َنَّ الْكَاذِبِينَ) (٣)[1]

آیـا  مـردمان  گمان  بـرده‌انـد  هـمین  کـه  بگویند  ایـمان  آورده‌ایم (‌و  بـه  یگانگی  خدا  و.  رسـالت  پـیغمبر  اقـرار  کرده‌ایم‌) به  حال  خود  رها  می‌شوند  و  ایشان  (‌با  تکالیف  و  وظائف  و  رنجها  و  سـختیهائی  کـه  بـاید  در  راه  آئـین  آسمانی  تحمّل  کرد) آزمایش  نمی‌گردند؟ مـــا  کسـانی  را  که  قبل  از  ایشان  بوده‌اند (‌با  انواع  تکالیف  و  مشقّات  و  با  اقسام  نعمتها  و  محنتها) آزمـایش  کرده‌ایـم‌. آخر  باید  خدا  بداند  چه  کسانی  راست  می‏‎گویند، و  چـه  کسـانی  دروغ  می‏‎گویند.

این  نخسش  آهنگ  و  نوا  در  این  بـند  نـیرومند  سـوره  است‌. این  آهنگ  و  نوا  به  صورت  استفهام  انکاری  ذکر  می‌گردد  برابر  درک  و  فهمی ‌که  مردمان  از  ایمان  دارند، و  اغلب ‌گمان  می‌برند که  ایمان  واژه‌ای  است  که  با  زبان  گفته  می‌شود  و  بس.

(أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لا يُفْتَنُونَ) (٢)

آیـا  مـردمان  گمان  برده‌انـد  هـمـن  که  بگویند  ایمان  آورده‌ایـم (‌و  بــه  یگانگی  خـدا  و  رسـالت  پیغمبر  اقـرار  کرده‌ایم‌) به  حال  خود  رها  می‌شوند  و  ایشان  (‌با  تکالیف  و  وظائف  و  رنجها  و  سـختیهائی  که  باید  در  راه  آئـین  آسمـانـی  تحمّل  کرد) آزمایش  نمی‌گردند؟‌.

ایمان  تنها  واژه  و  سخنی  نیست ‌که ‌گفته  شود  و  بر  زبان  رود. بلکه  ایـمان  حـقیقتی  است  کـه  دارای  وظـائف  و  تکـالیفی  است‌، و  امـانتی  است  کـه  دارای  رنـجها  و  دشواریهائی  است‌، و  جهادی  است  که  نیاز  بـه  صـبر  و  شکیبائی  دارد، و  جدّ  و  جهدی  است‌  که  محتاج  تحمّل  و  استقامت  است‌.  دیگر  کافی  و  بسنده  نیست  ‌که  مـردمان  بگویند: ایمان  آورده‌ایم  و  ایمان  داریم‌. آنان  به  خـاطر  همین  ادعاء  زبانی  معاف  و  رها  نمی‌گردند. ایشان  مورد  آزمـایش  و  آزمون  قرار  می‌گیرند  و  باید  ثابت ‌قدم  بمانند  و  از  امتحان  صاف  و  صادق  بـه  در  آیـند. عـناصرشان  درست  و  دلهایشان  سره  جلوه‌گر  آید  و  خود  را  بنماید. هم  بدان‌ گونه‌ که  آتش  طلا  را  می‌آزماید  تا  میان  ا‌صـل  طلا  و  میان  عـناصر  بی‌ارزش  و  کـم ‌بهائی  ‌کـه  بـدان آلوده اند  آمیزۀ  آن  گردیده‌اند  فاصله  بیندازد  و  آنها  را  از  یکدیگر  جدا  سازد  -  این  هم  معنی  ریشـۀ  واژگـانی  فتنه  است  و  دارای  دلالت  و  سایه ‌روشن  و  پیام  و  اشارۀ  خاصّ  خود  است  -  این  چنین  هم  فتنه‌، یعنی  آزمایش  و  آزمون  با  دلها  عمل  می‌کند.

این  آزمایش  و  آزمون  ایمان‌، اصل  ثـابتی‌، و  قـانون  و  سنّت  جاری  و  ساری‌ای  در  میزان  یزدان  سبحان  است‌:  

(وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ) (٣)

ما  کسانـی  را  کـه  قبل  از  ایشان  بوده‌اند (‌با  انواع  تکالیف  و  مشقّات  و  با  اقسام  نعمتها  و  محنتها)  آزمایش  کرده‌ایم‌. آخر  باید  خدا  بداند  چه  کسانی  راست  می‏‎گویند، و  چـه  کسانی  دروغ  می‌گویند.

