این  صورت  شدّت  و  حدّت  در  مقابلۀ  با  آنان  

بلامانع  است‌‌).

مگر کسانی  از  ایشان  که  ستم  کنند  و  از  یگانه‌پرستی  خارج  شوند،  یگانه‌پرستی‌ای  که  پـایۀ  بنیادین  عقیدۀ  جاویدان  است‌،  و  برای  خدا  انباز  قائل  شوند،  و  به  برنامۀ  خدا  در  زندگی  زیان  برسانند  و  خلل  وارد  گردانـند.  با  ايشان  جدال  و  نیکو‌کاری  و  نیکرفتاری  نمی‌شود.  اسلام  با  همچو‌ن  کسانی  جنگید،  بدان  هنگام‌ که  دولتی  و  حکو‌متی  در  مدینه  پیدا کرد.

برخی  از  اهل ‌کتاب  به  پیغمبر خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم‌ تهمت  می‌زنند  و  می‌گویند:  او  بدان  هنگام ‌که  در  مکّه  زندگی  می‌کرد  و  از  سوی  مشركان  رانده  و  مانده  بود،  با  اهل‌ کتاب  زیبا  رفتار کرد  و  همزیستی  مسـالمت‌آمیزی  داشت‌.  ولی  زمانی‌ که  در  مدینه  قدرت  به  هم  رساند  با  اهل ‌کتاب  جنگید،  و  مخالف  تمام  چیزهائی‌ که  در  مکّه  راجـع  بدیشان ‌گفته  بود  رفتار کرد!  این  سخن  تهمت  آشکاری  است‌،  و  این  نصّ  مکّی ‌گواه  بر  آن  است‌.  چـه  زیبا  و  پسندیده  مجادله  و  ستیزه ‌کردن  با  اهل‌ کتاب  مربوط  می‌گردد  به‌ کسانی  از  ا‌هل‌ کتاب ‌که  ستم  نکنند،  و  ا‌ز  آئین  یزدان  منحرف  نگردند،  و  از  جادۀ  یگانه‌پرستی  سـره  و  توحید  خالص ‌که  همۀ  رسالتها  آن  را  با  خود  به  ارمغان  آورده‌اند  به ‌کژراهه  نیفتند  و  نروند.

(وَقُولُوا آمَنَّا بِالَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَأُنْزِلَ إِلَيْكُمْ وَإِلَهُنَا وَإِلَهُكُمْ وَاحِدٌ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ) (٤٦)

و  بگوئید:  به  تمام  آنچه  از سوی  خدا  بر ما  و  بر  شما  نازل  شده  است  ایمان  داریـم  (‌که  قرآن  و  تـورات  و  انـجیل  است‌)‌.  معبود  ما  و  معبود  شما  یکی  است‌،  و  ما  تنها  تسلیم  و  فرمانبردار  او  هستیم‌.

در  ایـن  صورت  هـیچ گو‌نه  نـیازی  به  دشمنانگی  و  کشمکشی  و  به  مجادله  و  ستیزی  نیست‌.  همۀ  آنان  به  خدای  یگانه‌ای  ایمان  دارند،  و  مسلمانان  ایمان  دارنـد  بدانچه  بر  خودشان  نازل ‌گردیده  است  و  بدانچه‌ که  بر  کسانی  نازل  گردیده  است  که  پیش  از  ایشان  بوده‌اند.  آنچه  اکنون  نازل ‌گردیده  است  و  آنچه  در گذشته‌ها  نازل  شده  است  در اصل  خود  یکی  هستند  و  برنامۀ  خدا‌یند،  و  برنامۀ  خدا  دارای  حلقه‌های  متّصل  به  هـم  در  زنجيرۀ  رسالتها  ا‌ست‌.

(وَكَذَلِكَ أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ فَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمِنْ هَؤُلاءِ مَنْ يُؤْمِنُ بِهِ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلا الْكَافِرُونَ) (٤٧)

ایـن  چنین  مـا  کتاب  (‌آسـمانی  قـرآن‌)  را  بر  تو  نـازل  کرده‌ایـم  و  کسـانی  که  پـيش  از  ایـن‌،  کتاب  (‌آسمانی  همچون  تورات  و  انجیل  را)  برای  آنان  فرو  فرستاده‌ایـم  (‌و  ایشان  به  را‌ستی  بدانها  پایبند  و  معتقدند)  به  این  کتاب  (‌آســـمانی  قـرآن  نــام‌)  ایمان  مـی‌آورند  (‌چرا  که  هـم  نشـانه‌های  آن  را  در  كتابهای  خـود  یــافته‌اند  و  هـم  محتوایش  را  از  نظر  اصـول  کـلّی  هماهنگ  بـا  محتوای  کتابهای  خویش  می‌بینند)‌.  و  از  میان  اینان  (‌که  اهل  مکّه  و  مشرکان  عرب  هسـتند،  همچنین‌)  کسـانی  بدان  ایـمان  دارند،  و  آیات  ما  را  جز  کافران  انکار  نمی‌کنند.

«‌كذلک‌:  این  چنین‌»‌.  این  چنین‌،  برابر  برنامۀ  یگانۀ  متّصل  به  همدیگری‌،  و  برابر  قانون  و  سنّت  یگانه‌ای ‌که  دگرگون  نمی‌سود،  و  به  شیوه‌ای‌که  خدا  برابر  آن  به  پیغمبرا‌ن  خود  وحی ‌کرده  است  و  پـیام  داده  است‌،  مـا  قرآن  را  بر  تو  نازل‌ کرده‌ایم‌.

(وَكَذَلِكَ أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ ).

ایـن  چنین  مـا  کتاب  (‌آسمانی  قرآن‌)  را  بـر  تو  نازل  کرده‌ایم‌.

مردمان  در  برابر  قرآن  دو  دسته  گردیدند:  دسته‌ای  از  اهل‌ کتاب  و  ا‌ز  قريشیان  بدا‌ن  ایـمان  مـی‌آورند،  و  دسـته‌ای  از  آنـان  بدان  ایمان  نـمی‌آورند  و  بدان  نمی‌گرو