، بدان علت‌که باطلی‌که ملت مسلمان با آن میرزمد هنوز انحراف آن کاملا برای مردمان روشن و واضح نگردیده است‌. اگر در این وقت مسلمانان بر آن غلبه‌کنند و چیره شوند کسانی که گول آن باطل را خورده‌اند آن را کمک نمایند و یار و مددکارش شوند، چون هنوز قانع نگردیده‌اند و روشن نشده‌اند که آن باطل دارای فساد است و باید از میان برداشته شود. درنتیجه ریشه‌هایی هم در دلها و درونهای افراد پاکی بدواندکه حقیقت برایشان پیدا و هویدا نگردیده است‌.

گاهی هم پیروزی دیر حاصل می‌گردد، بدان خاطرکه محیط هنوز شایان استقبال از حق و خیر و عدلی را نداردکه ملت مسلمان آنها را ترسیم و جلوه‌گر می‌سازد و مجسم می‌دارد. اگر ملت مسلمان در این وقت پیروز گردد با دشمنانگی و آشوب محیط رویاروی می‌شود، دشمنانگی و آشوبی‌که با آن برای ملت مسلمان آرام و قراری نخواهد بود. لذا مبارزه بر دوام می‌ماند تا دلها و درونهای مردمان پیرامون آن آمادگی استقبال از حق مظفر و معزز را پیدا می‌کنند، و توانائی پذیره حق رفتن و قدرت ماندگاری بر آن را خواهند داشت‌.

به خاطر همه این چیزها و چیزهای دیگری است‌که تنها خدا از آنها آگاه است‌، پیروزی به تاخیر می‌افتد و دیر به دست می‌آید، و جان‌نثاریها و فداکاریها چندین برابر می‌گردد، و دردها و رنجها فزون‌تر و بیشتر می‌شود. و خدا از کسانی دفاع خواهد کرد که ایمان آورده‌اند، و درنهایت پیروزی سر می‌رسد و تحقق پیدا می‌کند. پیروزی وظائف و تکالیف و سختیها و دشواریهائی را می‌طلبد بدان هنگام که یزدان جهان اجازه می‌فرماید پیروزی حاصل شود و روی بنماید پس از مهیا شدن اسباب آن و پرداخت بهای آن‌، و آمادگی فضای محیط پیروزی برای استقبال از پیروزی و ماندگاری آن‌:

(وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ. الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الأرْضِ أَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الأمُورِ).

و مسلمّا خدا یاری می‌دهد کسانی را که (‌با دفاع از آئین و معابد) او را یاری دهند. خداوند نیرومند و چیره است (‌و با قدرت نامحدودی که دارد یاران خود را پیروز می‏‎گرداند، و چیزی نمی‌تواند او را درمانده کند و از تحقق وعده‌هایش جلوگیری نماید. آن مومنانی که خدا بدیشان وعده یاری و پیروزی داده است‌) کسانی هستند که هرگاه در (زمین ایشان را قدرت بخشیم‌، نماز را برپا می‌دارند و زکات را می‌پردازند، و امر به معروف‌، و نهی از منکر می‌نمایند، و سرانجام همه کارها به خدا برمی‏گردد (‌و بدانها رسیدگی و درباره آنها داوری خواهد کرد، همانگونه که آغاز همه کارها از ناحیه خدا است‌)‌.

وعده موید و محکم و محقق و تخلف‌ناپذیر خدا این است‌که خدا یاری می‌دهد کسانی را که او را یاری بدهند ... چه‌کسانیند آن کسانی‌که خدا را یاری می‌دهند، و درنتیجه سزاوار یاری خدای توانای مقتدری می‌شوندکه هرکه را سرپرستی‌کند و هرکه را به دوستی گیرد، شکست نمی‌خورد؟ آنان چنین کسانیند:

(الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الأرْضِ ...).

آن کسانی هستند که هرگاه در زمین ایشان را قدرت بخشیم ....

هرگاه پیروزی را برای آنان محقق سازیم‌، و کار، و بار را برایشان برقرار و استوار نمائیم ...

(أَقَامُوا الصَّلاةَ).

نماز را برپا می‌دارند.

نماز را می‌خوانند، و خدا را پرستش می‌کنند، و پیوند خود را با او محکم می‌دارند، و بدو مطیعانه و متواضعانه و فرمانبردارانه رو می‌کنند ...

