 گـلۀ  گوسفندان  به  سوی  ا‌یمان  رانده  نـمی‌شوده  بلکه  تـنها  تلاوت  و  قرائت  قـرآن  بسنده  است‌. تـلاوت  قـرآن  و  قرائت  آن  را  برای  دلها  و  جانها  واگذار، و  دلها  و  جانها  را  بدان  بسپار  تا  برابر  برنامۀ  دقیق  و  ژرف  خود، فطرت  را  در  اعماق  خود  مخاطب  قرار  دهد، و  با  زبان  قانونی  با  فطرت  به  سخن  درآید که  در  درون  فطرت  نهفته  است  و  همآوا  با  برنامۀ  قرآن  است‌.

(وَقُلِ: الْحَمْدُ لِلَّهِ).
و  بگو:  حمد  و  سپاس  خدای  را  سزا  است‌.

این  بخش  دیباچۀ  ساختارها  و  آفریده‌های  یزدان  است‌، ساختارها  و  آفریده‌هائی‌  که  قرآن  از  آنها  سخن  می‌گوید:
(سَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ فَتَعْرِفُونَهَا).
او  آیات  خود  را  به  شما  نشان  خواهد  داد  و  شما  آنـها  را  خواهید  شناخت‌.

خداوند  سبحان  راست  فرموده  است‌. هر  روزی  یـزدان  برخی  ا‌ز  نشانه‌های  شناخت  خود  را  در  انـفس‌، یعنی  جهان  درون‌،  و  در  آفاق‌،  یعی  جهان  بیرون،  به  بندگان  خویش  نشان  می‌دهد، و  برای  ایشان  از  برخی  از  رازها  و رمزهای  این  جهان  پر  از  اسرار  و  رموز  پـرده  را  به  کنار  می‌زند.
(وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ) (٩٣)
پروردگار  تو  از  آنچه  انـجام  مــی‌دهید  غـافل  و  بـی‌خبر  نیست‌.

بدین  شیوه  و  بدین‌ گونه‌، روند  قرآنی  در  پایان  سـوره‌، این  واپسین  آهنگ  را  با  این  تعبیر  جمع  و  جور  و  لطیف  و  ظریف  و  هراسناک  و  خوفناک‌، سر  می‌دهد  ...  آن‌گاه  مردمان  را  به  حال  خود  وامی‌گذارد  تا  آنچه  می‌خواهند  بکنند  انجام  دهند، ولی  در گوش  جانشان  این  نوا  و  آوا  طنین‌انداز  بوده  و  تأثیر  ژرف  خود  را  داشته  باشد:  
(وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ) (٩٣)
پروردگار  تو  از  آنچه  انـجام  مـی‌دهید  غـافل  و  بـی‌خبر  نیست‌.

