  ...این  امر  -  همان  گونه  که  آشکار  است  گوشه‌ای  از  قانون  و  سـنّت  خـدا  در کـار  آفـرینش‌، و  بخشی  از  قانون  و  سنّت  هـگانی  نـظم  و  نـظام  دهـندۀ  جهان  است‌.

امّا  این  دو  حقیقت  ثابت، باعث  نـمی‌گردد  کـه  خـارق  العاده‌ای  روی  بدهد  هــر  وقت  کـه  آفـریدگار  سـنّتها  و  قانونها  بخواهد. آن  وقت  خود  کار  خارق‌العاده  جزئی  از  قانون  و  سنّت  همگانی  می‌گردد، قانون  و  سنّتی  ‌که  مرزها  و کرانه‌های  آن  را  نمی‌دانیم‌. جزئی‌ که  در  مـوعد  خـود  روی  می‌دهد  و  آن  موعد  را  هم  غیر  از  خدا  نمی‌دانـد، می‌آید  و  معهود  و  مأنوس  مردمان  را  در  هم  می‌شکند، و  قانون  و  سنّت  خدا  را  در کـار  آفـرینش  و  هـماهنگی  همگانی  تکمیل  می‌کند. هد‌هد  سلیمان  این ‌گونه  پـیدا  گردید. و  چه  بسا  همۀ  دسته‌ها  و گروه‌های  پرندگانی  که  در  آن  زمان  مسخّر  او  شده‌اند  این  چنین  پیدا  و  هویدا  گردیده‌اند.

از  این  جرّ  مقال  برمی‌گردیم  و  به  شرح  داستان  سـلیمان  مراجعه  می‌کنیم  و  آن  چیزهائی  را  پیجوئی  می‌کنیم  ‌که  از  داوود  بدو  رسیده  است‌، و  یا  خدا  بدو  ارمـغان  دا‌شته  است  و  سلیمان  آنها  را  اعلام  نموده  است‌، ا‌ز  قبیل  علم  و  دانش  و  مکانت  و  منزلت  و  لطف  و  مرحمتی‌  که  خدا  در  حقّ  او  روا  دیده  است‌.

(وَحُشِرَ لِسُلَيْمَانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَالإنْسِ وَالطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُونَ) (١٧)

لشکـریان  ســلیمان  از  جـنّ  و  انس  و  پـرنده‌، بـرای  او  گردآوری  کشتند، و  همۀ  آنان  به  یکدیگر  ملحق  و در  نزد  هـم  نگاه  داشته  شدند.

اینها  کوکبه  و  دبدبۀ  سلیمان  هستند، جمع  شده‌اند  و گرد  آمده‌اند. از  جنّ  و  ا‌نس  و  پرنده  تشکیل  شده‌اند. انس‌ که  معروف  و  شناخته‌اند  اما  جنّ‌، آنان  آفریدگانی  هستند که  چیزی  از  ایشان  نمی‌دانیم‌، مگر  آن  اندازه  ‌که  خداوند  در  قرآن  از  کار  و  بارشان  خبر  داده  است  و  برایمان  روایت  فرموده  است‌. و  آن  این‌ که  خدا  ایشان  را  از  شعلۀ  آتش  آفریده  است‌، شعله‌ای  که  مشتعل  و  متموّج  است‌. آنـان  انسانها  را  می‏بینند، ولی  انسانها  ایشان  را  نمی‌بینند:

(إنه يراكم هو وقبيله من حيث لا ترونهم).

شیطان  و  همدستان  او  شما  را  می‌بییند، در  صورتی  که  شما  آنها  را  نمی‌بینید. (اعراف/27)            

سخن  دربارۀ  ابلیس  یا  شیطان  است‌، و  ابلیس  از  جنّیان  است‌. جنّیان  می‌توانند  در  سینه‌های  مردمان  اغلب  شرّ  و  بدی  را  وسوسه‌  کنند  و  بدیشان  ‌گناه  و  معصیت  را  الهام  نمایند. ولی  ما  نمی‌دانیم  چگونه  این  کـار  را  مـی‌کنند. دسته  و  گروهی  از  جنّیان  به  پیغمبر  خـدا  صلّی الله علیه و آله و سلّم  ایـمان  آوردند، و  او  ایشـان  را  ندید  و  از  ایـمان  آوردنشـان  اطّلاع  نداشت‌، و لیکن  خدا  او  را  از  این‌  کار  آگاه  ‌کرد:  

(قل:أوحي إلي أنه استمع نفر من الجن فقالوا:إنا سمعنا قرآنا عجبا , يهدي إلى الرشد فآمنا به , ولن نشرك بربنا أحدا . .)

