ی‌شود) و رزق و روزی ارزشمند و پاک و فراوانی (‌در بهشت‌) دارند. و کسانی که در راه مسابقه و مبارزه با قرآن‌، درباره (‌نادرست و ناچیز جلوه دادن‌) آیه‌های ما به تلاش می‌ایستند، آنان ساکنان دوزخند.

روند قرآنی وظیفه پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) را در این جایگاه‌، تهدید و بیم خلاصه می‌کند:

(إِنَّمَا أَنَا لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ).

من تنها و تنها بیم‌دهنده آشکاری برای شما هستم و بس.

این چکیده سازگار با تکذیب و استهزاء و شتاب در نزول عذاب است و تهدید و بیم را آشکارا بیان می‌دارد ... بعد از آن به شرح و بسط سرنوشت و فرجام کارشان می‌پردازد:

کسانی‌که ایمان می‌آورند و به دنبال ایمان ثمره آن را می‌آورندکه دال بر خود ایمان است‌:

(وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ).

و کارهای شایسته انجام می‌دهند.

پاداش همچون کسانی «‌مغفرت‌» پروردگارشان است‌، 

مغفرتی که شامل گناهان گذشته آنان می‌شود و قصور ایشان را فرامی‌گیرد.

(وَرِزْقٌ كَرِيمٌ).

و ررق و روزی ارزشمند و پاک و فراوانی (‌در بهشت‌) دارند.

روزی ارزشمندی دارند، نه روزی مورد شک وگمان و ناچیز و بی‌ارزش‌.

کسانی‌که نهایت توان و نیروی خود را به‌کار می‌برند تا آیات خدا را به گونه‌ای درآورند و بنمایند که به دلها فرو نرود و موثر واقع نشود، و در زندگی مردمان پیاده نگردد و مطرح نشود -‌آیات خدا دلائل و نشانه‌های او است‌که بر حق و حقیقت دلالت دارند. همچنین آیات خدا شریعت و قوانین یزدان برای مردمان را نیز دربر می‌گیرد - خدا همچون‌کسانی را مالک دوزخ می‌سازد. وه چه بد مالکیتی که دارند!.. دوزخ ایشان در برابر روزی ارزشمند وگرانبها قرار دارد!
*
خدائی که دعوت خود را از تکذیب تکذیب‌کنندگان می‌پاید و محافظت می‌نماید، و از تعطیل کردن و بی‌ثمر ساختن دعوت خود توسط سد و مانع ایجادکنندگان بر سر راه آن محفوظ و مصون می‌دارد، و از دست‌کسانی دعوت خود را می‌پاید و مراقبت می‌نماید که می‌خواهند مسلمانان را درمانده و ناتوان سازند ... همچنین خدا دعوت خود را از نیرنگ اهریمن می‌پاید و ازکوشش او برای رخنه بدان از لابلای آرزوهای پیغمبران که برجوشیده از سرشت بشری ایشان بوده است‌، محفوظ و مصون می‌نماید. پیغمبران محفوظ و مصون از وسوسه‌ها و عملکردهای اهریمنند. ولیکن پیغمران انسان هستند و دلهایشان آرزوهائی می‌کند و به آرزوهائی چشم طمع می‌بنددکه مربوط به سرعت نشر و پخش دعوتشان‌، و پیروزی هرچه زودتر آن‌، و برطرف کردن سدها و مانعها از سر راه دعوت ایشان است‌. اهریمن تلاش می‌کندکه از لابلای همچون آرزوهائی‌که دارند نفوذ و رخنه بکند، و دعوت را از ارکان و اصول خود منحرف سازد، و از معیارها و مقیاسهای خویش دور گرداند و به کژراهه برد ... امّا خدا نیرنگ اهریمن را باطل می‌نماید، و دعوتش را محفوظ و مصون می‌فرماید، و برای پیغمبران ارکان و اصول آن را معلوم و معین می‌گرداند، و در این راستا آیات خود را محکم و استوار می‌سازد، و هرگونه شبهه‌ای را از معیارها و ارزشهای دعوت‌، و از وسائل و ابزار آن‌، دور و برطرف می‌کند:

(وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَلا نَبِيٍّ إِلا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ. لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ. وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ).