*
-------------------------------------------------------------
[1] در عصر حاضر، دانشمندان موفّق به ضبط و ثـبت مـقدار باران نـازل شده در سطح  جهان گردیده‌اند. در هر ثانیه بر روی ‌کرۀ زمین‌، هفده میلیون تن باران می‌باردکه  مساوی با  536 تریلیون‌(  536000  میلیارد) تن در سال است‌. و این رقمی است  ثابت و  لا یتغیّر.(‌نگا: کـتاب ‌«‌سـیارۀ  مـا  زمـین‌»‌. تألیف‌:  آ.و.بیالکو.  ترجمۀ  لطیف  کاشیگر،  صفحات  ٢٢٥  و  ٢٢٦) ...  با  عنایت به «‌نظریۀ بی‌نهایت ذرّه‌ها»‌که  توسّط پروفسور حسابی مطرح شده است‌، و «‌جدول تناوبی عناصر»مندلیف روسی‌،و دقّت در اکولوژی طبیعت‌،موضوع هماهنگی میان اشیاء‌،و آفرینش هر  چیزی بـه انـدازۀ لازم‌، کـاملاً پیدا و روشن می‏‎گردد.(‌نگا: قمر/٤٩، فرقان/ ٢، رعد/ ٨ ،حجر/١٩و 21)‌. (‌مترجم‌)
[2] مراجعه شود به جزء نوزدهم‌، سورۀ فرقان آیۀ دو: «‌و خلق کـل شـی‌ء فقدرّه  تقدیراً‌».
[3] بخشی از حدیث عبدالله ‌بن عمر دربارۀ حقیقت اسـلام و ایمان است‌.مسلم و  ا‌صحاب سنن آ‌ن را روایت کرده‌اند.
[4] مراجعه شود به سورۀ سبا آیۀ  16.(‌مترجم‌)
[5] مراجعه شود به سورۀ نساء آیۀ171.(مترجم) 
[6] مراجعه شود به کتاب‌: «‌التصویر  الفنی فی القـرآن‌» فـصل‌: هماهنگی هنری‌،  صفحۀ86 تا 107 چاپ سوم «دارالشرق». 
[7] حرکت‌ کوه‌ها در این آیه می‌توانـد اشـاره بـه حــرکت زمـین در هـمین جهان باشد.  چرا که زمین‌ که ‌کوه‌ها بدان متّصلند هر شبانه روز یک بار بـه دور خود می‏‎گردد، و  آن را حرکت وضعی می‌نامند، و هر سال یـک بار به دور خورشید می‏‎گردد و آن را  حرکت انتقالی می‌گویند. (‌مترجم‌)   
[8] مراجعه شود به سورۀ ملک آیۀ 3.(‌مترجم‌) 
[9]  به تفسیر این فرمودۀ یزدان‌: «‌و خلق‌ کل شی‌ء فقدره  تقدیراً‌» در  سورۀ فرقان  آیۀ 2 جزء نوزدهم مراجعه گردد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:203.xml">سوره‌ي قصص آيه‌ي 43-1</a><a class="folder" href="w:html:212.xml">سوره‌ي قصص آيه‌ي 75-44</a><a class="folder" href="w:html:218.xml">سوره‌ي قصص آيه‌ي 84-76</a><a class="text" href="w:text:221.txt">سوره‌ي قصص آيه‌ي 88-85</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:204.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:205.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:206.txt">قسمت سوم</a><a class="text" href="w:text:207.txt">قسمت چهارم</a><a class="text" href="w:text:208.txt">قسمت پنجم</a><a class="text" href="w:text:209.txt">قسمت ششم</a><a class="text" href="w:text:210.txt">قسمت هفتم</a><a class="text" href="w:text:211.txt">قسمت هشتم</a></body></html>سوره‌ي قصص آيه‌ي 43-1
سورۀ  ‌قصص  مکّی  و  ٨٨  آیه  است
بسم الله الرحمن الرحيم

(طسم (١) تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ (٢) نَتْلُوا عَلَيْكَ مِنْ نَبَإِ مُوسَى وَفِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (٣) إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الأرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءَهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ (٤) وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ (٥) وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الأرْضِ وَنُرِيَ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُمْ مَا كَانُوا يَحْذَرُونَ (٦) وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلا تَخَافِي وَلا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ (٧) فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَحَزَنًا إِنَّ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا كَانُوا خَاطِئِينَ (٨) وَقَالَتِ امْرَأَةُ فِرْعَوْنَ قُرَّةُ عَيْنٍ لِي وَلَكَ لا تَقْتُلُوهُ عَسَى أَنْ يَنْفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا وَهُمْ لا يَشْعُرُونَ (٩) وَأَصْبَحَ فُؤَادُ أُمِّ مُوسَى فَارِغًا إِنْ كَادَتْ لَتُبْدِي بِهِ لَوْلا أَنْ رَبَطْنَا عَلَى قَلْبِهَا لِتَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ (١٠) وَقَالَتْ لأخْتِهِ قُصِّيهِ فَبَصُرَتْ بِهِ عَنْ جُنُبٍ وَهُمْ لا يَشْعُرُونَ (١١) وَحَرَّمْنَا عَلَيْهِ الْمَرَاضِعَ مِنْ قَبْلُ فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ وَهُمْ لَهُ نَاصِحُونَ (١٢) فَرَدَدْنَاهُ إِلَى أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلا تَحْزَنَ وَلِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ (١٣) وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَاسْتَوَى آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ (١٤) وَدَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلَى حِينِ غَفْلَةٍ مِنْ أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِيهَا رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلانِ هَذَا مِنْ شِيعَتِهِ وَهَذَا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ مُوسَى فَقَضَى عَلَيْهِ قَالَ هَذَا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِينٌ (١٥) قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَه