نتظارش  ندارند  و  به  گونه‌ای  که  به  دلشان  خطور  نمی‌کند  به  سراغشان  بیاید؟  یا  این  که  به  هنگام  رفت  و  آمدشان  (‌برای  بازرگانی  و  داد  و  ستد،  گریبان‌)  ایشان  را  بگیرد  (‌و  به  ناگاه  هلاکشان  گرداند؟‌)‌.  به  هر  حال  آنان  نمی‌توانند  (‌خدای  را)  درمانده  کنند  (‌و  از  دست  عذاب  و  مرگ  او  خویشتن  را  برهانند)‌.  یا  این  که  در  بیم  و  هراس  (‌از  مرگ،  بیماری‌،  زیان‌،  تنگدستی،  صاعقه‌،  زلزله‌،  و  بلایا  و  مصائب  دیگر)  ایشان  را  نگاه  دارد  (‌و  زندگی  را  بر  آنان  حرام  گرداند؟  بلی  خداوند  می‌تواند  هرکس  و  هر  گروهی  را  به  یکباره  نابود  کند  و  یا  این  که  به  مرگ  تدریجی  گرفتار  سازد.  خداوند  ایشان  را  از  عواقب  زشت  کارهایشان  برحذر  می‌دارد  تا  بیدار  کردند  و  به  مجازات  الهی  گرفتار  نیایند)  چرا  که  خداوند  بسیار  با  رافت  و  با  مرحمت  است‌.

(أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى مَا خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ يَتَفَيَّأُ ظِلالُهُ عَنِ الْيَمِينِ وَالشَّمَائِلِ سُجَّدًا لِلَّهِ وَهُمْ دَاخِرُونَ )

آیا  آنان  به  چیزهائی  که  خدا  آفریده  است  نمی‌نگرند  و  درباره  آنها  نمی‌اندیشند  که  چگونه  سایه‌هایشان  ار  راست  و  چپ  منتقل  میگردند  (‌و  گاهی  بدین  سو  و  گاهی  بدان  سو  امتداد  می‌یابند)  و  فروتنانه  خدای  را  سجده  می‌برند؟

(وَلِلَّهِ يَسْجُدُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأرْضِ مِنْ دَابَّةٍ وَالْمَلائِكَةُ وَهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ يَخَافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ)‌.

آنچه  در  آسمانها  و  آنچه  در  زمین  جنبنده  وجود  دارد،  خدای  را  سجده  می‌برند  و  کرنش  می‌کنند  و  فرشتگان  نیز  خدای  را  سجده  می‌برند  و  تکبر  نمی‌ورزند.  فرشتگان  از  پروردگار  خود  که  حاکم  بر  آنان  است  می‌ترسند  و  آنچه  بدانان  دستور  داده  شود  (‌به  خوبی  و  بدون  چون  و  چرا)  انجام  می‌دهند.

شگفت‌انگیزترین  شگفتیهای  موجود  در  انسان  این  است  که  دست  خدا  در  پیرامون  ایشان  اندرکار  است‌،  و  برخیها  را  مقتدرانه  از  صحنه  زندگی  فرومی‌گیرد  و  نیرنگ  و  چاره‌جوئی  آنان  بدیشان  سودی  نمی‌رساند  و  به  فریادشان  نمی‌رسد،  و  قدرت  و  شوکت  و  دانش  و  دارائی  به  دفاع  از  ایشان  نمی‌پردازد  و  آنان  را  نمی‌رهاند  ...  با  وجود  این‌کسانی‌که  نیرنگ  می‌ورزند  به  نیرنگ  خود  می‌پردازند،  و  آنان‌که  نجات  پیدا  می‌کنند  و  در  امن  و  امان  می‌مانند  انتظار  نمی‌کشندکه  ایشان‌گرفتار  آیند،  همان‌گو‌نه‌که  افراد  پیش  از  ایشان  و  پیرامون  آنان  به  قهر  خداگرفتار  آمده‌اند،  و  نمی‌ترسند  از  این‌که  دست  خدا  به  سوی  ایشان  دراز  شود،  بدان‌گاه  که  بیداروهوشیارند  یادرخواب  یادرغفلت  بسر  می‏‎برند.  قرآن  مجید  وجدان  ایشان  را  از  این  سو  می‌پساید  تا  حساسیت  آنان  را  در  برابر  خطر  منتظره  برانگیزد،  خطری‌که  جز  زیانمندان  از  آن  غافل  نمی‌گردند:

(أَفَأَمِنَ الَّذِينَ مَكَرُوا السَّيِّئَاتِ أَنْ يَخْسِفَ اللَّهُ بِهِمُ الأرْضَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لا يَشْعُرُونَ ؟ )  .

آیا  توطئه‌گران  بدکردار  (‌از  این  عذاب  الهی‌)  ایمن  گشته‌اند  که  ممکن  است  خداوند  آنان  را  (‌همچون  قارون‌.)  به  دل  زمین  فرو  برد  (‌و  نابودشان  گرداند)‌،  یا  این  که  عذاب  الهی  از  آنجا  که  انتظارش  ندارند  و  به  گونه‌ای  که  به  دلشان  خطور  نمی‌کند  به  سراغشان  بیاید؟‌.

« فَمَا هُمْ بِمُعْجِزِينَ »‌.

