 از  آن  وصف  عام  شعراء‌،  ‌کسانی  را  مستثنی  می‌کند:

(إِلا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا وَانْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا).

مگر  شاعرانی  که  مؤمن  هستند  و  کارهای  شایسته  و  بایسته  می‌کنند  و  بسیار  خدا  را  یاد  می‌نمایند  (‌و  اشعارشان  مردم  را  به  یاد  خدا  می‌اندازد)  و  هنگامی  که  مورد  ستم  قرار  می‏‎گیرند  (‌با  این  ذوق  خویش  خود  را  و  سائر  مؤمنان  را)  یـاری  میدهند.

اینان  در  دائرۀ  آن  وصف  عام  قرار  نمی‌گیرند.  همچون  کسانی‌،  ایمان  آورده‌اند  و  دلهایشان  از  عقیده  لبریز  و  مالامال  شده  است‌،  و  زندگانیشان  بر  برنامۀ  اسلامی  ثابت  و  استوار گردیده  است‌.  و  کارهای  شایسته  و  بایسته ‌کرده‌اند  و  نیروها  و  توانهایشان  به  خطّ  سیر  کارهای  خوب  و  زیبا  افتاده  است  و  جـهت  پیدا  کرده  است‌،  و  به  تـصوّرها  و  رویاها  بسنده  ننموده‌اند،  و  هنگامی  ‌که  مورد  ستم  قرار  گرفته‌اند  خود  را  و  مؤمنان  را  یاری  داده‌اند  و  به  مبارزۀ  سراپا  شوری  پرداخته‌اند  و  تمام  تاب  و  توان  خویش  را  به  ‌کار  برده‌اند  تا  حقّ  را  یاری  دهند،  حقیّ  که  بدان  گرد‌ن  نهاده‌اند.

از  جملۀ  این  شعراء  کسانی  بوده‌اند  که  از  عقیده  و  از  صاحب  عقیده  در  گیرو  دار  پیکار  با  شرک  و  مشرکین  در  خود  روزگار  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه و آله و سلّم  دفاع  کرده‌اند  و  به  مبارزه  پرداخته‌اند.  از  قبیل‌:  حسّان  پسر  ثابت‌،  کعب  پسر  مالک‌،  عبدالله  پسر  رواحه  -  رضی  الله  عنهم  -‌که  از  شعراء  انصار  بودند.  کسان  دیگری  هم  بودند،  مثل  عبدالله  پسر  زبعری  ،  و  ابوسفیان  پسر  حارث  پسر  عبدالمطلب  ‌که  در  زمان  جاهلیّت  خود  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه و آله و سلّم  را  هجو  می‌کردند.  ولی  زمانی  که  اسلام  را  پذیرفتند،  اسلام  را  به ‌گونۀ  زیبائی  به  راه  بردند،  و  پیغمبر  خدا  را  مدح  کردند  و  از  اسلام  دفاع  نمودند.

در  حدیث  صحیح  آمده  است ‌که  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه و آله و سلّم  به  حسّان  فرمود:  

(اهجهم - أو قال هاجهم - وجبريل معك).

هجوشان  کن‌-  یا  فرمود: به  هجوشان  پاسخ  بده  جبرئیل  با  تو  است‌.

عبدالرّحمن  پسر  کعب  از  پدرش  روایت‌  کرده  است‌  که  او  به  پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم  عرض  کرد:  خداوند  بزرگوار  دربارۀ  شعراء  نازل  فرموده  است  آنچه  را  که  نازل  فرموده  است‌.  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه و آله و سلّم  فرمود:

(إن المؤمن يجاهد بسيفه ولسانه والذي نفسي بيده لكأن ما ترمونهم به نضح النبل).

مؤمن  با  شمشیرش  و  با  زبانش  جهاد  می‌کند.  سوگند  به  خدائی  که  جان  مـن  در  دست  قدرت  او  است‌،  انکار  واژه‌هائی  که  با  آنها  مشرکان  را  هجو  می‌کنید،  تیرهائی  است  که  به  سوی  دشمنان  پرتاب  می‌کنید.  (‌امام  احمد  آن  را  روایت  کرده  است‌).

گونه‌هائی‌  که  شعر  اسلامی  و  فنّ  اسلامی  در  قالب  آنها  تحقّق  می‌پذیرد  و  پیاده  می‌گردد  فراوان  است‌،‌  گذشته  از  این  شکلی  ‌که  طبق  مقتضیات  خود  به  وجود  آمده  است‌.  شعر  یا  هنر  را  این  بس  که  از  جهان‌بینی  اسلامی  دربارۀ  زندگی  در  زاویه‌ای  از  زوایای  آن  باشد،  تا  شعر  یا  هنری  باشد  که  اسلام  آن  را  می‌پسندد.

