گریبانگیر  تکذیب  کنندگان  قیامت  می‌گردد.

آن‌گاه  سوره  را  با  آهنگ  و  نوای  مناسب  با  موضوع  سوره  و  فضای  آن  خاتمه  می‌دهد:

(إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ رَبَّ هَذِهِ الْبَلْدَةِ الَّذِي حَرَّمَهَا وَلَهُ كُلُّ شَيْءٍ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ (٩١) وَأَنْ أَتْلُوَ الْقُرْآنَ فَمَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَقُلْ إِنَّمَا أَنَا مِنَ الْمُنْذِرِينَ (٩٢) وَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ سَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ فَتَعْرِفُونَهَا وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ) (٩٣)

به  من  دستور  داده  شده  است  که  تنها  و  تنها  خداوند  این  شهر  (‌مقدّس  مکّه  نام‌)  را  بپرستم‌.  آن  خداوندی  که  چنین  شهری  را  حرمت  بخشیده  است  (‌و  آن  را  حرم  امن  و  امان  ساخته  است  و  حرام  فرموده  است  که  با  کشتن  انسانی  یا  ظلم  به  کسی‌،  و  یا  با  ذبح  حیوان  و  جانور  پناهنده  بدان‌،  و  یا  این  که  بـا  کندن  درخت  و  گیاه  بدان  اهانت  گردد.  اما  تصوّر  نشود  که  فقط  این  سرزمین  ملک  خدا  است‌،  بلکه  در  عالم  هستی‌)  همه  چیز  از  آن  او  است‌.  و  به  من  فرمـان  داده  شده  است  که  از  زمرۀ  تسلیم  شدگان  باشم  (‌و  همچون  سائر  مخلصان  در  برابر  او  کرنش  ببرم  و  بس‌)‌.  و  (‌به  من  فرمان  داده  شده  است‌)  این  که  قرآن  را  بخوانـم  (‌و  آن  را  بررسی  و  وارسی  کرده  و  خود  بفهمم  و  به  دیگران  تفهیم  نمایم‌،  و  در  همۀ  کارهای  زندگی  برنـامۀ  خویشتن  گردانم‌)‌.  پس  هر  کس  (‌در  پرتو  آن‌)  راهیـاب  شود  برای  (‌خیر  و  صلاح  و  سعادت  دنیوی  و  اخروی‌)  خود  راهیاب  شده  است‌،  و  هر  کس  (‌از  قرآن  دوری  کند  و  در  نتیجه‌)  گمراه  گردد  (‌سزای  خود  را  می‌بیند)‌.  و  بگو:  من  فقط  از  زمرۀ  بیم  دهندگان  می‌باشم  (‌و  یکی  از  پیغمبران  خدا  پوده  و  وظیفۀ  ما  رسـاندن  فرمان  یزدان  است  و  حساب  و  کتاب  بر  خدای  منّان‌)‌.  و  بگو:  حمد  و  سپاس  خدای  را  سزا  است‌.  او  آیات  خود  را  به  شما  نشان  خواهد  داد  و  شما  آنها  را  خواهید  شناخت‌،  و  پروردگار  تو  از  آنچه  انجام  می‌دهید  غافل  و  بی‌خبر  نیست).(نمل /91-93)

*
تکیه  در  این  سوره  بر  علم  و   دانش  است ، علم  و  دانش  مطلق  یزدان  و  آگاهی  او  از  ظاهر  و  باطن  همه  چیز  جهان‌،  به  ویژه  آگاهی  او  از  غیب  و  عدم  آگاهی  دیگران  از  غیب‌.  اطلاع  فراگیر  او  از  نشانه‌های  جهانی‌ای  ‌که  آنها  را  به  مردمان  نشان  خواهد  داد.  علم  و  دانشی‌  که  به  داوود  و  سلیمان  بخشیده  است‌.  یاد  دادن  زبان  برندگان  به  سلیمان‌،  و  والا  گرداندن  یزدان  سلیمان  را  بدین  تعلیم  و  آموزش  ...  بدین  خاطر  در  دیباچۀ  این  سوره  می‌آید:  

(وَإِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ) (٦)

و  تو  (‌ای  محمد!)  کسی  هستی  که  قرآن  از  سوی  خداوند  حکیم  (‌در  گرداندن  امور  آفریدگان،  و)  آگاه  (‌از  کار  و  بار  سعادت  و  شقاوت  دنیوی  و  اخروی  ایشان‌)  به  تو  القاء  و  عطاء  می‏‎گردد.(نمل /6 )

در  بخش  پیرو  می‌آید:

(قُلْ لا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ الْغَيْبَ إِلا اللَّهُ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ (٦٥) بَلِ ادَّارَكَ عِلْمُهُمْ فِي الآخِرَةِ).

بگو:  کسانی  که  در  آسمانها  و  زمین  هستند  غیب  نمی‌دانند  جز  خدا،  و  نمی‌دانند  چه  وقت  برانگیخته  می‌شوند  (‌و  قیامت  فرا  می‌رسد)‌.  اصلاً  دانش  و  آگاهی  ایشان  دربارۀ  قیامت  به  پایان  آمده  و  ته  کشیده  است  (‌و  کم‌ترین  اطّلاعی  از  آن  ندارند)‌.                      

