و  الله  است  و  خـدائــی  جـز  او  نیست‌، و  هرگونه  سپاس  و  ستایشی  بدو  تعلّق  دارد  چه  در  این  جهان  و  چه  در  آن  جهان، و  فرماندهی  و  داوری  از  آن  او  است‌، و  بازگشت  همۀ  شما  به  سوی  او  خواهد  بود. (‌او  خالق‌، و  او  حاکم، و  او  قاضی  است).

این  پیرو  پس  از  نقل  قول  ایشان  می‌آید:

(إِنْ نَتَّبِعِ الْهُدَى مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنَا).

اگر  هــمراه  تــو  هدایت  را  پـذیرا  شـویم (‌و  از  بـرنامۀ  توحیدی  اسلامی  پیروی  کنیم‌، قبائل  نیرومند  عرب  بـه  جنگ  ما  برمی‌خیزند  و)  ما  را  از  روی  زمینمان  می‌ربایند) (و  نابودمان  می‌نمایند). 

و  این  پیرو  بعد  از  نشان  دادن  موقعیِّت  ا‌یشـان  در  روز  حساب  و کتاب  به  سبب  شرک  و  گمراهی  می‌آید  ...  این  پیرو  می‌آید  تا  بـیان  دارد  کـه  آنـان  بـرای  خـویشتن  نمی‌توانند  اختیار  و  انتخاب‌ کنند، و  مثلاً  نمی‌توانند  امن  و  امان  یا  ترس  و  هراس  را  برگزینند!  همچنین  این  پیرو  می‌آید  تا  وحدانیّت  خدا  و  برگشت  همۀ‌  کارها  بـدو  در  پایان  گشت  و  گذا‌ر  جهان  را  بیان  دارد.

(وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ).

پروردگار  تو  ه رچه  را  بخواهد  می‌آفریند، و  هـرکس  را  بخواهد  برمی‌گزیند، و  مردمان (‌پس  از  صـدور  فرمان  خدا  دربارۀ  چیزی  و  کسی‌)  حقّ  انتخاب  و  اختیار  ندارند. ا‌ین  حقیقتی  ا‌ست  که  مـردمان  اغـلب  آ‌ن  را  فـرامـوش می‌کنند، و  یا  برخی  از  جوانب  و  زوایای  آن  را  فراموش  می‌کنند. خـدا  هـر  چـه  را  بـخواهـد  مـی‌آفریند. کسـی  نمی‌تواند  بدو  پیشنهاد  چیزی  بکند، و  یا  بدو  بگوید  که  چیزی  را  بر  موجودات  و  آفـریده‌ها  بـیفزا، یـا  از  آنـها  چیزی  را  بکاه‌،  و  یا  در  آفریده‌های  خود  چیزی  را  تعدیل  و  تبدیل  کن‌. خدا  ا‌ست  که  از  مـیان  آفـریده‌های  خـود  چیزی  را  انتخاب  می‌کند  و  یا  کسی  را  برمی‌گزیند  برای    کاری‌ که  از  میان  وظائف  و  تکالیف  و  مقامات  و  درجات  می‌خواهد. هیچ کسی  نمی‌تواند  شخصی  را، یا  حادثه‌ای  را، یا  حرکتی  را، یا  سخنی  را، و  یـا  عـملی  را  بـه  خـدا  پیشنهاد  نماید  ...

(مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ).      

مردمان  (‌پس  از  صدور  فرمان  خدا  دربـارۀ  چـیزی  و  کسی‌) حقّ  انتخاب  و  اختیار  ندارند.

حقّ  انتخاب  و  اختیار  نه  دربارۀ  خود  و  نه  دربارۀ  دیگران  ندارند، و  همۀ‌ کارهای ‌کوچک  و  بزرگ  به  خدا  برگشت  داده  می‌شود  و  حواله  می‌گردد. این  حقیقت  اگر  در  دلها  و  درونها  مستقرّ  و  جایگزین  شود، مردمان  چیزی  را  دشمن  نمی‌دارند که  بر  سر  ایشان  می‌آید، و  چیزی  ایشـان  را  سبک  نمی‌دارد  و  به  بازیچه  نمی‌گیرد که  آن  را  به  دست  می‌آورند  و  بدان  می‌رسند، و  چیزی  ایشان  را  غمگین  و  محزون  نمی‌سازد  که  از  دستشان  به  در  مـی‌رود  یـا  از  پیـش  ایشان  می‌گریزد  و  به  دور  می شود. زیرا  (ا‌ین  آنان  نیستند  که  انتخاب  می‌کنند  و  بـرمی‌گزینند، بلکه  این  تنها  خدا  است‌ که  انتخاب  می‌کند  و  برمی گزیند  و  بس‌.

معنی  این  امر  هم  این  نیست ‌که  مردمان  خـردهایشان  و  اراده‌ها  و  خواستهایشان  و  تلاشها  و  کـوششهایشان  را  لغو  و  بیکاره ‌گردانند. بلکه  معنی  آن  این  است ‌که  آنچه  روی  می‌دهد  با  رضا  و  رغبت  بپذیرند  و  تسلیم گردند، پس  از  آن  که  هر  چـه  در  تـوان  دارنـد  می‌اندیشند و  درباره‌اش  به  شـور  مـی‌نشینند  و  اخـتیار  مـی‌کنند  و  برمی‌گزینند. زیرا  آ‌نچه  در  توان  دا‌رند  بر  عهدۀ  ایشان  و  به  حساب  آنان  است  و  فراتـر  از  آن  به  یـزدان  جـهان  واگذار  است‌.

