ده‌های  لازم  را  از  آن  ببرند، و  رهنمودها  و  توجیهاتی  از  قرآن  بماند  و  آیندگان  بی‌بهره  از  این  خوان  یغمای  آسـمانی  نـمانند، و  زمـام  رهــبری  زنــدگی  و  پــیشرفت  و  تـرقّی  آن  در  دست  رهنمودها  و  تـوجیهات  کـلام  ایـزد  سـبحان  در  طـول  روزگاران  همیشه  باقی  بماند  و  شایستۀ  همچون  مـقام  والائی  باشد. بدین  خاطر  میان  این  د‌و  اندیشه  مخالفتی  نخواهد  بود. این  نزدیک‌تر  به  ذهن  است  و  شایسته‌تر  می نماید.

(إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ) (٢٠)

قطعاً  خدا  بر  هر  چیزی  توانا  است‌.

خداوند  مـتعال  زنـدگی  را  مـی‌آغازد  و  آن  را  دوباره  برگشت  می‌دهد  و  از  نو  سر  می‌دهد  و  می‌سازد، بـا  آن  قدرت  مطلقی  که  دارد  و  مـقیّد  به  انـدیشه‌های  کـوتاه  انسانها، و  محدود  بـه  چـیزهائی‌  کـه  آنـها  را  قـوانـین  می‌خوانند  و  در  پرتو  آنها  این  را  ممکن  و  آن  را  ناممکن  می‌دانند  نیست‌، و  در  دائرۀ  تجارب  و  علوم  محدود  آنان  اسیر  نمی‌ماند. 

از  زمرۀ  قدرت  خدا  بر  هر  چیزی  این  است‌: او  هر  کسی  را  که  بخواهد  عذاب  می‌رساند، و  به  هرکـس  ‌که  بخواهد  مرحمت  می‌کند. برگشت  همگان  تنها  به  سوی  او  است‌. هیچ  کس  نمی‌تواند  او  را  درمانده‌  کـند، و  هـیچ  کسـی  نمی‌تواند  او  را  از کاری  باز  دارد  و  جلو  او  را  بگیرد:  

(يُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ وَيَرْحَمُ مَنْ يَشَاءُ وَإِلَيْهِ تُقْلَبُونَ (٢١) وَمَا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ فِي الأرْضِ وَلا فِي السَّمَاءِ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلا نَصِيرٍ) (٢٢)

(‌آن  وقت  که  رستاخیز  به  پا  شد، خدا) هر  کس  را  بخواهد (‌و  مستحقّ  بداند)  عذاب  می‌رساند، و  هر  کس  را  بخواهد  مورد  مرحمت  قرار  می‌دهد.  (‌سرانجام‌، جملگی‌) شما  به  سـوی  او  بازگردانده  مـی‌شوید. شـما  نـمی‌توانـید  (‌از  قلمرو  حکومت  خدا  بیرون  روید،  و  او  را) درمانده  کنید، چه  در  زمین  و  چه  در  آسمان (‌بـاشید)‌، و  بـغیر  ار  خدا  شما  هیچ  سرپرستی  و  یاوری  ندارید.

عذاب  و  رحمت  پیرو  مشیّت  و  ارادۀ  خدا  است‌. از  آنجا  که  خدا  راه  هـدایت  را  و  راه  ضـلالت  را  روشـن‌  کـرده  است‌، و  به  انسان  استعدادی  داده  است  که  در  پرتو  آن  می‌تواند  این  را  یـا  آن  را  انـتخاب ‌کـند، و  هـر  دو  راه  هدایت  و  ضلالت  را  یکسـان  بـرای  او  سـاده  و  آسـان  نموده  است‌، این  انسـان  است  کـه  مـی‌توانـد  آنـچه  را  می‌خواهد  از  این  دو  راه  برگزیند  و  در پیش‌ گیرد، و  آن  وقت  مشیّت  و  ا‌رادۀ  خدا  بدان  تعلّق‌  گیرد  و  عـذاب  یـا  رحمت  را  برای  او  بپذیرد. اگر  انسان  رو  به  خدا  کند  و  به  هدایت  او  رغبت  ورزد، این  روکردن  و  رغبت  ورزیدن  او  را  به  یاری  و  مدد  خدا  بدو  می‌رساند  -‌همان‌ گونه  ‌که  خدا  بر  خود  واجب  فرموده  است  -‌ و  روی ‌گردان  شـدن  انسان  از  دلائل  هدایت  یزدان  و  بازداشتن  خود  از  براهین  هدایت  ایزد  سبحان‌، او  را  به ‌گسیختن  از  رحمت  خدا  و  گمراه  شدن  می‌کشاند. از  اینجا  است  که  رحمت  نصیب  دسته‌ای‌  و  عذاب  بهرۀ  گروهی  می‌گردد.

(وَإِلَيْهِ تُقْلَبُونَ) (٢١)

و (‌سرانـجام‌، جملگی‌) شما  بـه  سـوی  او  بازگردانده  می‌شوید.

تعبیری  از  برگشت  است  ‌که  در  آن  شدّت  و  حدّتی  است  که  با  معنی‌  پس از  خود  همخوانی  دارد:

(وَمَا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ فِي الأرْضِ وَلا فِي السَّمَاءِ).

