هنمودی  و  قبل  از  هر  مقرّری  این  قاعده  تذکّر  داده  می‌شود.

آن‌گاه  روند  قرآنی  به  تأکید  و  تقریر  ادامه  می‌دهد:  
(لا إِلَهَ إِلا هُوَ).
جز  او  هیچ  معبود  دیگری  وجود  ندارد.
(كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلا وَجْهَهُ).
همه  چیز  جز  ذات  او  فانی  و  نابود  می‌شود.
(لَهُ الْحُكْمُ).
فرماندهی  از  آن  او  است  و  بس‌.
(وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ) (٨٨)

و  همگی  شما  به  سـوی  او  برگردانده  می‌شوید (‌و  بـه  حساب  و  کتاب  اقوال  و  اعمالتان  رسیدگی  مـی‌کند  و  در  میـانتان  داوری  خواهد  کرد).
(لا إِلَهَ إِلا هُوَ).
جز  او  هیح  معبود  دیگری  وجود  ندارد.

جز  تسلیم  خدا  شدن  هیچ ‌گونه  تسلیمی  وجود  ندارد. جز  برای  خدا  بندگی  کردن‌، بندگی  کردنی  در  میان  نـیست‌. هیچ  نـیروئی  جـز  نـیروی  خـدا  وجود  نـدارد. و  هـیچ  پناهگاهی  جز  پناهگاه  خدا  موجود  نیست‌.

(كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلا وَجْهَهُ).
همه  چیز  جز  ذات  او  فانی  و  نابود  می‌شود.

هــر  چـیزی  فـانی  و  زوال ‌پـذیر  است‌. هـر  چـیزی  از  میان‌ رونده  است‌، اعم  از  مال  و  جاه  و  سلطه  و  قدرت  و  زندگی  و  حیات  و  متاع  و  کالا، و  این  زمین  و  هر  که  بر  آن  است  و  آن  آسمانها  و  هر  چه  و  هر  که  در  آنها  است‌. و  این  جهان  سراسر، چه  چیزهائی‌ که  از  آن  می‌شناسیـم‌، و  چه  چیزهائی‌ که  از  آن  نمی‌شناسیم‌. همه  و  همه  ...  سر  به  سر  ...  جملگی  و  همگی  فانی  می‌شود  و  نابود  می‌گردد  مگر  ذات  سرمدی  و  جـاویدان  یـزدان  کـه  تـنها  او  بـاقی  و  ماندگار  است  و  بس‌.

(لَهُ الْحُكْمُ).
فرماندهی  از  آن  او  است  و  بس‌.

فرمان  می‌دهد  و  داوری  می‌کند  هر  آن ‌گونه ‌که  بخواهد  و  بــه  هـر  چـه  ‌کـه  بــخواهـد. کسـی  در  فـرماندهی  و  فرمانروائی  او  شریک  او  نمی‌گردد،  و کسی  قضاوت  و  داوری  او  را  برنمی‌گرداند  و  مردود  نمی‌دارد، و  در  برابر  فرمان  و  دستورش  فـرمان  و  دسـتوری  نـمی‌ایسـتد  و  پایداری  نمی‌کند. هر چه  را  بخواهد  می‌شود  بدون  ایـن  که‌  کسی  با  او  در  این  باره  شریک  و  انباز  شود  و  همچون  او  کند.

(وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ) (٨٨)
و  همگی  شما  به  سوی  او  برگردانده  می‌شوید.

دیگر  از  حکـم  و  فـرمان  او  گـریزی  نـخواهـد  بـود، و  هیچ ‌گونه  ‌گریز  و  فراری  از  قضاوت  و  داوری  او  در  میان  نــخواهد  بود، و  هـیچ‌ گونه  پـناهگاهی  و  هـیچ ‌گـونه  گریز  گاهی  جز  او  و  جز  به  سوی  او  وجود  نخواهد  داشت‌.

*
بدین  منوال  و  بر  این  روال  سوره‌ای  پایان  می‌پذیرد  که  در  آن  دست  قدرت  یزدان  بـی‌پرده  و  عـیان  جـلوه‌گـر  می‌آید، دست  قدرتی‌  که  دعوت  به  سوی  خدا  را  می‌پاید  و  از  آن  مواظبت  و  مراقبت  می‌نماید، و  همۀ  نیروهای  طــاغی  و  یاغی  سـتمگر  را  درهـم  مـی‌کوبد  و  نـابود  می‌سازد  و  از  ممان  برمی‌دارد.

