 و کسـی  نمی‌تواند  آن  را  انکار کند،  و  برای  کسی  ممکن  نیست  بدون  و‌جود  خدا  و  وحدانیّت  او  این  حقیقت  واقـعی  را  تحلیل  و  توجیه ‌کند.  از  لحاظ  وجود  خـدا  باید  گفت‌:  وجود  این  جهان  انسان  را  وادار  به  اقرار  به  وجود  یزدان  می‌سازد.  تمام  تلاشهائی‌ که  برای  وجود  این  جهان  بدون  اعتراف  به  وجود  یزدان  انجام  پذیرفته  است  نقش  بر  آب  گردیده  است‌،  جهانی ‌که  بدگونه  تـدبیر  و  تـقدیر،  و  بدین  شکل  قصد  و  هدف‌،  در  آن  مراعات ‌گردیده  است  و  واضح  و  آشکار  جلوه‌گر  آمده  است‌.  از  لحـاظ  وجـود  وحدانیّت  خدا  نیز  باید گفت‌:  آثار  صـنع  خـدا  در  همۀ  یدیده‌ها  انسان  را  وادار  به  اعتراف  به  وجود  وحدانـیّت  خدا  می‌گرداند.  آ‌ثار  تقدیر  و  اندازه‌گیری  یگانه‌،  و  آثار  تدبیر  و  اداره ‌کردن  یگانه  دالّ  بر  وحدانیّت  خدا  است‌.  هماهنگی  و  همآوائـی  مطلقی ‌که  در  مـوجودات  و  مخلوقات  جهان  است  قـاطعانه  بیانگر  اراده  و  مشـیّت  یگانه‌ای  است  که  قانون  یگانه‌ای  را  در  پـیکرۀ  هسـتی  پدیدار  و  نمودار کرده  است‌.

و  امّا  زندگی  دوباره،  یا  اعادۀ  برگشت  حیات  به  پـیکرۀ  اموات‌،  چیزی  است ‌که  مشرکان  دربارۀ  آن  به  مجادله  و  ستیزه  می‌پرداختند.  و لیکن  اعتراف  به  سرآغاز  آفرینش  بدین‌ گونه  و  بدین  شکلی‌ که  تقدیر  و  تـدبیر  و  قـصد  و  هدف  و  هماهنگی  و  همآوائی  در  آن  پیدا  و  هویدا  است‌،  انسان  را  به  نوبۀ  خود  وادار  می‌سازد که  برگشت  زندگی  دوباره  و  اعادۀ  آفرینش  را  تصدیق  و  باور کند،  تا  در  آن  سرای  باقی  جزا  و  سزای  راستین  اعمال  و  افـعال  انـجام  گرفته  در  این  سرای  فانی  خود  را  بگیرند  و  ببینند،  سرای  فانی‌ای‌ که  انسانها  در  آن  جزا  و  سزای  راستین  اعمال  و  افعال  خود  را  به  تمام  و کـمال  نـمی‌گیرند  و  نمی‏بینند،  هر چـند کـه ‌گـاهی  بـرخـی  از  جـزا  و  سـزای  رفـتار  و  کردارشان  را  می‌گیرند  و  می‏بینند.  این  نـظم  و  نـظام  و  هماهنگی  و  همآوائـی  آشکـار  و  پـدیدار  در  آفـرینش  هستی‌،  مقتضی  این  است‌ که  نظم  و  نظام  و  هماهنگی  و  همآوائی  مطلق  میان ‌کار  و  پاداش  صورت  پذیرد  و  جزا  و  سزا  به  تمام  و کمال  داده  شود.  این  هم  در  زندگی  این  جهان  صورت  نمی‌گیرد.  به  ناچار  باید  تصدیق ‌کرد  کـه  زندگی  دیگری  لازم  و  واجب  است ‌که  در  آن  هماهنگی  و کمال  تحقّق  حاصل‌ کند  و  پیاده‌ گردد  ...  امّا  چـرا  ایـن  هماهنگی  و کمال  مطلق  میان  کار  و  پـاداش  در  همین  زمین  صورت  نگرفته  است‌؟  این  چیزی  است‌ که  واگذار  به  خداوندگار  آفرینش  و  پدیدآورندۀ  تدبیر  و  تـقدیر  است‌.  این  پرسشی  است‌ که  نمی‌توان  پاسخی  بدان  داد  و  آن  را  تفسیر  و  توجیه‌ کرد.  زیـرا  آفریدگار  آگاه‌تر  و  داناتر  از  هر کسی  دربارۀ  مخلوقات  و  موجودات  خویش  است‌.  راز  مخلوقات  و  موجودات  هم  در  پیش  آفریدگار  دادار  و  سازندۀ‌ کردگار  است  و  بس.  این  راز  سر  به  مهر  مانده  است  و  جزو  غیب  است  و  خداوند کسی  را  بر  این  غیب  مطّلع  و  آگاه  نفرموده  است‌!

از  ملازمت  موجود  میان  اعتراف  به  آغازگر  زنـدگی  و  میان  اعتراف  به  برگشت‌دهندۀ  زندگی‌،  خدا  این  پرسش  را  از  ایشان  می‌کند:

(أَمَّ مَنْ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ ).
یا  چه  کسی  آفرینش  را  می‌آعازد،  سپس  آن  را  برگشت  می‌دهد؟‌.
(أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ؟).
آیا  معبودی  با  خدا  است‌؟!. 

