ی‌دارد.

(وَإِذَا بَدَّلْنَا آيَةً مَكَانَ آيَةٍ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُنَزِّلُ قَالُوا إِنَّمَا أَنْتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ لِيُثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُوا وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ لا يَهْدِيهِمُ اللَّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ إِنَّمَا يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْكَاذِبُونَ).

هرگاه  آیه‌ای  (‌از  قرآن‌)  را  به  جای  آیه  دیگری  (‌از  تورات  و  انجیل‌)  قرار  دهیم  (‌و  برخی  از  احکام  قرآن  را  جایگزین  برخی  از  احکام  کتابهای  پیشین  گردانیم‌)  - ‌و  خدا  خود  بهتر  می‌داند  كه  چه  چیز  را  نازل  می‌کند  (‌و  حکمت  این  تعویض  و  تبدیل  چیست  -‌ کافران‌)  می‌گویند:  تو  (‌ای  محمّد!)  بی‏گمان  بر  زبان  خدا  دروغ  می‌بندی  (‌و  از  پیش  خود  چیزهائی  به  هم  می‌بافی  و  به  نام  خدا  ارائه  می‌دهی‌.  اما  چنین  نیست  که  ایشان  می‏‎گویند  و)  بلکه  بیشتر  آنان  ناآگاهند  (‌و  اهل  علم  و  معرفت  نیستند  و  از  فلسفه  تعویض  احکام  در  مراحل  انتقالی  جامعه  بی‌خبرند)‌.  بگو:  قرآن  را  جبرئیل  از  سوی  پروردگارت  به  حق  نازل  کرده  است  تا  مومنان  را  (‌در  مسیر  خود)  ثابت‌قدم  گرداند  و  هدایت  و  بشارت  برای  مسلمانان  باشد.  ما  می‌دانیم  که  (‌کفار  مکه  تهمت  می‌زنند  و)  ایشان  می‌گویند:  (‌این  آیات  قرآنی  را  خدا  به  محمدنمی‌آموزد  و  بلکه‌)  آن  را  انسانی  (‌به  نام  جبر  رومی‌)  بدو  می‌آموزد.  زبان  کسی  که  (‌آموزش  قرآن  را)  به  او  نسبت  می‌دهند،  گنگ  و  غیرعربی  است  و  این  (‌قرآن‌)  به  زبان  عربی  گویا  و  روشنی  است  (‌که  حتی  شما  عربها  هم  در  فصاحت  و  جزالت  آن  حیران  و  از  ساختن  وارائه  یک  سوره‌اش  ناتوان  و  درمانده‌اید)‌.  بی‏گمان  خداوند  کسانی  را  (‌به  سوی  حق‌و  حقیقت  وراه  نجات  وسعادت‌)  رهنمود  نمی‌سازد  که  به  آیات  خدا  ایمان  نیاورند،  (‌و  ایشان  به  سبب  کفرشان  به  آیات  قرآن‌،  در  آخرت‌)  عذاب  دردناکی  دارند.  تنها  و  تنها  کسانی  (‌بر  زبان  خدا)  دروغ  می‌بندند  که  به  آیات  خدا  ایمان  نداشته  باشند.  و  درحقیقت  آنان  دروغگویان  واقعی  هستند  (‌نه  محمّد  امین‌.  چرا  که  چنین  کسانی  از  خدا  و  مجازات  او  باکی  ندارند  و  هر  وقت  مصلحت  بدانند،  برزبان  دروغ  می‌رانند)‌.

مشرکان  وظيفه  این‌کتاب  را  نمی‌دانند.  آنان  نمی‌دانندکه  این‌کتاب  آمده  است  تا  یک  جامعه  انسانی  جهانی  را  پدید  آورد،  و  ملتی  را  بسازدکه  این  جامعه جهانی  را  رهبری  کنند.  نمی‌دانند  که  این‌کتاب  واپسین  رسالت  آسمانی  است‌،  رسالتی‌که  پس  از  آن  از  سوی  آسمان  رسالتی  نمی‌آید.  نمی‌دانند  یزدانی‌که  مردمان  را  آفریده  است  بسی  مطلع  وآگاه  از  ارکان  و  اصول  و  قوانین  و  شرائعی  است‌که  باعث  اصلاح  آنان  می‌گردد.  هرگاه  خدا  آیه‌ای  را  تعویض‌کندکه  مدت  معیّن  آن  سر  رسیده  است  و  اهداف  آن  پایان‌گرفته  است‌،  می‌خواهد  آیه  دیگری  را  بیاوردکه  برای  اصلاح  وضع  موجودی‌که  ملت  بدان  رسیده  است  بهتر  است‌،  و  پس  ازگذ‌شت  این  همه  سالی‌که  خدا  می‌داند  و  بس  برای  ماندگاری  خوبتر  و  مناسب‌تر  است‌.  این‌کار،  به  خدا  واگذار  است  وكار  او  است‌.  وضع  آیات  این‌کتاب  همچون  وضع  دوائی  است  که  جرعه‌هائی  از  آن  به  ببار  داده  می‌شود  تا  بهبودی  پیدا  می‌کند،  آن‌گاه  خوراکهای  دیگری  برای  او  تجویز  می‌گرددکه  برای  ساختار  بدن  عادی  او  در  شرائط  و  ظروف  عادی  بهتر  و  مناسب‌تر  است‌.

