آورد و غمگین و حزین می‌کرد. این بود آرزو می‌نمودکه هدایت یابند و رهنمود شوند. زمانی که خداوند سوره نجم را نازل فرمود و در آن‌گفت‌:

(أَفَرَأَيْتُمُ اللاتَ وَالْعُزَّى. وَمَنَاةَ الثَّالِثَةَ الأخْرَى. أَلَكُمُ الذَّكَرُ وَلَهُ الأنْثَى).

آیا چنین می‌بینید (‌و اینگونه معتقدید) که لات و عزی‌، و منات‌، سومین بت دیگر (‌معبود شما و دختران خدایند، و دارای قدرت و عظمت می‌باشند؟‌)‌. آیا پسر مال شما باشد، و دختر مال خدا؟‌! (‌در حالی که به گمان شما دختران کم‌ارزش‌تر از پسرانند؟‌!)‌. (‌نجم/19-21)

وقتی که خدا طاغوتها را ذکرکرد، اهریمن کلماتی را القاء‌کرد. این بودکه پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) فرمود:

(وإنهن لهن الغرانيق العلى , وإن شفاعتهن لهي التي ترتجى).

آنها پرندگان گلنگ والائی هستند، و قطعا شفاعتشان جای امید است‌.

این کلمات از زمره واژه‌های مسجع اهریمن‌، و از نیرنگهای او است ... این دو جمله در دل هر مشرکی در مکه سخت تاثیرگذاشت‌، و آن را زبان به زبان روایت کردند و به یکدیگر رسانیدند وگفتند: محمّد به آئین نخستین خودکه آئین قوم خودش است برگشته است ... هنگامی‌که آخر سوره نجم بدو وحی شد سجده برد، و همه‌کسانی‌که با او بودند اعم از مسلمان و مشرک سجده بردند، جز ولید پسر مغیره‌. چون مرد مسنی بود مشتی خاک برگرفت و بر آن سجده برد. هر دوگروه مسلمان و مشرک از سجده بردن خود با پیروی از سجده بردن پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) شگفت‌زده شدند. مسلمانان از سجده بردن مشرکان با خود تعجب‌کردند، چون آنان ایمان نیاورده بودند و یقین نداشتند. مسلمانان نشنیده بودند که اهریمن چیزی به گوش مشرکان رسانده است‌، و ایشان بدانچه اهریمن آمیزه قرائت و تلاوت اوکرده است و به امید و آرزوی او انداخته است‌، اطمینان یافته‌اند و بدان آرمیده‌اند. اهریمن به مشرکان پیام داد که پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) این جملات را در سوره قرآنی نجم تلاوت‌کرده است‌. این بود که مشرکان برای تعظیم خدایان خود سجده بردند. این واقعه در میان مردمان شائع‌گردید، و اهریمن آن را پخش و پراکنده‌کرد، تا بدانجاکه به سرزمین حبشه هم رسید و مسلمانانی که در آنجا بودند آن را شنیدند، یعنی عثمان پسر مظعون و یارانش‌. برای ایشان روایت کردند و گفتند: اهل مکه همه ایمان آورده‌اند و مسلمان شده‌اند، و با پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) نماز خوانده‌اند. ولید پسر مغیره بر خاکی‌که برکف دست داشته است سجده برده است‌. مسلمانان مکه در امن و امانند ... این بود عثمان پسر مظعون و یارانش بار سفر بربستند و شتابان به سوی مکه رهسپار شدند. خدا منسوخ‌کرد چیزی راکه اهریمن‌گنجانده بود، و آیات خویش را محکم و استوار بداشت‌، و از بافته اهریمن سره کرد و پالود و از افتراء او محفوظ و مصون نمود. و فرمود:

(وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَلا نَبِيٍّ إِلا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (٥٢)

لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ).

