است‌:

(لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ) (٧٣)

و  سپاسگزار  (‌الطاف  و  مراحم  او)  باشید.

خدا  است ‌که  نعـت  و  رحمت  را  برایتان  سـاده  و  آسـان  کـرده  است  و  در  دسترستان  قرار  داده  است‌. خدا  است که  شب  و  روز  را  برگزیده  است  و  انتخاب‌  کرده  است  و  آنها  را  پیاپی  یکدیگر  سآورد  و  می‌گرداند  و می‌چرخـاند.  خدا  است‌  که  همۀ  قوانین  و  سـنن  جـهان  را  پـدیدار  و  نمودار  کرده  است  و  شما  آنـها  را  برنگزیده‌اید  و  انتخاب  نکر‌ده‌اید. بلکه  این  خدا  است‌ که  از  روی  رحمت  و  در  پرتو  دانش  و  از  روی  حکمت‌، قوانین  و  سنن  را  برگزیده  است  و  انتخاب‌ کرده  است‌، و  شما  بـه  جـهت  تکـرار  و  طول  انس  و  الفت‌، از  قوانین  و  سنن  الهی  غافل  و  بی‏خبر  گردیده اید  و  در  خواب  غفلت  آ‌رمیده اید.

*
روند  قرآنی  این ‌گردشها  و  چرخشها  را  با  صـحنۀ  تند  و  سریعی  از صحنه‌های  قیامت  پایان  می‌دهد. در  آن  یک  پرسش  انکاری  از  ایشان  می‌شود  دربارۀ  انبازهائی  ‌کـه  گمان  می‌برده‌اند، و  آنان  را  رویاروی  نگاه  می‌دارند  و  جلو  چیزهای  باطل  و  پوچی‌  که  ادّعا  می‌کرده‌اند  متو‌قّف  مـی‌سازند، آنـجا  کـه  ادّعـاهای  دروغـین  و  گـمانهای  نادرستشان  نقش  بر  آب  مـی‌شود، و  همۀ  انگاره‌ها  و  خیال‌پردازیهایشان‌، در  جایگاه  سـؤال  و  جنبان  فـرو  می‌افتد  و  پوچ  درمی‌آید:

(وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ (٧٤) وَنَزَعْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا فَقُلْنَا هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ فَعَلِمُوا أَنَّ الْحَقَّ لِلَّهِ وَضَلَّ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ) (٧٥)

روزی  (‌را  خاطرنشان  سـاز  کـه‌)  خدا  ایشـان  را  فریاد  مــی‌دارد  و  مــی‌گوید:  انـبازهائی  کـه  برای  مـن  گمان  می‌بردید  کجایند؟‌! (‌در  آن  روز،  ما) از  هر  امّتی  گواه  (‌از  میانشان  برگزیده  و) بیرون  مـی‌کشیم  و  (‌بـه  پـیش  خود احصار  می‌کنیم‌، و  خطاب  به  مشر‌کان‌) مـی‌گوئیم‌: دلیل  خود  را  (‌بر  شرک  و  کفر  دنیوی‌) بیاورید. پس  آنان  خواهند  دانست  که  حقّ  با  خدا  است‌، و  چیزهائی  کـه  بـه  هــم  مـی‌بافتند (‌و  انباز  و  بت  و  دست‌انـدر کار  جهان  می‌نامیدند  از  دستشان  به  در  رفته  است  و)  از  ایشان  کم  و  ناپدید  گشته  است‌.

تصویر  روز  صدا  زدن‌، و  پرسشی‌  که  در  آن  از  مشرکان  می‌شود، در  گردش  و  چرخش  پیشین  گذشت. در  ایـنجا  عودت  داده  می‌شود  برای  تاً‌کید  بیشتر  و  تثبیت  آن‌، به  مناسبت  صحنۀ  تازه‌ای  که  در  اینعا  عرضه  می‌گردد. آن  هم  صحنه  بیرون‌  کشیدن  ‌گواهی  از  میان  هر  ملّتی  است  که  پیغمبر  آن  ملّت  است  و  بر  پاسخی‌  که  بدو  داده‌اند، و  بر  استقبالی  که  از  رسالت  او  نموده‌اند، گواهی  می دهد. نزع  یا  بیرون‌  کشیدن‌، حرکت  شدیدی  است‌. مراد  از  آن  نگاه  داشتن  او  و  نمودار  ساختن  او  و  ممتاز  نمودن  او  ار  میان  ایشان  است‌، تا  همگی  قوم  او  وی  را  بسند  و  او  هم  جمل  قوم  خود  را  ببیند.  دررویاروئی  با  این‌گواه  از  ایشان  خواسته  می‌شود  دلیل  و  برهان  خود  را  بر  اعتقادی  که  داشته‌اند  و  بر  کارهائی  که ‌کرده‌اند  بیان  دارند. در  آن  روز  دلیل  و  برهانی  ندارند، و  راهی  برای  ستیز  و  جدال  نمی‌شناسند:
(فَعَلِمُوا أَنَّ الْحَقَّ لِلَّهِ).
آنان  خواهند  دانست  که  حقّ  با  خدا  است.
حقّ  با  خدا  است‌، خالص  و  بدون  شبهه  و  بدون  تردید.  

