 دارید و (‌سپاسگزار الطاف او باشید. 

شما را رهنمودکرده است به این‌که او را به یگانگی بپرستید، و بدو روکنید، و حقیقت راطه موجود میان خدا و بندگان را درک و فهم نمائید، و حقیقت ارتباط کار و رویکرد را بشناسید.

(وَبَشِّرِ الْمُحْسِنِينَ).

(‌ای پیغمبر!) نیکوکاران را (‌به پاداش عظیم و لطف عمیم خدا) مژده بده‌.

نیکوکاران کسانیند که نیکو می‌اندیشند، و نیکو احساس می‌کنند، و زیبا و پسندیده عبادت و پرستش را انجام می‌دهند، و زیبا و پسندیده پیوند خود را با خدا در همه تلاشها و پویشهای زندگی حفظ می‌کنند و مراعات می‌دارند.

بدین منوال روشن می‌گرددکه مسلمان در زندگی خود گامی را برنمی‌دارد، و در شب خود یا در روز خود حرکتی نمی‌کند و تکانی نمی‌خورد، مگر این‌که خدا را در آن‌گام و در آن حرکت و تکان‌، ناظر و شاهد بر خویش می‌بیند، و دلش در هرکاری و در هر تلاشی از خدا می‌ترسد و به جوش و خروش می‌افتد، و چشم به خدا می‌دوزد و خشنودی او را می‌جوید. در این صورت سراسر زندگی عبادت می‌شود، و بدین وسیله خواست خدا از آفرینش بندگان که عبادت است تحقق پیدا می‌کند، و زندگی زمین با عبادت اصلاح می‌شود، و حیات زمینی با وسیله مناسب خودکه عبادت است به آسمان می‌پیوندد.

*از این مناسک و شعائر و عبادات باید حمایت و حفاظت بشود و دست کسانی را از سر آنها کوتاه کرد که مردمان را از راه خدا بازمی‌دارند، و جلو ایشان را گرفت و نگذاشت‌که به حریت عقیده و حریت عبادت تعدی‌کنند، و بر قداست معابد و حرمت مناسک و شعائر بشورند. نگذارند همچون کسانی مومنان پرستشگر تلاشگر را بازدارند از پیاده کردن برنامه زندگی‌، برنامه‌ای که بر عقیده استوار است‌، و با خدا پیوند دارد، و ضامن تحقق بخشیدن خیر و صلاح انسانها در دنیا و آخرت است‌.

بدین خاطر است‌که خدا به مسلمانان بعد از هجرت اجازه داد با مشرکان بجنگند تا از خویشتن و از عقیده خویشتن دفاع‌کنند و تعدی و تجاوز آنان به سرحد خود رسیده بود. و بدین‌وسیله برای خود و برای دیگران حریت عقیده و حریت عبادت را در سایه دین خدا تامین‌کنند. خدا بدیشان وعده یاری و پیروزی و دستیابی به مقصود را داده بود، به شرط این‌که به وظائف و تکالیف عقیده‌ای که دارند و در آیات زیر برایشان روشن نموده است عمل‌کنند.

(إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ. أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ. الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ. الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الأرْضِ أَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الأمُورِ).

