 دنـیا  به  بـاطلگرایـان  است‌، باطلگرایانی  که  مردمان  ایشان  را  پیروز  می‌بینند  و  بدیشان  مات  و  مبهوت  و  شگفت‏زده  خیـره  می‌شوند.  دنیا  فریادشان  می‌دارد  و  برایشان  هرّا  می‌کشد  و  غـوغا  می‌کند. عموم  مردمان  برایشان ‌کف  می‌زنند. و  سدّها  و  مانعهای  سر  راهشـان  درهـم  می‌شکند  و کنار  زده  می‌شود، و  مجدها  و  عظمتها  برایشان  ساخته  و  پرداخته  می‌گردد، و  زندگی  برایشان  صاف  و  گوارا می  شود  و  به  مرام  و  مرادشان  می‌گردد. امّا  این  انسان  مؤمن  بی‌نام  و  نشان  و  دنگ  و  فـنگ  در کـناری  است  و  بـدو  تـوجّه  نمی‌شود  و  چه  بسا  مهمل  و  زشت  قلمداد  می‌شود. کسی  به  دفاع  از  او  برنمی‌خیزد، و  به  ارزش  حقّی  ‌که  با  او  است  توجّهی  نمی‌گردد  و  اصلاً  احسـاس  آن  حـقِّ  هـم  نمی‌شود. چه  بسا  تنها  افراد  کمی  از  امثال  خودش ‌که  چیزی  از  امور  و  شؤون  زندگی  را  در  دست  نـدارنـد، بدا‌ن  حقّ  بنـگرند  و  اهمیّت  بدهند.

آزمایش  و  آزمون  غربت  در  میان  است‌، آن  هم  غربت  در  محیط  و  خانه  و کاشانۀ  خود! و  تک  و  تنها  ماندن  به  خاطر  داشتن  عقیدۀ  اسلامی‌! هنگامی  که  شخص  مؤمن  می‌نگرد  و  هر آنچه  را که  در  پیرامون  او  است‌، و  هر  که  را  کـه  در  دور  و  بر  او  است‌، در  امواج  ضـلالت  غـرق  می‌بیند، و  او  تنها  است  و کنار  افتاده  و  غریب  و  رانده  و  مانده  است‌، بداند  که  آزمایش  و  آزمون  او  آغاز  شـده  است  و  درگرفته  ا‌ست‌.

آزمایش  و  آزمون  دیگری  و  از  نوع د ‌یگری  در  مـیان  است‌ که  ما  امروزه  در  این  روزگاران  آن  را  آشکـار  و  برجسته  می‌بینیم‌. آن  آ‌زمایش  و  آزمون  ایـن  است‌ کـه  مؤمن  ملّتهائی  و  دولتهائی  را  می‌بیند  که  غرق  در  پستی  و  خواری  هستند، ولی  با  وجود  ایـن  جامعه‌های  آنـان  مترقّی  و  پیشتاز  بوده  و  در  زندگی  خود  متمدّن  هستند. فرد  در  آن  جامعه‌ها  از  رعایت  و  حـمایتی بر خوردار  است  که  درخور  شأن  و  مقام  انسان  است‌. مؤمن  می‏‎بیند  این  جامعه‌ها  ثروتمند  و  نیرومندند، در  حالی  که  دشمن  خدا  آیند!

آزمایش  و  آزمون  بزرگتری  در  میان  است‌، بزرگتر  از  همۀ  اینها  و  دشوارتر  و  سخت ‌تر  از  همۀ  اینها، و  آن  آزمایش  و  آزمون  نفس  و  شهوت‌، و  جاذبیّت  و کشش  زمین‌، و  دلربائی  و  دل‌ انگیزی  خون  و گوشت‌، و  رغبت  و  عشق  به‌ کالاها  و  متاعها  و  سلطه  و  قدرت‌، یا  رغبت  و  عشق  به  آرایش  و  آرامش  و  بدون  دغدغه  و  دل  ‌شوره  زیستش‌.  از  دیگر  سود  دشواریهای  ماندگاری  و  ایستادگی  در  راه  ایمان‌، و  طیّ  طریق  بر  راستای  والای  آن  در  میان  است‌.  سـدّها  و  مـانعها  در  ژرفـاهای  جـهان  درون‌، و  سختیها  و  ناگواریهای  موجود  در  شـرائـط  و  ظـروف  زندگی  جهان  بیرون،  و  نـاساز گاریهائی  کـه  در  مـنطق  محیط‌، و د‌ر  جهان‌ بینیهای  اهل  زمان  است‌، همه  و  همه  آزمایش  و  آزمون  مردمان  با  ایمان  است‌!

خدا  چه  نیازی  به  این  دارد -‌ حاشا  که  خدا  چنین‌  کند -‌ که  مــؤمنان  را  با  آزما‌یش  و  آزمـون  بـیازارد. و لیکـن  آزمایش  و  آزمون  آماده  کردن  حـقیقی  مـؤمنان  برای  تحمّل  بار  امانت  است‌. امانت  آسمانی  نیاز  به  آمادگی  ویژه‌ای  دارد. این  آمادگی  ویژه  حاصل  و  کامل  نمی‌شود  مگر  با  تحمّل  عملی  سختیها  و  بـر  خود  هـموار  کـردن  دشواریها، و  برتری  حقیقی  و  چیرگی  واقعی  پیدا  کردن  بر  شهوات  و  هواها  و  هوسها، و  صبر  و  شکیبائی‌  کردن  در  برابر  دردها  و  المها، و  نقش  حقیقی  و  اطمینان  واقعی  داشتن  به  مدد  و  یاری  و  پیروزی  یزدان  یا  به  ثـواب  و  پاداش  او، هر  چند  که  آزمایش  و  آزمون  به  طلول  بکشد  و  سختی  و  شدّت  آن  مدّتهای  مدید  ادامه  پیداکند.

