  و (‌آنان  چنان  مبهوت  و  درمانده  می‌کردند که  برای  دفاع  از  خود)  سخنی  برای  گفتن  ندارند.

به  سبب  ظلم  و  ستمی‌  کـه  در  دنـیا  مـرتکب  شـده‌انـد،  داوری  بــر  ضــدّ  ایشــان  صـورت  پـذیرفته  است  و  محکومیّت  آنان  صادر  گردیده  است! آنان  ماتشان  برده  است  و  خاموش  و  ویلان  بر پای  ایستاده‌اند!  این  وقـتی  است  که  اندکی  پیش  از  این‌، آن  چنان  حیوانی  به‌ گفتار  درآمده  است  و  با  ایشان  سخن ‌گفته  است‌.  آهای  ایـن  مردمانند  که  سخن  نمی‌گویند  و  حیران  و  پریشانند!..  این  هـم  یکی  از  آرایه‌های  زیبای  تقابل  در  تـعبیر  قـرآنـی  است‌،  و  از  نوآوریهای  بدیع  آیات  آسمانی  است‌.

شیوۀ  بیان  در  این‌ گردش  و  چرخش‌، قالب  خاصّ  خود  را  دارد،  و  آن  در کنار  یکدیگر  و  همراه  هـمدیگر  آوردن  صحنه‌های  دنیا  و  صحنه‌های  آخرت،  و  در  لحظۀ  مناسبی  از  این  بدان  پریدن  و  منتقل‌  گردیدن  است‌،  تا  ذکر  مطالب  و  مقاصد  مزدوج  تأثیر  خود  را  چنان‌ که  باید  ببخشد، و  درس  عبرت  را  آن ‌گونه ‌که  شاید  بدهد.در  اینجا  مثلاً  روند  قرآنـی  از  صـحنۀ  تکـذیب ‌کنندگان  آیات  خدا،  تکذیب ‌کنندگانی  ‌که در  گسترۀ  محشر  مات  و  مبهوت  ایستاده‌اند  و  ویلان  و  پریشان  گردیده‌انـد، بـه  صحنه‌ای  از  صحنه‌های  دنیا  منتقل  می‌شود، صحنه‌ای‌ که  سزاوار  بود  وجدان  تکذیب‌ کنندگان  را  بیدار  مـی‌کرد، و  ایشان  را  به  تدبّر  و  تفکّر  دربارۀ  نظم  و  نظام  جـهان  و  دربارۀ  پـدیده‌های  آن  می‌خواند، و  بـه  دلهـایشان  می‌انداخت  که  خدائی  وجود  دارد  و  ایشان  را  مراعات  می‌نماید  و  می‌پاید، و  برای  ایشـان  وسـائل  زنـدگی  و  آسایش  را  آماده  و  تهیّه می‌نماید،  و  جهان  را  آن ‌گـونه  برایشان  می‌آفریند  که  جهان  مناسب  با  زنـدگی  ایشـان  باشد، نه  این  که  جهان  در  برابرشان  بایستد  و  با  ایشـان  بستیزد،  و  نه  این ‌که  جهان  دشمن  آنان  شود، و  با  زندگی  آنان  بستیزد  یا  مانع  استمرار  و  ادامۀ  آن  گردد:

(أَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِيَسْكُنُوا فِيهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ) (٨٦)

مگر  نمی‌بینند  که  ما  شب  را  (‌تاریک‌)  ساخته‌ایم  تا  در  آن  بیارامند،  و  روز  را  روشن  نموده‌ایم  (‌تا  در  آن  به  تـلاش  پردازنـد؟‌)  قطعاً  در  ایـن (‌سـاختار  شـبها  و  روزهـا،  و  دگرگونی  ظلمانی  و  نورانی‌، که  موجب  فعل  و  انـفعالات  فــراوان  و  گردش  چـرخــۀ  حـیات  مـردمان  است‌)  نشانه‌هائی  (‌دالّ  بر  وجود  قـادر  مـتعال  و  ایـزد  لایـزال‌)  است  برای  مردمانی  که  (‌دربارۀ  حقائق  می‌اندیشند  و  به  حقائق  مسلّم‌)  ایمان  می‌آورند.

صحنۀ  شب  آرام‌، و  صحنۀ  روز  روشن‌، سزاوارند کـه  وجدان  دینی  را  در  انسان  بیدار گردانند، وجدانی  که  به  سوی  خدا  می‌گراید  و  بال  و  پر  می‌گشاید،  خدائـی‌ که  شب  و  روز  را  می‌گرداند  و  این  را  به  دنبال  آن‌، و  آن  را  به  دنبال  این  می‌کشاند!  شب  و  روز  دو  نشـانۀ  جـهانی  شناخت  خدا  برای  کسـانی  است  که  دل  و  درونشـان  آمادگی  پذیرش  ایمان  را  دارد. امّا  تکذیب‌ کنندگان  با  مشاهدۀ  شب  و  روز  هم  ایمان  نمی‌آورند.