(وَضَلَّ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ) (٧٥)
و  چـیزهائی  کـه  بـه  هــم  مــی‌بافتند  (‌و  انـباز  و  بت  و  دست‌اندر کار  جهان  می‌نامیدند، ار  دستشان  به  در  رفته  است  و)  از  ایشان  گم  و  ناپدید  گشته  است‌.
هر گونه  شرکی  و  هر گونه  شریکی  ناپدید گردیده  است‌. نه  مشرک  شریکها  را  می‌یابد، و  نه  شریکها  مشرک  را  می‌یابند، در  آن  هنگام  که  سخت  بدانها  نـیازمندند، و  هنگامۀ  جدال  و  برهان  است‌. در  این  موقعیّت  که  شریکها  می بایستی  به  جدال  و  دفاع  از  ایشان‌، و  به  ذکر  دلیل  و  برهان  برا‌ی  نجات  آنان  بپردازند!
*
بدین  وسیله  پیروهای  داستان  موسی  و  عیسی  به  پایان  می‌آید.  پیروهائی‌ که  خردها  و  دلهـا  را  در  آن  آفـاق  و  جهانها  و  رخدادها  و  صحنه‌ها  به  گشت  و  گذار  انداخته  است‌، و  خردها  و  دلها  را  از  دنیا  به  آخرت  برگردانده  است‌،  و  از  آخرت  به  دنیا  برگشت  داده  است‌، و  خردها  و  دلها  را  به  گشت  و گذار  در  نواحی  جهان  و  در  ژرفاهای  درون  وادار  کرده  ا‌ست‌، و  خردها  و  دلهـا  را  در  اطراف  جهان  بیرون  و  در  ژرفاهای  جهان  درون  به ‌گشت  و گذار  انداخته  است‌، و  خردها  و  دلها  را  بالای  مـحلّهای  نابودی  گذشتگان  نگاه  داشته  است‌، و  در  میان  قانونها  و  سنّتهای  جهان  و  زندگی  به  گشت  و گـذار  درآورده  است‌. هـمۀ  اینها  هم  با  محور  اصلی  سوره  هماهنگ  هستند، و  با  دو  داستان  اصلی  سوره‌، یعنی  داستان  موسی  و  عـیسی‌، و  داستان  قارون‌،  همنوا  گـردیده  است‌. داسـتان  نخستین  گذشت‌. هم  اینک  به  داستان  دوم  می‌پردازیـم  و  آن  را  پس  از  آن  پیروها  و  این  چرخشها  و گردشها  می‌آغازیم‌. 
---------------------------------------------------
[1] مراجعه شود به اعراف/142.(مترجم) 
[2] قرآن مجید وقتی ‌که شب را ذکر می‏‎کند اگر ابدی و سرمدی باشد گفته است‌:  (أَفَلا تَسْمَعُونَ؟).(آیا نمی‌شنوید؟)و وقتی‌که روز را ذکر می‌کند اگــر ابدی و  سـرمدی بـاشد، گفته است‌: (فِيهِ أَفَلا تُبْصِرُونَ؟).‌(مگـر نمی‌بینید؟)‌. این  بدان علّت است‌ که ‌گوش اندام حسّ شبانه‌، و چشم اندام حسّ روزانه است... این  هم  از جملۀ هماهنگی هنری در شیوۀ بیان است.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:219.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:220.txt">قسمت دوم</a></body></html>سوره‌ي قصص آيه‌ي 84-76

(إِنَّ قَارُونَ كَانَ مِنْ قَوْمِ مُوسَى فَبَغَى عَلَيْهِمْ وَآتَيْنَاهُ مِنَ الْكُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ (٧٦) وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الآخِرَةَ وَلا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا وَأَحْسِنْ كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ وَلا تَبْغِ الْفَسَادَ فِي الأرْضِ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ (٧٧) قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِنْدِي أَوَلَمْ يَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَهْلَكَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَأَكْثَرُ جَمْعًا وَلا يُسْأَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ (٧٨) فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ قَالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا يَا لَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِيَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ (٧٩) وَقَالَ الَّذِين