مشرکان  با  خدا  خد‌ایـان  دروغـین  و  ادّعـائی  را (انـباز  می‌کردند، و  حال  این  که  تنها  خدا  آفریدگار  و  صـاحب  اختیار  است‌، و  او  هیچ گو‌نه  انبازی  در  آفرینش  جهان  و  در  انتخاب  و  اختیار  چیزی  در  سراسر  کیهان  ندارد.
(سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ) (68)
خداوند  بسی  مـنزّه تر  و  بالاتر  از  آن  است  کـه  چیزی  را  انباز  او  کنند. 
(وَرَبُّكَ يَعْلَمُ مَا تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَمَا يُعْلِنُونَ) (٦٩)

 (‌ای  پــیغمبر!)  پروردگار  تـو  آگـاه  است  از  آنــچه  سینه‌هایشان  (‌از  کینه‌ها  در  خود) پنهان  مـی‌دارد، و  از  آنچه  آنان  آشکار  می‌سازند (‌و  به  صورت  اعتراضها  و  طعنه‌ها  بروز  می‌دهند).

خدا  است  که  ایشان  را  در  برابر  کـارهائی  کـه  از  آنـان  سراغ  دارد  جـزا  و  سـزا  مـی‌دهد، و  چـیزی  را  بـدیشان  می‌دهد  که  سزاوار  آنند، چه  هدایت  باشد  و  چه  ضلالت‌.  

(وَهُوَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ).
پروردگار  تو  الله  است  و  خدائی  جز  او  نیست‌.

هیچ گونه  انبازی  نه  در  آفرینش  و  نه  در  گزینش  ندارد.
(هُوَ لَهُ الْحَمْدُ فِي الأولَى وَالآخِرَة).ِ
و  هر  گونه  سپاس  و  ستایشی  بدو  تعلّق  دارد  چه  در  این  جهان  و  چه  در  آن  جهان‌.

او  (ا‌ست ‌که  سپاس  و  ستایش  می‌شود  در  برابر  انتخاب  و  اختیارش‌،  و  در  برابر  نعمتهایش‌،  و  در  برابر  حکـمت  و  فلسفه  و،  اداره  کردن  و  چرخاندن  امورش، و  در  برابر  عدالت  رحمتش‌. حمد  و  ثنا  و  سپاس  و  ستایش  بـدو  اختصاص  دارد  و  بس‌.
(وَلَهُ الْحُكْمُ).
و  فرماندهی  و  داوری  از آن  او  است‌.
او  است  که  بر  بندگان  خـود  با  قـضاوت  خـود  داوری  می‌کند. هـیچ  ‌کسـی  نـمی‌توانـد  حکـم  و  فـرمان  او  را  برگرداند  یا  حکم  و  فرمان  او  را  دگرگون‌ گرداند.
(وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ) (٧٠)

و  بازگشت  همـۀ  شما  به  سوی  او  خواهد  بود.  (‌و  او  خالق‌،  و  او  حاکم‌،  و  او  قاضی  است‌(.

‌او  است  ‌که  با  قضاوت  نهائی  خود  در  میان  مردمان  به  داوری  می‌پردازد.  بدین  منوال  ایشان  را  وادار  مـی‌کند  که  قدرت  خدا، و  منحصر  به  فرد  بودن  اراده  و  مشیّت  او  در  این  هستی‌، و  اطّلاع  او  بر  پـنهان  و  آشکـارشان  را  احـساس‌  کنند، و  بدانند که  هیچ  چیز  پنهانی  از  چـیزهای  پنهان  ایشان  بر  یزدان  نهان  نمی‌ماند، و  برگشت  ایشان  هم  به  سوی  یزدان  است‌، و  چیزی  از  کارهایشان  از  دائرۀ  توان  و  آگاهی  خدا  بیرون  نمی‌رود  و  به  در  نـمی‌گردد.  پس  چگونه  باید  برای  خدا  انباز  قرار  دهند  و  شرک  بورزند  بعد  از  این‌ که  چنین  است  و  چنین  می‌دانـند،  و  آنان  در  دست  قدرت  خدایـند  و  از  دست  خـدا  رهـائی  ندارند  و  نمی‌توانند  از ا‌و  بگریزند؟

*
آن‌گاه  یزدان  جهان  ایشان  را  به  ‌گردش  و  چـرخشـی  در  صحنه‌های  دنیا  می‌برد، دنیائی‌ که  در  آن  می‌زیند  و  غافل  از  تدبیر  و  تقدیر  خدا  دربارۀ  خود  بـوده‌، و  بی‏خبر  از  انتخاب  و  گزینش  او  برای  زندگیشان  و  برای  دنـیایشان  هـستند. بدین  وسیله  احساسات  ایشان  را  با  دو  پـدیدۀ  جهانی  بیدار  و  هـوشیار  مـی‌سازد، پدیده‌های  شب  و  روز،  و  اسرار  و  رموزی‌ که  در  فراسوی  آن  دو ا‌ست  و  بیانگر  انتخاب  و  گزینش  خدا 