  است  ‌که  به  صورت  محسوس  و  مجسّم  بیان‌  گردیده  است‌.  شکل  ‌گستراندن  بال  لطف  و  مهربانی  تشبیه  شده  است  به ‌کار  پرندگان  بدان‌ گاه  ‌که  می‌خواهند  فرود  آیند  و  بالهای  خود  را  پهن  می‌کنند  و  می‌گسترند.  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه و آله و سلّم  نیز  در  طول  زندگی  خود  با  مؤمنان  چنین  بود.  اخلاق  او  قرآن  بود.  او  ترجمۀ  زندۀ  ‌کاملی  برای  قرآن  مجید  بود.

همچین  یزدان  برای  او  روشن  فرمود که  چگونه  با  سرکشان  رفتار  بکند  و  کار  و  بارشان  را  به  پروردگارشان  واگذار  نماید،  و  از  کارهائی  که  کنند  خویشتن  را  کنار  و  پاک  نماید:
(فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ) (٢١٦)
اگر  آنان  (‌کـه  خویشان  تو  می‌باشند)  از  فرمان  تو  سرکشی  کردند،  بگو:  من  از  کار  شما  بیزارم  (‌و  شـما  را  دوست  نمی‌دارم‌).

وضع  در  مکّه  این  چنین  بود،  پیش  از  این  ‌که  به  پیغمبر  صلّی الله علیه و آله و سلّم  دستور  داده  شود  با  مشرکان  بـجنگد.

آن‌گاه  پیغمبر  صلّی الله علیه و آله و سلّم   ‌را  متوجّه  پروردگارش  می‌گرداند،  پروردگاری  ‌که  پیوسته  او  را  می‌پاید  و  درکنف  حمایت  و  رعایت  تنگاتنگ  خود  می‌دارد:

(وَتَوَكَّلْ عَلَى الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ (٢١٧) الَّذِي يَرَاكَ حِينَ تَقُومُ (٢١٨) وَتَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ (٢١٩) إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ) (٢٢٠)

بر  خدای  چیره  و  مهربان  توکّل  کن‌،  آن  خدائی  که  تو  را  می‌بیند  بدان  گاه  که  (‌برای  نماز تهجّد)  برمی‌خیزی  ،  و  (‌همچنین  می‌بیند)  حرکت  (‌قیام  و  رکوع  و  سجود  و  نشست  و  برخاست‌)  تو  را  در  میان  (‌صف  جماعت‌)  سجده  برندگان،  چرا  که  آو  بس  شنوا  و  آگاه  است‌.

ایشان  را  رها  کن  و  به  سرکشی  خـودشان  بسپار.  از  اعمالشان  بیزاری  جوی،  و  رو  به  پروردگار  خود  کن  و  بر  او  تکیه  کن‌.  در  همۀ  ‌کارهایت  از  او  یاری  بخواه‌،  و  مدد  بجوی‌.  قرآن  یزدان  سبحان  را  در  این  سوره  با  دو  صفت  مکرّر  توصیف  می‌کند  که  عزّت  و  رحمت  است‌.  سپس  به  دل  پیغمبر  صلّی الله علیه و آله و سلّم  احساس  انس  و  الفت  و  نـزدیکی  و  قربت  می‌اندازد.  پروردگارش  او  را  در  حال  ایستادن  انفرادی  برای  نماز  می‌بیند،  و  او  را  در  صفهای  نماز  جماعت ‌که  همگان  به  سجده  افتاده‌اند  هم  می‏‎بیند.  او  را  یگانه  و  تنها  می‏‎بیند،  و  او  را  در  میان  جمع  نمازگزاران  هم  می بیند،  بدان‌گاه  ‌که  به  سر  و  سامان  دادن  و  نظم  و  نظام  بخشیدن  و  امامت  آنان  می‌پرد‌ازد،  و  بدان‌گاه  ‌که  در  میانشان  می‌آید  و  می‌رود.  حرکات  و  سکنات  او  را  می‌بیند.  خطراتی  که  بر  دلش  می‌گذرد،  و  دعاهائی ‌که  بر  زبانش  می‌رود،  خدا  یکسان  همۀ   آنها  را  می‌شنود:

(إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ) (٢٢٠)

او  بس  شنوا  و  آگاه  است‌.

در  تعبیر  سخن  بدین  شیوه  و  بدین ‌گونه‌،  انس  و ا‌لفتی  با  رعایت  و  عنایت  و  قرب  و  منزلت  و  ملاحظه  و  مشاهده  است‌.  بدین  منوال  و  بر  این  روال  پیغمبر  صلّی الله ععلیه و آله و سلّم  احساس  می‌کرد  که  درکنف  حمایت  پروردگارش‌،  و  در  جوار  و  قرب  آفریدگارش  است‌.  او  در  فضای  این  انس  و  الفت  آسمانی  می‌زیست‌.

