  خویشتن  را  از  خیر و خوبی  محروم  نمی سازیم».

محمّد  پسر  اسحاق  گفته  است: گویند  این  گروه  مسیحیان  از  اهالی  نجران  بودند. خدا  بهتر  می داند  کدام  یک  از  این  روایتها  صحیح  است... و  گویند- خدا  هم  آگاه تر  است ـ این  آیات  راجع  بدیشان  نازل  گردیده  است:

(الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ يُؤْمِنُونَ...)...الخ...

کسانی  که  بیش  از  نزول  قرآن‌، برایشان  کتاب  (‌تورات  و  انجیل  را)  فرستادیم  (‌و  اهل  کتاب  نامیده  می‌شوند،  اگر  واقعاً  مطالب  تورات  و  انجیل  را  خوانده  و  از  دل  مقاصد  انها  را  تصدیق  کرده  باشند،  هم  اینک  محمّد  را  به  عنوان پیغمبر  می‌پذیرند  و)  به  قرآن  ایمان  می‌آورند  ...  تا  آخر  ...  محمّد  پسر  اسحاق‌ گفته  است‌: از  زهـری  راجـع  بدین  آیــات  پــرسیدم  و گـفتم  دربارۀ  چه  کسـانی  نـازل  گردیده‌اند؟ گفت‌:  همیشه  از  علماء  خودمان  شنیده‌ام  که  گفته‌اند  این  آیات  درباره  نجّاشی  و  یاران  او  رضی الله عنه  نازل  گردیده‌اند، و  همچنین  آیاتی‌ که  در  سورۀ  مائده  هستند  راجع  بدو  و  یارانش  نازل  شده‌اند.  آنجا  که  می‌فرماید:  

(ذلك بأن منهم قسيسين ورهبانا . . .).

این  بدان  خاطر  است  که  در  میان  مسیحیان‌، کشیشان  و  راهبانی  هستند ...(مائده/82).

تا  می‌رسد  به  این  فرمودۀ  خداوند  بزرگوار:
(فاكتبنا مع الشاهدين).

پس  (‌ایمان  ما  را  بپذیر  و)  ما  را  از  زمرۀ  (‌امّت  محمّدی  که‌)  گواهان  (‌بر  مردم  در  روز  رستاخیز)  بشمار  بیاور. (مائده/83 ).

کسانی ‌که  این  آیات  راجع  به ‌کار  و  بارشان  آمده  است‌، هر که  هسـتند  مـهمّ ‌نـیست‌. قـرآن  مشـرکان  را  مـتوجّه  حادثه‌ای  می‌کند که  روی  داده  است‌. از  آن  آگاه  هستند  و  بی‏خبر  نیستند. تا  بدین  وسیله  مشرکان  را  رو  در  روی  نمونه‌ای  از  انسانهای  مـخلصی  گرداند  که  این  قـرآن  را  دریافت  می‌دارند، و  بدان  می‌آرامند، و  حقّ  را  در  آن  می‌یابند، و  می‌دانند  که  این  قرآن  با  کتابی  مطابقت  دارد  و  همسو  است  که  خودشان  دارند. هیچ  بازدارنده‌ای  اعم  از  هوا  و  هوس  و  تکبّر  و  خود  بـزرگ ‌بینی  نـمی‌توانـد  ایشان  را  از  قرآن  بگسلد  و  به  دور  دارد. آنان  حاضرند  در  راه  حقیّ  که  بدان  ایمان  آورده‌انـد  هر گونه  اذیّت  و  آزار  و  تعدّی  و  تجاوز  نادانان  را  تحمّل ‌کنند، و  بر  حقّ  پایدار  بمانند  و  در  نبرد  با  هواهـا  و  هـوسها  و  اذیّت  و  آزارها  شکیبائی  ورزند  و  صبر  پیش ‌گیرند.

(الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ يُؤْمِنُونَ) (٥٢)

کسانی  که  پیش  از  نزول  قرآن‌، برایشان  کتاب  (‌تورات  و  انجیل  را)  فرستادیم  (‌و  اهل  کتاب  نامیده  می‌شوند، اگر  واقعاً  مطالب  تورات  و  انجیل  را  خوانده  و  از  دل  مقاصد  آنها  را  تصدیق  کرده  باشند، هم  اینک  محمّد  را  به  عنوان پیغمبر  می‌پذیرند  و)  به  قرآن  ایمان  می‌آورند.

این  آیه  یکی  از  آیاتی  است  که  بر  صحّت  قرآن  دلالت  دارد. همۀ  کتاب  قرآن  از  سوی  یزدا‌ن  نازل‌  گردیده  است‌. چه  سراسر  آن  مطابق  و  موافق  با  یکدیگر  است‌. کسـی  که  اول  آن  در  دلـت  او  باشد،  حقّ  را  در  آخـر  آن  نیز  می‌یابد،  و  بدو  می‌آرامد  و  اطمینان  می‌یابد، و  خواهد  دانست ‌که  این  قرآن  از  سوی  خدائی  نازل  گردیده  است  که  همۀ  ‌کتاب  را  نازل‌  کرده  است‌.

(وَإِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ قَالُوا آمَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمِينَ) (٥٣)

هنگامی  که  (‌قرآن‌)  بر  آنان  خوانـده  مـی‌شود  (‌شتابان  ایمان  خود  را  اعلان  می‌دارند  و)  مـی‌گویند: بـدان  بـاور  داریم‌، چرا  که  آن  حقّ  بوده  و  از  سـوی  پـروردگارمان  (‌نازل  شده‌)  است‌. ما  پیش  از  نزول  قـرآن  هــم  مسـلمان  بـوده‌ایــم  (‌و  نشـانه‌های  ایـن  پـیعمبر  را  در  کـتابهای  آسمانی  خود  یافته‌ایم‌،  و  هم  اینک  که  او  را  بازشناخته  و  آیــات  قرآنـی  را  بـا  کتابهای  دیگر  آسـمانی  هـمسو  و  هماهنگ  دیده‌ایم‌،  آن  را  با  جان  و  دل  پذیرا  شده‌ایم‌)‌.  قرآن  آن  اندازه  روشن  و  آشکار  است  بیش  از  این  نیاز  نیست  که  آن  را  بـخوانـند  و کسـانی‌ کـه  حـقّ  را  قـبلاً  شناخته‌اند  بدانند  که  ایـن  هـم  از  هـمان  سـرچشـمه‌ای  برجوشیده  است  و  بردمیده  است  که  سرچشمۀ  کـتابهای  آسمانی  پیشین  است‌،  و  همان  جایگاه  صدور  یگـانه‌ای  است‌ که  نمی‌توان  آن  را  تکذیب  کرد.

(إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنَا).

آن  حقّ  است  و  از  سـوی  پروردگارمان  (‌نـازل  شـده‌(  است. 

(إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمِينَ) (٥٣)

مــا  پــیش  ار  نـــزول  قــرآن  هـم  مسـلمان  بـوده‌ایـم  (‌و  نشـانه‌های  ایـن  پیغمبر  را  در  کتابهای  آسـمانی  خود  یافته  ایم  .(

مسلمان  گردیدن‌، یعنی  تسلیم  فرمان  یزدان  شدن‌، آئین  هر  مؤمنی  در  هر  دینی  است‌.

آن  کسانی‌ که  قبلاً  مسلمان  گردیده‌اند  و  تسلیم  فـرمان  یزدان  شده اند، و  سپس  همین  که  قران  را  شنیده‌اند،  آن  را  تصدیق  کرده‌اند، آنان‌:

(أُولَئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ بِمَا صَبَرُوا).

آنان  کسانیند  که  دو  بار  اجر  و  پاداششان  داده  می‌شود، به  سبب  این  که  (‌در  راه  ایمان  اذیّت  و  آزارها  دیده‌اند  و)  شکیبائی  کرده‌اند.

شکیبائی  کرده‌اند  بر  اسلام  خالص  و  تسلیم  شدن  کامل‌، تسلیم  دل  و  درون  و  چهره  و  بیرون‌، و  چیره  شـدن  بـر  هواها  و  هوسها، و  ماندگاری  بر  دین  در  آغاز  و  در  انجام  ...  این  ا‌فراد  دو  بار  بدیشان  اجر  و  پادا‌ش  داده  می‌شود،  اجر  و  پاداشی  بر  همچون  شکیبائی  و  صبری‌.  ایـن  هــم  برای  انسانها  دشـوار  است‌، و  سـخت‌ترین  شکـیبائی  و  صبر  آن  است‌ که  در  برابر  هواها  و  هوسها  و  شـهوتها  و  کجرویها  و  انحرافها  ورزیده  می‌شود. آنان  بر  همۀ  اینها  صبر  و  شکیبائی  کرده‌اند، و  در  برابر  تمسخر  و  استهزاء  صبر  و  شکیبائی  نموده‌انـد، هـمان‌ گونه  کـه  روایت  آن  گذشت‌، و  همان‌ گونه ‌که  همیشه  چـنین  چـیزی  بــر  سـر  کسانی  آمده  است‌ که  راستروان  راستای  راه  دین  خدا  در  جامعه‌های  منحرف  و گمراه  و  نادان  در  هر  زمانی  و  در  هر  مکانی  هستند:

(وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ).

و  بدیها  را  با  نیکیها  از  میان  برمی‌دارند  (‌و  نه  تنها  بـدیها  را  با  بـدیها  پـاسخ  نمی‏‎گویند، بـلکه  در  مـقابل  کـردار  و  گفتار  بد  مردم‌، رفتار  بایسته  می‌کنند  و  سخن  شــایسته  می‌گویند).

این  هـم  صبر  و  شکـیبائی  است‌. ایـن  چـنین  صـبر  و  شکبائی‌ای  دارای  درد  بیشتری  از  خود  صبر  و  شکیبائی  بر  اذیّت  و  آزار  و  تمسخر  و  استهزاء  است‌. این  صبر  و  شکیبائی  والا  رفـتن  و  چـیره  شـدن  بـر  تکـبّر  و  خـود  بزرگ ‌بینی  نفس‌، و  بر  رغـبت  و  شـور  نـفس  بر  دفـع  تـمسخر  و  اسـتهزاء  و  پـاسخ 