ما پیش از تو رسولی و نبیی را نفرستاده‌ایم‌، مگر این که هنگامی که (‌آن رسول یا نبی آیات و احکام خدا را برای مردم‌) تلاوت کرده است اهریمن (‌با ایجاد وساوس و اباطیل در دل شنوندگان سست‌ایمان‌، و با پخش یاوه‌سرائی توسط ذریه و دار و دسته خود) در تلاوت او القاء (‌شبهه‌) نموده است (‌و گاهی پیغمبران را شاعر، و زمانی ساحر، و وقتی ناقل افسانه‌ها و خرافات پیشینیان جلوه‌گر ساخته است‌)‌. امّا خداوند آنچه را که شیطان القاء نموده است (‌توسط تبلیغ و تبیین پیغمبران و دعوت و زحمت شبانه‌روزی پیروان ایشان در همه جا و همه آن‌) از میان برداشته است (‌و شبهات و ترهات اهریمنان انس و جان را از صفحه دل مردمان زدوده است‌) و سپس آیات خود را (‌در برابر سخنان ناروا و دلائل نابجای نیرنگبازان بی‌مایه و دسیسه‌بازان بی‌پایه‌) پایدار و استوار داشته است‌، زیرا که خدا بس آگاه (‌از کردار و گفتار و رفتار شیطان و شیطان‌صفتان بوده و همه کارهایش از روی فلسفه و) دارای حکمت است (‌و لذا اهریمن و پیروان او را همیشه مهلت داده است تا به دسائس و وساوس خود بپردازند) این وسوسه‌های شیطانی (‌و ایجاد مشکلات در راه دعوت آسمانی توسط مخالفان برنامه‌های یزدانی‌) بدان خاطر است که خداوند می‌خواهد آنها را آزمایش کسانی سازد که در دلهایشان بیماری (‌نفاق ریشه دوانده‌) است‌، و آزمون کسانی کند که سنگین دل (‌از کفر و ضلال‌) هستند، و مسلمّاً ستمگران (‌منافق و کافر نام‌، با برنامه‌های الهی به‌ویژه اسلام‌) عداوت عمیق و مخالفت سختی داشته و دارند. و این که عالمان و آگاهان بدانند که آنچه (‌پیغمبران به مردم می‌گویند) حق بوده و از جانب پروردگار تو است‌. پس باید بدان ایمان بیاورند تا دلهایشان بدان آرام گیرد و در برابرش تسلیم و خاضع شود. قطعاً خداوند مومنان را به راه راست رهنمود می‌نماید (‌و شبهه‌ها و وسوسه‌های شیطانی را در پرتو هدایت و وحی آسمانی بدیشان می‌شناساند و حیران و سرگردانشان نمی‌گذارد)‌.

درباره سبب نزول این آیات روایات فراوانی نقل شده است و بسیاری از مفسران آنها را ذکرکرده‌اند. ابن‌کثیر در تفسیر خودگفته است‌:
«‌همه این روایات از راه‌هائی ذکر شده‌اند که مرسل بوده، و آنها را مستند به راه صحیحی ندیده‌ام‌. خدا هم بهتر می‌داند»‌.

اکثر این روایات به طور مشروح روایت ابن ابی‌حاتم هستند. اوگفته است‌: موسی پسر ابوموسی کوفی برایمان از محمد ابن اسحاق شیبی‌، و او از محمّد پسر فلیح‌، و وی از موسی پسر عقبه، و او از ابن‌شهاب‌، روایت‌کرده است وگفته است‌: سوره نجم نازل‌گردید. مشرکان می‌گفتند: اگر این مرد درباره بتها و خدایان ما نیک بگوید، او را و یاران او را تصدیق می‌کنیم‌. امّا او بد و بیراهی راکه به بتها و خدایان ما می‌دهد، به مخالفان دین خود، یهودیان و مسیحیان نمی‌دهد. پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) سخت به تنگ آمده بود از اذیت و آزاری که مشرکان به او و به یاران او می‌رسانیدند، و از این که او را و یاران او را تکذیب می‌کردند.گمراهی ایشان و ضلالت آنان نیز او را به درد می