‌،  قالب  حقّ  پـیدا  و  هـویدا  است  و  آ‌ن  را  از  نـوشتارهای  دیگـران  ممتاز می‌سازد:

(نَتْلُوا عَلَيْكَ مِنْ نَبَإِ مُوسَى وَفِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ) (٣)

ما  راست  و  درست  بر  تـو  گـوشه‌ای  از  داسـتان  واقـعی  موسی  و  فرعون  را  می‌خوانیم‌، برای  (‌استفادۀ‌)  کسـانی  که  مؤمنند (‌و  می‌خواهند  در  میان  انـبوه  مشکـلات‌، راه  خود  را  به  سوی  هدف  بکشایند).

خدا  این ‌کتاب  را  برای  مردمان  مؤمن  می‌فرستد. با  این  کتاب  آنان  را  تربیت  می‌کند، و  ایشان  را  اوج  می‌دهد  و  بالا  می‌برد، و  برنامه  را  برایشان  ترسیم  می‌کند، و  راه  را  برایشان  می‌گشاید  و  مسیر  را  برا‌یشان  آماده  می‌نماید.  داستانهائی  که  در  این  سوره  خوانده  می‌شود، به  خـاطر  مؤمنان  و  برای  ایشان  است‌. آنان  از  آنها  سود  می‌برند. 
این  تـلاوت  و  قـرائت  مسـتقیم  از  سـوی  خـدا، سـایه  روشنهای  عنایت  و  توجّه  به  مـؤمنان  را  دربـر  دارد، و  بدیشان  می‌فهماند که  چه  ارزش  والائی  و  منزلت  بالائی  دارند.  چگونه‌؟  خداوند والا  مقام  این‌  کتاب  را  به  خاطر  ایشان  و  برای  ایشان  بر  پیغمبر  صلّی الله علیه و آله و سلّم  ‌خود  می‌خواندبا  صـفت  مــؤمنان‌، ایشــان  را  سـزاوار  چـنان  عـنایت  بزرگوارانه‌ای  می‌سازد:

(لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ) (٣)

برای  (‌استقادۀ)  کسـانی  که  مـؤمنند (‌و  مــی‌خواهـند  در  مـیان  انـبوه مشکـلات‌، راه  خود  را  بـه  سـوی  هـدف  بگشایند).

پس ا‌ز  این  سرآ‌غاز  سخن‌، به  بیان  خبر  می‌پردازد، خبر  موسی  و  فرعون‌. در  بیان  این  خبر  از  نخستین  حلقه  از  زنجیرۀ  دا‌ستان  ‌که  حلقۀ  تولّد  موسی  است‌، سخن  به  میان  آمده  است‌. در  هیچ  یک  از  سوره‌های  بی‌شمار  قرآن  که  این  داستان  در  آنها  آمده  است‌،  از  حلقۀ  نخستین  آغـاز  نگردیده  است‌.  ایـن  هـم  بـدان  جـهت  است‌ کـه  حـلقه  نخشین  داستان  موسی‌، و  شرائط  و  ظروف  سختی‌ کـه  موسی  در  آن  متولّد  گردیده  است‌، و  در  دوران‌ کودکیش  هیچ  نیروئی  و  هیج  چاره‌ای  ندارد، و  قوم  او  هم  ضعیف  هستند  و  در  دست  فرعون  خوار  و  حقیرند، هـمۀ  ایـنها  هدف  اصلی  سوره  را  تأمین  کنند، و دست  قد‌رت  یزدان  را  آشکار  و  بی‌پرده  جـلوه‌گـر  مـی‌سازند،  د‌ست  قدرتی‌ که  به  تنهائی  به  پیکار  می پردازد  و  تک  و  تنها  و  بدون  هر گونه  پرده ‌ای  از  انسانها  می‌رزمد، پرده‌ای  کـه  دست  خدا  در  پس  آن  باشد، و  قدرت  او  بر  آن  نمایش  داده  شود. این  دست  قدرت  بر  ظلم  و  جور  و  طـغیان  و  سرکشی  می‌تازد  و  چنان ضربه  مستقیمی  را  می‌زند که  از  عهدۀ  انسانها  خارج  است‌. این  ضـربه  وقـتی  فـرود  می آید  که  انسانها  نمی‌توانند  کاری  بکنند  و  همچون  ضربه‌ای  را  بزنند. این  ضربه  مستقیم  الهی  مستضعفانی  را  یاری  می دهد  و  پیروز  می‌گرداند که  هیچ‌گونه  تاب  و  توانی  و  قدرتی  و  قوّتی  ندارند. کسانی  را  به  منزلت  و  مکانت  می‌رساند  که  زیر  شکنجه  و  عذاب  مـی‌نالند  و  فریادشان  به  هیح  جائی  نمی‌رسد  و  هیچ  حیله  و  چاره‌ای  ندارند  و  از  جائی  حمایت  و  حفاظت  نمی‌گردند.