سختیها  و  دشواریها  نفس  را  در  بوتۀ  خود  ذوب  می‌کند  و  آمیزه‌ها  و  ناپاکیها  را  از  آن  جدا  و  به  دور  می‌اندازد، و  نیروهای  اندوختۀ  نهان  د‌ر  آن  را  به  جوش  و  خـروش  درمی‌آورد  و  آنها  را  بیدار  می‌کند  و  گرد  می‌آورد، و  با  شدّّت  و  حدّت  بر  آنها  پتک  می‌زند  تا  سخت  و  سفت  و  برّاق  و  درخشان ‌گردند  و  خالص  پدیدار  و  جلوه‌گر  آیند. سختیها  و  د‌شواریها  با  دسته‌ها  و گروه‌های  مردمان  این  چنین  می‌کنند. در  نتیجه  تـنها  کسـانی  سـفت  و  سـخت  می‌ایستند  و  پایداری  و  اسـتقامت  مـی‌ورزند  کـه  تـنۀ  درخت  وجـودشان  سـالم‌تر  و  سخت‌تر، و  سـرشتشان  نیرومندتر  و  قویتر  باشد، و  بـا  خـدا  پیوند  و  ارتباط  محکم‌تر  و  بهتر  داشته  باشند، و  بدانچه  که  در  پـیشگاه  خدا  است‌، و  آن  پیروزی  یا  پاداش  است‌ یقین  و  اطمینان  بیشتری  و  استوارتری  داشته  باشند. این  چنین  ‌کسـانیند  که  در  نهایت  پرچم  را  دریافت  می‌دارند  و  بر  دوش  خود  می‌کشند، و  پس  از  آمادگی  پیدا  کردن  و  امتحان  دادن  است  ‌که  بر  آن  امین  شناخته  می‌شوند.

آنان  امانت  را  دریافت  می‌دارند. این  امانت  برایشان  عزیز  و  گرانبها  است‌،  چون  بـرای  آن  بهای  زیـادی  را  پرداخته‌اند، و  صبر  و  شکیبائی  و  استقامت  و  پایداری  در  راه  آن  نشان  داده‌اند، پ و  محنتها  و  دردها  و  رنجها  برایش  کشیده‌اند، و  در  راه  آن  جان ‌نثاریها  و  فداکاریها  کرده‌اند  و  قربانیها  داده‌اند  و  خونها  به  پایش  ریخته‌اند. کسانی‌  که  خونشان  را  و  اعصابشان  را  مـبذول  مـی‌وآرنـد، و  از  آسایش  و  آرامش  خود  می‌گذرند، و  به  ترک  رغائب  و  علائق  و  لذائذ  خود  می‌گویند، و  در  برار  اذیّت  و  آزار  و  محـرومیّت  شکیبائی  می‌ورزند  و  صبر  در  پیش  می‌گیرند، بدون  شکّ  همچون  ‌کسانی  ارزش  امانتی  را  می‌دانند  که  در  راه  آن  بخشیده‌انـد  و  بـذل‌  کـرده‌انـد آنـچه  را  کـه  بخشیده‌اند  و  بذل  کرده‌اند. دیگر  آن  امانت  را  سـاده  و  ارزان  بعد  از  آن  همه  جان ‌نثاریها  و  فداکاریها  و  قربانیها  و  دردها  و  رنـجها  از  دست  نمی‌دهند  و  مـفت  تسلیم  دیـگران  نمی‌کنند.و  امّا  پیروزی  ایمان  و  حقّ  در  نهایت‌، این  چیزی  است  که  وعدۀ  خدا  آن  را  تضمین  فرموده  است‌، و  هیچ  مؤمنی  هم  در  وعدۀ  خدا  شکّ  و  تردید  ندارد.  اگر  پیروزی  به  تأخیر  بیفتد  قطعاً  حکمت  مـقدّری  در  پس  پر‌دۀ  غـیب  است  و  در  آن  خیر  و  صلاح  ایمان  و  مؤمنان  است‌. هیچ  کسی  غیرتمندتر  از  خدا  برای  حقّ  و  یاران  حقّ  نـیست‌، خدا  از  همه ‌کس  بیشتر  مدافع  حقّ  و  یـاران  حـقّ  است‌. برای  مؤمنانی  که  به  بلا  و  مصیبت  گـرفتار  مـی‌آیند  و  مورد  آزمایش  و  آزمون  قرار  می‌گیرند، این  افتخار  بـس  است  که  آنان  از  سوی  خدا  برگزیده  شده‌اند  تـا  امـینان  دین  حقّ  خدا  باشند، و  خدا  برایشان  گواهی  دهد که  آنان  آئین  محکم  و  استواری  دارند  این  است  که  او  ایشان  را  برای  بلا  و  مصیبت  برمی‌گزیند:

در  حدیث  صحیح  آمـده  است ‌کـه  پـیغمبر  خـدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرموده است:                            

(أشد الناس بلاء ا