ما پیش از تو رسولی و نبیّی را نفرستاده‌ایم‌، مگر این که هنگامی که (‌آن رسول یا نبی آیات و احکام خدا را برای مردم‌) تلاوت کرده است اهریمن (‌با ایجاد وساوس و اباطیل در دل شنوندگان سست‌ایمان‌، و با پخش یاوه‌سرائی توسط ذریه و دار و دسته خود) در تلاوت او القاء (‌شبهه‌) نموده است (‌و گاهی پیغمبران را شاعر، و زمانی ساحر، و وقتی ناقل افسانه‌ها و خرافات پیشینیان جلوه‌گر ساحته است‌)‌. امّا خداوند آنچه را که شیطان القاء نموده است (‌توسط تبلیغ و تبیین پیغمبران و دعوت و زحمت شبانه‌روزی پیروان ایشان در همه جا و همه آن‌) از میان برداشته است (‌و شبهات و ترّهات اهریمنان انس و جان را از صفحه دل مردمان زدوده است‌) و سپس آیات خود را (‌در برابر سخنان ناروا و دلائل نابحای نیرنگ‌بازان بی‌مایه و دسیسه‌بازان بی‌پایه‌) پایدار و استوار داشته است‌، زیرا که خدا بس آگاه (‌از کردار و گفتار و رفتار شیطان و شیطان‌صفتان بوده و همه کارهایش از روی فلسفه و) دارای حکمت است (‌و لذا اهریمن و پیروان او را همیشه مهلت داده است تا به دسائس و وساوس خود بپردازند)‌. این وسوسه‌های شیطانی (‌و ایجاد مشکلات در راه دعوت آسمانی توسط مخالفان برنامه‌های یزدانی‌) بدان خاطر است که خداوند می‌خواهد آنها را آزمایش کسانی سازد که در دلهایشان بیماری (‌نفاق ریشه دوانده‌) است‌، و آزمون کسانی کند که سنگین‌دل (‌از، کفر و ضلال‌) هستند، و مسلما ستمگران (‌منافق و کافر نام‌، با برنامه‌های الهی به‌ویژه اسلام‌) عداوت عمیق و مخالفت سختی داشته و دارند.

هنگامی‌که یزدان جهان قضاوت خود را بیان فرمود، و پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) را از سجع اهریمن پاک‌کرد و زدود، مشرکان به سبب ضلالت و عداوت خود بر مسلمانان شوریدند و بر ایشان سخت‌گرفتند ...بدین  خاطر  است‌که  یزدان  بر این  سخن  پیروی  می‌زند  و  در  آن  پیغمبر  صلي الله عليه و آله و سلم را  مخاطب  قرار  می‌دهد  و  قانون  و  سنت  خدا  را  درکار  هدایت  و  ضلالت  مقرر  می‌دارد.

(  إِنْ تَحْرِصْ عَلَى هُدَاهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي مَنْ يُضِلُّ وَمَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِينَ)‌.

(‌ای  پپغمبر!)  هرچند  هم  بر  رهنمود  آنان  (‌که  مغلوب  شهوات  و  لذات  و  مادیات  شده‌اند)  آزمند  باشی  (‌گوششان  به  دعوت  حق  بدهکار  نیست  و)  خداوند  کسانی  را  (‌که  براثر  پلشتیها  و  زشتیها)  گمراه  بکند  (‌با  زور  به  راه  حق‌)  هدایت  نمی‌دهد،  و  (‌روز  قیامت‌)  یاورانی  را  نخواهند  داشت  (‌که  ایشان  را  یاری  کنند  و  از  عذاب  خدا  برهانند)‌.

هدایت  یا  ضلالت  با  حرص  وآز پیغمبر (ص)‌بر  هدایت  مردمان  یا  عدم  حرص  و  آز  او  نیست‌.  چه  وظیفه  پیغمبر  (ص)‌تبلیغ  و  رساندن  پیام  است  و  بس.  امّا  هدایت  یا  ضلالت  برابر  قانون  و  سنت  خدا  روی  می‌دهد،  و  این  قانون  و  سنت  تخلف  نمی‌پذیرد  و  عواقب  و  پیامد  آن  دگرگون  نمی‌شود.  خدا  هرکس  راکه‌گمراه  سازد  بدان  علت‌که  برابر  قانون  و  سنت  خدا  سزاوار  گمراهی  گردیده  است‌،  خدا  او  را  هدایت  نمی‌دهد.  زیرا  قوانین  و  سنتهائی‌که  خدا  دارد  بایدکه  نتائج  خود  را  بدهند  و  عواقب  خویش  را  به  دنبال  بیاورند.  خدا  است  که  این‌گونه  خواسته  است‌.  و  خدا  هرچه  را  بخواهد  هرچه  زودتر  انجام  می‌دهد.

(وَمَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِينَ)‌.

و  (‌روز  قیامت‌)  یاورانی  را  نخواهند  داشت  (‌که  ایشان  را  یاری  کنند  و  از  عذاب  خدا  برهانند)‌.

یاورانی  نخواهند  داشت‌که  ایشان  را  در  برابر  خداکمک  کنند.

*
گفتار  سوم  ازگفتارهای  منکران  خود  بزرگ 