ا  نمی‏بینند،  چون  نـابینایند  و  بـینائی  ندارنـد!  ایـن  شکلهای  مجسّم  پویا  به  نظر  می‌آیند، و  معنی  و  مفهوم  ژرف  و  عمیقی  در  ذهن  و  شعو‌ر  جلوه‌گر  می نمایند. در  برابر  مردگان  و کوران و  کران مؤمنان  مـی‌ایسـتند.  چه  مؤمنان  زندگان  و  شنوندگان  و  بینندگانند.

(إِنْ تُسْمِعُ إِلا مَنْ يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُمْ مُسْلِمُونَ) (٨١)
تو  تنها  کسانی  را  می‌توانی  شنوا  (‌و  با  حّق  آشنا)  گردانی  کــه  بـه  آیـات  مـا  ایـمان  داشـته  بـاشند،  چرا  که  آنـان  تسلیم‌ شوندکان  (‌حقائق  و  مـخلصان  و  فرمانبرداران  اوامر  خدا)  هستند.

تو  تنها  کسانی  را  می‌توانی  شنوا  گردانی  که  دلهـایشان  برای  دریافت  آیات  خدا  در  پرتو  زنده  بودن  و  شنیدن  و  دیدن‌،  آمادگی  پیدا  کرده  است‌.  نشانۀ  زنده  بودن  فهم  و  شعو‌ر  داشتن  است‌،  و  نشانۀ  شنیدن  و  دیدن  از  شنیده  و  دیده  سود  بردن  ا‌ست‌.  مؤمنان  از  حیات و گوشها  و  چشمهایشان  اسـتفاده  مـی‌کنند  و  بـهره  مـی‌برند.  کـار  پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم   این  است‌ که  مؤمنان  را  بشنواند،  و  ایشان  را  به  آیات  خدا  رهنمود  گرداند،  و  آنان  در  دم  و  فـوراً  تسلیم می ‌گردند:

(فَهُمْ مُسْلِمُونَ) (٨١)
فوراً  آنان  تسلیم  می‌گردند.

اسلام  سهل  و  ساده  است‌.  روشن  و  آشکـار  است‌.  به  فطرت  سالم  نزدیک  است‌.  این  است  همین ‌که  دل  سالم  آن  را  بشناسد  تسلیم  آن  می‌گردد،  و  درباره  آن  به  جدال  و  ستیز  نمی‌پردازد.  قرآن  این‌ گونه  دلهائی  را  به  تصویر  می‌کشد، دلهائی ‌که  آمادگی  پذیرش  هدایت  را  دارند،  و  آماده  برای  گوش  کردن  و  شـنیدن  هسـتند.  همین  که  پیغمبر  ‌صلی الله علیه وآله و سلّم   همچون  دلهائی  را  دعـوت  ‌کـند  و  فـریاد  دارد  به  جدال  و  ستیزه  نمی‌پردازند،  و  پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلّم  آنها  را  با  آیات  خدا  آشنا  می‌گرداند،  و  آنها  بـدانـها  ا‌یـمان  می‌آورند  و  لبّیک  و  باسخ  می‌گویند.

*
روند  قرآنی  بعد  از  این‌،  ایشان  را  به‌ گردش  و چرخش  دیگری  در  میان  علامتها  و  نشانه‌های  قیامت  می ‌برد،  و  در  بین  برخی  از  صحنه‌های  آن  می‌گرداند،  پیش  از  این  که  واپسین  آهنگی‌ که  سوره  بدان  ختم  می‌شود  گـوش  جان  را  بنوازد  ...  گردش  و  چـرخشـی  است  کـه  در  آن  پیدایش  جانوری  مطرح  است ‌کـه  با کسـانی  صحبت  مــی‌کند  کــه  نشـانه‌های  خـدا شــناسی  جــهانی  را  نمی‌پذیرفته‌انـد.  صـحنه‌ای  از  گـردآوری  و  سرکوبی  کسانی  به  مـیان  مـی‌آید کـه  آیـات  خـدا  را  تکـذیب  می‌کرده‌اند،  و  آنان  هم  اینک  ویـلان  و  ساکت  بـرپای  ایستاده‌اند.  روند  قرآنی  آنان  را  از  این  صحنه  به  نشانۀ  خداشناسی  شب  و  روز  برمی‌گرداند،  دو  نشـانه‌ای  کـه  پیوسته  به  چشمانشان  نشان  داده  می‌شود،  ولی  آنان  از  آنها  غافل  می‌شوند  و  بی‌خبر  بسر  می‌برند.  آن‌گاه  ایشان  را  دیگر  باره  به  صحنۀ هراس‌ انگیز  روزی  برمی‌گرداند  کــه  در  صـور  دمیده  می‌شود،  و کـوه‌ها  به  حـرکت  درمـی‌آیند  و  بسـان  ابرها  روان  می‌گردند.  صحنۀ  نیکوکاران  بدیشان  نشان  داده  مـی‌شود کـه  از  تـرس  و  هراس  آن  روزی  در  امن  و  امانند،  و  صحنۀ  بدکارانـی  پیش  چشمانشان  دا‌شته  می‌شود که  سـرنگون بـه  آتش  دوزخ در انداخته  می‌شوند:

(وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الأرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآيَاتِنَا لا يُوقِنُونَ) (٨٢)

هنگامی  که  فرمان  وقوع  قیامت  فرا  می‌رسد  (‌و  مـردمان  در  آستانۀ  رستاخیز  قرار  می‏‎گیرند،  از  جملۀ  نشانه‌های  آن‌،  یکی  ایـن  است  کـه‌)  مـا  جـانوری  را  از  زمـین  بـرای  مردمان  بیرون  می‌آوریم  که  با  ایشان  سخن  می‏‎گوید  (‌و  برخی  از  سخنانش  این  است‌:  کافران  که‌)  بـه  آیـات  خدا  ایمان  نمی‌آوردند  (‌اینک  با  چشم  خود  ببینند  که  قیامت  دارد  شـروع  مــی‌شود  و  عذاب  الهی گریبانگریشان  می‏‎گردد  و  دیگر  پشیمانی  سودی  ندارد).

(وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا مِمَّنْ يُكَذِّبُ بِآيَاتِنَا فَهُمْ يُوزَعُونَ (٨٣) حَتَّى إِذَا جَاءُوا قَالَ أَكَذَّبْتُمْ بِآيَاتِي وَلَمْ تُحِيطُوا بِهَا عِلْمًا أَمَّاذَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (٨٤) وَوَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ بِمَا ظَلَمُوا فَهُمْ لا يَنْطِقُونَ) (٨٥)

روزی  (‌را  ای  پیغمبر!  یادآور  شو  که  قیامت  فرا  می‌رسد  و)  گروه  عظیمی  از  همۀ  ملّتها  را  گرد  مـی‌آوریم  کـه  (‌در  دنـیا)  آیـات  (‌کتابهای  آسـمانی  و  معجزات  پیغمبران  ربّانی  و  نشانه‌های  جهانی  دالّ  بر  وجود)  مـا  را  تکـذیب  می‏کرده‌اند، و  پس  (‌از  گردآوری  ایشان‌، جملگی‌)  آنـان  بــه  یکدیگر  مـلحق  و  در  کــنار  همدیگر  نگاه  داشــته  می‌شوند. زمانی  که  (‌به  پای  حسـاب  سـوق‌،  و  در  آنـجا  حـاضر)  مـی‌آیند (‌خدا  توبیخ‌ کنان  خطاب  بــدیشان‌)  می‌گوید:  آیا  آیات  مـرا  تکـذیب  کرده‌ایـد،  بـدون  آن  که  (‌تحقیق  نموده  و)  کاملاً  از  آنها  آگاهی  پیدا  کرده  باشید؟‌!  اصلاً  (‌شما  در  دنیا)  چه  کار  می‌کرده‌اید؟  (‌مگر  بـیهوده آفریده  شده  بودید؟‌)  و  (‌سرانجام‌)  فرمـان  (‌خدا  دربـارۀ  ایشان  صـادر  و  عـذاب‌)  به  سـبب  ظلمی  که  کرده‌اند  گــریبانگیرشان  مـی‌شود  و  (‌آنــان  چـنان  مـبهوت  و  درمانده  می‌گردند  که  برای  دفاع  از  خود)  سـخنی  بـرای  گفتن  ندارند.

(أَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِيَسْكُنُوا فِيهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ) (٨٦)
مگر  نمی‌بینند  که  ما  شب  را  (‌تاریک‌)  ساخته‌ایم  تا  در  آن  بیارامند،  و  روز  را  روشن  نموده‌ایم  (‌تا  در  آن  به  تـلاش  پردازنـد؟‌)  قطعاً  در  ایـن  (‌سـاختار  شـبها  و  روزهـا،  و  دگرگونی  ظلمانی  و  نورانی‌،  که  موجب  فعل  و  انفعالات  فــراوان  و  گردش  چـرخـۀ  حـیات  مـردمان  است‌)  نشانه‌هائی  (‌دالّ  بر  وجود  قـادر  متعال  و  ایـزد  لایـزال‌(  است  برای  مردمـانی  که  (‌دربارۀ حقائق  می‌اندیشند  و  به  حقائق  مسلّم‌)  ایمان  می‌آورند.  

(وَيَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الأرْضِ إِلا مَنْ شَاءَ اللَّهُ وَكُلٌّ أَتَوْهُ دَاخِرِينَ (٨٧) وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ (٨٨) مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْهَا وَهُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ (٨٩) وَمَنْ جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلا مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ) (٩٠)

و  (‌یادآور  شو)  روزی  که  در  صور  دمـیده  مـی‌شود، و  تـما