رده داران  و  نگاهبانان  کـعبه  می‌باشند، و  بتهای  آنـان  را  تعظیم  مـی‌کنند  و  سترگ  می‌دارند. اگر  قریشیان  اسلام  را  بپذیرند  آن  قبائل  ایشان  را  می‌ربایند، یا  دشمنانشان  ایشان  را  می‌ربایند  و  نابود  می‌نمایند که  در  فراسوی  شبه  جزیرۀ  عربستان  هستند، و  این  قبائل  هم  از  ایشان  پشتیبانی  و  دفاع  نـخواهند  کرد. یزدان  سبحان  برایشان  بیان می‌فرماید  که  امن  و  امان  در  کجا  است‌، و  ترس  و  هراس بر  واقعیّت  تاریخی  ایشان‌، و  بر  واقعیّت  کنونی  و  حاضر  آنان  که  در  آن  مـی‌زیند  از  کجا  است‌. این روشنگری  هم  به  دنبال  آن  می‌آید که  در  این  سوره  برایشان  در  داستان  موسی  و  فرعون  معلوم  کرد  که  امن  و  امان  و  بیم  و  خوف  در  کجا  است‌.  قـرآن  ایشان  را  به  چرخش  و گردشی  بر  بالای  محلّ  هـلاکت  گذشتگان  می‌برد، و  در  این  چرخش  و گردش  برایشـان  پـــرده  از  اسـاب  و  عـلل  حقیقی  هـلاکت  و  نـابودی  برمی‌دارد، وا  سباب  و  عـلل  هلاکت  و  نـابودی  را  در  سرمستی  و  ناشکری  و  تکذیب  پیغمبران  و  روی‌گردانی  از  آیـات  خـدای  مـهربان‌، مـجسّم  پــیش  چشــانشان  می‌نماید. آن‌گاه  چرخش  و گردش  دیگـری  را  با  آنـان  مـی‌آغازد، چـرخش  و گـردشی  بس  دور  و  درازتـر  از  چرخش  و گردش  پیشین‌. در  این  چرخش  و گردش  پرده  از  حـقیقت  مـعیارها  و  ارزشـها  بـرمی‌دارد، و  در  ایـن  چرخش  و گردش‌، ناچیزی  زندگی  دنیا  و  نـاچیزی  هـمۀ  کالاها  و  نـعتهای  آن  را  در  برابر  چیزهائی‌  که  در  پـیش  خدا  موجود  است  آشکارا  نشان  می دهد  و  پیش  چشمان  همگان  می‌دارد.

(وَقَالُوا إِنْ نَتَّبِعِ الْهُدَى مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنَا أَوَلَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَمًا آمِنًا يُجْبَى إِلَيْهِ ثَمَرَاتُ كُلِّ شَيْءٍ رِزْقًا مِنْ لَدُنَّا وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ (٥٧) وَكَمْ أَهْلَكْنَا مِنْ قَرْيَةٍ بَطِرَتْ مَعِيشَتَهَا فَتِلْكَ مَسَاكِنُهُمْ لَمْ تُسْكَنْ مِنْ بَعْدِهِمْ إِلا قَلِيلا وَكُنَّا نَحْنُ الْوَارِثِينَ (٥٨) وَمَا كَانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّهَا رَسُولا يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَمَا كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرَى إِلا وَأَهْلُهَا ظَالِمُونَ (٥٩) وَمَا أُوتِيتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَمَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَزِينَتُهَا وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ وَأَبْقَى أَفَلا تَعْقِلُونَ (٦٠) أَفَمَنْ وَعَدْنَاهُ وَعْدًا حَسَنًا فَهُوَ لاقِيهِ كَمَنْ مَتَّعْنَاهُ مَتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ هُوَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مِنَ الْمُحْضَرِينَ) (٦١)

