رجم‌)
[2] - برای آشنائی بیثشر مراجعه شود به کتاب: ‌«‌السلام العالمی والاسلام»‌ فصل‌: عقیده و حیات‌.
[3] - «بدن» جمع بدنة است‌. بدنه‌، شتر ماده یا گاو است‌، و در حج برای هشت نفر بسنده است‌.
[4] - مراجعه شود به تفسیرهای روح‌المعانی و قاسمی‌. (‌مترجم‌)
[5] - اسلام با وجود این‌، جنگ را به خاطر جنگ هدف نمی‌شمارد، و به جنگ اجازه نمی‌دهد مگر برای هدفی‌که بزرگتر از صلح و صفاو آتش‌بس و همدیگر را رهاکردن است ... صلح و صفا هدف اسلام است‌، همان‌گونه‌که بسیاری از آیات دیگر در قرآن بیان می‌دارند. ولیکن صلح و صفائی‌که در آن تعدی و تجاوز و ظلم و ستم و دست‌درازی و دشمنانگی نباشد. ولی زمانی‌که ظلم و ستم و تعدی و تجاوز شود به هریک از ارکان و اصول والای انسانیت‌، از قبیل حریت عقیده‌، و حریت عبادت‌، عدالت و دادگری در قضاوت و داوری و فرماندهی و فرمانروائی‌، عدالت و دادگری در پخش غنائم و فرآورده‌ها، عدالت و دادگری در حقوق و وظائف‌، رفتار فردی و گروهی برابر قوانین و مقررات خدا، ... هر زمان‌که ظلم و ستم و تعدی و تجاوز شود به یکی از این ارکان و اصول به شکلی از اشکال و از راهی از راه‌ها، چه از فردی بر فردی‌، یا از فردی برگروهی‌، یا از گروهی بر فردی یا برگروهی‌، یا از دولتی بر دولتی‌، انجام بگیرد، فرقی ندارد. ظلم و ستم و تعدی و تجاوز، همان ظلم و ستم و تعدی و تجاوز است‌. چه اسلام از صلح و صفائی راضی و خشنود نیست‌که بر ظلم و ستم و تعدی و تجاوز استوار و پایدار باشد. زیرا صلح و صفا در اسلام تنها آرامش و ترک جنگ نیست‌. بلکه صلح و صفا پیاده‌کردن خیر و برکت و عدالت و دادگری مبتنی بر برنامه‌ای است‌که یزدان آن را برای بندگان ترسیم و تدوین‌کرده است ... (‌برای اطلاع بیشتر به کتاب‌: «السلام العالمی والاسلام» مراجعه شود)‌.
[6] - شیخین‌، یعنی مسلم و بخاری آن را روایت کرده‌اند.
[7] - بنی آدم اعضای یکدیگرند     که در آفرینش ز یک‌گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار     دگر عضوها را نماند قرار (‌سعدی‌)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:109.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:110.txt">قسمت دوم</a></body></html>سوره‌ي حج آيه‌ي 57-42

وَإِنْ يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعَادٌ وَثَمُودُ (٤٢)وَقَوْمُ إِبْرَاهِيمَ وَقَوْمُ لُوطٍ (٤٣)وَأَصْحَابُ مَدْيَنَ وَكُذِّبَ مُوسَى فَأَمْلَيْتُ لِلْكَافِرِينَ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ (٤٤)فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا وَهِيَ ظَالِمَةٌ فَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَبِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَقَصْرٍ مَشِيدٍ (٤٥)أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لا تَعْمَى الأبْصَارُ وَلَكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ (٤٦)وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَلَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَإِنَّ يَوْمًا عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ (٤٧)وَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَمْلَيْتُ لَهَا وَهِيَ ظَالِمَةٌ ثُمَّ أَخَذْتُهَا وَإِلَيَّ الْمَصِيرُ (٤٨)قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا أَنَا لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ (٤٩)فَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ (٥٠)وَالَّذِينَ سَعَوْا فِي آيَاتِنَا مُعَاجِزِينَ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ (٥١)وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَلا نَبِيٍّ إِلا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (٥٢)لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ (٥٣)وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ (٥٤)وَلا يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً أَوْ يَأْتِيَهُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَقِيمٍ (٥٥)الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ (٥٦)وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَأُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ (٥٧)

درس گذشته به پایان آمد با اجازه دادن خدا به جنگ برای حمایت و حفاظت عقاید و شعائر، و وعده پیروزی دادن خدا به کسانی‌که به انجام وظائف و تکالیف عقیده برمی‌خیزند، و برنامه الهی را در زندگی جامعه پیاده می‌کنند.

وقتی‌که از بیان وظائف و تکالیف ملت مسلمان می‌پردازد، شروع می‌کند به اطمینان دادن به پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) بدین امریه دست قدرت الهی در اعطاء پیروزی بدو، و خوارگرداندن دشمنانش دخالت می‌کند، همان‌گونه که درگذشته‌ها در اعطاء پیروزی به برادران پیغمبرش (علیهم السلام) وگرفتار ساختن تکذیب‌کنندگان در طول تاریخ‌، دست قدرت الهی شرکت کرده است و دخالت ورزیده است‌. آن‌گاه مشرکان را متوجه جایگاه‌های هلاک و نابودی گذشتگان می‌سازد، و به تدبر و تفکر درباره ایشان فرامی‌خواند، و از آنان می‌خواهد بیندیشند و بنگرند اگر دلهائی برای اندیشیدن و نگریسش دارند و می‌توانند با چشم دل و در پرتو بینش جایگاه‌های هلاک و نابودی ایشان را ورانداز و وارسی کنند. چه این چشمها نیستندکه کور می‌گردند، بلکه این دلهای نهفته در سینه‌ها هستند که کور می‌شوند و بینش خود را از دست می‌دهند.

آن‌گاه پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) خود را مطمئن می‌سازد از این که یزدان پیغمبران خود را از نیرنگ اهریمن می‌پاید و محافظت می‌نماید، همان‌گونه که ایشان را از نیرنگ تکذیب‌کنندگان می‌پاید و محافظت می‌نماید، و پوچ و باطل می‌سازد کارهائی را که اهریمن در اندیشه انجام آنها است و می‌کوشد بدانها جامه عمل بپوشد، و آیات خود را تحکیم می‌بخشد و آنها را استوار و پایدار می‌گرداند و برای دلهای سالم جلوه‌گر می‌سازد. ولیکن دلهای بیمار و دلهای‌کافر پیوسته شک و تردید در آنها می‌ماند و جای خود را خوش می‌کند تا دلهای این چنین را به بدترین سرنوشت و بدترین فرجام منتهی می‌گرداند.

این درس از ابتداء تا انتهاء بیانگر آثار دست قدرت خدا است‌. آن دست قدرتی که در سیر تاریخ دعوت دخالت می‌کند و آن را بدان مسیری می‌بردکه خدا وعده فرموده است‌، بعد از آن که یاران و پیروان دعوت وظائف و تکالیف خود را به انجام برسانند، و رنجها و دشواریهائی را بر خود هموار سازندکه درس‌گذشته در روند قرآنی بیان داشت‌.

*