شما  نمی‌توانید (‌از  قلمرو  حکومت  خدا  بیرون  روید  و  او  را) درمانده  کنید،  چه  در  زمین  و  چه  در  آسمان (‌باشید)‌. در  گسترۀ  سراسر  این  هستی  شما  توان  و  قدرتی  ندارید  که  با  آن  بتوانید  از  برگشت  به  بوی  خدا  خـویشتن  را  بازدارید  و  رهائی  پیدا  کنید. نه  شما  در  زمین  هـمچون  توان  و  قدرتی  دارید،  و  اگر  هم  فـرشتگان  و  پـریان  را  می‌پرستید  و  گمان  میبرید  آنـان  در  آسـمان  تـوان  و  قدرتی  دارند، ایشان  نیز  چـنین  کـاری  را  نـمی‌توانـند  بکنند‌.

(وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلا نَصِيرٍ) (٢٢)

و  بغبر  از  خدا  شما  هیچ  سرپرستی  و  یاوری  ندا‌رید. 

بغیر  از  خدا  کو  سرپرست  و  یاوری‌؟ بغیر  از  خـدا  چـه  کسی  از  مردمان  می‌تواند  سرپرست  و  یاور  شود؟ آیـا  کدام  یک  از  فرشتگان  و  پریان  می‌تواند  سـرپرست  و  یاور  شود؟ همۀ  آنان  گانی  از  آفریدگان  خدا  هستند  و  برای  خودشان  هم  مالک  سود  و  زیانی  نمی‌باشند  چـه  رسد  به  این‌ که  بتوانند  به  دیگری  سود  و  زیانی  برسانند.  

(وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَلِقَائِهِ أُولَئِكَ يَئِسُوا مِنْ رَحْمَتِي وَأُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ) (٢٣)

کسانی  که  آیات  خدا  و  ملاقات  او  را  باور  ندارند  ایشان  از  رحمت  من  مأیوس  می‌باشند، و  آنان  عذاب  دردناکی  دارند.

انسان  از  رحمت  خدا  مأیوس  نمی‌گردد  مگر  این‌ که  دل  کافری  داشته  باشد، و  پـیوند  مـیان  او  و  پروردگارش  گسیخته‌  گردد. همچنین  انسان  ‌کافر  نمی‌شود  مگر  این  ‌که  از  پیوند  دل  خود  با  خدا  نـا  امـید  شـده  بـاشد، و  دلش  خشکیده  باشد  و  نمی  در  آن  نمانده  باشد، و  راهی  به  سوی  رحمت  خدا  برایش  نمانده  باشد. فرجام  کـار  هــم  معلوم  است.

َ(أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ) (٢٣)

و  آنان  عذاب  دردناکی  دارند.

*
پس  از این  خطابی  که  در  لابلای  داستان  بیان  گـردیده  است‌، خطابی‌  که  متوجّه  هر  کسی  است‌  که  منکر  دعوت  ایمان  است‌، و  از  جمله  قوم  ابراهیم‌، روند  قرآنی  به  بیان  پاسخ  قوم  ابراهیم  برمی‏گردد،  پاسخ  عجیب  و  غریبی  ‌که  مایۀ  شگفت  است‌، و  در ضمن  پرده  از  خودستائی  کافران  و  طاغیان  برمی‏دارد  و  معلوم  می‌نماید  که  آنان  به  سبب  داشتن  قدرت  و  قوّت  و  سـلطه  و  حکومت‌، به  خـود  می‌نازند:

(فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلا أَنْ قَالُوا اقْتُلُوهُ أَوْ حَرِّقُوهُ فَأَنْجَاهُ اللَّهُ مِنَ النَّارِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ) (٢٤)

قوم (‌ابـراهـیم  بـه‌) او  جز  ایـن  نـبود  که (‌بـه  یکدیگر) گفتند: او  را  بکشید  یـا  بسـوزانـید  پس (‌ایشـان  سرانجام  او  را  بـه  آتش  انـداختند  و  مـا  آتش  را  سـرد  و  سالم  برای  ابراهیم  کردیم  و) او  را  از  آتش  رهانیدیم‌. در  این  (‌بی‌تأثّیر  کردن  آتش‌، و  رهانیدن  ابراهیم  از  نـیرنگ  کافران‌) نشانه‌هائی (‌بر  قدرت  خدا) برای  مؤمنان  است‌. 

او  را  بکشید  یا  بسوزانید!..  این  هم  پاسخ  دعوت  روشن  و  ساده  و  مرتّب  و  منظّمی  است  ‌که  با  آن  دلهـایشان  و  خردهایشان  را  مخاطب  قرار  می‌دهد،  بدان  شیوه‌ای  کـه  ارزش  آن  را  در  عرضه  ‌کردن  دعوتها  بیان  داشتیم‌.

وقتی‌  که  طاغیان  و  یاغیان  از  چهرۀ  ترش  و  اخموی  خود  پرده  برداشتند،  پو  ابراهیم  علیه السّلام  نمی‌توانست  به  دفـع  آن  بکوشد، و  خویشتن  را  بپاید  و  مصون  و  محفوظ  نماید، چرا  که