ا  می‌خواهد  برگزیند،  این  را  یا  آن  را:

(أَفَمَنْ وَعَدْنَاهُ وَعْدًا حَسَنًا فَهُوَ لاقِيهِ كَمَنْ مَتَّعْنَاهُ مَتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ هُوَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مِنَ الْمُحْضَرِينَ) (٦١)

آیا  کسی  که  بدو  وعدۀ  نـیکو  داده‌ایـم‌، و  بـدان  خواهد  رسید (‌که  نعمت  فراوان  و  نامحدود  آن  جهان  و  بـهشت  جاویدان  است‌)  همسان  کسی  است  که  کالای  زندگی  این  جهان  را  بدو  داده‌ایم  (‌و  از  نعمت  نـاپایدار  و  آمـیزه  بـه  غصّه  و  رنج  آن  بهره‌مندش  ساخته‌ایم‌)  و  سپس  در  روز  قیامت  از  زمرۀ  احضار شدگان  (‌برای  حساب  و  کتاب‌، و  گرد  آورده‌شدگان  در  عذاب  و  عقاب  دوزخ‌)  است‌؟‌!. این  صفحۀ  کسی  است  که  خدا  بدو  وعـدۀ  خوبی  داده  است  و  او  در  آخرت  واقعاً  بدان  رسـیده  است  و  آن  را  چشیده  است‌. این  هم  صفحۀ  کسی  است  ‌که  از کالاها  و  نعمتهای  زندگی  دنیای  کوتاه  و  ناچیز  برخـوردار  بـوده  است‌، و  بعد  از  آن‌، آهای  این  او  است  کـه  در  آخـرت  برای  حساب  و  کتاب  آثار  مـی‌گردد  و  حـاضر  آورده  می‌شود. تعبیر  قرآنی  پیام  اجـبار  و  وادار  کــردن  را  بـه  گوش  جان  انسان  می خواند:

(مِنَ الْمُحْضَرِينَ) (٦١)

از  زمرۀ  احضار شدگان  است‌.

از  جملۀ ‌کسانی  است  ‌که  بدون  این‌  که  بخواهند  ترسان  و  لرزان  حاضر  آورده  می‌شوند. آرزو  می‌کنند  کـه  کـاش  حاضر  آورده  نمی‌شدند، چون  می‌دانند  پس  از  حساب  و  کتاب  آن ‌کالاها  و  نعمتهای  زودگذر  و  ناچیز  دنیا  چه  چیز  در  انتظارشان  است‌!

این  پایان  گشت  و گذاری  است  که  در  آن  به‌ گفتار  ایشان  پاسخ  داده  می‌شود،  آنجا  که  می‌گفتند:

(إِنْ نَتَّبِعِ الْهُدَى مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنَا).

اگر  هــمراه  تـو  هـدایت  را  پـذیرا  شـویم  (‌و  از  برنامۀ  توحیدی  اسلامی  پیروی  کنیـم‌، قبائل  نیرومند  عرب  بـه  جنگ  ما  برمی‌خیزند  و)  ما  را  از  روی  زمینمان  می‌ربایند (‌و  نابودمان  می‌نمایند)‌.

حتّی  اگر  این  کار  این  جور  بود  برای  ایشان  بهتر  از  این  بود  ‌که  در  آخرت  از  زمرۀ  احضار  شدگان‌ گردند!  چه  رسد  به  این‌ که  پیروی  از  هدایت  خدا  امن  و  امان  و  منزلت  و  مکانت  در  دنیا  را  به  همراه  بیاورد، و  در  آخرت  عطا  و  امان  یزدان  را  دربر  داشته  باشد. هان‌!  در  این  صـورت  بدانید  که  هدایت  یزدان  را  رها  نمی‌سازند  و  به  ترک  آن  نمی‌گویند  مگر  کسانی‌ که  غـافل  باشند،  غـافلانی‌  کـه  حقیقت  نیروهای  موجود  در  گسترۀ  این  هستی  را  درک  و  فهم  نمی‌کنند، و  نمی‌دانند  ترس  و  هراس  در  کجا  و  امن  و  امان  در کجا  قرار  دارد. و  مگر کسـانی‌ کـه  زیـانمند  بــاشند، زیــانمندانـی‌  کـه  خوبی  را  برای  خـویشتن  برنمی‌گزینند  و  انتخاب  نمی‌کنند  و  از  هلاک  و  نابودی  نمی‌پرهیزند  و  دوری  نمی‌نمایند.

*
هنگامی  که  آنان  را  به  ساحل  دیگر  می‌رساند  ایشان  را  به  چرخش  و گردش  دیگری  در  صحنه‌ای  از  صحنه‌های  قیامت  می‌برد، و  بدختی  و  بد فرجامی  شرک  و گمراهی  را  به  تصویر  می زند  که  آنـان  در  آن  هسـتند  و  در  آن  می‌لولند:

(وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ (٦٢) قَالَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنَا هَؤُلاءِ الَّذِينَ أَغْوَيْنَا أَغْوَيْنَاهُمْ كَمَا غَوَيْنَا تَبَرَّأْنَا إِلَيْكَ مَا كَانُوا إِيَّانَا يَعْبُدُونَ (٦٣) وَقِيلَ ادْعُوا شُرَكَاءَكُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُمْ وَرَأَوُا الْعَذَابَ لَوْ أَنَّهُمْ كَانُوا يَهْتَدُونَ) (٦٤)

