ند  و  به  نشانه‌های  خداشناسی  توجّهی  نمی‌کنند،  و  شکر  و  سپاس  خدای  را  بجای  نمی‌آورند.  در  این  داستان  نمونه‌ای  از  بندگان  شکرگزار  است‌،  آن  کسی‌  که  از  پروردگار  خود  درخواست  می  نماید  او  را  توفیق  دهد  شکر  نعمتهائی  را  بگوید  که  خدا  بدو  ارزانی  داشته  است‌.  کسی  است  که  دربارۀ  آیات  الهی  می‌اندیشد،  و  از  آنها  غافل  نمی‌گردد،  و  نعمت  خدا  او  را  سرمست  و  مغرور  نمی‌سازد،  و  قدرت  و  قوّت  او  را  سرکش  و  یاغی  نمی‌کند...  در  میان  موضوع  سـوره  و  میان  اشاره‌های  داستان  و  موقعیّتهای  آن‌،  مناسبات  فراوان  و  روشن  است‌.

داستان  سلیمان  با  ملکۀ  سبا  نمونۀ  بسنده ای  برای  داستان  در  قرآن‌،  و  برای  ادای  هنری  در  آن  است‌.  این  داستان  سرشار  از  حرکت  و  جنبش‌،  و  عواطف  و  احساسات‌،  و  صحنه‌ها   رخدادها،  و  بند  بند  و  بخش  بخش  ‌کردن  این  صحنه‌ها  و  رخدادها،  و  قرار  دادن  فاصله‌های  هنری  در  لابلای  آنها  است‌!

بگذارید  به  طور  مفصّل  به  عرضۀ  آنها  بپردازیم‌:

*
(وَلَقَدْ آتَيْنَا دَاوُدَ وَسُلَيْمَانَ عِلْمًا وَقَالا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي فَضَّلَنَا عَلَى كَثِيرٍ مِنْ عِبَادِهِ الْمُؤْمِنِينَ) (١٥)
ما  به  داوود  و  سلیمان  دانش  (‌قابل  ملاحظه‌ای‌)  عطاء  کردیم)  و  آنان  (‌سپاس  خدا  را  بجای  آوردند  و)  گفتند:  حمد  و   سپاس  خداوند  را  سزا  است  که  ما  را  بر  بسیاری  از  بندگان  مؤمن  خود  برتری  بخشید.

این  اشاره  سرآغاز  داستان  است‌.  اعلام  شروع  است‌.  خبری  است‌  که  بیانگر  برجسته‌ترین  نعمت  از  نعـتهای  خداداد  به  داوود  و  سلیمان  -  علیهما  السّلام  -  است‌،  و  آن  نعمت  علم  است‌.  علمی‌  که  به  داوود  داده  شده  است‌.  تفصیل  آن  در  سوره‌های  دیگر  آمده  است‌.  از  جمله  خدا  بدو  تعلیم  داده  است  بندهای  زبور  را  ترتیل‌  کند  و  با  آواز  بخواند،  به  گونه‌ای  که  جهان  پیرامونش  با  او  همآوا  می‌شود،  و  کوه‌ها  و  پرندگان  با  او  هـمنوا  و  همصدا  می‌خوانند،  به  سبب  شیرینی  صدا  و  خوشایندی  نوائی  که  دارد،  و  حرارت  و  گرمی  نغمه‌ها،  و  طنین  شورانگیز  بندها،  غرق  شدن  در  هنگامۀ  مناجات  با  خدا،  و  خوشخوانی  دعاها،  و  گسیختن  از  عـلائق  و  عبور  از  موانعی  ‌که  میان  او  و  میان  ذرّات  هستی  این  جهان  فاصله  می‌اندازد.  نعمت  دیگری  که  از  آن  برخوردار  بود  خدا  بدو  ساختن  زره  و  ابزار  جنگ  تعلیم  داده  بود،  و  آهن  را  در  اختیار  او  قرار  داد‌ه  بود  تا  بتواند  از  آن  هر  چه  را  بخواهد  بسازد.  از  جملۀ  نعمتها  نعمت  داوری  در  میان  مردمان  بود  که  سلیمان  نیز  در  این  نعمت  با  او  شریک  بود.

در  این  سوره  تـفصیل  تعلیم  زبان  پرندگان  و  چیزهای  دیگر  به  سلیمان  مطرح  است‌ که  افزون  بر  نـعمتهای  دیگری  است  که  بدو  داده  شده  است  و  در  سوره‌های  دیگری  از  آنها  سخن  رفته  است‌.  از  قبیل  ،  تعلیم  داوری  بدو،  و  رهسپار کردن  بادهای  مسخّر  سلیمان  به  فرمان  یزدان  به  برخی  از  جهات  و  نواحی  جهان‌.

داستان  با  این  اشاره  آغاز  می‌گردد:

(وَلَقَدْ آتَيْنَا دَاوُدَ وَسُلَيْمَانَ عِلْمًا).

ما  به  داوود  و  سلیمان  دانش  (‌قابل  ملاحظه‌ای‌)  عطاء  کردیـم‌.