)‌ای  محمّد!  به  امّت  خود) بگو: به  من  وحی  شده  است  که  گروهی  از  پریان‌، به (‌تلاوت  قرآن‌) من  گوش  فرا  داده‌اند  و (پس  از  مراجعت  به  میان  قوم  خود، بدیشان‌) گفته‌اند: ما  قرآن  زیبا  و  شگـفتی  را  شنیده‌ایـم‌. همگان  را  بـه  راه  راست  رهنمود  می‌سازد، و (‌ما  بدان  ایمان  اورده‌ایـم  و  دیگر  از  ایـمان  خـود  برنمی‌گردیم  و  یکـتاپرستی  را  در  پــیش  میگیریم، و) کســی  را  انــباز  پـروردگارمان  نمی‌ساریم‌....(جن/1و2 )                                                      می ‌دانیم  که  یزدان  گروهی  از  آنـان  را  مسـخّر  سـلیمان  نموده  است  و  برای  او  معبدها  و  پرستشگاه‌ها  و  قصرها  و  کاخها، و  مجسمه‌ها  و  تندیسها،  و  ظرفهای  غذاخـوری  بزرگ  می‌سازند، و  برای  او  در  دریا  غوّاصی  می‌کنند، و  مطابق  دستور  خدا  فرمان  او  را  می‌برند  و  کارهائی  را  که  از  ایشان  بخواهد  انجام  می‌دهند. برخی  از  آنان  هـم  در  کوکبه  و  دبدبۀ  او  با  برادران  ایمانی  خود  از  انسـانها  و  پرندگان  شرکت  می‌کنند، همان  گونه ‌کـه  در ایـنجا  بیان  گردیده  است‌. 

می‌گوئیم‌: خـداونــد  گـروهی  از  جـنّیان‌، و  گـروهی  از  پرندگان  را  مسخّر  سلیمان  ساخته  بود، همان  گـونه  کـه  گروهی  از  انسانها  را  به  زیر  فرمان  او کشیده  بود. بدان  سان‌ که  همۀ  اهل  زمین  لشکریان  سلیمان  نبوده‌اند  -  چرا  که  ملک  و  مملکت  او  فراتر  از  جـائی  نـبوده  است‌ کـه  امروزه  فلسطین  و  لبنان  و  سوریه  و  عراق  تا  کرانه‌های  فرات  را  در  بر  دارد  -  بدین  سـان  همۀ  جـنّیان  و  هـمۀ  پرندگان  هم  مسخّر  سلیمان  نبوده‌اند. بلکه  از  هر  یک  از  این  ملّتها  گروهی  به  زیر  فرمان  سلیمان  بـوده  است  و  دستور  او  را  اطاعت  کرده  است‌، اعم  از  آدمیان  و  جنیّان  و  پرندگان‌.

در  مسألۀ  جنّ‌، سند  گفتۀ  ما  این  است ‌که  همان‌ گونه‌  که  قرآن  فرموده  است  ابلیس  و  زادگان  او  از  جنّ  هستند:
(إن إبليس كان من الجن).
مگر  ابلیس  که  از  جنّیان  بود. (‌کهف‌/50)  

در  سورۀ  «‌ناس‌»  هم  آمده  است‌:
(الذي يوسوس في صدور الناس من الجنة والناس).
وســوسه  گری  است  کــه  در  سینه‌های  مردمان  بـه  وسوسه  می‌پردازد (‌و  ایشان  را  به  سوی  زشتی  و  گناه  و  تــرک  خوبیها  و  واجبات  مـی‌خوانـد.  در  سینه‌های  مردمانی‌)  از  جنّیها  و  انسانها. (‌ناس‌/5و6)  

جنّیان  به  ‌گمراهسازی  و  شرّ  و  بـدی  و  وسـوسه ‌کـردن  مردمان  در  روزگار  سلیمان  هم  می‌پرداخته‌اند. آنان  در  حالی  که  مسخّر  سلیمان  بوده‌انـد  و  بـه  فـرمان  او  کـار  کرده‌اند، قطعاً   نمی‌توانسته‌اند  به  گمراهسازی  و  شـرّ  و  بد‌ی  و  وسوسه  کردن  مردمان  بپردازند. چـون  سلیمان  پیغمبر  خدا  بوده  است  و  تنها  مردمان  را  به  سوی  هدایت  خوانده  است‌. پس  مفهوم  این ا‌ست‌  که  گروهی  از  جنّیان  مسخّر  فرمان  او  بوده‌اند  نه  همۀ  آنان‌.

در  مسألۀ  پرندگان‌، سند  گفتۀ  ما  این  است‌، زمـانی  کـه  سلیمان  از  پرندگان  سان  دید  و  به  بررسی  آنها  پرداخت‌، از  غیبت  هدهد  ویژه‌ای  باخبر  گردید.  اگر  همه  از  جمله  اگر  همۀ  هدهدها  جمع  شده‌اند  و  گرد  آمده‌اند، سـلیمان  نمی‌توانست  از  میان  میلیونها  هدهد  چه  رسد  به  بیلیونها  پرنده‌، غیبت  هدهد  واحدی  را  بداند، و  نـمی‌توا‌نست  بگوید:

(مَا لِيَ لا أَرَى الْهُدْهُدَ).
چرا  شانه  بسر  را  نمی‌بینم‌؟‌. (‌نمل/‌٢٠) 

 در  این  صورت‌، این  هدهد‌، شانه  بسر  ویژه‌ای  بوده  است  و  شـخصیّت  و  مـقام  خاصّی  داشـته  است‌، و  یکی  از  هدهدهائی  بوده  است‌ که  مسخّر  سلیمان  بوده‌اند. یا  شانه  بسری  بوده  است ‌که  در کوکبه  و  دبدبه  سلیمان  از  میان  همنوعان  معدود  خود  نوبت  کار  یا کشیک  داشته  است‌. مؤیّد  ا‌ین  سخن  ا‌ین  ا‌ست ‌که  همچون  هدهدی  از  درک  و  فهم  ویژه‌ای  برخوردار  بـوده  است  و  سـائر  هـدهدها  و  مــخصوصاً  هــمۀ  