مشرکان  چیزی  از  اینها  را  نمی‌دانند.  بدین  خاطر  است  که  حکمت  تبدیل  آیه‌ای  به  جای  آیه  دیگری  را  در  زندگی  پیغمبر  صلي الله عليه و آله و سلم  نمی‌دانند.  این  است  که  گمان  برده‌اندکه  قرآن  افتراء  از  سوی  پیغمبر  صلي الله عليه و آله و سلم  است‌.  خودش  آن  را  به  هم  بافته  است  و  به  خدا  نسبت  داده  است‌!  آنان‌که  می‌دانند  او  راستگو‌ی  درستکار  و  صادق  امینی  است‌که  هرگز  دروغ  از  او  ندیده  و  نشنیده‌اند.

(بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ)‌.

بلکه  بیشتر  آنان‌ناآگاهند  (‌و  اهل  علم  و  معرفت  نیستند  و  از  فلسفه  تعویض  احکام  در  مراحل  انتقالی  جامعه  بی‌خبرند)‌.

(قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ)

بگو:  قرآن  را  جبرئیل  از  سوی  پروردگارت  به  حق  نازل  کرده  است‌.

پس  ممکن  نیست‌که  افتراء  و  چیز  از  خود  به  هم  بافته ای  باشد.  قطعاً  آن  را  «‌روح القدوس‌«  یعنی  جبرئیل  عليه السلام نازل‌کرده  است‌،  «‌من  ربک‌:  از  جانب  پروردگارت‌«  نه  از  جانب  خودش‌.  «‌بالحق‌:  به  حق»‌،  نازل‌کرده  است  و  باطل  آمیزه  آن  نمی‌شود.  «‌لیُثبّت  الّذينَ ‌آمَنوا:تامومنان را (در مسیر خود) ثابت‌قدم‌گرداند‌«‌.  چون  ایشان  را  به  راه  راست  رهنمود  می‏‎گرداند،  و  آنان  را  به  پیروزی  و  استقرار  مژده  می‌دهد:

(وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ)‌.

ما  می‌دانیم  که  (‌کفار  مکه  تهمت  می‌زنند  و)  ایشان  می‌گویند:  (‌این  آیات‌قرآنی  را  خدا  به  محمّد  نمی‌آموزد  و  بلکه‌)  آن  را  انسانی  (‌به  نام  جبر  رومی‌)  بدو  می‌آموزد.  زبان  کسی  که  (‌آموزش  قرآن  را)  به  او  نسبت  می‌دهند،  گنگ  و  غیرعربی  است  و  این  (‌قرآن‌)  به  زبان  عربی  گویا  و  روشنی  است  (‌که  حتی  شما  عربها  هم  در  فصاحت  و  جزالت  آن  حیران  و  از  ساختن  وارائه  یک  سوره‌اش  ناتوان  و  درمانده‌اید)‌.موسی  علیه السّلام  به  سوی  قومی  برانگیخته  می‌گردد  و  فرستاده  می‌شود که  دارای  عقیدۀ  قدیمی  هستند.  ولی  از  آن  منحرف  گردیده‌اند،  و  شکل  آن  در  دلهایشان  تباهی  پذیرفته  است‌. دلهای  خامی  نیست  تا  عقیدۀ  جدید  را  با  پاکی  و  سلامت  خود  بپذیرند.  بر  عقیدۀ  قدیمی  خود  هم  ماندگار  نمانده‌اند. چاره‌سازی  همچون  دلهائی  سخت  و  دشوار  است‌. کـجیها  و  تـه ‌نشستها  را  بـر  وظـیفۀ  مـهمّ  رسالت  افزوده  است‌.

خلاصه  موسی  فرستاده  شده  است  تا  بنیاد  ملّتی  را  از  نو  باز سازی‌ کند،  و  بلکه  از  پایه  آن  را  بسازد. چـه  بـرای  نخستین  بار  است ‌که  بنی‌اسرائیل  ملّت  مستقلّی  می‌گردد  و  زندگی  ویژه‌ای  خواهد  داشت‌،  زنـدگی  ویـژه‌ای  کـه  رسالت  آسمانی  بر  آن  حاکم  و  فرمانروا  باشد.  مـعلوم  است  پدید  آوردن  ملّتها کار  بزرگ  و  سخت  و  دشواری  است.

ش