پیش  از  این ‌که  این  آیه  به  پایان  خود  برسد،  شکر  داوود  و  سلیمان  بر  این  نعمت  یزدان  به  میان  می‌آید،  و  ارزش  آن  و  منزلت  عظیم  آن  اعلام  می‌شود.  حمد  و  سپاس  خدائی ‌گفته  می‌شود  که  آن  دو  نفر  را  بر  بسیاری  از  بندگان  مؤمن  خود  ترجیح  داده  است‌.  بدین  وسیله  ارزش  علم  و  دانش  جسته  و  نمودار  می‌شود،  و  عظمت  تفضّل  خدا  بر  بندگان  با  اعطای  علم  و  دانش  بدیشان  جلوه‌گر  می‌آید،  و  روشن  می گر‌دد  کسی‌  که  بدو  علم  و  دانش  داده  شود  بر  بسیاری  از  بندگان  مؤمن  خدا  برتری  خواهد  داشت‌.

در  اینجا  نوع  علم  و  دانش  و  موضوع  آن  بیان  نمی شود،  چون  خود  علم  و  دانش  است که  نموده  و  اظهار  می‌شود،  و  اشارۀ  نهانی  هم  بدین  امر  دارد  که  علم  و  دانش  هر  چه  هست  همه  و  همه  بخشش  یزدان  به  مردمان  است‌،  و  هر  عالمی  و  دانشمندی  باید  بداند  که  سرچشمۀ  علم  و  دانش  ‌کجا  و  کدام  است‌،  و  بر  علم  و  دانش  خود  خدای  را  سپاس  بگوید  به  ‌گونه‌ای  علم  و  دانش  خود  را  به  ‌کار  ببرد  و  مورد  استفاده  قرار  دهد  که  خدا  را  خشنود  سازد،  خدائی  ‌که  آن  را  بدو  بخشیده  است  و  عطاء  فرموده  است‌.  دیگر  نباید  علم  و  دانش‌،  عالم  و  دانشمند  را  از  خدا  دور  گرداند،  و  خدا  را  از  یاد  او  ببرد.  چه  علم  و  دانش  یکی  از  الطاف  و  عطایای  خدا  بدو  است‌.

علم  و  دانشی‌  که  دل  را  از  خداوندگار  دل  دور  می‌گرداند  فاسد  و  تباه  است‌،  و  از  منبع  خود  و  از  هدف  خود  منحرف  است‌.  نه  برای  صاحبش  و  نه  برای  مردم  سعادت  به  بار  نمی‌آورد  و  خوشبختی  نتیجه  نمی‌دهد.  بلکه  شقاوت  و  بدبختی  و  ترس  و  هراس  و  پریشانی  و  سرگردانی  و  خرابی  و  ویرانی  به  بار  می‌آورد  و  نتیجه  می‌دهد.  زیرا  همچون  علم  و  دانشی  از  منبع  خود  بریده  است‌،  و  از  رویکرد  خود  منحرف  ‌گردیده  است‌،  و  راه  خود  را  به  سوی  خدا  گم‌  کرده  است  ...

امروزه  انسانها  به  مرحلۀ  خوبی  از  مراحل  علم  و  دانش  رسیده‌اند.  اتم  را  می‌شکافند  و  از  آن  استفاده  می‌کـند  و  آن  را  به  ‌کار  می‌گیرند.  ولکن  انسانها  تا  به  امروز  از  همچون  علم  و  دانشی  چه  محصولات  و  ثمراتی  را  برچیده‌اند  و  برداشت  کرده‌اند،  علم  و  دانشی  که  صاحبان  آن  خدای  را  یاد  نمی‌کنند،  و  از  او  نمی‌ترسند،  و  حمد  و  سپاس  او  را  بجای  نمی‌آورند،  و  علـم  و  دانش  خود  را  به  سوی  خدا  جهت  نمی‌دهند؟  چه  محصولات  و  ثمراتی  را  برچیده‌اند  و  برداشت‌  کرده‌اند  جز  قربانیهای  وحشیانۀ  دو  بمب  «‌هیروشیما»  و  «‌ناکازاکی‌»  و  جز  ترس  و  هراس  و  پریشانی  و  دلهره‌ای  ‌که  پلکهای  چشمهای  مردمان  شرق  و  غرب  را  بیدار  و  بیخواب  نگاه  داشته  است  و  پیوسته  ایشان  را  به  درهم  نوردیدن  و  در  هم  شکسش  و  نابود  کردن  و  بر  باد  فنا  دادن  تهدید  می‌کند؟[1]

بعد  از  این  اشاره  به  نعمت  علم  و  دانش‌،  و  لطف  خدا  با  اعطاء  علم  و  دانش  به  داوود  و  سلیمان‌،  و  حمد  و  سپاسی  که  آن  دو  می‌گویند،  و  اظهار  اطّلاعی  ‌که  از  منزلت  علم  و  دانش  می‌کنند  و  ارزش  آن  را  بیان  می‌دارند  و  سپاس  آن  را  می‌گویند،  به  طور  خاصّ  از  سلیمان  سخن  می‌رود: 

(وَوَرِثَ سُلَيْمَانُ دَاوُدَ وَقَالَ يَا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنْطِقَ الطَّيْرِ وَأُوتِينَا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِينُ) (١٦)

سلیمان  وارث  (‌پدرش‌)  داوود  شد  و  گفت‌:  ای  مردم‌!  به  ما  (‌درک  )  سخن  از  همۀ  چیزها  (‌و  تمام  وسائلی  که  از  نظر  مادی  و  معنوی  برای  تشکیل  حکومت  الهی  لازم  باشد)  داده  شده  است‌.  ایـن  فض