آنان  نمی‏‎توانند  (‌خدای  را)  درمانده  کنند  (‌و  از  دست  عذاب  و  مرگ  او  خویشتن  را  برهانند)‌.

آنان  خدای  را  درمانده  نمی‌کنند،  و  مکان  ایشان  چه  در  سفر  و  چه  در  حضر  از  خدا  دور  نیست‌.

(أَوْ يَأْخُذَهُمْ عَلَى تَخَوُّفٍ ‌؟  )  ٠

یا  این  که  در  بیم  و  هراس  (‌از  مرگ،  بیماری‌،  زیان‌،  تنگدستی‌،  صاعقه‌،  زلزله‌،  و  بلایا  و  مصائب  دیگر)  ایشان  را  نگاه  دارد  (‌و  زندگی  را  بر  آنان  حرام  گرداند؟‌)‌.

بیداری  و هوشیاری  ایشان  دست  خدا  را  از  یقه  انان  کوتاه  نمی‌کند،  و  هرچند  آمادگی  دفاع  از  خود  را  داشته  باشند  سودی  به  حالشان  ندارد،  آیا  اگر  آنان  غافل  و  بی‌خبر  باشند  چگونه  می‌توانند  جلو  دست  خدا  را  بگیرند  و  قدرت  خدا  را  سلب‌کنند؟  امّا  خدا  رئوف  و  رحیم  است  و  در  مجازات  شتاب  نمی‌کند،  و  ایشان  را  از  سرانجام  بد  برحذر  می‌دارد  تا  بیدارگردند  و  به  مجازات  الهی  گرفتار  نیایند.

ایا  توطئه‌گران  بدکردار  از  این  عذاب  الهی  ایمن  گشته‌اندکه  ممکن  است  خداوند  آنان  را  ناگهان  فروگیرد  و  از  صحنه  زندگی  برگیرد؟  در  حالی‌که  آنان  در  مکر  و  نیرنگ  خود  پافشاری  می‌کنند  و  سر  درگمراهی  خود  نهاده‌اند!  نه  پشیمان  می‌شوند  و  به  سوی  خدا  برمی‌گردند،  و  نه  راه  تقوا  و  پرهیزگاری  درپیش  می  گیرند.

در  حالی‌که  آنان  چنین  به  نیرنگ  وگمراهی  خود  مشغولند،  جهان  پیرامون  ایشان  با  قانونها  و  سنتها،  و  با  پدیده ها  و  جلوه‌گریهائی‌که  دارد  همگان  را  به  ایمان  آوردن‌،  و  به  کرنش‌کردن  و  فرمان  بردن  یزدان  سبحان  می‌خواند:

« أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى مَا خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ يَتَفَيَّأُ ظِلالُهُ عَنِ الْيَمِينِ وَالشَّمَائِلِ سُجَّدًا لِلَّهِ وَهُمْ دَاخِرُونَ؟».

آیا  آنان  به  چیزهائی  که  خدا  آفریده  است  نمی‌نگرند  و  درباره  آنها  نمی‌اندیشند  که  چگونه  سایه‌هایشان  از  راست  و  چپ  منتقل  می‌گردند  (‌و  گاهی  بدین  سو  و  گاهی  بدان  سو  امتداد  می‌یابند)  و  فروتنانه  خدای  را  سجده  می‌برند؟‌.

صحنه  سایه‌هائی  که  بر  زمین  دراز  می‌کشند،  و  سپس  خود  را  فرامی‌چینند،  و  مدتی  راست  و  استوار  می‌مانند،  و  بعدکج  می‌شوند  و  به  جانبی  می‌گرایند،  صحنه  الهامگرانه‌ای  برای  کسی  است‌که  دریچه  دل  خود  را  باز  می‌کند،  و  احساس  خویش  را  بیدار  می‌نماید،  و  با  جهان  پیرامون  خویشتن  همآوا  و  همنوا  می‌شود.

روند  قرآنی  از  تسلیم  اشیاء  در  برابر  قوانين  خدا،  به  سجده  بردن  تعبیر  می‌کند.  سجده  بردن  هم  آخرین  سرحد  خضوع  و  خشوع  است‌.  آن‌گاه  روند  قرآنی  رو  به  حرکت  سایه‌هائی  می‌کند  که  دامن  فرو  انداخته‌اند  و  امتداد  پیدا  کرده‌اند  و  دارند  دامن  فراهم  می‌چینند  و  جمع  می‌گردند.  این  نیز  حرکت  آهسته  و  آرامی  است‌که  در  احساس  و  شعور،  خزیدن  نهان  ژرفی  دارد.  سپس  روند  قرآنی  آفریدگان  را  در  حال‌کرنش  بردن  و  فروتنی‌کردن  و  فرمانبرداری  نمودن  ترسیم  می‌کند،  و  به  جمع  آفریدگان  همه  چیزهائی  را  ضمیمه  می‌کندکه  در  آسمانها  و  زمین  بوده  و  جنبنده  و  روان  هستند.  آن‌گاه  به  جمع  آفریده‌ها  و  پدیده های  هستی‌،  فرشتگان  را  اضافه  می‌کند.  ناگهان  صحنه  همایش  شگفتی  از  چیزها  و  سایه‌ها  و