  نـمی‌توانـند  ایشان  را  بربایند  و نابودشان  نمایند  اگر  آنان  در  پناه  خدا  باشند  و  خدا  ایشان  را  بپاید  و مراقـبت  نماید  و  تـمام  نیروهای  زمین  نمی‌توانند  ایشان  را کمک  و  یاری  دهند  و  آنان  را  پیروز  و  موفّق  گردانند، اگـر  خـدا  ایشـان  را  خوار  و  حقیر  و  ذلیل  بدارد  ...  این  بدان  خاطر  بـود کـه  ایمان  آمیزۀ  دلهای  ایشان  نگردیده  بود. اگر  ایمان  آمیزۀ  دلهای  ایشان  مـی‌شد، دیـدگاه  ایشـان  دربارۀ  نـیروها  دگرگون  می‌شد، و  سـنجش  امـور  بـرایشـان  بـه‌ گونۀ  دیگری  درمی‌آمد، و  قطعاً  می‌دانستند که  امن  و  امان  جز  در  جوار  یزدان  نیست‌، و  ترس  و  هراس  جز  در  دوری  از  هدایت  ایزد  سبحان  دست  نمی‌دهد، و  این  هدایت  هم  با  قدرت  و  با  عزّت  گره  خورده  است‌، و  هدایت  نیز  تـنها  خیال  و  فقط ‌گفتار  نیست ‌که  برای  آرامش  دلهـا  گـمان  رود  و  گفته  شود. بلکه  هدایت  حـقیقت  ژرفـی  است  و  معنی  آن  سازگاری  و  هماهنگی  با  قـانون  جـهان  و  بـا  نیروهای  آن‌، و  کمک  طلبیدن  از  نیروها  و  به ‌کار  بردن  و  به‌ کار  گرفتن  آنها  در  زندگی  است‌. چه  خدا  که  آفریدگار  این  جهان  است‌، این  جهان  را  برابر  قانوی  اداره  می‌کند  و  امـور  آن  را  می‌گردانـد کـه  خودش  آن  را  برایش  پسندیده  است  و  بدان  راضی‌  گردیده  است‌. کسی  که  از  هدایت  خدا  پیروی  می‌کند  از  نیروهای  نامحدودی‌که  در  ایــن  جـهان  هسـتی  است  کـمک  می ‌گیرد  و  اسـتفاده  می‌نماید، و  در  واقعیّت  زندگی  به  تکیه‌گاه  مـحکمی  پشت  می‌بندد  و  تکیه  می‌زند.

هدایت  خدا  برنامۀ  زندگی  درست  است‌، زندگی‌ای  ‌کـه  در  این  زمین  واقعیّت  دارد  و  هست‌. وقتی‌ که  این  برنامه  پیاده  می‌گردد  و  تحقّق  پیدا  مـی‌کند،  ریـاست  و  آقـائی  زمینی  دوشادوش  سعادت  اخروی  حاصل  می‌شود. وجه  مشخّصۀ  این  برنامه  این  است‌ که  در  آن  میان  راه  دنیا  و  راه  آخرت  فاصله‌ای  نیست‌. یعنی  راستای  راه  دنیا  و  راه  آخــرت  یکی  است  و  دنـیا  و  آخــرت  دو  راه  جـدا  از  یکدیگر  ندارند، و  برای  پیاده  کردن  و  تحقّق  بـخشیدن  اهداف  زندگی  اخروی‌، لازم  نیست  زندگی  دنیوی  را  به  هم  زد  و  نادیده‌ گرفت‌. بلکه  بـرنامۀ  اسـلامی  زنـدگی  دنیوی  و  زندگی  اخروی  را  با  یک  رشته  به  یکـدیگر  ربط  و  پیوند  می‌دهد: اصلاح  دل  و  اصلاح  جامعه  و  اصلاح  زندگی  در  این  زمین‌. بدین  جهت  راه  به  سوی  آخرت  می‌رود، و  دنیا  به  آخرت  متّصل  می‌شود.  چه  دنیا  مزرعۀ  آخرت  است‌، و  آباد  کـردن  و  رونـق  بخشیدن بهشت  این  زمین  و  سروری  و  آقائی  بر  آن‌، وسیله‌ای  برای  آباد  کردن  بهشت  آخرت  و  جاودانه  ماندن  در  آن  است‌، به  شرط  این‌ که  از  هدایت  خدا  پیروی  شود،  و  در  عمل  و  با  عمل  به  خدا  رو کرد  و  به  رضا  و  خشنودی  او  چشم  دوخت‌.هرگز  در  تـاریخ  بشـریّت  گـروهی  بـر  هـدایت  یـزدان  نبوده‌اند  مگر  این  که  ایزد  منّان  در  آخر  گشت  و  گـذار  بدیشان  قدرت  و  شوکت  و  آقائی  و  سروری  داده  است‌، پس  از  آن  که  آنان  را  برای  حـمل  امـانت  آمـاده  کــرده  است‌، امانت  خلافت  در  زمین  و  ادارۀ  زندگی  این  جهان  برابر  قانون  و  فرمان  یزدان‌.