خدا  حقیقت  دلها  را  پـیش  از  آزمـایش  و  آزمون  هـم  می‌داند، و لیکن  آزمایش  و  آزمون  در  جـهان  واقـعیّت  چیزی  را  برملا  می‌کند  و  نشان  می‌دهد  که  برای  عـلم  و  دانش  یزدان  معلوم  و  مکشوف  است‌، ولی  برای  علم  و  دانش  مردمان  نهان  و  پوشیده  است‌. خدا  مردمان  را  در  این  صورت  در  برابر  اعمال  و  افعالی  مـورد  حسـاب  و  کتاب  قرار  می‌دهد  ‌که  از  ایشان  سر  می‌زند، و  ایشان  را  در  برابر  چیزی  دادگاهی  و  دادرسی  نمی‌کند  که  از  ایشان  می‌داند  و  اطّلاع  دارد. این  هم  از  یکسو  فضل  و  لطـف  است‌، و  از  سوی  دیگری  عدل  و  داد  است‌. از  سـوی  دیگری  نیز  آموزش  و  پرورش  مردمان  را  دربر  دارد، و  بدیشان  آموخته  می‌شود  که  کسی  را  مؤاخذه  نکـنند  و  گرفتار  و  محاسبه  ننمایند  مگر  در  برابر کاری  که  از  او  عیان  گردیده  است  و  به  ظهور  رسیده  است‌، و  در  برابر  کاری ‌که  اعمال  و  افعالش  آن  را  محقّق  سـاخته  است  و  نـمایان  کرده  است‌. چه  آنان  که  از  خدا  بهتر  و  خوبتر  از  دل  او  آگاه  و  مطّلع  نیـستند!

به  قانون  و  سنّت  خدا  در  آزمـایش  و  آزمون ‌کسـانی  برمی‌گردیم ‌که  ایمان  می‌آورند  و  در  معرض  آزمایش  و  آزمون  قرار  می‌گیرند  تا  معلوم ‌گرداند  چـه  کسـانی  از  ایشان  راستکار  و  راسـتگویند  و  چه  کسانی  از  آنـان  بدکار  و  دروغگویند.

قطعاً  ایمان  امانت  یزدان  در  زمین  است‌. کسی  این  امانت  را  برنمی‌دارد  و  پاس  نمی‌دارد  مگر  آنان‌  که  شایستۀ  آن  هستند  و  قدرت  پاسداری  و  پاس  داشتن  آن  را  دارند، و  در  دلهایشان  نسبت  بدان  اخلاص و پاکی  وجود  دارد. و  آنان  که  این  امانت  را  بر  آسودن  و  لمیدن  و  غنودن، و  بر  امن  و  امان  پیدا  کردن  و  به  سلامت  بودن  و  به  سلامت  زیستن، و  بر  کالاها  و  متاعها  و  خـوشیها  و  خواستها، ترجیح  می‌دهند. ا‌ین  امانت‌، امانت  خلاقت  در  زمین‌، و  رهبری  کردن  و  رهنمود  نمودن  مردمان  به  راه  خدا  و  در  زندگی  است‌. این  هـم  ا‌مانت  ارزشمند  و  بزرگواری  است‌، و  امانت  بس  سنـگین  و  دشواری  است‌. این  امانت  ار  فرما‌ن  خدا  برمی‌دمد  و  سرچشمه  می‌گیرد  و  مردمان  بدین  خاطر  ا‌ین  ا‌مانت  به  سطح  خاصّی  از  مردمان  نیاز  دارد، مردمانی  که  در  برابر  آزمایش  و  آزمون  صبر  پیش  گیرند  و  شکیبائی  ورزند.

از  جملۀ  آزمایش  و  آ‌زمون  الهی  این  است  که  مؤمن  در  معرض  اذیّت  و  آزار  قرار  گیرد، اذیّت  و  آزاری  کـه از سوی  باطل و باطلگرایان سر  برمی زند  و  در می رسد  و  نیروئی را نباید که از او  رو در روی طاغیان و یاغیان دفاع کند  این  امر  شکل  برجسته  و  پدیدار  آزمـایش  و  آزمون است، آزمایش و  آزمونی که مؤمن در برابر آن  توان  یاری  خود  و  دفاع  از  خود  را  نداشته  باشد، و  متبادر  به  ذهن  امانت  همین  ا‌ست  وقتی  از  آزمایش  و  آزمـون  سخن  می‌رود. و لیکن  این سخت تر ین  و  ناگوارترین آزمایش و آزمون نیست. چرا  که  آزمایشها و  آزمونهای فراوانی و  به  شکلهای  مـختلفی  و  به  صورتهای  گوناگونی   وجود  دا‌رند  که  چه  بسا تلخ تر و  دردناک تر باشند.

آزمایش  و  آ‌زمون  اهل  و  عیال  و  عزیزان  و  دوستدارانی در  میان است  که انسان می ترسد به خاطر او بدیشان  ا‌ذیّت  و  آزار  برسد، و  او  نتواند  از  ایشان  دفاع  نماید. چه  بسا  آ‌نان  او  را  فریاد  بزنند  که  سازش  کند  یا  تسلیم  شود.   و  او  را  به نام عشق و دوستی و  خویشی و خویشاوندی  فریاد  دارند، و  وی  را  از  خدا  بترسانند  که  صلۀ  رحم  را  در  معرض  اذیّت  و  آ‌زار  یا  هلاک  و  نابود‌ی  قرار  ندهد  و  خویشی  و  خویشاوندی  را  بپاید  و  بدانان  رحم  نماید. در  این  سوره  به  نـوعی  و  شکـلی  از  ا‌یـن  آزمایش  و  آزمون  با  پدر  و  مادر  اشـارت  رفته  است‌، آزمایش  و  آزمونی‌  که  بسی  سخت  و  ناگوار  است‌. آزمایش  و  آزمون  روی  آوردن 