بين‌،  این  چنین  است‌:

(وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لا يَبْعَثُ اللَّهُ مَنْ يَمُوتُ بَلَى وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ لِيُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي يَخْتَلِفُونَ فِيهِ وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ كَانُوا كَاذِبِينَ إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشَيْءٍ إِذَا أَرَدْنَاهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ).

(‌کافران  علاوه  بر  شرکشان‌)  موکدانه  به  خدا  سوگند  یاد  می‏‎کنند  که  خداوند  هرگز  کسی  را  که  می‌میرد  زنده  نمیگرداند.  خیر!  (‌چنین  نیست  که  می‌گویند،  بله  خداوند  همه  مردگان  را  دوباره  زنده  می‌کند،  و  این‌)  وعده  قطعی  خدا  است‌،  ولیکن  بیشتر  مردمان  نمی‌دانند  (‌که  زنده  گرداندن  برای  قدرت  خدا  چیزی  نیست  و  همان‌گونه  که  قبلا  به  انسانها  جان  بخشیده  است‌،  پس  از  مرگ  نیز  دوباره  جان  به  پیکرشان  می‌دمد.  خداوند  همگان  را  زنده  می‌گرداند)  تا  این  که  برای  ایشان  روشن  گرداند  چیزی  را  که  درباره  آن  اختلاف  می‌ورزند  (‌که  به  طور  خاص  رستاخیز  و  به  طور  عام  همه  اموری  است  که  پیغمبران  با  خود  آورده‌اند)  و  این  که  کافران  بدانند  كه  ایشان  (‌در  آنچه  راجع  به  شرک  و  رستاخیز  می‌گویند)  در‌وغگو‌یند  (زنده  گرداندن  مردمان  در  روز  قیامت  برای  ما  مشکل  نیست  همانگونه  که  کافران  گمان  می‌برند)‌  ما  هرگاه  چیزی  را  بخواهیم  (‌پدید  آوریم‌)  کافی  است  که  (‌خطاب‌)  بدان  بگوئیم‌٠  باش‌!  پس  فو‌رآ  می  شود  .

مساله  رستاخیز  مردمان  و  زنده  گرداندن  دوباره  مردگان  همیشه  مشکل  عقیده  برای  بسیاری  از  اقوام  بوده  است‌،  ا‌ز  آن  روزکه  یزدان  پیغمبران  را  به  میان  مردمان  فرستاده  است  تا  بدیشان  دستور  دهند  که  کارهای  خوب  را  بکنند  و  به  ترک  کارهای  بد  بگویند،  و  آنان  را  از  محاسبه  خدا  در  روز  رستاخیز  و  حساب  وکتاب  بترسانند.

مشرکان  قریش  هم  موکدانه  سوگند  می‌خوردندکه  یزدان  مردگان  را  زنده  نمی‌گرداند!  آنان  به  وجود  خدا  ایمان  داشتند،  ولیکن  زنده  گرداندن  مردگان  و  از  گورها  بیرون  آوردن  ایشان  را  نمی‌پذیرفتند.  زنده  گرداندن  و  رستاخیز  مردگان  را  کار  مشکلی  می‌دیدند،  و  پس  از  مرگ  و  فرسوده  شدن  و  پراکنده  شدن  اندامها  و  ذرات  وجود،  بعید  می‌دانستند  مردمان  دوباره  حیات  پیدا  کنند!  از  معجزه  حیات  نخستین  و  آفرینش  پیشین  انسانها  غافل  بودند  ...  سرشت  قدرت  الهی  را  فراموش  کرده  بودند.  آنان  نمی‌دانستند  که  قدرت  خدا  با  جهان‌بینیها  و  اندیشه‌ها  و  طاقت  و  توان  انسانها  سنجیده  نمی‌شود  و  اصلا  قدرت  یزدان  با  قدرت  مردمان  قابل  مقایسه  نیست‌.  پدید  آوردن  و  ایجاد  کردن  چیزی  برای  قدرت  یزدان  هیچ‌گونه  مشکلی  تولید  نمی‌کند  وگرفتاری  ندارد.  کافی  است  که  اراده  یزدان  متوجه  آفرینش  چیزی  شود  تا  فوراً پدید  آید  و  سر  از  عدم  برآورد.

قریشیان  همچنین  غافل  از  حکمت  نهفته  خدا  در  رستاخیز  مردمان  و  زنده  گرداندن  مردگان  بودند.  نمی‌دانستند  که  در  این  جهان  کاری  به  کمال  خود  نمی‌رسد.  چه  مردمان  درباره  حق  و  باطل‌،  و  هدایت  و  ضلالت‌،  و  خیر  و  شر،  با  یکدیگر  اختلاف  دارند.  چه‌بسا  هرگز  اختلاف  ایشان  درباره  آنها  به  پایان  نیاید  و  در  میانشان‌کار  فیصله  پیدا  نکند  و  در  این  جهان  نزاع  ایشان  برنخیزد.  زیرا  اراده  خدا  بر  آن  قرارگرفته  است  که  عمر  بعضیها  طولانی  بشود،  ولی  عذاب  و  عقاب  خدا  در  این  سراگریبانگیرشان  نگردد  وكار  را  تصفیه  نکند.  تا  آن‌گاه  که  در  آخرت  همه‌کارها  به‌كمال  خود  می‌رسد  و  جزا  و  سزای خود  را  در  پی  خواهد  داشت‌.