این  سوره  با  بیان  قـاعده  دعـوت  خـاتمه  مـی‌یابد  کـه  یگـانگی  یـزدان  سـبحان  و  انـحصار  او  به  الوهـیت  و  ماندگاری  و  فرماندهی  و  داوری  است‌.  تـا  یـاران  ایـن  دعوت  در  راه  خود  بر  هدایت  باشند  و  بر  هدایت  روند، و  به  الطاف  و  انعام  خداوندی  یـقین  و  اطـمینان  کـامل  داشته  باشند.

*
پايا‌ن  سوره  قصص
---------------------------------------------------------------
[1] «‌معاد» در این آیه به معنی زادگـاه و جایگاه است‌کـه مکّه است‌. به  معنی  روز  رستاخیز یـا محشر و میعادگاه حساب و کتاب نیز می‌باشدکه برای پپغمبر ورود به  بهشت را  به دنبال دارد. به معنی بهشت نـیز مـی‌باشدکـه برگشت مؤمنان بدان  است‌. تنوین برای تعظبم  است  ... و  لذا  معنی جملۀ یپشین چنین نیز  می‌باشد: همان ‌کسی ‌که (‌تبلیغ‌) قرآن را بر  تو واجب گردانده است‌، تو  را به  مـحلّ  بازگشت  بزرگ (‌قیامت‌) برمی ‌گرداند (‌و میان تو  و تکذیب‌کنندگانت داوری می‌نماید و به  مقام محمود و بهشت موعودت می‌رساند)]‌...(‌مترجم‌) 
[2] مسلّماً پیغمبر هرگز از کفّار پشتیبانی نمی‌کرده است‌. ولی ایـن دسـتور در مورد  او  تأکید است‌، و در مورد دیگران بیان یک وظیفۀ مهـمّ‌. (‌مترجم)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:223.xml">سوره‌ي عنكبوت آيه‌ي 13-1</a><a class="folder" href="w:html:226.xml">سوره‌ي عنكبوت آيه‌ي 45-14</a><a class="folder" href="w:html:231.xml">سوره‌ي عنكبوت آيه‌ي 69-46</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:224.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:225.txt">قسمت دوم</a></body></html>سوره‌ي عنكبوت آيه‌ي 13-1
سورۀ  عنکبوت  مکّی  و  ٦٩  آیه  است  
بسم الله الرحمن الرحيم

(الم (١) أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لا يُفْتَنُونَ (٢) وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ (٣) أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ أَنْ يَسْبِقُونَا سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ (٤) مَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لآتٍ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ (٥) وَمَنْ جَاهَدَ فَإِنَّمَا يُجَاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ (٦) وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُونَ (٧) وَوَصَّيْنَا الإنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ حُسْنًا وَإِنْ جَاهَدَاكَ لِتُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُمَا إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (٨) وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُدْخِلَنَّهُمْ فِي الصَّالِحِينَ (٩) وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ فَإِذَا أُوذِيَ فِي اللَّهِ جَعَلَ فِتْنَةَ النَّاسِ كَعَذَابِ اللَّهِ وَلَئِنْ جَاءَ نَصْرٌ مِنْ رَبِّكَ لَيَقُولُنَّ إِنَّا كُنَّا مَعَكُمْ أَوَلَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِمَا فِي صُدُورِ الْعَالَمِينَ (١٠) وَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْمُنَافِقِينَ (١١) وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا اتَّبِعُوا سَبِيلَنَا وَلْنَحْمِلْ خَطَايَاكُمْ وَمَا هُمْ بِحَامِلِينَ مِنْ خَطَايَاهُمْ مِنْ شَيْءٍ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ (١٢) وَلَيَحْمِلُنَّ أَثْقَالَهُمْ وَأَثْقَالا مَعَ أَثْقَالِهِمْ وَلَيُسْأَلُنَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَمَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ) (١٣)

سورۀ  عنکبوت  مکّی  است‌. بـعضی  از  روایــات  بیان  می‌دارند  که  یازده  آیۀ  نخستین‌، مدنی  هستند. چرا  کـه  «‌جهاد»  و  «‌منافقین‌»  در  آنها  ذکر  شده  است‌. و لیکن  ما  ترجیح  می‌دهیم  ‌کـه  ایـن  سـوره  جـملگی  مکّـی  است‌.  دربارۀ  سبب  نزول  آیۀ  هشتم  گفته‌اند  به  مناسب  ایـمان  آ‌وردن  سـعد  پسـر  (‌بـی‌وقاص  نازل  گـردیده  است‌،  همان‌گونه‌که  خواهد  آمده  پـ