ند،  و  آنها  را  بسان  او  پرستش  می نمایند:

(بَلْ هُمْ قَوْمٌ يَعْدِلُونَ) (٦٠)

اصلاً  ایشان  قومی  هستند (‌از  حق ‌پرستی  به  بت‌پرستی)  عدول  می‏‎کنند.

«‌یغدلون‌»  یا  به  معنی  این  است‌  کـه  برابر  و  مسـاوی  قلمداد  می‌کنند.  یعنی  بتها  و  خدا گونه‌های  خود  را  در  عبادت  و  پرستش  با  خدا  برابر  و  مسـاوی  مـی‌نهند  و  می‌دانند.  یا  به  معنی  ایـن‌ کـه  عـدول  و کـناره ‌گـیری  می‌کنند.  یعنی  آنان  از  حقّ  و  حقیقت  واضح  و  روشـن‌،  عدول  و کناره‌گیری  می‌نمایند،  با  شریک  قلمداد  کردن  کسی  با  خدا  در  عبادت  و  پرستش.  در  صورتی‌ که  تنها  خدا  آفریدگار  است  و  کسی  در  آفرینش  بـا  ا‌و  شـرکت  نکرده  است  و  نمی‌کند  ...  هر  دوی  این‌ کارها  جای  تعجّب  ا‌ست  و  سزاوا‌ر  مقام  انسان  نیست‌.

آن‌گاه  روند  قرآنی‌،  ایشان  را  به  تماشای  حقیقت  جهانی  دیگری  می‌برد.  ایشـان  را  با  آن  حقیقت  رویـاروی  می‌گرداند،  همان‌ گونه ‌که  آنـان  را  بـا  حقیقت  آفـرینش  نخستین  رویاروی  گردانده  بود:

(أَمَّ مَنْ جَعَلَ الأرْضَ قَرَارًا وَجَعَلَ خِلالَهَا أَنْهَارًا وَجَعَلَ لَهَا رَوَاسِيَ وَجَعَلَ بَيْنَ الْبَحْرَيْنِ حَاجِزًا).

 (‌بتها  بهترند)  یا  کسی  که  زمین  را  قرارگاه  (‌و  محل  اقامت  انسانها)  ساخته  است‌، و  در  میان  آن  رودخانه‌ها  پـدید  آورده  است‌،  و  برای  زمین  کوه‌های  پا بر جا  و  اسـتوار  آفریده  است  (‌تا  قشر  زمین  را  از  لرزش  نگاه  دارنـد)‌، و  میان  دو  دریا  مانعی  پدیدار  کرده  است  (‌تا  آمیزۀ  یکدیگر  نگردند)؟.

حقیقت  جهانی  نخستین‌،  حـقیقت  آفرینش  آسـمانها  و  زمین  است‌.  امّا  این  حقیقت‌،  حـقیقت  شکلی  است‌  کـه  زمین  بر  آن  آفریده  شده  است‌. خداوند  زمین  را  قرار گاه  حیات  کـرده  است‌،  و  آن  را  مـحلّ  اسـتقرار  و  اطمینان  نموده  است‌،  و  سز‌اوار  و  شایان  این  فـرموده  است  کـه  بشود  حیات  در  آن  پدیدار  گردد  و  رشد  و  نمو  گیرد  و  فزونی  و  افزایش  پذیرد.  اگر  وضع  زمـین  نسـبت  به  خورشید  و  مـاه  تـغییر  مـی‌کرد،  اگـر  حـجم  آن  تـغییر  می‌نمود،  یا  عناصر  زمین  و  عناصر  فـضای  مـحیط  بر  زمین  دگرگون  می‌شد،  اگر  سـرعت  چرخش  و  گــردش  زمین  پیرامون  خود  یا  پیرامون  خورشید  تغییر  می‌کرد،  یا  سرعت  چرخش  و  گردش  ماه  پیرامـون  زمـین  دگـرگون  می‌گردید  ...  و  سائر  شراط  و  ظروف  زیاد  دیگری  تغییر  پیدا  می‌کرد  که  به  هیچ  وجه  نمی‌شود  تصادفی  صورت  بگیرند  و  تصادفی  همۀ  اینها  این‌ گونه  هماهنگ  بشوند  و  توازن  بپذیرند  ...  اگر  چیزی  از  همۀ  اینها  کوچک ‌ترین  تغییری  پیدا  می‌کرد،  زمین  محلّ  استقرار  نـمی‌گردید  و  شایستۀ  پیدایش  حیات  نمی‌شد!

چه ‌بسا  در  زمان  نزول  قرآن،  مخاطبان  آن‌،  همۀ  ایـن  شگفتیها  را  درک  و  فهم  از  این  فرمودۀ  یزدان  نمی‌کردند:  

(أَمَّ مَنْ جَعَلَ الأرْضَ قَرَارًا ؟).

یا  کسی  که  زمین  را  قرارگاه  (‌و  محلّ  اقـامت  انسـانها)  ساخته  است‌؟‌.

