کـنده  مـی‌شوند  (‌و  بـدان  سرنگون  مــی‌گردند،  و  بـدیشان  گـفته  مـی‌شود:‌) آیـا  جزائی  جز  سزای  آنچه  می‌کردید (‌و  معاصی  و  کفری  که  می‌ورزیدید)  به  شما  داده  می‌شود؟‌.

صور  بوقی  است‌ که  در  آن  دمیده  می‌شود.  این  دمیدن‌، دمیدن  ترس  و هراسی  است  که ‌گریبانگر  همۀ  کسـانی  می‌گردد  که  در  آسمانها  و  در  زمین  هستند  مگر  افرادی  که  خدا  بخواهد که  در  امن  و  امان  بمانند  و  اسـتوار  و  پایدار  باشند  ...  گفته‌اند  این  چنین  کسانی  شهداء  هستند  ...  با  دمیدن  این  نفخه  هر  زنده‌ای‌ که  در  آسمانها  و  زمین  باشد  می‌میرد، مگر کسانی  که  خدا  بخواهد.

پس  از  این  نفخه‌،  نفخۀ  رستاخیز  و  دوباره  زنـده  شـدن  است‌.  و  آن‌گاه  نفخۀ  حشر  و گردهمائی  است‌. وقتی  که  برای  همایش  در  صـور  دمـیده  مـی‌شود  هـمگان‌ گـرد  می آیند.

(وَكُلٌّ أَتَوْهُ دَاخِرِينَ) (٨٧)

و  همگان  فـروتنانه  در  پیشگاه  او  حـاضر  و  آمـاده  می‌گردند.

هـمه‌، فـروتنانه و کـرنش‌ بران و تسـلیم  فـرمان‌، گـرد  می آیند.

همراه  با  این  ترس  و  هراس‌،  انقلاب  جهانی  رخ  می‌دهد، و کرات  و  ستارگان  بی‌نظم  و  نظام  مـی‌شوند  و  مـختلّ  می ‌گردند، و گردش  و  چرخـن  آنها  پریشان  و  نابسامان  می‌شود. از  مظاهر  و  نمادهای  این  پریشانی  و  نابسامانی  این  است  کـه  کـوه‌های  مـحکم  و  اسـتوار  به  حـرکت  درمی‌آیند،  و  بسان  ابرها  سبک  و  تند  و  پراکـنده  روان  می‌شوند  و  می‌روند. صحنۀ  کوه‌ها  بدین  روال  و  بدین  منوال  هماهنگ  با  سایۀ  ترس  و  هراس  است‌، و  جزع  و  فـزع  در  آن  جـلوه‌گـر  است‌. انگـار  کـوه‌ها  همراه  بـا  ترسیدگان  و  به  هراس  افتادگان  ترسیده‌اند  و  به  هـراس  افتاده‌انـد!  بـا  جزع  و  فـزع‌ کنندگان  بـه  جـزع  و  فـزع  درآمده‌اند! با  سرگشتگان  و  ویلان  شدگان  و  بدون  قرار  و  آرام  بدینجا  و  بدانجا  روندگان ، کوه ها  نیز  انگار  سرگشته اند و ویلان  شده اند و  بدون  قرار  و  آرام  بدینجا  و  بدانجا  می روند!

(صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ).
این  ساختار  خدائی  است  که  همه  چیز  را  محکم  و  استوار  (‌و  مرتّب  و  منظّم‌)  آفریده  است‌.[7]

پاک  و  منزّه  ایزد  سبحان  است‌. مـحکم  ‌کاری  و  نـظم  و  ترتیب  در  همه  چیز  این  جهان  است‌. نـه  جـهشی  و  نـه  تصادفی  در  میان  است‌. نه  درزی  و  سوراخی  و  نه  نقصی  و  خللی  در  نظام  حاکم  بر  جهان  است‌. به  هر  چیز بنگری  و  هرچه  را  پیش  چشم  داری‌، در  آن  خلل  و  تضـادّ  و  عـدم  تناسبی  نمی‌بینی‌، و  در  انسجام  و  استحکام  شگفت  آن  نسیان  و  فراموشی  نـخواهـی  یـافت‌.  هـرگاه  فـرزانـۀ  اندیشمندی  یکایک  آفریده‌ها  را  وارسی  و  پژوهش‌کند، کم‌ترین  خلل  و  ناموزونی  را  در  هیج  یک  از  آنها  پـیدا  نمی‌کند، و گوشه‌ای  را  نمی‌یابد که  بدون  حساب  و  کتاب  و  اندازه  و  مقدار  دقیق  رها  شده  بـاشد. هـیچ  رخـنه  و  نقصی  در  پدیده‌های ‌کـوچک  و  بزرگ  و  با  ارزش  و  بی‌ارزش  یافته  نمی‌شود.[8]  هر  چیزی  از  روی  تدبیر  و  تقدیر  آفریده  شده  است  و  دارای  نظم  و  نظام  و  اندازه  و  مقدار  لازم  است‌. حساب  و کتاب  و  تدبیر  و  تقدیر  در  هر  چیزی  تا  بـدانـجا  است ‌کـه  سـرهائی  را  گـیج  و  ویـج  می‌گرداند  کـه  بــه  بـررسی  و  پـژوهش  و  وارسـی  آن  می‌پردازند.[9]

(إِنَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ) (٨٨)
مسلّماً  وی  از  کارهائی  که  شما  انجام  می‌دهید  بس  آگاه  است  (‌و  کردار  نیک  و  بدتان  را  بی‌جزا  و  سزا  نمی‌گذارد)‌.  