اگر  در  جهان  شبی  نبود، و  روزگار  همه  روز  بود  و  بس،  زندگی  بر  روی  سطح  زمین  نابود  مـی‌گردید. هـمچنین  اگر  در  جهان  همیشه  شب  بود،  باز  هم  زندگی  بر  روی  زمین  نابود  می‌گردید. نه  تنها  شب  یا  روز  نمی‏بود، بلکه  اگر  روز  یا  شب  فقط  ده  برابر  درازتـر  از  شب  یـا  روز  فعلی  بود،  خورشید  در  روز  همۀ ‌گیاهان  و روئیدنیها  را  می‌سوزاند، و در  شب  همۀ ‌گیاهان  و  روئـیدنیها  یـخ  می‌بست‌. بدین  هنگام  زندگی  ناممکن  می‌گردید. امّا  شب  و  روز  با  حالت  فعلی  خود که  موافق  و  همگام  با  زندگی  هستند، نشانه‌های  شناخت  خدا  برای  مـردمانند، ولی  برخی  از  آنان  ایمان  نمی‌آورند و  گریزان  از حقّ  و  حقیقت  می‌باشند!

روند  قرآنی  از  صحنۀ  دو  نشانۀ  شناخت  خدا که  وجود  شب  و  روز  در  زمین  است‌، و  زندگی  مردمان  در  سایۀ  همین  نظم  و  نظام  دقیق  جهانی  است‌ که  ایمن  می‌ماند  و  تضمین  و  تأمین  می‌گردد،  از  این  دو  صـحنه  در  لحـظۀ  سریع  و گذرائی  مـردمان  را  به  روزی  مـی‌برد کـه  در  صور  دمیده  می‌شود، و  ترس  و  هراس  آسمانها  و  زمین  را  و  همۀ ‌کسانی  را  فرا  می ‌گیرد که  در  آسمانها  و  زمینند  مگر  آفریده‌هائی  را  که  خدا  بخواهد، و  در  آن  کـوه‌های  محکم  و  استواری‌ که  رمز  استقامت  و  پایداری  هستند  به  حرکت  درمی‌آیند،  و  در  آن  روز  پاداش  خوبان  ایـن است  که  در  امـن  و  امـان  می‌مانند  و  خیر  و  خوبی  می‏بینند، و  پادافره  بدان  این  است‌ که  عقاب  و  عذاب  می‏بینند  و  به  ترس  و  هراس  می‌افـتند  و  سـرنگون  بـه  آتش  دوزخ  انداخته  می‌شوند:

(وَيَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الأرْضِ إِلا مَنْ شَاءَ اللَّهُ وَكُلٌّ أَتَوْهُ دَاخِرِينَ (٨٧) وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ (٨٨) مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْهَا وَهُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ (٨٩) وَمَنْ جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلا مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ) (٩٠)

و  (‌یادآور  شو)  روزی  که  در  صور  دمـیده  مـی‌شود، و  تـمام  کسـانی  که  در  آسـمانها  و  زمـییند  وحشت‌زده  و  هراسناک  شوند، مگر  کسانی  که  خدا  بخواهد. و  همگان  فروتنانه  در  پیشگاه  او  حاضر  و آماده  می‌گردند. کوه‌ها  را  می‌بینی  و  آنها  را  ساکن  و  بی حرکت  مـی‌پنداری‌، در  حالی  که  کوه‌ها  مانند  ابـرها  در  سـیر  و  حرکت  هسـتند (‌چرا  که  کوه‌ها  بخشی  از  کرۀ  زمین  بوده  و کرۀ  زمین  به  دور  خود  و  به  دور  خورشید  مـی‌گردد)‌.  ایـن  سـاختار  خدائی  است  که  همه  چیز  را  محکم  و  استوار  (‌و  مرتّب  و  منظّم‌)  آفریده  است‌.  (‌خداوندی  کـه  حسـاب  و  نـظام  در  برنامۀ  آفرینش  او  است‌)  مسلّماً  وی  از  کارهائی  که  شما  انجام  می‌دهید  بس  آگاه  است  (‌و  کردار  نیک  و  بـدتان  را  بی‌جزا  و  سزا  نمی‌گذ‌ارد)‌.  کسانی  که  کارهای  پسـندیدۀ (چون  ایمان  به  خدا  و  اخلاص  در  طاعت‌)  انجام  بـدهند، پاداش  بهتر  و  والاتری  از  آن  خواهند  داشت (‌که  رضا  و  خشنودی  پروردگار  است‌)‌. و  در  آن  روز  (‌که  قیامت  فرا  می‌رسد  و  ترس  و  خوف  مردمان  را  فرا  می‌گیرد)  چنین  کسانی  در  امن  و  امان  بسـر  مـی‌برند  (‌و  غـم  و  انـدوه  و  دلهره  و  نگرانی  همگانی، از  آنان  به  دور  است‌)‌. و  کسانی  که  کارهای  نـاپسند  (‌چون  شـرک  و  مـعصیت‌)  انـجام  مــی‌دهند، بــه  رو  در  آتش  افـ