(وَإِنَّ رَبَّكَ لَيَعْلَمُ مَا تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَمَا يُعْلِنُونَ (٧٤) وَمَا مِنْ غَائِبَةٍ فِي السَّمَاءِ وَالأرْضِ إِلا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ) (٧٥)

پروردگارت  محقّقاً  آگاه  است  از  چیزهائی  که  سینه‌هایشان  در  خود  نهان  می‌دارند،  و  از  چیزهائی  که  ایشان  آشکار  می‌سازند.  هیح  نهفته‌ای  در  آسمانها  و  زمین  نیست‌،  مگر  این  که  (‌خدا  از  آن  آگاه  است  و  ثبت  و  ضبط‌)  در  کتاب  آشکاری  است‌)‌. (نمل/74 و 75 )               

در  پایان  سوره  می‌آید:

(سَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ فَتَعْرِفُونَهَا).

او  آیات  خود  را  به  شما  نشان  خواهد  داد  و  شما  آنها  را  خواهید  شناخت‌. (نمل/93) 

در  داستان  سلیمان  می‌آید:  

(وَلَقَدْ آتَيْنَا دَاوُدَ وَسُلَيْمَانَ عِلْمًا وَقَالا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي فَضَّلَنَا عَلَى كَثِيرٍ مِنْ عِبَادِهِ الْمُؤْمِنِينَ) (١٥)

ما  به  داوود  و  سلیمان  دانش  (‌قابل  ملاحظه‌ای‌)  عطاء  کردیم  و  آنان  (‌سپاس  خدا  را  به  جای  آوردند  و)  گفتند:  حمد  و  سپاس  خداونـدی  را  سزا  است  کـه  ما  را  بر  بسیاری  از  بندگان  مؤمن  خود  برتری  بخشید. (نمل/‌١٥(

در  میان  سخنان  سلیمان  آمده  است‌:

(يَا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنْطِقَ الطَّيْرِ).

ای  مردم‌!  به  ما  (‌درک‌)  سخن  پرندگان  (‌و  نحوۀ  سخن  گفتن  با  آنها،  به  وسیلۀ  خداوند  بزرگوار)  آموخته  شده  است‌. (‌نمل‌/16)

از  زبان  هدهد  آمده  است‌:

(أَلا يَسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي يُخْرِجُ الْخَبْءَ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَيَعْلَمُ مَا تُخْفُونَ وَمَا تُعْلِنُونَ) (٢٥)

‌(اهریمن  آنان  را  از  راه  به  در  برده  است‌)  تا  این  که  برای  خداوندی  سجده  نبرند  که  نهانیهای  آسمانها  و  زمین  را  بیرو‌ن  می‌دهد  و  می‌داند  آنچه  را  پنهان  می‌دارید  و  آنچه  را  که  آشکار  می‌سازید. (‌نمل‌/25)  

هنگامی  ‌که  سلیمان  می‌خواهد  تخت  ملکۀ  سبا  را  در  پیش  او  حاضر  آورند،  تنومندی  از  جنّیان  نمی‌تواند  آن  را  در  یک  لحظه  آماده  کند،  ولی  می‌تواند  ایـن  کار  را  بکند  کسی  که‌:

(الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ).

آن  کسی  که  علم  و  دانشی  از  کتاب  داشت. (‌نمل/‌40 )

بدین‌گونه  صفت  علم  در  فضای  سوره  برجسته  و  آشکار  می‌شود،  و  با  سایه  روشنهای ‌گوناگون  روند  سوره‌،  از  آغاز  تا  پایان‌،  بر  این  سوره  سایه  می‌اندازد.  روند  سوره  همه  و  همه  در  زیر  همچون  سایه  روشنی  به  پیش  می‌رود،  البته  برحسب  پیاپی  آمدنی  که  جلوتر  بـیان  داشتیم‌.  پس  اینک  بگذار  سوره  را  به  طور  مشروح  بررسی  کنیم.

*
«‌طس‌»‌.  (‌طا. سین‌ ).

طا  و  سین  جزو  حروف  مقطّعه‌ا‌ند  و  بیانگر  ا‌ین  واقعیّت  هستند  که  این  حروف  مادۀ  اوّلیّه‌ای  هستند  که  این  سوره  و  قرآن  به  طور  کلّی  از  آنها  ساخته  و  پرداخته  ‌گردیده‌اند.  این  حروف  هم  در  دسترس  همۀ  عرب  زبانان  است‌.  با  وجود  این  آنان  نمی‌توانند  از  این  حروف  کتابی  مثل  این  قرآن  را  بسازند.[1] ایشان  به  مبارزه  دعوت  شده‌اند  و  شکست  خورده‌اند.

به  دنبال  این  یادآوری‌،  از  قرآن  سخن  می‌رود:

(تِلْكَ آيَاتُ الْقُرْآنِ وَكِتَابٍ مُّبِينٍ) (1)

این  (‌کلام  که  آن  را  به  تو  وحی  می‌کنیم‌) ‌آیات  قرآن  و  کتاب  بیانگر  (‌