*
واپسین  چرخش  و  گردش  در  سوره‌  آن  هم  پیرامون  قرآن  است‌.  چرخش  و   گردش  نخستین  تأکید  شد  که  قرآ‌ن  از  سوی  پروردگار  جهانیان  نازل  گر‌دیده  است  و  روح‌الامین  آن  را  با  خود  به  زمین  آورده  است‌.  در  دومین  چرخش  و  گردش  نفی  شد  این ‌که  شیاطین  آن  را  نازل  کرده  باشند. این  بار  هم  مقرّر  می‌شود  که  شیاطین  پیش  افرادی  همچون  پیغمبر  صلّی الله علیه و آله و سلّم  ‌نازل  نمی‌شوند.  و  در  امانت  و  صدق  و  صلاح  بـرنامۀ  او  دخـالت  نمی‌توانند  بکنند.  بلکه  شیاطین  به  پـیش  دروغگویان  بزهکار  و  کاهنان  گمراهی  می‌روند  که  پیامهای  شیاطین  را  دریافت  می‌کنند  و  آنها  را  با  بزرگ  نمائی  و  بیم  دادن  و  به  هراس  افکندن  پخش  می‌کنند  و  اشاعه  می‌دهند:  

(هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَى مَنْ تَنَزَّلُ الشَّيَاطِينُ (٢٢١) تَنَزَّلُ عَلَى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ (٢٢٢) يُلْقُونَ السَّمْعَ وَأَكْثَرُهُمْ كَاذِبُونَ) (٢٢٣)

آیا  به  شـما  خبر  بدهم  شیاطین  بر  چه  کسی  نازل  می‌شوند  (‌و  القاء  وسوسه  می‌کنند؟‌)  بر  کسانی  نازل  می‌گردند  که  کذّاب  و  بس  گناهکار  باشند.  (‌چرا  که  کاهنان  و  غیبگویان  دروغزن  و  پلشت  می‌باشند.  به  شیاطین‌)  گوش  فرا  می‌دهند  و  بیشترشان  دروغگویند  (‌و  از  پیش  خود  چیزهائی  بـه  هم  می‌بافند).

در  میان  عربها  کاهنان  و  غیبگویانی  بودند. آنان  گمان  می‌بردند  که  جنّیان  اخبار  را  برایشان  می‌آورند.  مردمان  بدیشان  پناه  می‌بردند  و  به  غیبگوئیهایشان  باور  و  اعتماد  می‌کردند.  اکثر  آنان  دروغزن  بودند.  بـاور  بدیشان‌،  راه  افتادن  به  دنبال  گمانها  و  دروغها  بود.  بـه  هر حال  ‌کاهنان  و  غیبگویان  به  سوی  هدایت  نمی‌خواندند  و  راهیاب  نمی‌کردند،  و  دیگران  را  به  تقوا  و  پرهیزگاری  دستور  نمی‌دادند،  و  به  سوی  ایمان  دعوت  نمی‌کردند.  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه و آله و سلّم   از  زمرۀ  ایشان  نبوده  است‌،  چون  مردمان  را  با  این  قران  به  راه  راست  و  استوار  دعوت  می‌فرموده  است‌.

گاهی  دربارۀ  قرآن  می‌گفتند:  قـرآن  شعر  است‌.  گاهی  دربارۀ  پیغمبر  صلّی الله علیه و آله و سلّم می‌گفتند:  او  شاعر  است‌.  ایشان  سرگردان  بودند  و  نمی‌دانستند  چگونه  با  سخنی  رویاروی  شـوند  که  همانند  و  همسانی  بری  آن  نمی‌شناسند،  سخنی‌  که  به  دلهای  مردمان  فرو  می‌رود  و  بر  دلها  می‌نشیند،  و  احساسات  ایشان  را  تکان  می‌دهد،  و  بر  ارادۀ  آنان  غلبه  می‌کند  از  جائی  و  به  ‌گونه ای  ‌که  نمی‌توانند  آن  را  برگردانند.

قرآن  آمده  است  و  در  این  سوره  برای  ایشان  بیان  داشته  است  که  از  اساس  برنامۀ  پیغمبر  صلّی الله علیه و آله و سلّم  و  برنامۀ  قرآن‌،  جدای  از  برنامۀ  شعراء  و  برنامۀ  شعر  ا‌ست‌.  این  قرآ‌ن  بر  راستای  راه  روشنی  استوار  می‌ماند  و  به  پیش  می‌رود،  و  مردمان  را  به  سوی  هـدف  مشخّص  و  معینّی  فرامی‌خواند،  و  در  راه  راست  به  سـوی  این  هدف  مشخّص  و  معیّن  سیر  و  حرکت  می‌کند.  پیغمبر  صلّی الله علیه و آله و سلّم  امروز  چیزی  نمی‌گوید  که  فردا  آن  را  نفی  و  نقض  گرداند،  و  از  هواها  و  انفعالهای  دگرگون  شونده  و  متغیر  پیروی  نمی‌کند.  بلکه  او  بـر  دعوت  آسمانی  پـای  می‌فشارد،  و  بر  عقیدۀ  الهی  ماندگار  می‌ماند،  و  برابر  برنامۀ  راست  و  درستی  به  پیش  می‌رود‌،  و  راهی  را  می  سپرد که  ‌کجی  و  کژی  و  پیچ  و  خمی  در  آن  نیست‌.  ولی  شعراء  چنین  نیستند.  شـعراء  اسیران  انفعالها  و  عاطفه‌های  دگـرگون  شـونده  و  متغیرند.  احساساتشان  بر  آنان  فرمانروائی  می‌کن