این  معنی  و  مقصودی  است‌ که‌ گروه  اندک  مسـتضعف  مسلمان  در  مکّه  نیازمند  بیان  و  ثبت  و  ضبط  آن  هستند. بدان  هنگام  که  مشرکان  فراوان  ستمگر  طاغی  و  یـاغی  نیز  نیازمند  آشنایی  با  آن  و  یقین  و  اطمینان  از  آن  بودند. داستان  موسی  علیه السّلام  در  سوره‌های  دیگر  اغلب  از  حـلقۀ  رسالت  آعاز  می‌گردد، نه  از  حلقۀ  ولادت‌. بدان  هـنگام  که  ایمان  نیرومند  در  برابر  طاغی  و  یاغی  می‌ایستد، و  ایــمان  پـیروز  مــی‌شود  و  طـاغی  و  یـاغی  شکست  می‌خورد، و  در  نهایت  خوار  و  رسوا  می‌گردد.  امّـا  در  اینجا  این  معنی  و  مقصود، مراد  نیست‌. بـلکه  مـعنی  و  مقصود  این  است  زمانی  که  شرّ  محض  جلوه‌گو  می آید، سبب  هلاک  خود  را  در  ذات  خود  حمل  می‌نماید، و  ستمگری  وقتی‌ که  سرکشی  می‌کند  نیاز  به  انسانها  برای  دفع  آن  نیست‌. بلکه  دست  قدرت  خدا  دخالت  می‌کند  و  دست  مستضعفان  را  می‌گیرد، مستضعفانی  که  بـدیشان  تعدّی  شده  است‌، و  آنان  را  نجات  می‌دهد  و  عناصر  خیر  را  در  ایشان  آزاد  و  رها  می‌سازد، و  ایشـان  را  تربیت  می‌نماید، و  آنان  را  پیشوا  و  رهبر  می‌گرداند  و  وارثان  زمینشان  می‌سازد.

معنی  و  مقصود  از  ذکر  این  داستان  در  این  سـوره  ایـن  است‌.  بدین  خـاطر  است‌ کـه  از  هـمان  حـلقۀ  نخستین  می‌آغازد  تا  این  مـعنی  و  مـقصود  را  بـرساند  و  آن  را  نمایان  و  نمودار  گـردانـد. داسـتان  در  قـرآن  در  شـیوۀ  عرضۀ  خود  هدفی  را  در  نظر  می‏‎گیرد. چه  داستان  ابزار  تربیت  جانها  و  درونها  است‌. وسیله  بیان  معانی  و  حقائق  و  اصول  و  مقرّراتی  است‌. این  داستان  در  اینجا  با  روند  قرانی  خود  هماهنگ  و  همگام  است‌، و  در  ساختن  دلها  همکاری  مـی‌کند، و  در  بـنیانگذاری  حـقائقی  شـرکت  می‌ورزد که  این  دلها  را  آباد  می‌سازند.

حلقه‌هائی  کـه  از  زنـجیرۀ  داسـتان  در  ایـنجا  مـی‌آیند  عبارتند  از:  حلقۀ  تولّد  موسی  علیه السّلام  ‌و  شرائط  و ظروف  به  ظاهر  سختی  کـه  آن  را  احـاطه  کـرده‌انـد، و  خداونـد  بزرگوار  چگونه  رعایت  و  عنایت  خود  را  بهرۀ  موسی  و  مؤمنان  می‌سازد. دیگری  حلقۀ  جوانـمردی  مـوسی  و  فرزانگـی  و  دانشـی  است‌ کـه  خـدا  بـدو  داده  است‌، و  چگونه ‌کشتن  قبطی  انجام  می‌گیرد، و  فرعون  و  درباریان  او  به  توطئه  می‌نشینند، و  موسی  از  مصر  می‌گریزد  و  به  سرزمین  مدین  می‌رود. هـچنین  از  ازدواج  مـوسی  در  مدین‌،  و  از  سالهائی سخن  می‌رود که  موسی  باید  بــه  خدمت  شعیب  و  خانواده‌اش  بپردازد.  سپس  حلقۀ  فریاد  زدن  او  از  سوی  یزدان‌، و  موظّف  کردن  او  به  رسـالت  آسمان  ذکر  می‌شود. آن‌ گاه  از  رویاروی  شدن  با  فرعون  و  درباریانش  سخن  می‌رود، و  بیان  می‌شود  که  چگونه  موسی  و  هارون  را  تکذیب‌ کردند، و  سرانجام  چه  شد. سرانجام  غرق  شدن  است ‌که  تند  و  سریع  و  مختصر  بیان  می  شود.

روند  قرآنی  حلقۀ  نخستین  و  حلقۀ  دومین  را  با  انـدک  توضیحی  طول  می‌دهد  و  سخن  را  از  آن  دو  حـلقۀ  بـه  درازا  می‌کشاند. ا‌ین  دو  حلقه‌، در  ایـن  داسـتان  تـازه  و  جدیدند  و  در  این  سوره  ذکر  می‌شوند. این  دو  حلقه  پرده  از  مبارزۀ  قدرت  واضح  و  آشکاری  به‌کنار  می‌زنند  که  با  طاغی  و  یاغی  درافتاده  است  ویار  او  را  ساخته  است‌. در  این  داستان‌، عجز  قدرت  و  ناتوانی  شوکت  فـرعون  جلوه‌گر  می‌آید، و  پرهیز  و  حذر  و  چاره ‌سازی  و  نیرنگ  فرعون  نمی‌تواند  به  دفع  قضا  و  قدری  بکوشد که  حتمی  و  اجراء  شدنی  است‌:

(وَنُرِيَ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُمْ مَا كَانُوا يَحْذَرُونَ) (٦)
و  بر  دست  مســتضعفان  بــه  فـرعون  و  هــامان  و  لشکـریا