ر  اثر  ضعف‌، حتّی‌) نمی‏‎توانند  روزی  خود  را  بردارند (‌و  جابه جا کنند، تا  آن  را  بخورند  یا  بیندوزند)‌. خدا  روزی‌ رسان  آنها  و  شما  است‌. (‌پس  غــم  روزی  را  نخورید  و  ننگ  خواری  و  اسارت  را  نپذیرید). (عنکبوت/60)

روند  قرآنی  سوره  را  با  تمجید  و  بزرگداشت  جهادگران  راه  خدا  خاتمه  می‏بخشد، و  ایشان  را  بر  هدایت  استوار  می‌دارد، و  بر  راستای  راه  ثابت‌ قدم  می‌کند:

(وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ) (٦٩)
کسانی  که  برای (‌رضایت‌) ما  به  تلاش  ایسـتند  و  در  راه  (‌پیروزی  دین‌) ما  جهاد  کنند، آنان  را  در  راه‌های  مـنتهی  به  خود  رهنمود (‌و  مشمول  حمایت  و  هـدایت  خویش‌) می‌گردانیم‌. و  قطعاً  خدا  با  نیکوکاران  است  (‌و  کسانی  که  خدا  در  صف  ایشان  باشد پپروز  و  بهروزند). (عنکبوت/69)

بدین  وسیله  سرانـجام  با  سـرآغـاز  هـمساز  و  هـمآوا  مـی‌گردد و  فـلسفۀ  رونـد  سـخن  در  سـوره‌، و  پـیوند  حلقه‌های  میان  سر آغاز  و  سـر انـجام‌،  پـیرامـون  مـحور  نخستین  خود  و  موضوع  اصیل  خویش‌، روشن  و  آشکار می‌گردد.

روند  سوره  پیرامون  آن  محور  واحد، در  سه  مرحله  به  پیش  می‌رود:

مرحلۀ  نخستین  درگیرندۀ  حقیقت  ایـمان‌، و  قـانون  و  سنّت  آزمایش  و  آزمون‌،  و  سرنوشت  مؤمنان  و  منافقان  و کافران  است‌. گذشته  از  اینها  مسؤولیِّت  فردی  است  و  کسی  در  روز  قیامت  برای  ‌کـس  دیگری  چـیزی  را  بر  عهده  نمی گیرد:

(وَلَيُسْأَلُنَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَمَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ) (١٣)

و  در  روز  قیامت  از  ایشان  دربارۀ  افتراها  و  دروغ‌هـائی  که  به  هم  می‌بافته‌اند  پرسیده  می‌شود. (‌عنکبوت‌/13)  

مرحلۀ  دوم  داستانهائی  را  دربر  می‌گیرد  که  بدانها  اشاره  کردیم‌. و  از  چیزهائی  صحبت  می‌کند  که  داستانها  آنها  را  به  تصویر  می‌کشند، از  قبیل‌:  فـتنه‌ها  و  نیرنگها  و گردنه‌ها  و  دشواریها  و  سختیهائی‌  که  بر  سر  راه  دعوتها  و  رسالتها  و  داعیان  و  پیامبران  است‌، و  خوار  آمدن  و  ناچیز  شدن  چنین  مشقّات  و  مشکلاتی  در  نهایت‌  کار  وقتی‌  کـه  بـا  قـدرت  و  شـوکت  ذات  آفـریدگار  سـنجیده  مـی‌شود. همچنین  از  حقّی  صحبت  می‌دارد که  در  دعوت  پیغمبران  نهفته  است‌. ایـن  حـقّ  خـود  هـمان  حـقّی  است ‌کـه  در  آفرینش  آسمانها  و  زمین  نهفته  است‌. این  حقّ  سراسر  از  سوی  خدا  است‌.

مرحلۀ  سوم  دربرگیرندۀ  نهی  از  مجادلۀ  بـا  اهل  ‌کـتاب  است  مگر  به  شیوۀ  زیبا  و  پسندیده‌. مگر  کسانی  از  آنان  که  بدیشان  ظلم  و  ستم  رفته  باشد.  این  مرحله  همچنین  از  وحدت  ادیان‌، و  وحدت  آنها  با  واپسین  دینی  صحبت  می‌کند که ‌کافران  منکر  آن  می‌شوند  و  مشـرکان  راجـع  بدان  به  جدال  می‌پردازند. این  مرحله  خاتمه  می‌پذیرد  با  استوار  داشتن  گامهای  مجاهدان  راه  خدا  و  مـژده  دادن  بدیشان  و  دلداری  دادن  و  آرامش  بخشیدن  بد‌انان  کـه  راه یافتگان  و  هدایت  ییشگانند  و  رو  به  خدا  روانند:  

(وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ) (٦٩)

و  قطعاً  خدا  با  نیکوکاران  است (‌و  کسانی  هم  که  خدا  در  صف  ایشان  باشد  پیروز  و  بهروزند).

