دا  خواست  که  شما  را  متفاوت  بیافریند  و  آزاد  بگذارد  تا  با  اختیار  خود  کارهای  نیک  یا  بد  بکنید  و  مستوجب  بهشت  یا  دوزخ  بشوید)‌.  لیکن  (‌بدانید  كه  در  هر  حال  از  حیطه  قدرت  خدا  خارج  نیستید،  و)  هرکه  را  بخواهد  گمراه  می‌نماید  و  هرکه  را  بخواهد  هدایت  عطاء  می‌فرماید  (‌امّا  برابر  قوانین  و  سنن  الهی‌.  لذا  این  هدایت  و  اضلال‌،  هرگز  سلب  مسوولیت  از  شما  نمی‌کند)  و  به‌طور  قطع  در  برابر  کارهائی  که  می‌کنید  (‌مسوولید  و)  از  شما  بازخواست  می‌شود.

این‌کتاب  آمده  است  تا  ملتی  را  پدید  آورد  و  جامعه‌ای  را  نظم  و  نظام  بخشد،‌گذشته  ازاینها  تا  جهانی  را  بیافریند  و  نظام  و  سیستمی  را  پابرجا  دارد.  این‌کتاب  آمده  است  تا  یک  دعوت  حهانی  انسانی  باشد،  دعوتی  که  در  آن  جانبداری  و  تعصّب  قبیله‌ای  یا  ملتی  و  یا  نژادی  نباشد.  بلکه  خویشاوندی  و  پیوستگی  و  نژادگرائی  و  جانبداری،  تنها  عقیده  است  و  فقط  از  عقیده  است بدین  خاطر  است‌که  این‌کتاب  اصول  و  ارکانی  را  با  خود  به  ارمغان  آورده  است  که  پیوند  گروه  وگروه‌ها،  و  اطمینان  افراد  و  ملتها،  و  اعتماد  به  معاملات  و  وعده‌ها  و  پیمانها  را  برقرار  و  پایدار  می‌نماید:

این  کتاب  «‌عدالت‌«  را  به  ارمغان  آورده  است‌،  عدالتی  که  برای  هر  فردی  و  برای  هرگروهی  و  برای  هر  قومی  قانونی  و  قاعده  ثابتی  را  برای  رفتار  و  سازگاری  با  یکدیگر  تضمین  می‌کند،  قانون  و  قاعده‌ای  را  که  با  آرزوها  و  خواستهای  این  و  آن  بدین‌سو  و  بدان‌سو  نمی‌گراید،  و  متاثر  از  دوستی  و  دشمنانگی  اینان  و  آنان  نمی‌شود،  و  برای  همگامی  با  خویشی  و  خویشاوندی‌،  و  برای  جانبداری  از  ثروتمندی  و  تهید‌ستی‌،  و  برای  هواداری  از  قوت  و  ضعف‌،  از  راستای  راه‌کج  و  منحرف  نمی‌گردد.  بلکه  راه  خود  را  درپیش  مي‌گیرد،  و  با  پیمانه  یگانه‌ای  برای  همگان  می‌پیماید،  و  با  ترازوی  یگانه‌ای  برای  همگان  وزن  می‌نماید  و  برمی‌کشد  و  می‌سنجد.  در  کنار  عدالت  «‌نیكو‌کاری» رقم  خورده  است  که  با  لطافتی  که  دارد  تندی  و  تیزی  عدالت  برنده  قاطلعانه  را  لطافت  و  ظرافت  می‌بخشد،  و  در  را  باز  می‌گذارد  برای  هر  کس‌که  بخواهد  بزرگواری  و  بخشندگی  کند  و  از  بخشی  از  حقوق  خود  صرف  نظر  نماید،  محض  به  دست  آو‌ردن  دلها،  و  بهبودی  سینه‌ها  از  بیماری  کینه‌ها؛  و  در  را  باز  گذارد  برای  کسی  که  می‌خواهد  کاری  بالاتر  از  عدالتی  انجام  دهدکه  بر  او  واجب  است‌،  تا  زخمی  را  مرهم  نهد  و  مداواکند،  و  یا  عظمت  و  فضیلتی  را  به  دست  آورد  و  کسب  کند.

احسان  و  نیکوکاری  مفهوم  و  مدلول  فراخ‌تری  از  این  دارد.  چه  هر  کار  خوبی  احسان و نیکوکاری  است‌.  دستور  به  احسان  و  نیکوکاری  مشتمل  هر  نوع‌کاری  و  هرگونه  رفتار  و  سازگاری  با  همدیگر  می‌گردد.  سراسر  محیط  زندگی  را  فرامی‌گیرد،  چه  در  پیوندهای  بنده  با  پروردگارش‌،  و  چه  در  پیوندهای  بنده  با  خانواده‌اش‌،  و  چه  در  پیوندهای  بنده  باگروهی  یاگروه‌هائی  از  مردمان‌،  است‌.  و  چه  در  پیوندهای  بنده  با  جملگی  انسانها.‌[1]

از  جمله  احسان  و  نیکوکاری  «‌بخشش  به  نزدیکان‌«  است‌.  بخشش  به  نزدیکان  با  فرمان  جداگانه  برجسته  گردیده  است  جهت  بزرگداشت  آن  و  تاکید  بر  آن‌.  این  را  هم  بر  جانبدار‌ی  و  هواداری  از  خانواده  بنا  نمی‌سازد،  بلکه  آن  را  بر  اصل  ضمانت  اجتماعی  بنا  می‌دارد،  ضمانت  اجتماعی‌ای  که  اسلام  مطابق  دیدگاه  خود  آن  را  از  محیط  محلی  به  محیط  عمومی  می‌کشاند. ‌[2]

« وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ »

و  از  ارتکاب  گناهان  بزرگ  (‌چون  شرک  و  زنا)  و  انجام  کارهای  ناشایست ناسازگار  با  فطرت  و  عقل  سلیم‌)  و  دست‌درازی  و  ستمگری  نهی  می‌کند.