خداوند دفاع می‌کند از مومنان (‌و به سبب ایمانشان پیروزشان می‌گرداند)‌. چرا که مسلما خداوند خیانت‌پیشگان کافر را دوست نمی‌دارد (‌و دوستان مومن خود را در دست خیانتکاران ملحد رها نمی‌سازد)‌. اجازه (‌دفاع از خود) به کسانی داده می‌شود که به آنان جنگ (‌تحمیل‌) می‏‎گردد. چرا که بدیشان ستم رفته است (‌و آنان مدتهای طولانی در برابر ظلم ظالمان شکیبائی ورزیده‌اند و خون دل خورده‌اند) و خداوند توانا است بر این که ایشان را پیروز کند. همان کسانی که به ناحق از خانه و کاشانه خود اخراج شده‌اند (‌و از مکه وادار به هجرت گشته‌اند) و تنها گناهشان این بوده است که می‌گفته‌اند پروردگار ما خدا است‌! اصلا اگر خداوند بعضی از مردم را به وسیله بعضی دفع نکند (‌و با دست مصلحان از مفسدان جلوگیری ننماید، باطل همه‌جاگیر می‏‎گردد و صدای حق را در گلو خفه می‌کند، و آن وقت‌) دیرهای (‌راهبان و تارکان دنیا) و کلیساهای (‌مسیحیان‌) و کنشهای (‌یهودیان‌)‌، و مسجدهای (مسلمانان‌) که در آنها خدا بسیار یاد می‌شود، تخریب و ویران می‏‎گردد. (‌امّا خداوند بندگان مصلح و مراکز پرستش خود را فراموش نمی‌کند) و به‌طور مسلم خدا یاری می‌دهد کسانی را که (‌با دفاع از آئین و معابد) او را یاری دهند. خداوند نیرومند و چیره است (‌و با قدرت نامحدودی که دارد یاران خود را پیروز می‏‎گرداند، و چیزی نمی‌تواند او را درمانده کند و از تحقق وعده‌هایش جلوگیری نماید. آن مومنانی که خدا بدیشان وعده یاری و پیروزی داده است‌) کسانی هستند که هرگاه در زمین ایشان را قدرت بخشیم‌، نماز را برپا می‌دارند و زکات را می‌پردازند، و امر به معروف‌، و نهی از منکر می‌نمایند، و سرانجام همه کارها به خدا برمی‏گردد (‌و بدانها رسیدگی و درباره آنها داوری خواهد کرد، همانگونه که آغاز همه کارها از ناحیه خدا است‌)‌.

نیروهای شر و شرارت وگمراهی و ضلالت در این زمین به کار مشغولند و دست‌اندرکارند. پیکار میان خیر و شر و هدایت و ضلالت مستمر و متداوم است‌. مبارزه نیروهای ایمان و نبروهای طغیان از آن زمان‌که یزدان انسان را آفریده است برپا و برجا است‌.

شر سرکش است و باطل مسلح است ... بزهکارانه می‌تازد و یورش می‌آورد، و ناپرهیزگارانه ضربت می‌زند. اگر مردمان راهیاب گردند ایشان را از خیر و صلاح پشیمان می‌کنند، و اگر دلهای مردم به سوی حق بازگردد، ایشان را از حق بازمی‌گردانند. پس لازم است نیروئی باشد از ایمان و خیر و حق به دفاع برخیزد، و ایمان و خیر و حق را ازفتنه و بلا بپاید و ایمان و خیر و حق را از خارها و زهرها حراست و نگبانی نماید. خداوند نخواسته است‌که ایمان و خیر و حق را خلع سلاح رهاکند، تا نتوانند با نیروهای طغیان و شر و باطل بجنگند، و بر نیروی ایمان در درونها، و بر ژرفای حق در درونها، و بر عمق خیر در دلها تکیه‌کنند. زیرا نیروی مادی‌ای که باطل دارد گاهی دلها را متزلزل می‌کند، و درونها را از ایمان برمی‌گرداند، و فطرتها را کج و منحرف می‌سازد. صبر نیز حد و مرزی دارد، و تحمّل هم اندازه و مقداری دارد، و نیروی بشری نیز مرز و نهایتی داردکه در آنجا به پایان می‌آید و به سر می‌رسد. یزدان بهتر از دیگران از دلها و از درونهای مردمان آگاه است‌. بدین لحاظ است که خدا نخواسته است مومنان را در دست فتنه و آشوب رها سازد، مگر تا آن حد و تا آن اندازه برای مقاومت آماده شوند، و آمادگی دفاع را حاصل‌کنند، و بتوانند از وسائل جهاد سود ببرند ... بدین‌هنگام است که به مومنان اجازه می‌دهدکه برای پاسخ به تعدی و تجاوز برزمند و تعدی و تجاوز را برگردانند و سر جای خود بنشانند. پیش از این‌که خدا بدیشان اجازه حرکت به سوی پیکار را بدهد بدانان اعلام می‌کند که او دفاع از ا