روزی  (‌را  خاطرنشان  سـاز  کـه‌)  خدا  ایشـان  را  فریاد  مــی‌دارد  و  مــی‌گوید:  انـبازهائی  کـه  بـرای  مـن  گمان  می‌بردید  کجایند؟‌! (‌ای  مشرکان‌! حالا  که  حجابها  و  پرده‌ها  کـنار  رفـته‌انـد  و  هنگامۀ  حسـاب  و  کتاب  و  گرفتاری  و  درماندگی  است‌، بگوئید  بتها  و  خدا گونه‌های  انس  و  جنّی  که  مـی‌پنداشـتید  و  مـی‌پرستیدید  بــایند  و  شما  را  از  عقاب  و  عذاب  آفریدگار  برهانند) کسـانی  کـه  ‌(سردستگان  کفر  و  ضلال  بوده  و)  فرمان  عذاب  دربارۀ  آنان  مسلّم  شده  است‌، می‌گویند: پروردگارا! ما  اینان  را  گمراه  ساخته‌ایم‌. از  آنجا  که  خودمان  گمراه  بـوده‌ایـم  ایشان  را  هم  گمراه  نموده‌ایم‌. ما  از  اینان  در  پیشگاه  تـو  بـیزاری  مــی‌جوئیم (‌و  مـی‌گوئیـم‌: ایشـان  شـهوات  و  آرزوهای  خود  را  پـرستش  کـرده‌انـد  و)  ما  را  عبادت  نکرده‌انـد! (‌بـه  پـرستش‌ کنندگان  گول  خورده‌) گفته  می‌شود:  انبازهای  خود  را  (‌که  معبودهای  دروغینند)  به  فریاد  خوانید  (‌تا  شما  را  یاری  کنند)‌. آنـان  ایشـان  را  بـه  فریاد  می‌خوانند، ولی  پاسخی  بدانان  نمی‌دهند. (‌در  این  هـنگام‌)  عـذاب  را  (‌بــا  چشـم  خود)  مـی‌بییند (‌و  آرزو  مـی‌کنند:‌) کاش‌!  هـدایت  یـافته  و  راهیاب  مـی‌بودند (‌و  امروز  گرفتار  چنین  مجازات  شدیدی  نمی‌شدند).

(وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ مَاذَا أَجَبْتُمُ الْمُرْسَلِينَ (٦٥) فَعَمِيَتْ عَلَيْهِمُ الأنْبَاءُ يَوْمَئِذٍ فَهُمْ لا يَتَسَاءَلُونَ (٦٦) فَأَمَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَعَسَى أَنْ يَكُونَ مِنَ الْمُفْلِحِينَ) (٦٧)

 )‌خاطرنشان  سـاز)  روزی  را  که  خداونـد  مشـرکان  را  فریاد  مـی‌دارد  و  مـی‌گوید: بـه  پــغمبران  چـه  پـاسخی  دادید؟ در  این  هنگام  (‌بر اثر  حیرت  و  دهشت‌) همۀ  خبرها  از  یادشان  می‌رود (‌و  جملگی  دچار  فراموشی  می‌شوند  و  سخنی  برای  گفتن  نخواهند  داشت  و  حتّی  از  هـول  و  هراس‌) نمی‌توانند  چیزی  از  یکدیگر  هم  بپرسـد. (‌آنـچه  گذشت  دربارۀ  مشرکانی  است  که  بر  شرک  مرده‌اند)  و  امّا  کسانی  که  (‌در  دنـیا)  تـوبه  کرده  و  ایـمان  آورده  و  کارهـای  شایسته  انـجام  داده  بـاشند، امید  است  کـه  از  زمرۀ  رستگاران  گردند.

پرسش  ‌نخستین  برای  تنبیه  و  توبیخ  است‌:

(أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ) (٦٢)

انبازهائی  که  برای  من  گمان  می‌بردید  کجایند؟‌.

خدا  می‌داد  که  امـروز  آن  چـنان  انـبازهائی  در  مـیان  نیستند، و  پیروانشان  چیزی  دربارۀ  آنـها  نـمی‌دانـند  و  خبری  از  آنها  ندارند، و  راهی  بدانها  و  دسترسی  بدانها  ندارند. و لیکن  در  حضور  همۀ  حاضرا‌ن  خوار  و  رسوا  می‌گردند.

بدین  خاطر  است  کسانی‌  که  از  ایشان  همچون  پرسشی  می شود  پاسخی  نمی‌دهند، چرا  که  پاسخ  دادن  هم  مـراد  نیست‌. بلکه  آنان  تلاش  می‌کنند  از  بزه  و  گناه  گـمراه  کـردن  گـمراه  شـدگانشان‌، و  از  بـازداشـتن  بـازداشت  شدگانشان  از  هدایت  خدا، خویشتن  را  تبرئه‌  کنند  و  پاک  دارند، بدان‌ گونه ‌که  بزرگان  قریش  با  مردمان  پیرو  خود  چنین  می‌کنند.  این  است  گمراه‌ کنندگان  می‌گویند:

(رَبَّنَا هَؤُلا