فحشاء‌:  هرگونه  کار  بسیار  ناشایست  و  نابایستی  را  می‌گویند  که  از  حد  و  حدود  خود  بگذرد.  از  میان  کارهای  ناشایست  و  نابایست‌،  فحشاء  به  زنا  اختصاص  داده  شده  است‌که  تجاوز  به  ناموس  و  آبرو  است‌.  چون  در  زنا  تجاوز  و  تعدّی  آشکار  است‌،  و  حتی  زنا  مجسمه  تجاوز  و  تعدّی  بشمار  است‌.

منکر:  هرگونه‌کاری  را  می‌گویند که  فطرت آن  را  انکار  می‌کند  و  نمی‌پسندد،  و  بدین  جهت  شریعت  هم  آن  را  انکار  می‌کند  و  نمی‌پسندد.  چه  شریعت  اسلام  شریعت  فطرت  است‌.  گاهی  فطرت  منحرف  می‌شود،  ولی  شریعت  ثابت  و  استوار  می‌ماند  و  به  اصل  فطرت  پیش  از  این‌که  منحرف  شود  اشاره  می‌کند  و  توجه  می‌دهد.

بغی‌:  ظلم  و  ستم‌،  و  تعدی  و  تجاوز  از  حق  و حقیقت  و  عدالت  و  دادگری  است‌.

هیچ  جامعه‌ای  ممکن  نیست  با  وجود  فحشاء  و  منکر  و

بغی،  برجا  و  پایدار  بماند.  هیج  جامعه‌ای  نیست  که  فحشاء  با  تمام  معانی  و  مفاهیمی‌که  دارد،  و  منکر  با  تمام‌گول‌زدنها  و  فریبکاریهائی‌که  به  بار  می‌آورد،  و  بغي  با  همه  پیامدهائی‌که  دارد،  در  آن  پخش‌گردد  و  با  این  وجود  دوباره  برجای  بماند.

فطرت  انسان  پس  از  مدت  معینی  بر  ضد  این  عوامل  ویرانگر  به  تکان  درمی‌آید،  نیروی  آنها  به  هر  اندازه  و  مقداری  هم  رسیده  باشد،  و  سرکشان  وگردنکشان  برای  جانبداری  از  آنها  هرچه  بیشتر  نیز  وسائل  و  ابزار  به‌کار  گرفته   باشند.  تاریخ  بشريت  سراسر  آن‌،  نهضتها  و  انقلاب‌ها  و  جنشها  و  شورشهايی  بر  ضد‌نابکاریها  و  پلشتیها  و  ستمکاریها  است‌.  مهم  نیست  اگر  پیمانها  و  دولتهائی  در  دوره‌ای  از  ادوار  و  در  زمانی  از  روزگار  بر  نابکاریها  و  پلشتیها  و  ستمکاریها  استوار  و  برقرار  مانده  و  برجا  و  پابرجاگردیده  است‌.  چه  جنبش  و  شورشی‌که  بر  ضد  آن  درگرفته  است  دلیل  بر  این  است‌که  همچون  پیمانی  یا  همچون  دولتی  عنصری  از  عناصر  غریب  و  بیگانه  برای  پیکره  حیات  بوده  است‌.  این  است‌که  حیات  برای  طردکردن  و  راندن  آن  از  خود  به  حرکت  و  تکان  درمی‌آید،  همان‌گونه‌که  جسم  زنده‌ای  به  حرکت  و  تکان  درمی‌آید  وقتی‌که  چیز  غریب  و  بیگانه‌ای  به  داخل  آن  درمی‌آید.  فرمان  یزدان  به  عدالت  و  احسان‌،  و  نهی  او  از  فحشاء  و  منکر  و  بغی‌،  یعنی  از  پلشتی  و  زشتی  و  ستمکاری‌،  با  فطرت  سالم  موافق  و  سازگار  است‌،  و  فطرت  سالم  را  برای  مقاومت  به  نام  خدا  و  در  راه  خدا  تقویت  می‌کند  و  برمی‌انگیزد٠  بدین  خاطر  است‌که  همچون  پیروی  می‌اید:

(  يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ )‌.

خداوند  شما  را  اندرز  می‌دهد  تا  این  که  پند  گیرید  (‌و  با  رعایت  اصول  سه  گانه  عدل  و  احسان  و  ایتاء  ذی‌القربی‌،  و  مبارزه  با  انحرافات  سه‌گانه  فحشاء  و  منکر  و  بغی‌،  دنیائی  آباد  و  آرام  و  خالی  از  هرگونه  بدبختی  و  تباهی  بسازید)‌.

این  اند‌رزی  برای  یادآوری  است  و  پیام  اصیل  و  