دهایمان و برداشتهایمان از تجارب و معارف و آزموده‌ها و آموخته‌هایمان روشن و جلوه‌گر می‌آید این است که یزدان سبحان نخواسته است‌که حاملان دعوتش و مدافعان آن از میان «‌تنبلها» و سستهائی باشدکه به استراحت بنشینند و راحت‌طلبی بگزینند، و با وجود این خدا سهل و ساده و بدون درد و رنج پیروزی را نصیب ایشان‌گرداند، تنها بدان خاطرکه آنان نماز می‌خوانند و قران تلاوت می‌کنند، و رو به درگاه خداوند باری می‌نمایند هر زمان‌که اذیت و آزار بدیشان می‌رسد، و تعدی و تجاوزگریبانگیرشان می‌سود.

بلی‌که بر آنان واجب است نماز بخوانند، و قران تلاوت‌کنند، و با دعا و زاری رو به درگاه خداوند باری نمایند در زمان غم و شادی و خوشی و ناخوشی‌. ولی تنها این عبادت‌، ایشان را سزاوار حمل دعوت خدا و حفاظت و حمایت از آن نمی‌سازد. بلکه این عبادت توشه‌ای است‌که آن را باید برای‌کارزار بیندوزند، و ذخیره‌ای است که باید آن را برای پیکار ذخیره‌کنند، و اسلحه‌ای است‌که باید بر آن تکیه و از آن استفاده‌کنند در آن هنگام‌که هنگامه کارزار درمی‌رسد و با باطل روبرو می‌شوند و با همان اسلحه‌ای به جنگ باطلگرایانی می‌روند که از اسلحه استفاده کنند و می‌رزمند، امّا افزون بر آن‌، اسلحه تقوا و ایمان و ارتباط با خدا را بر اسلحه ایشان می‌افزایند.

خداوند بزرگوار خواسته ا‌ست‌که دفاع خود را از راه کسانی انجام دهدکه ایمان آورده‌اند. دفاع خدا با دست مومنان انجام می‌پذیرد تا خودشان نیز در گیراگیر پیکار و در جرگه کارزار پخته و رسیده گردند وکمال ایشان به‌کمال رسد. چه همه نیروهای اندوخته در بنیه آدمی بیدار نمی‌گردد و به پویش درنمی‌آید، بدان‌گونه که بیدار می‌گردد و به پویش درمی‌افتد در آن حال و احوالی که انسان با خطر روبرو می‌شود، و درکارزار شاخ به شاخ وگلاویز می‌گردد، و هماورد را می‌راند، و هماورد او را می‌راند، و چکاچاک برمی‏خیزد و درمی‌افتد. او همه نیروی خود را جمع می‌کند تا با تمام قدرت و قوت با نیروی مهاجم و تازنده رویاروی شود و به دفاع برخیزد و بداندیش را به عقب براند و بر سر جای خودش بنشاند ... بدین هنگام است‌که هر سلولی از پیکره آدمی با تمام نیروهائی‌که در وجودش به ودیعت گذارده شده است آماده پیکار در هنگامه کارزار می‌شود تا نقش خود را بازی بکند، و با همه سلولهای دیگر در عملیات مشترک‌، همسنگر و همپشت گردد، و تا آنجاکه می‌تواند بکوشد و بر سر بداندیش فریاد زند و بخروشد، و آنچه در توان دارد فدا کند، و خودش به نهایت مقدور برسد، و به تمام وکمال‌، بذل موجود کند.

ملتی‌که عهده‌دار دعوت خدا است نیاز دارد به بیدار شدن همه سلولهای وجودش‌، و به همایش همه نیروهایش، و به آماده‌باش همه استعدادهایش‌، و جمع‌آوری همه انرژیها و توانهایش‌. تا رشد و نمو این ملت به اتمام رسد، و پختگی اوکمال یابد، و بدین وسیله برای حمل امانت بزرگ و سترگ دین‌، و ماندگاری بر آن مهیا و مجهز شود.

پیروزی سریعی‌که رنج و زحمتی نطلبد، و از آسمان رایگان نازل شود و سهل و ساده به دست نشستگان راحت‌طلب برسد، این نیروها و انرژیها را بیکاره و بیفائده می‌کند و نمی‌گذارد جلوه‌گر و پدیدار شوند، زیرا آنها را بیدار و هوشیار نمی‌سازد، و آنها را فرانمی‌خواند و به ‌کار نمی‌گیرد.