بسیاری  از  مردان  می‌ترسند  از  شـریعت  خـدا  پـیروی  نمایئد  و  برابر  هدایت  او  حـرکت  کـنند. از  دشـمنانگی  دشمنان  خدا  و  از  نیرنگ  ایشـان  مـی‌ترسند.  از  اتـّحاد  دشمنان  بر  ضـدّ  خـود  بـیم  دارنـد، و  از  مـحاصره‌های  اقتصادی  و غیر  اقتصادی  در  ترس  و  هراسند! این  ترسها  و  هراسها  جز  خیالها  و گمانهائی  بسان  خیالها  و  گمانهای  قریشیان  در  آن  زمان  نیست ‌که  به  پـیغمبر  خـدا  صلّی الله علیه و آله و سلّم  گفتند:

(إِنْ نَتَّبِعِ الْهُدَى مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنَا).

اگر  هـمراه  تـو  هـدایت  را  پـذیرا  شـویم  (‌و  از  بـرنامۀ  توحیدی  اسلامی  پیروی  کنیم‌، قبائل  نیرومند  عرب  بـه  جنگ  ما  برمی‌خیزند و)  ما  را  از  روی  زمینمان  می‌ربایند (‌و  نابودمان  می‌نمایند. پس  هر چند  بـه  حقانیّت  اسـلام  معترفیم‌،  ولی  برای  حفظ  جان  و  مال  و  مقام  خود  حاضر  به  قبول  ایمان  نیستیم‌).

امّا  وقتی‌  که  قریشیان  از  هدایت  یزدان  پیروی  کردند  بر  خاور  و  باختر  زمین  در  یک  ‌چهارم  قرن  از  زمان  یا  کمتر  از  آن  پیروز  شدند  و  سلطه  و  قدرت  پیدا  کردند.

یزدان  سبحان  در  همان  زمان  این  عذر  خیالی  و  این  بهانۀ  گمانی  ایشان  را  مردود  اعلام  فرمود  و  بدیشان  اعـلام  نمود: چه  کسی  بدانان  امن  و  امان  بخشیده  است‌؟ چـه  کسی  بیت‌الله الحرام  را  برایشان  ترتیب  داده  است‌؟ چـه  کسی  دلهائی  را  بر  آن  داشته  است‌  که  بدیشان  بگرایند  و  محصولات  و  میوه‌جات  سراسر  زمین  را  به  سوی  آنـان  بار  کنند  و  بیاورند؟ محصولات  و  میوه‌جاتی  که  از  همۀ  گوشه  و  کنار  زمین  بار  آن  بربسته  می‌شود  و  در  حـرم  گرد  آورده  می‌شود، در  حالی‌ که  در  سرزمینهای  فراوان  خود  و  در  فصلهای  زیاد  خود  پخش  و  پراکنده  گـردیده  است  و  چیزی  یا  جز  اندکی  از  آن  بر  جای  نمانده  است‌:  

(أَوَلَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَمًا آمِنًا يُجْبَى إِلَيْهِ ثَمَرَاتُ كُلِّ شَيْءٍ رِزْقًا مِنْ لَدُنَّا).

مگر  مـا  حرم  پر  امـن  و  امـانی  را  بـرای  ایشـان  فراهـم  نیاورده‌ایـم  که  مـحصولات  و  میوه‌جات  فراوانـی (‌از  نواحی  مختلـف‌) به  سوی  آن  آورده  می‌شود؟‌! (‌وقتی  که  در  حـال  کفر، ایشــان  را  از  امنیّت  و  مـواهب  زنـدگی  برخوردار  می‌گردانیم‌، چگونه  آنان  را  با  وجود  ایمان  و  اطاعت  از  فرمان‌،  در  دست  دیگران  رها  می‌گردانیم‌؟‌!  این  محصولات  و  ثمرات‌)  دادۀ  ما  است  (‌بدیشان‌).

چرا  آنان  باید  بترسند  از  این  ‌که  مردمان  نکند  ایشان  را  بربایند  و  نابود  نمایند  وقتی‌  که  آنان  از  هدایت  پـیروی  نمایند؟  خدا  است ‌که  این  حرم  را  برایشان  محلّ  امـن  و  امان  قرار  داده  است  از  آن  زمان  که  ابـراهـیم  پـدرشان  بدانجا  کوچیده  است‌. آیا  خدا  که  ایشان  را  امن  و  امـان  داده  است  در  حالی  که  بزهکاران  و  گناه ‌پیشگانی  بیش  نبوده‌اند، چگونه  می‌گذارد  مردمان  ایشان  را  بربایند  و  نابودشان  نمایند، در  حالی  که  متّقیان  و  پرهیزگارانند؟!  

(وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ) (٥٧)

ولیکن  بیشتر  آنان  (‌این  را)  نمی‌دانند.

نمی‌دانند  امن  و  امان  در کجا  و  ترس  و  هراس  در  کـجا  است‌. نمی‌دانند که  همۀ  کارها  در  دست  خدا  است  و  به  خدا  حواله  می‌گردد.

ولی  اگر  آنان  می‌خواهند  خویشتن  را  واقعاً  از  مهلکه‌ها  به  دور  نمایند  و  از  نابودیها  مصون  و  محفوظ  دارند، این  سبب  و  علّت  هلاک  و  نابودی  است  و  خود  را  از  آن  به  دور  گردانند:

(وَكَمْ أَهْلَكْنَا مِنْ قَرْيَةٍ بَطِرَتْ مَعِيشَتَهَا فَتِلْكَ مَسَاكِنُهُمْ لَمْ تُسْكَنْ مِنْ بَعْدِهِمْ إِلا قَلِي