*
در  لابلای  سوره  از  سرآغاز  تـا  سـرانـجام‌، آهـنگها  و  نواهای  نیرومند  ژرفی  پیرامون  معنی  ایـمان  و  حـقیقت  آن  است  که  وجدان  را  سخت  به  تکان  درمـی‌آورند، و  آن  را  جلو وظائف  و  تکـالیف  و  مشـقّات  و  مشکلات  ایمان‌،  جدّی  و  قاطعانه  نگاه  می‌دارند. آن  وقت  وجدان  یا  بدانها  دست  می‌یازد  و  یا  از  آنها  سرباز  می‌زند. اگر  نه  بدانها  دست  ببازد، و  نه  از  آنها  سرباز  بزند، جز  نفاق  نمی‌ماند که  صـاحب  خود  را  در  پـیشگاه  خـدا  رسـوا  می‌گرداند.

این  آهنگها  و  نواها  به‌  گونه‌ای  است  ‌که  نمی‌توان  آنها  را  به  تصویر  کشید  مگر  با  خود  نصوص  قرآنی‌ای ‌کـه  در  لابلای  آنها  جای  گرفته‌اند  و  آمده‌اند. ما  در  ایـنجا  بـا  اشارۀ  بدانها  بسنده  می‌کنیم  تا  زمانی ‌که  آ‌نها  را  همراه  با  روند  سخن  در  جای  مناسب  خـود  بـررسی  و  وارسـی  خواهیم  کرد.

*
«الم». الف. لام. میم.

اینها  حروف  مقطّعه  هستند. در  تفسیر  آنها  چنین‌ گفته‌ایم  که  برای  توجّه  دادن  بدین  موضوع  هستند که  این  حرفها  مادۀ  ‌کتابی  می‌باشند که  خدا  آن  را  بر  پیغمبر  خود  صلّی الله علیه و آله و  سلّم  نازل  فرموده  است‌. این  ‌کتاب  از  همین  حـروف  ساخته  شده  است‌، حروفی  ‌که  ساده  و  آ‌سان  در  دسترس  آنـان  است  و  می‌توانند  از  آنها  هر گونه  سخنی  ‌که  بـخواهـند  بسازند، و  لیکن  نمی‌توانند  از  آنها  همچون  این  قرآن  را  بسازند  و  ارائه  دهند. چون  این  کـتاب  سـاختار  یـزدان  است‌، نه  ساختار  انسان‌.

قبلاً  گفته‌ایم  سوره‌هائی  که  با  این  حروف  مقطّعه  آغـاز  می ‌گردد  در برگیرندۀ  سخن  از  قرآن  هـستند، یا  بلافاصله  به  دنبال  این  حروف  از  قرآن  سخن  می‌گویند، و  یـا  در  لابلای  خود  به  قرآن  می‌پردازند، همان‌ گونه  که  در  این  سوره  معمول  است‌. در  این  سوره  آمده  است‌:

(اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ).

)‌ای  پیغمبر!)  بخوان  آنچه  را  که  از  کتاب (‌آسمانی  قرآن ) به تو وحی شده است. (عنکبوت/45) ‌ 

(وَكَذَلِكَ أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ).

همچنین  ما  کتاب (‌آسمانی  قرآن‌) را  بر  تو  نازل  کرده‌ایم‌.  (عنکبوت/47)

(وَمَا كُنْتَ تَتْلُو مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتَابٍ وَلا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ).

تو  پیــش  از  قرآن‌، کتابی  نمی‌خواندی‌، و  بـا  دست  راست  خود  چیزی  نمی‌نوشتی‌. (عنکبوت/48)

(أَوَلَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ يُتْلَى عَلَيْهِمْ).

آیا  همین  اندازه  برای  آنان  کافی  و  بسنده  نیست  کـه  مـا  این  کتاب  را  بر  تو  نـازل  کرده‌ایـم  و  پـیوسته  بـر  آنـان  خوانده  می‌شود (‌و  دائماً  در  طیّ  قرون  و  اعصار، همگان  را  بــه  مـبارزه  مـی‌خواند  و  معـجزۀ  جـاویدان  یـزدان  می‌ماند؟). (عنکبوت/51‌)

این  سخن  هماهنگ  و  همگام  با  قاعده‌ای  است‌ که  ما  آن  را  برای  تفسیر  این  حروف‌ که  در  سـرآغـاز  بـرخـی  از  سوره‌ها  است  برگزیده  و  در پیش‌ گرفته‌ایم‌.

پس  از  این  سـرآغـاز، سـخن  از  ایمان  مـی‌رود، و  از  آزمایش  و  آزمونی  سخن  به  میان  می‌آید  کـه  مـؤمنان  برای  پیاده  کردن  و  تحقّق  بخـشیدن  ایـن  (ا‌یــمان‌، بـدان  امتحان  می‌گردند. آن ‌گاه  صحبت  مـی‌شود  از  ایـن  که آزمایش  و  آزمون  است  که  راستگویان  و  دروغگویان  را  می‌شناساند  و  پرده  از  رخسـارۀ  صـادقان  و  کـاذبان  برمی‌دارد:

(أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لا يُفْتَنُونَ (٢) وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَم