مین  بوده  و  بمانند،  و  ایشان  را  با  نیروها  و  تـوانها  و  استعدادهائی  مجهّز  نموده  است ‌که  بر  انجام  وظائف  و  تکالیف  جانشینی  در  زمین  توانا گردند،  و  ایشان  را  برای  این ‌کار  مهمّ  بزرگ  و  سترگ  آمادگی  بخشد.  قوانین  و  سننی‌ که  زمین  را  برای  ایشان  محلّ  استقرار  می سازد،  و  سراسر  ذرّات  هستی  را  به  گونه‌ای  هـماهنگ  و  همآوا  می‌گرداند  و  نظم  و  نظام  و  پیوند  و  ارتباط  می‌بخشد که  شرایط  و  ظروف  و  همگامیها  و  همسازیهائی  را  بـرای  زمین  تهیّه  می‌بیند که  یار  و  مددکار  زندگی‌ گردند.  اگر  در  طرح  و  نقشۀ  این  هستی  و  در  هماهنگی  و  همآوائی  و  نظم  و  نظام  و  پیوند  و  ارتباط  آن‌،  یک  شرط  از  شروط  فراوان  موجود  در  پیکرۀ  جهان  مختل ‌گردد  و  دچار  نقص  شود،  وجود  حیات  -  ایـن  زمین  محال  و  نـاممکن  می‌گردد!‌[2]

خلاصه  آیا  این  خدا  نیست ‌که  مرگ  و  زندگی  را  مقدّر  و  مقرّر  داشته  است‌،  و  نسلی  پس  از  نسلی  را  جـایگزین  هـمدیگر کــرده  است‌؟  اگـر گـذشتگان  مـی‌ماندند  و  نمی‌مردند،  زمین  از  وجود  ایشان  و  آیندگان  به  تـنگ  می‌آمد،  و  حرکت  زندگی  و  تمدّن  و  تفکّر کند  می‌گردید.  زیرا  این  تجدّد  نسلها  است‌ که  به  تجدّد  افکار  و  تجارب  و  تلاشها  و کوششها،  و  به  تجدّد  شـیوه‌ها  و  روشهای  زندگی‌،  اجازۀ  بودن  و  شدن  مـی‌دهد،  بـدون  ایـن  کـه  برخوردی  میان  پیشینیان  و  پسینیان  پیش  آید  مگـر  در  اندیشه  و  آ‌گاهی‌.  امّا  اگر  پـیشینیان  زنـده  می‌ماندند،  برخورد  و  ستیز  سخت  و  بزرگی  درمی‌گرفت‌،  و کاروان  زندگی  از  حرکت  باز  می‌ایستاد،  کاروانی ‌که  پیوسته  به  جلو  می‌تازد!

این  چیزها  همه  حقائقی  در  انفس‌،  یعنی  در  جهان  درون  هستند،  و  بسان  همان  حقائقی  در  آفاق‌،  یعنی  در  جـهان  بیرون  می‏‎باشند.  آیا  چه ‌کسی  این  حقائق  را  پدید  آورده  است  و  انها  را  رشد  و  نموّ  بخشیده  است‌؟  چه‌ کسی‌؟  

(أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ؟).

آیا  معبودی  با  خدا  است‌؟‌!.

آنان  فراموش  می کنند  و  غافل  می‌گردند.  این  حقائق  در  ژرفاهای  انفس‌،  یعنی  جهان  درون  نهانند،  و  در  واقعیّت  زندگی‌،  یعنی  جهان  بیرون  آشکارند:

(قَلِيلا مَا تَذَكَّرُونَ) (٦٢)

واقعاً  شما  بسیار  کم  اندرز  می‏گیرید.

اگر  انسان  همچون  حقائقی  را  یادآور  شود  و  دربارۀ  آنها  بیندیشد  و  بررسی‌ کند،  بسان  پیوند  فطرت  نخستین‌،  با  خدا  پیوند  پـیدا  می‌کند،  و  از  پـروردگار  خود  غـافل  نمی‌شود،  و کسی  را  و  چیزی  را  انباز  او  نمی‌نماید.  سپس  روند  قرآنی  به  سوی  برخـی  از  حقائق  دیگـری  می‌رود که  در  زندگی  مردمان  و  در  فعالیّت  و  جنب  و  جوش  ایشان  بر  این  سیّاره‌،  و  در  مشاهدات  غـیر  قابل  ا‌نکار  آنان‌،  مجسّم  و  جلوه‌گر  است‌:

(أَمَّ مَنْ يَهْدِيكُمْ فِي ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَنْ يُرْسِلُ الرِّيَاحَ بُشْرًا بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ تَعَالَى اللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ) (٦٣)

 (‌آیــا  بـتهای  بـی‌جان  بـهترند)  یـا  کسـی  کــه  شـما  را  در  تاریکیهای  خشکـیها  و  دریـاها  رهنمود  (‌و  دسـتگیری‌)  می‌کند،  و  کسی  که  بادها  را  به  عنوان  بشـارت‌دهندگان‌،  پیشاپیش  نزول  رحمتش  وزان  می‌سازد  (‌و  آنها  را  پیک  قدوم  باران  می‌سازد.  در  ساختن  و  راه‌اندازی  اینها)  آیا  مـعبودی  بـا  خدا  است‌؟  خدا  فراتـر  و  دورتـر  ار  ایـن  چیزهائی  است  که  انباز  او  می‌گردانید.

مردمان  -  از  جمله  نخستین  مـخاطبان  ایـن  قـرآن  -  در  راه‌های  خشکیها  و  آبها  رهسپار  سفرهای  خود  می‌شوند،  و  اسرار  و  رازهای  خشکـیها  و  دریـا  را  در  تـجربه‌ها  و  آزمونهای  خود  آزمایش  می‌کنند  ...  و  راهیاب  می‌گردند  ...  چه ‌کسی  ایشان  را  رهنمود  و  رهنمون  مـی‌کند؟  چـه  کسی  در  سرشت  ایشـان  ایـن  نـیروهای  درک‌کـننده  و  دریافت‌دارنده  را  به  ودیـعت  نـهاده  است‌؟  چـه  کسی  ایشان  را  توانا  بر  راهیابی  با  سـتارگان  و  با  وسـائل  و  آلات  و  با  عـلائم  و  نشـانه‌ها کـرده  است‌؟  چـه  کسـی  سرشت  آنان  را  با  سرشت  این  جهان  پیوند  داده  است‌،  و  نیروهایشان  را  با  اسرار  و  رموز  جهان  آشنا  نموده  است‌؟  چه  کسی‌ گوشهایشان  را  آن  چنان  قدرتی  بخشیده  است  که  نورها  را  دریافت  دا‌رند؟  چه ‌کسی  به  حوا‌سّ  ایشان  آن  چــنان  قـدرتی  بخشیده  ا‌ست‌ کـه  مـحسوسات  را  دریافت  دارند؟  از  اینها گذشته  چـه  کسی  آن  نـیروی  درک‌کننده  و  دریافت‌دارنده‌ای  را  بدیشان  بخشیده  است  کــه  عـقل  یـا  قـلب  نـام  دارد  و  برای  سـود  بردن  و  بهره‌برداری  از  همۀ  این  دریافتها  و  درک  شده‌ها  به  کار  می‌رود،  و  تجارب  حواس  و  الهامات  را گرد  می‌آورد  و  جمع‌بندی  می‌کند؟

چه  کسی‌؟  آیا  معبودی  با  خدا  است‌؟

(وَمَنْ يُرْسِلُ الرِّيَاحَ بُشْرًا بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ ).

و  کسی  است  که  بـادها  را  بـه  عنوان  بشـارت‌دهندگان‌،  پیشاپیش  نزول  رحمتش  (‌باران‌)  وزان  می‌سازد.

بادها -‌ گذشته  از  چیزهائی ‌که  در  اسباب  و  علل  علم  هیئت  و  جغرافیا گفته  شده  است  -‌ پیرو  نـقشۀ  اوّلیـّۀ  جـهانی  هستند،  نقشه‌ای  که  اجازه  می‌دهد  بادها  به  شکلی  و  بـه  نحوی  بوزند کـه  مـی‌وزند،  و  ابـرها  را  از  مکـانی  بـه  مکانی  ببرند،  و  به  نزول  بارانهائی  بشارت  دهند  که  رحمت  خدا  در آنها  جلوه‌گر  مـی‌آید  و  مـایۀ  حـیات  و  زندگی  می‌شوند.

چه ‌کسی  جهان  را  بدین ‌گونه  آفرینش  بخشیده  است‌،  و  بادها  را  مژده‌رسان  رحمت  خود  نموده  است‌؟  چه  کسی‌؟  

(أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ؟).
آیا  معبودی  با  خدا  است‌؟‌!.
(تَعَالَى اللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ) .
خدا  فراتر  و  دورتر  از  این  چیزهائی  است  که  انـباز  او  می‌گردانید!.

این  آهنگها  و  نواها  با  پرسشی  دربارۀ  آفرینش  ایشان  و  به  زندگی  دوباره  برگردانـدنشان  و  روزی  دادنشـان  از  آسمان  و  زمین‌،  همراه  با  مبارزه‌طلبی  و  سرکوبی  ایشان‌،  پایان  داده  می‌شود:

(أَمَّ مَنْ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَمَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالأرْضِ أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ) (٦٤)

 (‌آیـا  مـعبودهای  دروغین  شـما  بـهترند)  یـا  کسـی  کـه  آفرینش  را  می‌آغازد،  سپس  آن  را  برگشت  می‌دهد،  و  کسی  که  شما  را  از آسمان  و  زمین  روزی  عطا  مـی‌کند؟  (‌حال  با  توجّه  به  قدرت  آفرینش  یزدان‌،  و  نظم  و  نظام  موجود  در  پدیده‌های  جهان،  و  اقرار  عقل  سالم  به  زنده  شدن  دوبارۀ  مردمان  در  دنیای  جاویدان‌)  آیا  مـعبودی  با  خدا  است‌؟  (‌ای  پیغمیر  بدیشان‌)  بگو:  دلیـل  و  بـرهان  خود  را  بیان  دارید  اگر  راست  میگوئید  (‌کــه  جز  خدا  معبودهای  دیگری  هم  وجود  دارند)‌.سرآغاز  آفـرینش  یک  حقیقت  واقـعی  است 