روزی  و  رزقی ‌که  از  آسمان  و  زمین  در  می‌رسد،  هر  دو  بخش  یکسان  به  سرآغاز  و  برگشت  حیات  پیوند  دارند.  روزی  و  رزق  بندگان ‌که  از  زمین  حاصل  می‌گردد،  به  شکلهای‌ گوناگون  جلوه‌گر  مـی‌آ‌ید.  نـمایان‌ترین  آنـها  گیاهان  و  حیوانات  و  آب  و  هوا  است ‌که  برای  خوردن  و  نوشیدن  و  اسـتنشاق‌ کردن  هستند.  از  جملۀ  رزق  و  روزی  زمین  منابع  و  معادن  اعم  از  فـلزات  و  ذخـائر  و  زینت‌آلات  موجود  در  خشکیها  و  آبها  است‌.  از  جملۀ  رزق  و  روزی  زمــین  نـیروهای  مـغناطیسی  و  بـرقی  شگفت‌،  و  نیروهای  دیگری  است  که  جز  خدا  کسـی  ا‌ز  آنها  آگاه  نیست‌،  و  لحظه  به  لحظه  مقداری  از  آنـها  را  برای  بندگانش  پدیدار  و  جلوه‌گر  می‌سازد.

و  امّا  رزق  و  روزی  مردمان  از  سوی  آسمان  در  همین  جهان‌:  نور  و  حرارت  و  باران  و  سائر  نیروها  و  انرژیهائی  است‌ که  خدا  آنها  را  برایشان  میسّر  می‌فرماید.  رزق  و  روزی  آسمانی  هم  در  آخرت  عطا  و  بخشش  خدا  است  که  بهرۀ  ایشان  می‌گرداند.  عطای  خدا  از  سوی  آ‌سـمان  در  معنی  معنوی  خود  است‌ کـه  بسیار  در  قـرآن  و  در  سنّت  ذکر  می‌شود،  و  مدلول  و  مفهوم  اوج  و  والائی  را  دارد.

ذکر  رزق  و  روزی  ایشان  از  آسمان  و  زمین‌،  به  دنبال  ذکر  آغاز کردن  و  برگشت  دادن  آمده  است‌،  چون  رزق  و  روزی  آسمان  و  زمین‌،  دارای  ارتباط  و  پیوند  با  آغـاز  کردن  جهان  و  برگشت  دادن  آن  است‌.  ارتباط  و  پـیوند  رزق  و  روزی  زمین  با  آغاز کردن  جهان  معلوم  است  و  بندگان  یزدان  در  سایۀ  آن  به  زنـدگی  ادامه  مـی‌دهد.  ارتباط  و  پیوند  رزق  و  روزی  با  برگشت  دادن  جهان  این  است‌ که  مردمان  در  آخرت  جزا  و  سـزای ‌کـردار  و  رفتارشان‌،  و  پاداش  و  پادافره  نحوۀ  استفاده  کردن  ایشان  از  رزق  و  روزی‌ای  که  در  این  جهان  بدیشان  داده  شده  است  می‌گیرند  و  می‌بینند  ...  ارتـباط  و  پـیوند  رزق  و  روزی  آسمان  با  آغاز کردن  جــهان  نـیز  روشن  است‌.  رزق  و  روزی  آسمان  در  این  جهان  برای  زندگی ‌کردن  و  زیستن  ا‌ست‌،  و  در  آخرت  برای  جزا  و  سزا  دیـدن‌،  و  پادا‌ش  و  پادافره  دریافت  نمودن  است  ...  این‌ گونه‌،  دقت  هماهنگی  در  روند  شگفت  قرآنی‌،  جلوه‌گر  می‌آید.

آغاز کردن  و  سر  دادن  جهان‌،  و  برگشت  دادن  و  دوباره  سر  داد‌ن  آن‌،  حـقیقتی  است‌.  رزق  و  روزی  حـاصل  از  آسمان  و  زمین  نیز  حقیقتی  است‌.  ولی  مشرکان  از  ایـن  حـقائق  غــافلند.  ایــن  است ‌کـه  قـرآن  به  صـورت  مبارزه‌طلبی  و  به  عنوان  سرکوبی،  ایشان  را  بدین  حقائق  برمی‌گرداند:

(أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ؟).
آیا  معبودی  با  خدا  است‌؟‌!.
(قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ) (٦٤)
بگـو:  دلیـل  و  بـرهان  خود  را  بـیان  دارید  اگر  راست  میگوئید  (‌که  جز  خدا  معبودهای  دیگری  هـم  وجود  ند‌ارند).

آنان  از  ذکر  دلیل  و  برهان  عاجز  و  ناتوانند،  همان ‌گون ه‌که  تاکنون  هر که  به  این  راه ‌گام  نـهاده  است  و  به  تـلاش  ایستاده  ا‌ست  عـاجز  و  نـاتوان  از  ا‌نجام  چنین  کـاری  گردیده  ا‌ست‌.  این  شیوۀ  قرآن  در  دفاع  از  عقیده  است‌.  صحنه‌های  جهان  و  حقائق  نفس  را  به‌ کـار  مـی‌گیرد،  و  سراسر  هستی  را  چـهارچوبی  بـرای ‌گـفتار  و  مـنطقی  می‌سازد که  با  آن  دلها  را  مجذوب  و  مقهور  می‌کند،  و  با  آن  فطرت  را  بیدار  می‌سازد  و  جلا  و  صف