امروز  روز  حساب  و  کتاب  و  محاسبه ‌کارهائی  است  که  می‌کردید. خدائی  این  روز  را  مقدّر  و  مقرّر  داشته  است  که  همه  چیز  را  محکم  و  استوار  پدید  آورده  است  و  با  نظم  و  نظام  آفریده  است‌. خدا  این  روز  را  در  موعد  خود  آورده  است‌، نه  ساعتی  پیشی‌  گرفته  ست‌، و  نه  ساعتی  پسی  ‌گرفته  است‌، تا  نقش  خـود  را  در  قـانون  و  سـنّت  آفرینش  بازی  کند، آفـرینشی‌  کـه  از  روی  حکـمت  و  فــلسفه  و  تــدبیر  و  تـقدیر  پـدیدار  گـردیده  است‌، و  هماهنگی  و  همآوائی  را  در  میان ‌کار  و  پاداش  در  هر  دو  زندگی  متّصل  متکامل  برقرار  نماید.
(صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ) (٨٨)

این  ساختار  خدائی  است  که  همه  چیز  را  محکم  و  استوار  (‌و  مرتّب  و  منظّم‌)  آفریده  است‌. (‌خداوندی  که  حساب  و  نظام  در  برنامۀ  آفرینش  او  است‌) مسلّماً  وی  از  کارهائی  که  شما  انجام  می‌دهید  بس  آگاه  است (‌و  کـردار  نـیک  و  بدتان  را  بی‌جزا  و  سزا  نمیگذارد).

در  این  روز  هراس ‌انگـیز  و  خـوفناک‌، امـن  و  امـان  و  آرامش  و  اطمینان  خاطر،  پاداش  کسانی  خواهد  بود  که  در  این  دنیا  نیک  بوده‌اند  و  نیکوئی  کرده‌اند،  گذشته  از  آن  که  پاداش  و  مزدی  دریافت  می‌دارند  کـه  بـیشتر  و  فراوان‌تر  از  خوبیها  و  نیکیهای  ایشان  است‌:

(مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْهَا وَهُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ) (٨٩)

کسانی  که  کـارهای  پسـندیدۀ  (‌چـون  ایـمان  بـه  خدا  و  اخلاص  در  طاعت‌)  انجام  بدهند، پاداش  بهتر  و  والاتری  از  آن  خواهند داشت (‌که  رضا  و خشنودی  پروردگار  است‌)‌،  و  در  آن  روز  (‌که  قیامت  فرا  مـی‌رسد  و  تـرس  و  خوف  مردمان  را  فرا  می‌گیرد) چنین  کســانی  در  امـن  و  امان  بسر  مــی‌برند (‌و  غـم  و  انـدوه  و  دلهره  و  نگرانی  همگانی‌، از  آنان  به  دور  است‌).

در  امن  و  امان  ماندن  از  همچون  ترس  و  هراسی  خود  به  تنهائی  پاداش  بسنده‌ای  است‌. افزون  بر  آن  هر چه  هست  فضل  و  لطف  و  مرحمت  خدا  است‌. آنان  در  دنیا  از  خدا  ترسیده‌اند، و  خدا  هـم  تـرس  دنـیا  و  تـرس  آخـرت  را  برایشان‌ گرد  نمی‌آورد  و  نصیبشان  نمی‌فرماید. بلکه  در  آن  روزی‌ که  ترس  و  هراس  همۀ  ‌کسانی  را  برمی‌دارد که  در  آسمانها  و  در  زمین  هستند، مگر کسـانی‌  کـه  خـدا  بخواهد  ایشان  را  در  امن  و  امان  بدارد.

(وَمَنْ جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ).

و  کسانـی  که  کارهای  ناپسند  (‌چون  شـرک  و  مـعصیت‌) انجام  می‏‎دهند، به  رو  در  آتش  افکنده  می‌شوند (‌و  بدان  سرنگون  می‌گردند(.

صحنۀ  هراس ‌انگیزی  است‌! آنان  بر  رخسـاره  به  آتش  فرو  می‌افتند.  بر  رخساره  سرنگون  در  افتادن  بر  تنبیه  و  توبیخ  ایشان  می‌افزاید!

(هَلْ تُجْزَوْنَ إِلا مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ) (٩٠)
(‌بدیشان  گفته  می‌شود:‌)  آیا  جزائـی  جر  سـزای  آنـچه  می‌کردید  (‌و  معاصی  و  کفری  که  می‌ورزیدید)  به  شـما  داده  می‌شود؟‌.

آنان  از  هدایت  کناره ‌گیری  و  دوری  کرده‌انـد، و  از  آن  رویگردان  گردیده‌اند، این  است  که  در  برابر  این  کار  بر  رخساره‌ها  به  آتش  انداخته  می‌شوند،  رخساره ‌هائی  کـه  قبلاً  از  حقّ  و  حقیقت  روشن  بسان  روشنی  شب  و  