(وَآتَوُا الزَّكَاةَ).

و زکات را می‌پردازند.

زکات را می‌دهند، و حق ثروت و دارائی را اداء می‌کنند، و بر بخل درون چیره می‌شوند، و خویشتن را از حرص و طمع پاکیزه می‌دارند، و بر وسوسه اهریمن غالب می‌آیند، و نیاز مردمان را برآورده می‌سازند، و افراد ضعیف و نیازمند را سرپرستی می‌کنند، و صفت پیکر زنده جامعه را محقق می‌دارند و سلامت تن آن را محفوظ و مصون می‌نمایند. همان‌گونه‌که پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) فرموده است‌:

(مثل المؤمنين في توادهم وتراحمهم وتعاطفهم كمثل الجسد إذا اشتكى منه عضو تداعى له سائر الجسد بالسهر والحمى)‌.[7]

صفت مومنان در محبت به یکدیگر، و در مهربانی به یکدیگر، و در عطف توجه و پائیدن همدیگر، همچون صفت بدن است‌. هر زمان که اندامی از بدن به ناله و فغان درآید، همه اندامهای تن با آن همدرد می‌شود و با شب زنده‌داری و تب و لرز با آن همآوا می‏‎گردد.

(وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ).

و امر به معروف می‌کنند.

دیگران را به خیر و صلاح فرامی‌خوانند، و مردمان را به کارهای نیک تشویق و ترغیب می‌نمایند ...

(وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ).

و از منکر نهی می‌نمایند.

با شر و فساد مبارزه می‌کنند، و بدین‌کار و بدان‌کار صفت ملت مسلمانی را برای خود محقق می‌سازندکه بر منکر نمی‌ماند، در حالی‌که توانا بر تغییر و تبدیل آن باشند، و ازکار پسندیده دست برنمی‌دارند و دوری نمی‌گزینند، وقتی‌که بر انجام و محقق‌کردن آن توانا باشند.

اینان همان کسانیند که خدا را یاری می‌دهند، وقتی که برنامه او را یاری می‌دهند، برنامه‌ای که خدا برای مردمان در زندگی خواسته است‌. تنها به خدای یگانه افتخار می‌کنند و می‌نازند و خویشتن را بزرگ می‌بینند نه به کس دیگری‌. اینان همان‌کسانیندکه خدا ایشان را به طور مسلم و قطعی و به‌گونه یقین و اطمینان وعده پیروزی می‌دهد.

این پیروری، پیروزی مبتنی بر اسباب و علل و شرائط و مقتضیات است‌. مشروط به وظایف و تکالیف و رنجها و دشواریهائی است ... پس از حصول این چیزها و انجام این وظیفه‌ها، کار به خدا واگذار است‌. هرگونه که بخواهد کار را شکل می‌دهد و حاصل می‌گرداند. شکست را به پیروزی‌، و پیروزی را به شکست‌، تبدیل می‌کند، اگر ارکان و اصول کار مختل شود و خلل بپذیرد، یا وظائف و تکالیف مهمل‌گذارده شود و نادیده گرفته شود:

(وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الأمُورِ).

و سرانجام همه کارها به خدا برمی‏گردد (‌و بدانها رسیدگی و درباره آنها داوری خواهد کرد، همانگونه که آغاز همه کارها از ناحیه خدا است‌)‌.

این پیروزی‌، آن پیروزی است‌که به پیاده کردن برنامه الهی در زندگی منتهی می‌گردد. حق و عدل و حریت گرائیدن به خیر و صلاح راکمک می‌کند و یاری می‌دهد، تا بدانجا که در راه پیاده شدن آنها اشخاص و افراد و مطامع و شهوات فدا می‌گردد و نادیده‌گرفته می‌شود.

این پیروزی‌، آن پیروزی است‌که سبب خود را دارد، و بهای خود را دارد، و وظائف و تکالیف خود را می‌طلبد، و دارای شروطی است‌. این پیروزی به کسی ناسنجیده و سرسری‌، یا به کسی به خاطر جانبداری و دوستی و تمایل داده نمی‌شود. این پیروزی برای کسی هم نمی‌ماندکه هدف این پیروزی و مقتضیات آن را محقق و پیاده نمی‌گرداند.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - مراجعه شود به مائده/103. (‌مت