 (‌ای  پیغمبر!)  تو  نمی‌توانی  کسی  را  که  بخواهـی  هـدایت  ارمغان  داری  (‌و  او  را  به  ایمان‌، یعنی  سرمنزل  مقصود  و  مطلوب  انسان  برسانی‌)  ولی  این  تنها  خدا  است  که  هر که  را  بخواهد  هدایت  عطاء  می‌نماید، و  بهتر  می‌داند  که  چه  افرادی (‌بر  طبق  حکمت  و  عنایت  یزدان  و  برابر  اندیشه  و  تلاش  انسان‌، سزاوار  ایمان  بوده  و  بـه  سـوی  صفوف  مـؤمنان‌) راهـیابند. (‌مشـرکان  مکّه  بــه  پـیغمبر  عـرض  کردند) و  گفتند: اگر  همراه  تو  هدایت  را  پذیرا  شویم  (‌و  از  برنامۀ  توحیدی  اسلامی  پیروی  کنیم‌، قبائل  نیرومند  عرب  به  جنگ  ما  برمی‌خیزند  و) ما  را  از  روی  زمـینمان  می‌ربایید (‌و  نابودمان  می‌نمایند. پس  هر چند  به  حقانیّت  اسلام  معترفیم‌، ولی  برای  حفظ  جان  و  مال  و  مقام  خود  حاضر  به  قبول  ایمان  نیستیم‌!)‌. مگر  ما  حرم  پـر  امن  و  امانی  را  برای  ایشان  فراهم  نیاورده‌ایم  که  محصولات  و  میوه‌جات  فراوانـی (‌از  نـواحـی  مـختلف‌) بـه  سـوی  آن  آورده  می‌شود؟‌! (‌وقتی  که  در  حـال  کفر، ایشـان  را  از  امنیّت  و  مواهب  زندگی  برخوردار  می‌گردانـیم‌، چگونه  آنان  را  بـا  وجود  ایـمان  و  اطـاعت  از  فرمان‌، در  دست  دیگران  رها  می‌گردانیم‌؟‌! این  محصولات  و  ثمرات‌) دادۀ  مـــا  است (‌بــدیشان  ...) و لیکــن  بــیشتر  آنان (‌ایـن  را) نمی‌دانند.  چه  مردمان  زیادی  را  نابود  ساخته‌ایم  که  در  زندگی  خود  (‌همچون  اینان‌)  مست  و  مغرور  (‌جاه  و  مال  و  زر  و  زور)  شـده‌انـد  و  طـغیان  و  سـرکشی  پـیشه  سـاخته‌اند. این  خانه‌های  ایشـان  است  که  بعد  از  آنـان  (‌روی  آبادی  به  خود  نـدیده  است  و)  جز  مـدّت  اندکی  منزل  و  مأوی  نگشته  است‌، (‌و  آن  هـم  سکونت  مـوقّت  مسافران  و  سیّاحان  به  هنگام  رفت  و  آمـدشان  از  ایـن  مــناطق  بـوده  است‌)‌. و  ما  خودمان  مـالک  و  صـاحب  (‌املاک  و  دیارشان‌)  شده‌ایم‌. پروردگار  تو  هرگز  شهر  و  دیاری  را  ویران  نمی‌سازد  مگر  این  که  در  کانون  و  مرکز  آنجا  پیغمبری  را  برانگیزد  تا  آیات  مـا  را  بر  اهالی  آن  فرو  خوانـد،  و  مـا  شـهر  و  دیـاری  را  نـابود  نکـرده  و  نابود  نمی‌گردانیـم  مگر  این  که  ساکنان  آنجا  ستمکار  بـاشند. آثچه  به  شما  داده  شده  است‌، کالای  این  جهان  و  زیـنت  آن  است (‌و  زودگذر  و  همراه  با  ناگواریها  و  رنـجها  و  دردها  است‌)  ولی  آنچه  در  نزد  خدا  (‌در  آن  سرا  است‌)  بهتر  و  جاودانه‌تر  است‌.  آیا  نمی‌دانید  (‌که  باقی  با  فانی‌، و  محدود  با  نامحدود، یکسان  نیست‌؟‌!)‌.  آیا  کسی  که  بـدو  وعدۀ  نیکو  داده‌ایم‌، و  بـدان  خواهـد  رسـید (‌کـه  نعمت  فراوان  و  نامحدود  آن  جهان  و  بـهشت  جـاویدان  است‌) همسان  کسی  است  که  کالای  زندگی  این  جـهان  را  بـدو  داده‌ایم (‌و  از  نعمت  ناپایدار  و  آمیزه  به  غصّه  و  رنح  آن  بهره‌مندش  سـاخته‌ایـم‌) و  سپس  در  روز  قیـامت  از  زمرۀ  احــضار شدگان (‌بـــرای  حسـاب  و  کتاب، و  گرد  آورده‌شدگان  در  عذاب  و  عقاب  دوزخ‌) است‌؟!.

این  دیدگاه  سطحی  و  نزدیک ‌بینانه‌، و  جهان ‌بینی  محدود  زمینی  است  که  به  قـریشیان  پـیام  داشـته  است‌، و  بـه  مردمان  در  هر  زمان  پیام  می‌دهد  که  پـیروی  کـردن  از  هدایت  خدا  ایشان  را  در  معرض  تـرس  و  هـراس  قـرار  می‌دهد، و  دشـمنان  را  بر  ضـدّ  ایشـان  مـی‌آغالاند  و  برمی‌شوراند، و  مدد  و  یاری  و کمک  و  پیروزی  را  از  ایشان  می‌گیرد، و  تـنگدستی  و  نـابودی  را  بهرۀ آنـان  می‌گرداند:

(وَقَالُوا إِنْ نَتَّبِعِ الْهُدَى مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنَا).

و  گفتند: اگر  همراه  تو  هدایت  را  پذیرا  شویم  (‌و  از  برنامۀ  توحیدی  اسلامی  پیروی  کنیم‌، قبائل  نیرومند  عرب  بـه  جنگ  ما  برمی‌خیزند  و) ما  را  از  روی  زمینمان  می‌ربایید (‌و  نابودمان  می‌نمایند).

آنان  منکر  این  نیستند که  اسلام  هـدایت  است‌، و لیکـن  می‌ترسند  مردمان  ایشان  را  بربایند  و  نابودشان  نمایند. ایشان  خدا  را  فراموش  می‌کنند، و  فراموش  می‌کنند کـه  تنها  خدا  حافظ  و  نگهبان  است‌، و  تنها  او  حمایت ‌کننده  و  مراقبت ‌کننده  است‌، و  همۀ  نیروهای  زمین