احکام  الهی  برای  سعادت  دو  جهان‌)  است‌.  کتاب  همان  قرآن  است‌.  ذکر  قرآن  با  صفت  ‌کتاب  چنین  به  نظرمان  می‌رسد  که  برای  سنجش  پنهان  و  مقایسۀ  نهانی  میان  استقبال  مشرکان  از کتاب  نازل  شده  از  سوی  خدا  بر  خود،  و  میان  استبال  ملکۀ  سبا  و  قوم  او  از  کتاب‌،  یعنی  نامه‌ای  باشد  که  سلیمان  برایشان  فرستاد،  سلیمان  که  بنده‌ا‌ی  ا‌ز  بندگان  یزدان  بود.

آن‌گاه  قرآن  را  توصیف  می‌کند،  یـا  کتاب  را  تو‌صیف  می‌کند  بدین‌گونه‌:

(هُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ) (3)

راهنما  و  مژده  رسان  برای  مؤمنان  است‌.

این  رساتر  از  آن  است  ‌که  ‌گـفته  شده  است‌:  در  قـرآن  هدایت  و  بشارت  برای  مؤمنان  است‌.  چه  تعبیر  قرآنی  بدین‌ گونه،  ماده  و  ماهیّت  قرآن  را  هـدایت  و  بشارت  برای  مؤمنان  می‌سازد.  قـرآن  در  هر  درّه‌ای  و  در  هر  راهی  به  مؤمنان  هدایت  عطاء  می‌کند.  همچنین  قرآ‌ن  به  مؤمنان  مژدۀ  شاد‌ی  و  شادمانی  دنیا  و  آخرت  را  می‌دهد.  در  اختصاص  مؤمنان  به  هـدایت  و  بشارت‌،  حقیقت  سترگی  و  ژرفی  نهفته  است  ...  قرآن  یک‌  کتاب  دانش  نظری  و  تئوری‌،  یا  یک  ‌کتاب  تطبیقی  و  تحقیقی  نیست  که  هر  کس  آن  را  بخواند  و  مطالب  آن  را  حفظ‌  کند  ازآن  سود  ببرد  و  بهره‌مند  شود.  بلکه  قرآن  ‌کتابی  است  ‌که  دل  را  یپش  از  هر  چیز  دیگری  مخاطب  قرار  می‌دهد،  و  نور  خود  را  بر  دل  باز  می‌تاباند،  و  عطر  خود  را  بر  دل  بـاز  می‌پاشد،  دلی  ‌که  قرآن  را  با  ایمان  و  با  یقین  دریافت  می‌دارد. و  هر  اندازه  که  دل  با  ایمان‌،  تر  و  شاداب  گردد،  مزة  شیرینی  قران  برایش  بیشتر  می‌شود،  و  معانی  و  مفاهیم  و  راهنمائیها  و  رهنمودهائی  از  قرآن  را  درک  و  فهم  می‌کند  که  دل  سخت  و  خشکیده  آنها  را  درک  و  فهم  نمی‌کند،  و  با  نور  قرآن  به  چیزهائی  راهیاب  می‌گردد  که  دل  منکر  و کجرو  بدانها  راهیاب  نمی‌گردد،  و  از  همدمی  با  قرآن  بهره  و  سودی  می‌برد  که  خواننده  کوردل  قرآن  آن  بهره  و  سود  را  نمی‌برد.

انسان  آیه‌ای  را  یا  سوره‌ای  را  دفعات  زیادی‌،  غافل  یا  شتابان  می‌خواند،  و  آن  آیه  و  یا  سوره  سودی  بد‌و  نمی‏‎بخشد.  ولی  ناگهانی  نوری  بر  دل  او  می‌تابد،  و  آن  آیه  یا  سوره  درهای  جهانهائی  را  برایش  باز  می‌گرداند  که  بر  دلی  خطلور  نمی‌کرده‌است  و  نمی‌گذشته  است‌،  و  در  زندگانیش  کاری  می‌کند  که  انگار  معجزه  است  و  زندگانی  را  از  برنامه‌ای  به  برنامه  دیگری‌،  و  از  راهی  به  راه  دیگری  می‌برد.

همۀ  مقرّرات  و  قوانین  و  آداب  و  رسومی‌  که  این  قرآن  در  بر  دارد،‌ بیش  از  هر  چیزی  بر  ایمان  استوار  و  پایدار  می‌گردند.  کسی  که  دلش  به  خدا  ایمان  ندارد،  و  این  قرآن  را  به  عنوان  وحی  خدا  دریافت  نمی‌دارد  و  نمی‌پذیرد  که  آنچه  در  قرآن  آمده  است  برنامه‌ای  است  که  خدا  آن  را  می‌خواهد،‌ کسی  ‌که  این  چنین  ایمان  نداشته  باشد  با  قرآن  چنان ‌که  باید  راهیاب  نمی‌گردد،  و  از  مژده‌ها  و  بشارتهائی  که  در  قرآن  است  شاد  و  شادمان  نمی‌شود.