روند  قرآنی  پاسخ  این  سخن  کفرآمیز  را  می‌دهد،  و  شبهه‌هائی  را  برملا  می‌دارد  که  آمیزه  این  سخن  است  و  در  درونهای  آن‌گونه  مردمان  در  غوغا  است‌.  بیان  این  مساله  این  چنین  می‌آغازد:

«‌ بَلَى وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا »  .

خیر!  (‌چنین  نیست  که  می‌گویند،  بلکه  خداوند  همه  مردگان  را  دوباره  زنده  می‌کند،  و  این‌)  وعده  قطعی  خدا  است‌.

هر  وقت  هم  خدا  وعده  چیزی  را  بدهد  حتمآ  انجام  می‌پذیرد  و  به  هیچ‌وجه  و  در  هیچ  حالی  از  احوال  تخلف  در  آن  نمی‌شود.

(وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ)  ٠

ولیکن  بیشتر  مردمان  نمی‌دانند  (‌که  زنده  گرداندن  برای  قدرت  خدا  چیزی  نیست  و  همانگونه  که  قبلا  به  انسانها  جان  بخشیده  است‌،  پس  از  مرگ  نیز  دوباره  جان  به  پیکرشان  می‌دمد.

اکثر  مردم  حقیقت  وعده  خدا  را  نمی‌دانند.

این‌کار  هم  حکمت  خود  را  دارد:

(لِيُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي يَخْتَلِفُونَ فِيهِ وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ كَانُوا كَاذِبِينَ  )  .

(‌خداوند  همگان  را  زنده  می‌گرداند)  تا  این  که  برای  ایشان  روشن  گرداند  چیزی  را  که  درباره  آن  اختلاف  می‌ورزند  (‌که  به  طور  خاص  رستاخیز،  و  به  طور  عام  همه  اموری  است  که  پیغمبران  با  خود  آورده‌اند)  و  این  که  کافران  بدانند  که  ایشان  (‌در  آنچه  راجع  به  شرک  و  رستاخیز  می‌گویند)  دروغگویند.

کافران  دروغگویند،  چه  آنان  ادعاء  می‌کنند  که  آنان  به  هدایت  راهیان  گردیده‌اند،  و  گمان  می‌برند  پیغمبران  دروغگویند،  و  آخرت  را  نفی  می‌کند،  و  اعتقاد  تباهی  دارند  و  تباهی  پیشه‌اند.

وقتی‌که‌کار  به  خدا  نسبت  داده  شد،  مشکلی  نمی‌ماند،  وكار  ساده  می‌شود:

(إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشَيْءٍ إِذَا أَرَدْنَاهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُون)‌.

(‌زنده  گرداندن  مردمان  در  روز  قیامت  برای  ما  مشکل  نیست  همانگونه  که  کافران  گمان  می‌برند)‌.  ما  هرگاه  چیزی  را  بخواهیم  (‌پدید  آوریم‌)  کافی  است  که  (‌خطاب‌)  بدان  بگوئیم‌:  باش‌!  پس  فوراً  می‌شود.

رستاخیز  مردمان  و  زنده  شدن  مردگان  چیزی  از  این  چیزها  است‌،  بدون  هیچ‌گونه  معطلی  صورت  می‌پذیرد  و  انجام  میگيرد  همین‌که  اراده  خدا  بدان  روكند.

*
در  اینجا  در  حالتی‌که  مقابل  انکارکنندگان  حق  و  حقیقت  است‌،  پرتوی  از  مومنان  تصدیق‌کننده  حق  و  حقیقت  نشان  داده  می‌شود،  مومنانی‌که  ايمان‌کاملی  به  خدا  و  آخرت  دارند،  و  همچون  ایمانی  ایشان  را  به  ترک  خانه  و  کاشانه  و  سرزمین  خود،  و  به  ترک  اموال  و  دارائی  خود  برای  خدا  و  در  راه  خدا  می‌کشاند:

(وَالَّذِينَ هَاجَرُوا فِي اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَلأجْرُ الآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ (٤١) الَّذِينَ صَبَرُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ (٤٢)

کسانی  كه  برای  خدا  (‌به  مدینه‌)  هجرت  کردند،  پس  از  ان  که  (‌در  مکه‌)  مورد  ظلم  و  ستم  قرار  گرفتند،  در  این  دنیا  جایگاه  و  پایگاه  خوبی  بدانان  می‌دهی