و لیکن  آنان  به  طور  اجمال  می‌دیدند کـه  زمـین  محلّ  استوار  و  شـایستۀ  حیات  و  زنـدگی  است‌.  ایشان  نمی‌توانستند  ادّعا کنند کـه  کسـی  و  فــردی  از  بـتها  و  خداگونه‌های  آنان  در  آفرینش  زمـین  بدین  شکـل  و  بدین‌ گونه  شرکت  داشته  است‌.  این  خود کافی  و  بسنده  بود.  بعد  از  آن‌،  نصّ  قرآنی  برای  نسلها  باز  بوده  است  و  باز  است‌،  و  جای  سخن‌پردازی  دارد.  هر  زمان  که  علم  و  دانش  انسانها  وسعت  پیدا کـرده  است‌،  چـیزی  از  ایـن  معانی  و  مقاصد  مـهمّ ‌و  سترگ  را  در  طول  قـرون  و  اعــصار  درک  و  فــهم  نــموده  است‌.  ایـن  هـم  شـیوۀ  اعجازانگیز  قرآن  در  نحوۀ  خطاب  مردمان  و  سخن‌ گفتن  با  خردهای  ایشان  در  طی  روزگاران  است‌!

(أَمَّ مَنْ جَعَلَ الأرْضَ قَرَارًا؟ وَجَعَلَ خِلالَهَا أَنْهَارًا ).

(‌بتها  بهترند)  یا  کسی  که  زمین  را  قرارگاه  (‌و  محلّ  اقامت  انسانها)  ساخته  است‌،  و  در  میان  آن  رودخانه‌ها  پدید  آورده  است‌؟‌.

رودبارها  در  زمین  و  منزلۀ  شاهرگهای  حیات  هسـتند.  رودبارها  در  خاور  و  باختر  و  شـمال  و  جـنوب  زمـین  پخش  و  پراکنده  گردیده‌اند  و  کشیده  شده اند.  رودبارها  با  خود  سرسبزی  و  ز‌ندگی  و  ترقّی  و  تعالی  می‌آورند.  رودبارها  از گرد  آمدن  آبهای  بارانها  و  جریان  آنها  برابر  سرشت  زمین  تشکیل  می‌شوند.  خدائی‌ که  این  جهان  را  آفریده  است  در  نقشۀ  خود  امکان  ایجاد  ابرها،  و  بارش  بارانها،  و  جریان  رودبـارها  را  پـی‌ریزی  کـرده  است  و  گنجانده  است‌.  هیچکس  نمی‌تواند  بگوید:  فردی  جز  آفریدگار  مدبّر  جهان  در  آفرینش  این‌ کیهان  بدین ‌گونه  و  بدین  شکل  شرکت  داشته  است‌.  جــریان  رودخـانه‌ها  و  رودبارها  یک  حـقیقت  واقـعی  بود  و  مشـرکان  آن  را  می‌دیدند.  چه  کسی  این  حقیقت  را  ایجاد کرد‌ه  است  و  پدید  آورده  است‌؟

(أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ؟).

آیا  معبودی  با  خدا  است‌؟‌!.

(وَجَعَلَ لَهَا رَوَاسِيَ ).

و  برای  زمین  کوه‌های  پابرجا  و  استوار  آفریده  است  (‌تا  قشر  زمین  را  از  لرزش  نگاه  دارند).

«‌رواسی‌»‌:  کوه‌ها  ...  کوه‌ها  در  زمـین  ثابت  و  پـابرجـا  هســتند.  کــوه‌ها  اغــلب  ســرچشـمۀ  رودخـانه‌ها  و  رودبارهایند.  از کوه‌ها  آبهای  بارانها  به  سوی  درۀه‌ها  و  جلگه‌ها  جاری  می‌شوند،  و  به  سبب  جوشش  و  غـرّش  خویش‌ که  از  قلّه‌های  بلند  پائین  می‌ریزند  و  با  نـیرو  و  توان  جریان  پیدا  می‌کنند،  مسیر  خود  را  باز  می‌کنند.  کوه‌های  ثابت  و  پابرجا  بـا  رودخـانه‌ها  و  رودبـارهای  جاری‌،  در  صحنۀ  جهانی‌ای ‌که  قرآن  آنـها  را  در  ایـنجا  عرضه  می دارد،  تقابل  دارد.  تقابل  تصویری  هم  در  تعبیر  قرآنی  مورد  نظر  است‌.  این  هم  یکی  از  تقابلهای  موجود  در  قرآن  است‌.  این  است ‌که ‌کوه‌های  ثابت  و  پابرجا  به  دنبال  رودخانه‌ها  و  رودبارها  ذکر  می‌شود.

(وَجَعَلَ بَيْنَ الْبَحْرَيْنِ حَاجِزًا).

و  میان  دو  دریـا  مـانعی  پدیدار  کـرده  است  (‌تـا  آمیزۀ  یکدیگر  نگردند).

یکی  دریای  شور  و  تلخ  است‌،  و  دیگری  رودبار  شیرین  است‌.  خداوند  دریا  و  رودبار  را  از  راه  تغلیب  «‌بحرین‌:  دو  دریا»  نامیده  است‌،  چون  مادۀ  هر  دو  مشترک  است  که  آب  است‌.  مانعی  هم ‌که  از  آن  سخن  رفته  است  مانع  طبیعی  است‌،  مانعی ‌که  نـمی ‌گذ‌ارد  آب  دریا  بر  آب  رودخـانه‌ها  و  رودبارها  چیره  شـود  و  رودخانه‌ها  و  رودبارها  را  تباه  سازد.  سطح  رودخانه‌ها  و  رودبـارها  بالاتر  از  سطح  دریا  است‌.  این ‌کار  سبب  می‌گردد که  مانعی  میان  رودخانه‌ها  و  رودبـارها  و  میان  دریاها  و  اقیانوسها  به  وجود  آید‌،  و  هر چـند که  رودخانه‌ها  و  رودبارها  به  دریـاها  و  اقـیانوسها  می‌ریزند،  مسیر رودخانه‌ها  و  رودبارها  مستقلّ  و  جداگانه  برجای  ب