در  قرآن  ‌گنجهای  بزرگی  از  هدایت  و  معرفت  و  جنبش  و  رهنمود  است‌،  و  ایمان  کلید  این  گنجها  است‌،  و  گنجهای  قرآن  جز  با  کلید  ایمان  باز  نمی‌گردند.  کسانی‌ که  چنان‌ که  باید  ایمان  آورده‌اند،  بـا  این  قرآن  خارق‌العاده  و  معجزه‌هائی  را  انجام  داده‌اند.  ولی  زمانی  که  این  قرآن  که  زمزمه ‌کنندگان  آیات  آن  را  تنها  زمزمه  کرده‌اند،  و  آیات  قرآن  تنها  به  گوشها  رسیده  است‌،  و  از  گوشها  تجاوز  نکرده  است  و  به  دلها  فرو  نرفته  است‌،  این  قرآن  هیچ‌ گونه  ‌کاری  نکرده  است‌،  و  کسی  از  آن  سود  نجسته  است  و  بهره‌ای  نگرفته  است...  و  قرآن  گنج  بدون  کلیدی  گردیده  است‌!

این  سوره  صفت  مؤمنانی  را  عرضه  می‌دارد  که  قران  را  هدایت  و  بشارت  می‌بینند  و  می‌یابند  ...  آنان‌ کسـانیند  که  :

(الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ بِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ) (٣)

آن  کسانی  که  نماز  را  چنان  که  باید  می‌خوانند،  و  زکات  را  می‌پردازند،  و  قاطعانه  آنان  به  آخرت  ایمان  دارند.  نماز  را  چنان ‌که  باید  می‌خوانـند  و  اداء  می‌کنند  ...  در  وقت  اقامۀ  نماز  دلهایشان  بیدار  است  و  می‌دانند  که  در  پیشگاه  یزدان  ایستاده‌اند.  ارواحشان  آگاه  است  از  این  که  در  آستانۀ  یزدان  بزرگوار  جهان  قرار  دارند.  عقل  و  شعورشان  بدان  افق  والای  تابناک  اوج  می‌گیرد.  دلها  و  درونهایشان  به  مناجات  خدا  و  تمنّا  و  دعا  و  توجّه  بدو  در  محضر  بزرگوارش  سرگرم  و  مستغرق  است‌.

زکات  را  می‌پردازند  ...  درونهایشان  را  از  زشتی  و  پلشتی  بخل  و  تنگچشمی  پاکیزه  می‌دارند،  و  جانهایشان  را  از  فتنه  و  نیرنگ  اموال  والاتر  و  بالاتر  می گیرند،  و  با  بخشش  مقداری  از  دارائی  و  ثروتی  که  خدا  بهره  ایشان  کرده  است  صله  و  ارتباط  خود  را  با  برادران  و  خواهران  دینی  خویش  برقرار  می‌دارند،  و  حقّ  جماعت  مسلمانی  را  می‌پردازند  که  خودشان  اندامی  از  اندامهای  آن  هستند.  

آنان  قاطعانه  به  آخرف  ایمان  دارند...  حساب  و  کتاب  آخرت  دلهایشان  را  به  خود  مشغول  می‌دارد،  و  ایشان  را  از  سرکشی  شهوات  باز  می‌دارد،  و  جانهایشان  را  تقوا  و  ترس  از  خدا  فرا  می‌گیرد،  و  شرم  می‌کنند  و  خجالت  می‌کشند  از  این‌که  در  پیش  خدا  در  جایگاه  بزهکاران  و  سرکشان  بایستند  و  مجرم  و  خطاکار  بشمار  آیند.

ا‌ین گونه  مؤمنانی  که  به  ذکر  و  یاد  خدا  می‌پردازند،  و  وظائف  و  تکالیف  الهی  را  بجای  می‌آورند،  و  از  حساب  و  کتاب  و  عذاب  و  عقاب  خدا  بیمناک  و  هراسناکند،  و  چشم  طمع  به  رضا  و  خشنودی  و  پاداش  یزدان  جهان  می‌دوزند،  اینانند  که  دریچه‌های  دلهایشان  رو  به  قرآن  باز  می‏‎گردد،  و  قرآن  هدایت  و  بشارت  برایشان  می‌شود،  و  قرآن  نوری  در  جانهایشان‌،  و  تکان  و  موجی  در  خونهایشان‌،  و  حرکت  و  جنبشی  در  زندگانیشان  می‌گردد‌.  قرآن  توشه‌ای  برای  ایشان  می‌شود  و  آنان  بدان  توشه  به  سر  منزل  مقصود  می‌رسند.  و  قـرآن  آب  حیاتی  برایشان  می‌گردد  و  از  آن  می‌نوشند  و  شادان  و  شاداب  می‌مانند.

هنگامی  که  روند  قرآنی  به  یاد  آخرت  می‌افـتد،  بر  آن  تکیه  می‌کند،  و  بر  تهدید  و  بیم ‌کسانی  تأکید  می‌نماید  که  بدان  ایمان  ندارند،  و  سر  در گمراهی  خود  می  نهند،  تا  بدان  گاه  که  با  سرنوشت  بد  و  ناگوارشان  رویاروی  می‌شوند:

(إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ زَيَّنَّا لَهُمْ أَعْمَالَهُمْ فَهُمْ يَعْمَهُونَ (٤) أُولَئِكَ الَّذِينَ لَهُمْ سُوءُ الْعَذَابِ وَهُمْ فِي الآخِرَةِ هُمُ الأخْسَرُونَ) (٥)
بی‏گمان  کسانی  که  به  آخرت  ایمان  ندارند،  ما  اعمالشان  را  (‌توسّط  وسوسۀ  اهریمن  و  