گذشته از این‌، پیروزی سریعی‌که آسان و ارزان به دست آید، آسان و ارزان هم از دست می‌رود و ضائع و هدر می‌شود. نخست بدان سبب‌که همچون فتح و ظفری ارزان به دست آمده است و قربانیها و فداکاریها و جان‌نثاریهای قیمتی و گرانبهائی صرف آن نشده است و بذل آن نگردیده است‌. دوم بدان علت کسانی که این پیروزی را به دست آورده‌اند نیروهایشان برای حفظ این پیروزی تمرین ندیده است و آزموده نگردیده است‌، و توانها و انرژیهایشان برای به دست آوردن آن جمع و تیز و چابک نشده است‌. پس همچون نیروها و توانهائی مجهز و آماده برای دفاع نمی‌گردد و گرد نمی‌آید تا جلو بداندیشان را بگیرد و تاخت و تاز بدسگالان را سد کند.

تربیت روانی و مهارت عملی نیز از پیروزی و شکست‌، و از حمله وگریز، و از ضعف و قوت‌، و از پیشروی و پسروی‌، برمی‌خیزد و سرچشمه می‌گیرد ... همچنین تربیت روانی و مهارت عملی از احساسات و عواطفی همچون آرزو و درد، و شادی و غم‌، و آرامش و پریشانی سرچشمه می‌گیرد ... از احساس ضعف و احساس قدرت نیز سرچشمه می‌گیرد ... با این تربیت روانی و مهارت عملی‌، اتحاد و اتفاق‌، و نیستی و نابودی در راه عقیده و انسانها، و هماهنگی میان رویکردها در لابلای‌کارزار و پیش از آن و پس از آن‌، و کشف نقطه‌های ضعف و نقطه‌های قدرت‌، و اداره امور در همه حالات‌، همراه است ... همه اینها هم برای ملتی ضروری است‌که دعوت را برعهده می‌گیرد و بدان عمل می‌کند و مردمان را نیز بدان فرامی‌خواند و به عمل به آن وامی‌دارد.

به خاطر همه اینها، و به خاطر چیزهای دیگری جز اینها که تنها خدا از آنها مطلع است‌، خداوند متعال دفاع خود را از راه کسانی قرار داده است که ایمان آورده‌اند، و دفاع خود را فرزند سر راهی نکرده است تا از آسمان بدون رنج و زحمت به سویشان افکنده شود و مفت بدیشان داده شود.[5]

پیروزی چه‌بسا برای کسانی به کندی دست می‌دهد که به ناحق مورد ظلم و ستم قرارگرفته‌اند و از خانه و کاشانه خود اخراج شده‌اند به جرم این که می‌گویند: پروردگار ما خدا است‌. این کندی چه‌بسا برای حکمتی باشدکه خدا آن را خواسته است‌.

چه‌بسا کندی پیروزی بدان خاطر باشدکه بنیه ملت با ایمان با وجود رشد و نمو پیداکردن هنوز پخته و رسیده نگردیده است‌، و با وجود رسیدن به‌کمال هنوز کامل نشده است‌، و هنوز نیروهایشان جمع و جور نگردیده و رویهم اندوده و انباشته نشده است‌، و همه سلولهایشان آماده و مجهز نگردیده است تا نیروها و استعدادهای ذخیره شده در آنها شناخته شود. اگر در این وقت همچون ملتی به پیروزی دسترسی پیدا کند آن را هرچه زودتر از دست می‌دهد، بدان سبب که قدرت حفاظت و حمایت طولانی آن را ندارد!

گاهی پیروزی به کندی فراچنگ می‌آید تا ملت مسلمان آخرین نیروئی راکه در توان دارد، و آخرین اندوخته‌ای که دارد، بذل این کار کند، و همه چیزهای قیمتی وگرانبها را در راه خدا سهل و ساده فدا کند و ناچیز و بی ارزش انگارد.
.............................(صفحه 679 قسمت اول موجود نیست).............................

فرمود :
(‌من قاتل لتکون‌کلمة الله هی العلیا فهو فی سبیل الله)‌.[6]

کسی که بجنگد تا سخن خدا والائی و برتری گیرد، او در راه خدا گام برمی‌دارد.

همچنین‌گاهی پیروزی کندی می‌گیرد، چون در شری‌که ملت مسلمانان با آن می‌جنگد هنوز چیزی از خیر و خوبی در لابلای آن مانده است‌، و خدا می‌خواهد آن اندک خیر را نیز در شر بپالاید و شر جدا شود و تک و تنها نابودگردد، و ذره‌ای از خیر با شر نماند و در وسط آن هدر نرود و بیهوده نابود نشود.

گاهی پیروزی به‌کندی صورت می‌پذیرد