لازم  نیست‌  که  شعر  یا  هنر  برای  دفاع  یا  تشویق  و  ترغیب  باشد،  یا  برای  دعوت  مستقیم  به  اسلام‌،  یا  تمجید  و  تعریف  اسلام‌،  یا  مدح  و  ثنای  روزهای  پیروزی  و  روزهای  خوب  اسلام‌،  و  یا  تعریف  و  تمجید  مـردان  و  زنان  مسلمان  باشد،  تا  در  راستای  این  موضوعات  شعر  یا  هنر  اسلامی  شود.  نگاهی  به  گـذشت  شب  و  دمیدن  بامدادان  وقتی  که  آمیزۀ  احساس  مسلمانی  می‌گردد  که  این  صحنه‌ها  را  در  آئینه  ذهن  خود  به  خدا  مرتبط  می‌سازد،  شعر  اسلامی  صرف  می‌شود.  لحظه‌ای  که  دل  پرتو  انداز  می‌شود  و  نور  الهی  بدان  می‌تابد، ‌و  لحظه‌ای  که  دل  با  خدا  ارتباط  پیدا  می کند،  یا دل  با  این  جهانی ‌که  یزدان  آن  را  از  نیستی  به  هستی  آورده  است  و  آن  را  آراسته  و  پیراسته  ‌کرده  است  تماس  می‌گیرد،  کافی  است  که  شعر  یا  هنری  را  بیافریند  که  مورد  پسند  اسلام  باشد.  دو  راهه  جدائی  شعر  و  هنر  اسلامی  از  شعر  و  هنر  غیراسلامی  این  است  که  اسلام  جهان‌بینی  ویژه‌ای  برای  زندگی‌،  و  برای  ارتباطها  و  پیوندهای  زندگی  دارد.  هر  شعر  یا  هر  هنری  ‌که  از  این  جهان بینی  خیزد،  شعر  یـا  هنری  است‌،‌  که  اسلام  آن  را  می‌پسندد.

*
این  سوره  با  این  تهدید  مختصر  و  مخفی  خاتمه  می‌پذیرد:

(وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ) (٢٢٧)

کسانی  که  ستم  می‌کنند  خواهند  داثست  کـه  بازگشتشان  به  کجا  و  سرنوشتشان  چگونه  است‌!!!.

سوره‌ای  پایان  می‌گیرد  که  مشتمل  بر  سرکشی  مشرکان  و  خودبزرگ ‌بینی  ایشان‌،  و  بیشرمی  آنان  در  برابر  تهدید،  و  با  شتاب  عذاب  را  خواستن  است‌،  همان‌  گونه  که  به  نابودی  تکذیب ‌کنندکان  در  طول  رسالتها  و  قرنها  اشارت  دارد.

سوره  با  این  تهدید  هراسناک  به  پایان  می‌آید،  تهدید  هراسناکی  ‌که  موضوع  سوره  را  خلاصه  می‌کند،  و  انگار  واپسین  آهنگ  هراس  ‌انگـیزی  است  کـه  به  شکلهای  گوناگون‌،  جلوه‌گر  می‌شود  و  بر  پردۀ  خیال  به  نمایش  و  صدا  و  فریاد  درمی‌آید،  و  هستی  ستمکاران  را  سخت  به  لرزه  و  تکان  می‌اندازد.

*
--------------------------------------------------------------------------------
[1]  مـراجعه شود به تفسیر آیۀ  ١٧ سورۀ اعراف در جزء نهـم صفحه 206.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:186.txt">سوره‌ي نمل آيه‌ي 6-1</a><a class="text" href="w:text:187.txt">سوره‌ي نمل آيه‌ي 14-7</a><a class="folder" href="w:html:188.xml">سوره‌ي نمل آيه‌ي 44-15</a><a class="text" href="w:text:193.txt">سوره‌ي نمل آيه‌ي 53-45</a><a class="text" href="w:text:194.txt">سوره‌ نمل آيه‌ي 58-54</a><a class="folder" href="w:html:195.xml">سوره‌ي نمل آيه‌ي 93-59</a></body></html>سوره‌ي نمل آيه‌ي 6-1
سوره  نمل  مکی  و  93  آیه  است
بسم  الله  الرحمن  الرحيم  

(حطس تِلْكَ آيَاتُ الْقُرْآنِ وَكِتَابٍ مُبِينٍ (١) هُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ (٢) الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ بِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ (٣) إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ زَيَّنَّا لَهُمْ أَعْمَالَهُمْ فَهُمْ يَعْمَهُونَ (٤) أُولَئِكَ الَّذِينَ لَهُمْ سُوءُ الْعَذَابِ وَهُمْ فِي الآخِرَةِ هُمُ الأخْسَرُونَ (٥) وَإِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ) (٦)

این  سوره  مکّی  است  و  بعد  از  سورۀ  شعراء  نازل  گردیده  است‌.  این  سوره  به  شیوۀ  سورۀ  شعراء  در  ادای  مطالب  و  مقاصد  به  پیش  می‌رود.  همچون  سورۀ  شعراء  دارای  یک  دیباچه  و  یک  پیرو  است‌.  در  میان  آن  دو  موضوع  سوره  مطرح  می‌شود.  داستانهائی  هم  در  فاصلۀ  دیباچه  و  پیرو  قرا